بررسي نقش و جايگاه اشتغال زنان معلول در شهراصفهان و نقش مددکاران اجتماعی در توانبخشی آنان

بررسي نقش و جايگاه اشتغال زنان معلول در شهراصفهان و نقش مددکاران اجتماعی در توانبخشی آنان

مريم مجيدي درچه

پيشگفتار

معلوليت با آغاز زندگي انسان همزمان است و بارشد صنعت  و ماشيني شدن انجام كارها و وقوع جنگ‌ها تعداد معلولين درحال افزايش است. امروزه تعداد قابل توجهي از جمعيت جهان (حدود ده درصد) به نوعي معلولند و براي گذراندن يك زندگي عادي به ياري سازمان‌ها و مؤسسات ذيربط جامعه نيازمندند.

پذيرفتن اين اصل كه هر انسان (فارغ از رنگ و نژاد و مليت و نوع معلوليت) حق مسلم دارد كه از موهبت‌هاي خدادادي بهره‌مند شود،‌ ضرورت توجه و تأكيد بر آموزش و اشتغال معلولين را بيش از پيش مورد تأييد قرار مي‌دهد. انسان معلول تمام نيازها و اميدهاي يك فرد عادي را دارد و مي‌خواهد كار كند و مايحتاج زندگيش را برآورده سازد. او بشدت خواهان استقلال است و هيچگاه دوست ندارد ديگران با او رفتاري ترحم آميز داشته باشند.

امروزه درراستاي كمك به معلولين هدف‌هاي پنجگانه سازمان بين‌المللي كار مصوب سال 1979 ميلادي (كمك به معلولين براي سازگاري و هماهنگي با جامعه، تلاش در جهت دريافت كمك‌هاي ملي و بين‌المللي براي آموزش و بكارگماري معلولين، راه‌اندازي طرح‌هاي تحقيقاتي بمنظور تسهيل زندگي روزمره و رفت‌وآمد معلولين به محيط كار، آگاهاندن مردم از حقوق و توانايي‌هاي معلولين، و افزايش اقدامات پيشگيرانه از معلوليت‌ها) در اكثر كشورها مورد توجه و عمل قرارگرفته است. [1]

يكي از موضوعات اساسي در برنامه‌ريزي‌هاي خرد و كلان اقتصادي كشور ما توجه به نيروي انساني است و زنان به عنوان نيمي از منابع انساني نه تنها موضوع و هدف هر نوع توسعه‌اي هستند، بلكه اهرم مؤثري در پيشبرد اهداف توسعه اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي بوده و در صورت بهره‌وري بهينه از استعدادها و نيروهاي بالقوه زنان مي‌توان در جهت توسعه اقتصادي اجتماعي گام‌هاي مهمي را برداشت. مسئله اشتغال زنان در ايران، يكي از مهمترين مسائلي است كه عليرغم اهميت آن، تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است. مشاركت زنان در توليد و توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي هنوز در جامعه ما پنهان است به طوري كه غالباً به چشم نمي‌آيد و يا بهاي كمتري به آن داده مي‌شود.[2]

نظر به اينكه اينجانب خود يك معلول جسمي و حركتي شاغل هستم و براي ورود به عرصه اشتغال با مشكلات عديده‌اي روبرو شدم، تصميم گرفتم موانع مشكلات ورود زنان معلول را به اين مهم مورد ارزيابي قرار دهم، ‌اميد است مورد استفاده مسئولين محترم سازمان بهزيستي كشور قرار گيرد.

 

 

 

 

 

 

 

بيان مسئله

معلولين در هر جامعه وجود دارند و جزيي از آن جامعه‌اند. آنان فرزندان، خواهران،‌ برادران و پدر و مادر افراد جامعه‌اند كه دچار نقص جسماني يا ذهني شده‌اند. نگهداري و مواظبت از افراد معلول، وظيفه جامعه است اما وظيفه‌‌‌‌‌‌‌اي بس مشكل كه گاهي از عهده فرد عادي خارج است. كار كردن و امرار معاش معلولين نيز از مشكلات آنان و جامعه است ولي در هر كشور تدابيري براي اين امر انديشيده شده است. اين تدابير ممكن است در برخي موارد زاييده انديشه فردي باشد و گاه بر اثر تجربه، و زماني نتيجه انديشه و تجربه تؤام با روشهاي علمي و سنجيده. نخستين گام در اين راه به دست آوردن آمار و اطلاعات درباره تعداد معلولين و نوع معلوليت آنان است. از نظر نوع معلوليت، برخي معلوليت‌ها جسمي و پاره‌اي ذهني و دماغي است. همچنين معلوليت ممكن است مادرزادي، ناشي از بيماري، حادثه، سانحه و يا جنگ باشد. ميزان و درجه آن نيز متفاوت است. و گاه، هرچند تشخيص آن براي افراد جامعه ممكن نيست، رفع آن آسان است. سنگيني خفيف گوش كه ناشنوايي سبك است يا ديد ضعيف كه كم بينايي است و عيوب و نقصهايي در اندامهاي بدن ممكن است با وسايلي چون سمعك، عينك و نظاير آن برطرف شود. در انواع مشاغل نيز وضع متفاوت است. در برخي حرفه‌ها چون نقاشي قدرت تشخيص رنگها مهم است و كار خياطي نيز نياز به ديد خوب دارد ولي در معلمي بيان مطلب و ذهنيت خوب شرط اصلي كار است. به‌طوركلي نيز مي‌توان تصور كرد كه از هر فرد ممكن است در جايي و به طريقي استفاده شود.

براي استفاده از معلولين نياز به پايگاه و جايگاهي و نيز نوعي آموزش وجود دارد. طبقه‌بندي آنان و راهنمايي حرفه‌اي و انجام خدمت ويژه از جمله كارهايي است كه مي‌توان براي معلولان انجام داد.

فرصتهاي استخدامي كه در اختيار معلولان قرار مي‌گيرد اندك است و در اغلب كشورها قوانيني مبني بر الزام كارفرمايان جهت استفاده از معلولين وضع شده است.

انسان معلول تمام نيازها و اميدهاي يك فرد عادي را دارد و مي‌خواهد كاركند و مايحتاج زندگيش را برآورده سازد. معلول به شدت خواهان استقلال است و هيچگاه دوست ندارد ديگران با او رفتاري ترحم‌آميز داشته باشند قانون اساسي كه درواقع قرارداد اجتماعي بين حكومت و شهروندان ايراني است (شهروند به هر فردي كه در جامعه از نيازها و امكانات بهره‌مند مي‌شود و همچنين به علت زندگي در اين فضا از حق و حقوقي برخوردار مي‌شود مي‌گويند) براي كار و شغل اهميت خاصي قائل است. شغل عبارت است از تعهدي كه انسان در مقابل مؤسسه‌اي براي انجام تكاليف درازمدت قبول مي‌كند و از طريق آن امرار معاش مي‌نمايد. هر انساني چه به لحاظ مادي و چه به لحاظ معنوي نيازمند است كه شغل داشته باشد. اهميت توجه به اشتغال از بعد اقتصادي و اجتماعي در معلولين از افراد عادي جامعه بيشتر است زيرا به تجربه ثابت شده است كه اثرات سوء بيكاري در بين معلولين در مقايسه با افراد غير معلول، سريعتر آنان را به مخاطرات ناشي از بيكاري مواجه مي سازد، از طرفي محدوديتهاي شغلي كه با توجه به معلوليت آنان وجود دارد شانس انتخاب ديگر مشاغل را كاهش داده و در صورت بيكاري آنان را به افرادي مصرف كننده و هزينه‌زا تبديل مي‌كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اهميت تحقيق

يكي از مشكلات اساسي زنان معلول اشتغال است. معلوليت به عنوان يك عامل بازدارنده بر سر راه اشتغال افراد عمل مي‌كند و اگر به اين مسأله توجه كافي نشود سبب بروز بسياري از مشكلات اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي براي خود فرد و جامعه مي‌شوند. داشتن شغل براي معلولان فراتر از دستيابي به دستمزد اقتصادي است. اشتغال سبب تأمين نيازهاي روحي، عاطفي و رواني فرد مي‌شود، هويت اجتماعي به فرد مي‌دهد و در نتيجه رضايتمندي در افراد را بالا مي‌برد. معضل بيكاري يكي از مشكلات موجود در جامعه است كه در اين ميان شانس اشتغال معلولان به مراتب كمتر از افراد عادي است. اين مسأله درباره زنان معلول به شكل جدي‌تري خودنمايي مي‌كند. از نظر اشتغال، ميزان فعاليت مردان 9 برابر ميزان فعاليت زنان است كه اين مقدار درباره معلولان باز هم كاهش مي‌يابد و شانس اشتغال زنان معلول نسبت به زنان سالم 50% كمتر است. درحالي كه زنان معلول نيز همانند ديگران براي تأمين نيازهاي متعارف خود نيازمند انجام فعاليت‌هاي اقتصادي هستند. با اين همه قانون جامع حمايت از حقوق معلولان نيز قانون 3 درصد استخدام معلولان را در نهادهاي دولتي و خصوصي تصويب كرده است، اما واقعيت اين است كه بسياري از شركتها به جذب معلولان تمايلي ندارند.

اين وضعيت براي زنان چند برابر است. شركتها و نهادهاي دولتي معتقدند كه زنان معلول كارآيي چنداني در محيط كاري ندارند و بيش از اين كه براي سوددهي مفيد باشند، هزينه ايجاد مي‌كنند.

شايد يكي از دلايل هزينه‌بر بودن زنان در محيط‌هاي كاري، نداشتن مهارتهاي اشتغال باشد. حسن موسوي مددكار اجتماعي و مدرس دانشگاه در اين باره مي‌گويد: نداشتن مهارت مي‌تواند در نتيجه بي سوادي باشد. برخي زنان توانايي جسمي لازم براي كار و عده‌اي نيز دسترسي به مراكز فني و حرفه‌اي را ندارند.

حسن موسوي معتقد است: سياستهاي دولت نتوانسته است حضور معلولان را در جامعه نهادينه كند، بخصوص حضور زنان معلول كه به دليل شرايط خاص روحي- رواني بايد از سوي دولت حمايت شوند. شايد يكي از اقدامات مهم مسئولان جامعه براي توانمند سازي زنان معلول گسترش آموزش و سواد آموزي باشد، اما متأسفانه آموزش و پرورش كشور براي تعليم به معلولان بسيار مشكل دارد كه البته نحوة اجراي طرح برنامة آموزش و پرورش براي سوادآموزي به دختران معلول به مراتب سخت‌تر است.

هدف تحقيق

هدف تحقيق: شناخت مشكلات و تنگناهاي موجود در جامعه درمورد اشتغال زنان معلول را بررسي كرده و توجه مسئولان را به پيشنهادات جهت رفع موانع موجود ترغيب كرد.

فرضيه تحقيق

نظر به اينكه معلولين زن هم جزئي از اين جامعه هستن و بايستي براي آنها شغل ايجاد كرد در اين تحقيق با يك فرضيه اساسي و مهم روبرو هستيم.

به نظر مي‌رسد كه خواست و اراده جدي در بكارگيري و جذب نيروهاي معلول زن از سوي مديران سازمانهاي دولتي و غير دولتي وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

متغيرهاي تحقيق

* تعريف متغير: متغير مشخص يك عصر، پديده، موجود زنده، و يا هرچيز ديگري است كه قابليت تغيير داشته و مي‌تواند مقادير مختلفي را بپذيرد. آنچه اهميت دارد آنكه بايد دقت شود در هر تحقيق ما متغيرهاي خاص خواهيم داشت و اينگونه نخواهد بود كه همه آنچه در يك مطالعه بعنوان متغير حضور دارند براي تحقيق نامطلوب است.

ما در اين تحقيق با متغيرهايي همچون متغير مستقل و متغير وابسته روبرو مي‌باشيم كه متغير مستقل در اين تحقيق معلوليت و ميزان آن است و متغير وابسته اشتغال بانوان است. البته مقصود بررسي اثر پذيري اشتغال بانوان از ميزان معلوليت آنان است. امروزه تبعيض مضاعفي كه بر زنان دچار معلوليت روا داشته مي شود، در مدل اجتماعي، موانع ناشي از كمبودهاي موجود در اجتماع است كه موجب بسياري از محدوديت‌هاي افراد داراي معلوليت مي‌شود و براساس همين نگرش،‌ موانع و كمبودها براي زنان معلول به مراتب بيشتر از مردان است.

محدوده تحقيق

تحقيق انجام شده درسطح شهر اصفهان بوده و در باب معلولين زن صورت گرفته است كه شامل كليه مراكز و ادارات دولتي و خصوصي مي‌شود.

 

زمان تحقيق

زمان تحقيق از تاريخ 1/11/88 لغايت 1/11/89 مي‌باشد.

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

 

ادبيات تحقيق

 

 

 

 

 

 

مقدمه

انسان ناگزير به انتخاب و تصميم‌گيري در زمينه‌هاي تحصيل، شغل و ازدواج است. تحصيلات مقدمه‌اي بر اشتغال محسوب مي‌شود. گرچه هدف مهم تحصيلات افزايش آگاهي و بينش فرد و درنتيجه ارتقاء و توسعه فرهنگ فرد و عموم جامعه است. اشتغال مناسب به خودكفايي فرد و جامعه مي‌انجامد. فرد از طريق اشتغال پولي بدست مي‌آورد و زندگيش را اداره مي‌كند. نحوه تأمين مايحتاج زندگي به ميزان درآمد فرد بستگي دارد كه بر رفتار و عملكرد خانواده تأثير مي‌گذارد. شغل همچنين به فرد اعتبار مي‌بخشد و موقعيت اجتماعي او را مشخص مي‌سازد. ديگر آنكه اشتغال مناسب باعث خودكفايي جامعه مي‌گردد و در جامعه‌اي كه بيكاري رشد كند ركود و وابستگي شدت مي‌يابد بدين جهت است كه كاركردن سرمايه جاوداني فردي و اجتماعي شمرده شده است. كاركردن احساسات تهاجمي را كاهش مي‌دهد، امنيت فردي و اجتماعي را تأمين مي‌كند، احساس تنهايي و بي‌كسي را از بين مي‌برد، اعتماد به نفس را افزايش مي‌دهد و مانع از يأس و نااميدي و بي‌تفاوتي مي‌گردد. نابساماني اقتصادي يكي از علل مهم ارتكاب جرم و بزهكاري است كه ريشه در بيكاري دارد. لذا اشتغال كه موجب تهيه وسايل و امكانات ضروري مي‌گردد باعث كاهش بزهكاري‌ها از قبيل سرقت، فرار از منزل، قاچاق فروشي و انحرافات جنسي مي‌شود. همچنين كاركردن موجب رضايت شخصي مي‌شود و در انسان احساس شادي و مفيد بودن به وجود مي‌آورد. كاركردن و اشتغال براي معلولين اهميت بيشتري دارد زيرا آنان از طريق اشتغال علاوه بر تأمين نيازهاي مالي، از نظر رواني نيز ارضا مي‌شوند و بر احساس حقارت ناشي از معلوليت غلبه مي‌يابند و ضمن برقراري ارتباط با همكاران و سهيم بودن در توليد، احساس ارزشمندي مي‌كنند. اشتغال معلول همچنين موجب افزايش اميد به زندگي، جرأت اقدام به كار و مسئوليت‌پذيري مي‌گردد و نگراني و اندوه را كاهش مي‌دهد. در كشورهاي صنعتي نرخ بيكاري معلولين تقريباً دو برابر افراد عادي است. لذا معلولين بيشتر از افراد كاري از بيكاري صدمه مي‌بينند. اعمال تبعيض در اشتغال و استخدام نكردن معلول موجب احساس بي‌كفايتي، ناامني و وابستگي بيشتر معلول مي‌شود و او را به انجام كارهاي نامناسب براي تأمين معاش سوق مي‌دهد. بر اثر وقوع بلاياي طبيعي و سوانح ناشي از كاركردن با ابزار و وسايل جديد صنعتي، پيدايش معلوليت يك واقعيت انكارناپذير است.

زنان در اشتغال بطور كلي با تبعيض روبه‌رو هستند و براي زناني كه معلوليت دارند اين تبعيض خيلي بيشتر است. در شرايطي كه بيكاري زياد است، امكان اشتغال به بسياري از كارها به شدت محدود مي‌باشد. تخمين زده مي‌شود كه 65 تا 70 درصد از زنان معلول بيكارند. زنان معلول حتي زماني كه به عنوان يك نيروي كار مطرح مي‌شوند باز هم در جوامع خود با كليشه‌هاي مربوط به معلوليت در ارتباط با شغلشان مواجه شده و با افراد غير معلول مقايسه مي‌شوند.

در چنين شرايطي براي كاستن از آلام و كمك به معلولين براي ميل به يك زندگي عادي، توانبخشي شغلي آنان به عنوان يك ضرورت غيرقابل انكار مطرح مي‌شود.[3]

 

اعضاي گروه توانبخشي شغلي

توانبخشي شغلي معلولين فعاليتي است كه همكاري و مشاركت گروهي از افراد با تخصص‌هاي متعدد را مي‌طلبد. اعضاي گروه توانبخشي شغلي با توجه به امكانات و تخصص‌هاي مورد نياز عبارتند از: مدير مركز، مشاور شغلي، روانشناس، پزشك، مددكار اجتماعي، مسئول كارگماري، كار درمانگر، مدير كارگاه و مربي كارگاه. هر يك از اعضاي گروه براساس تخصص خود فعاليت‌هايي را انجام مي‌دهند.

1- مدير مركز

مسئوليت سرپرستي گروه توانبخشي شغلي بر عهده مدير مركز است. وظايف مدير مركز عبارتند از: هماهنگي كليه فعاليت‌هاي روزمره مركز، اعمال مديريت به منظور تقويت روحيه همكاري بين اعضاي گروه، ملاقات با توانجويان و بررسي مشكلات آنان، برنامه‌ريزي در جهت افزايش كارآيي مركز، و تلاش براي حل مشكلات ايجاد شده.

 

2- مشاور شغلي

يكي از نقش‌هاي مشاور شغلي در توانبخشي شغلي معلولين آن است كه با شناساندن مشاغل مختلف و آگاهاندن از خصوصيات شخصي و دادن اطلاعات درباره نيازهاي شغلي جامعه، معلول را در انتخاب شغلي مناسب ياري دهد. وظايف مهم مشاور شغلي عبارتند از: (1) تهيه و اجراي برنامه‌هايي براي آگاهاندن جامعه از توان‌هاي معلولين. براي نيل به اين مقصد بايد همكاري جدي رسانه‌هاي جمعي و نهادها و اصناف جلب گردد و از طريق برپايي نمايشگاه‌هاي مختلف و برگزاري سمينارهاي علمي، مردم با عملكردها و توانمندي‌هاي معلولين آشنا شوند. (2) همكاري جدي و صميمي با مراكز آموزش ضمن خدمت شغلي معلولين بمنظور بهره‌گيري بهينه از امكانات فردي و اجتماعي در بكارگماري آنان در مشاغل مناسب. (3) در تدوين آئين نامه‌هاي حمايت از اشتغال معلولين و برقراري ارتباط با مجامع علمي و پژوهشي داخلي و خارجي بمنظور تبادل اطلاعات در زمينه توانبخشي شغلي معلولين و بهره‌گيري از يافته‌هاي جديد در جهت بهبود روش‌هاي توانبخشي شغلي همكاري و تلاش كند.

 

3- روانشناس

روانشناس كه يكي از اعضاي گروه توانبخشي شغلي معلولين است با همكاري ديگر اعضاي گروه انجام اين وظايف را بر عهده دارد: (1) اجراي آزمون‌هاي رواني از جمله استعداد و رغبت و هوش بمنظور شناخت توانايي‌ها و محدوديت‌هاي معلول؛ (2) انجام مصاحبه با توانجويان و تنظيم برگه‌هاي مربوطه؛ (3) مشاهده معلول در موقعيت‌هاي گوناگون و ارائه نظرهاي مشورتي به اعضاي گروه توانبخشي. روانشناس بايد تماس و ارتباط مستمر با خانواده معلول داشته باشد و تلاش كند افراد را براي همكاري با برنامه‌هايي كه براي بهبود وضعيت معلول طراحي مي‌شوند، آگاه سازد.

 

4- پزشك

وظايف پزشك به عنوان يكي از اعضاي گروه توانبخشي شغلي عبارتند از: ارزيابي پزشكي معلول در رابطه با توان كاري، نظارت بر فرآيند درمان پزشكي توانجويان مستقر در مركز توانبخشي، انجام آزمايش‌هاي پزشكي ضروري از توانجويان بمنظور ارائه درمان‌هاي پزشكي موردنياز، تهيه گزارش‌هاي پزشكي لازم براي ارائه به گروه توانبخشي، و مشورت با اعضاي گروه توانبخشي و ديگر متخصصان جهت تدوين برنامه‌هاي درماني مؤثر براي توانجويان.

 

5- مددكار اجتماعي

مددكار اجتماعي بين معلول و خانواده با ديگر نهادها و سازمان‌ها و مؤسسات اجتماعي رابطه برقرار مي‌سازد و از امكانات آنها براي كمك به حل مشكلات معلول ياري مي‌گيرد. مددكار اجتماعي همچنين با مراجعه نزد اشخاص و سازمان‌هاي مختلف از كمك‌ها و خدمات آنان براي حل مشكلات معلول بهره مي‌گيرد. مددكار اجتماعي، برنامه‌ها و هدف‌هاي مركز توانبخشي و قوانين كار معلولين را به جامعه معرفي مي‌كند و ضمن ارزيابي موقعيت‌ اجتماعي معلول پيشنهادهايي را براي بهبود وضعيت او ارائه مي‌دهد.

 

6- مسئول كارگماري

مسئول كارگماري به جستجوي فرصت‌هاي شغلي براي معلول مي‌پردازد. درصورت وجود واحد خدمات اشتغال دولتي در منطقه توانجو پس از پايان دوره كارآموزي توسط كارگمار جهت اعزام به مراكز اشتغال به آن مركز معرفي مي‌شود. چنانچه واحد خدمات اشتغال دولتي در منطقه موجود نباشد تمام وظايف و مسئوليت‌هاي مربوط به اشتغال به عهده مسئول كارگماري مركز توانبخشي است. مسئول كارگماري بايد با فرصت‌هاي اشتغال منطقه آشنايي كامل داشته باشد و با ساير اعضاي گروه توانبخشي شغلي همكاري كند و در جلسات مشورتي گروه توانبخشي بطور فعال حضور يابد.

 

7- كار درمانگر

كار درماني در بهبود افراد معلول نقش بسزايي دارد. در كار درماني باور بر آن است كه كاركردن (به عنوان يك فعاليت هدفمند) از عملكرد نامناسب جسماني و رواني فرد جلوگيري مي‌كند. كار درمانگر با اجراي يك سلسله برنامه‌ها و فعاليت‌هاي هدفدار وضعيت جسماني و رواني فرد را بهبود مي‌بخشد و او را در رسيدن به خود- كفايي و استقلال ياري مي‌دهد. هدف اين برنامه‌ها كمك به فرد است تا الگوي مقبول زندگيش را بازيابد. كار درماني درمورد افرادي كه با مشكلات جسماني، اختلالات رواني، ناتواني‌هاي يادگيري و رشدي، و فقر و مشكلات فرهنگي مواجه هستند كاربرد دارد. كار درماني شامل ارزيابي، درمان، و مشاوره است. برخي خدمات ويژه كاردرماني عبارتند از: آموزش‌ مهارت‌هاي روزمره زندگي، توسعه مهارت‌هاي ادراكي- حركتي و يكپارچگي عملكرد حسي، افزايش ظرفيت‌هاي قبل از كار، و سازگار كردن معلولين با محيط كه به صورت فردي و يا گروهي اجرا مي‌گردند (سابونيس شافي[4]، 1989).

در ارزيابي معلول براي كاردرماني، كار درمانگر بايد توانايي او براي انجام كار، توان حركت براي رفتن به محل كار، و امكان استفاده از صندلي چرخدار و وسايل حمل و نقل عمومي را بسنجد. لذا انجام يك مصاحبه دقيق ضروري است تا مشخص شود كه آيا معلول مي‌تواند از كاردرماني استفاده كند و آيا ادامه اشتغال براي درمان ضروري است.

 

8- مدير كارگاه

مدير كارگاه كه از اطلاعات فني بالايي برخوردار است زيرنظر مدير مركز به اداره كارگاه مي‌پردازد و بر عملكرد مربيان نظارت مي‌كند. مدير كارگاه بايد با انواع معلوليت‌ها آشنا باشد تا بتواند در جلسات مشورتي با اعضاي گروه توانبخشي شغلي برنامه‌هاي خود را جهت بهبود اشتغال توانجويان مطرح سازد و از آن دفاع كند.

 

9- مربي كارگاه

مربي كارگاه با توانجويان ارتباط مستقيم دارد و مشاغل تعيين شده از طرف گروه توانبخشي شغلي را به معلول آموزش مي‌دهد. مربي كارگاه به علت ارتباط نزديك و مستقيم با توانجو مي تواند درباره مهارت‌ها و قابليت‌هاي او اظهارنظر كند و در مواقع ضروري با اعضاي گروه توانبخشي به مشورت بپردازد. مربي در رابطه با توانجو به مدير كارگاه و يا مدير مركز گزارش مي‌دهد. نتيجه گزارش در تعيين نوع شغل آينده توانجو مؤثر است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارزيابي پيش حرفه‌اي[5]

تعريف

واژه «ارزيابي» عبارت است از آزمون يك پديده و قضاوت درباره ارزش، كيفيت، اهميت، ميزان يا درجه آن پديده با توجه به ملاك‌هاي معين كه به منظور اتخاذ تصميم در آن زمينه انجام مي‌گيرد (پاشا شريفي، 1377). ارزيابي پيش حرفه‌اي عبارت است از مجموعه اي از فعاليت‌هاي هدفدار و منظم براي شناسايي توانايي‌ها و محدوديت‌هاي فرد با استفاده از ابزار دقيق كه در قبل از بكارگماري انجام مي‌گيرد و براساس اطلاعات بدست آمده فرد بسوي انجام كار مشخصي راهنمايي مي‌شود.

ارزيابي[6] پيش حرفه‌اي[7] براي انتخاب و بكارگماري افراد عادي و معلول           ضروري است. زيرا بدين وسيله بين شرايط و خصوصيات احراز شغل با توانايي‌ها و ويژگي‌هاي فردي هماهنگي و تطابق برقرار مي ‌گردد. به بيان ديگر، فرد قبل از انتخاب شغل از توانايي‌ها و خصوصياتش در رابطه با اشتغال آگاه مي‌شود و سپس به انتخاب شغلي مي‌پردازد كه آمادگي كافي براي انجام آن داشته باشد.

در ارزيابي پيش حرفه‌اي كلمه «حرفه» فراتر از شغل است و زماني از اين واژه استفاده مي‌شود كه شغل فرد با توانايي‌ها و رغبت‌ها و امكاناتش كاملاً هماهنگ و همسو باشد و او از اشتغال به آن شغل لذت ببرد و به هيچ عنوان مايل به ترك و يا تعويض آن شغل نباشد. زيرا توانايي انجام وظايف محوله را بخوبي دارد. «شغل» عبارت از گروهي از موقعيت‌هاي شبيه هم در يك مؤسسه يا اداره و يا كارگاه مي‌باشد. موفقيت نيز عبارت از مجموعه فعاليت‌ها، وظايف، و تكاليفي است كه بوسيله فرد احراز مي‌شود. در اين صورت هر شاغل موظف به انجام يك سلسله فعاليت‌ها و تكاليف معين و مشخص است كه در حوزه تخصص او قرار مي‌گيرند.[8]

 

ضرورت ارزيابي پيش حرفه‌اي

انسان‌ها با يكديگر تفاوت دارند و هركسي براي انجام كاري مستعدتراست و بهتر مي‌تواند آن كار را انجام دهد. اگر فرد مسئوليت انجام كاري را بپذيرد كه توان كافي براي اجراي آن ندارد همه چيز به علت ناداني و ندانم كاري در انجام وظايف محوله نابود خواهد شد. قرارگرفتن هركس در جايگاه شغلي مناسب خود، ضرورت ارزيابي پيش حرفه‌اي را به منظور رساندن معلول به حداكثر بازدهي و پرهيز از هدر رفتن بودجه و وقت و اتلاف نيروي انساني توجيه مي‌كند. معلول حق دارد از فرصت‌هاي شغلي جامعه درحدظرفيت جسماني و ذهني و رواني خود بهره‌مند شود.

 

هدف‌هاي ارزيابي[9] پيش حرفه‌اي[10]

هدف اصلي ارزيابي پيش‌حرفه‌اي استقلال به زندگي معلول از طريق اشتغال در شغل مناسب است. براي اشتغال در شغل مناسب تحقق اين موارد ضروري است. ارزيابي ظرفيت  و توان كاري معلول، شناخت انواع مهارت‌هايي كه معلول براي اشتغال در شغل مورد نظر نياز دارد، و برنامه ريزي در جهت كسب مهارت‌هاي لازم براي اشتغال، هدف‌هاي ديگر ارزيابي پيش ‌حرفه‌اي عبارتند از: جستجوي شغل جديد، تغيير شغل قبلي، كاهش رفتارهاي ناسازگارانه شغلي، بهبود روابط بين فردي، افزايش مهارت‌هاي شغلي و پيشگيري از بروز مشكلات شغلي در آينده (دفتر بين‌المللي كار، ترجمه: ابراهيمي مهر، 1372؛‌ پرهيزكار، 1373)

اطلاعات ضروري براي ارزيابي پيش حرفه‌اي

ارزيابي پيش‌حرفه‌اي معلول بايد بطور جامع و براساس اطلاعات همه جانبه درباره ويژگي‌هاي معلول و شرايط مربوط به مشاغل و بازاركار انجام گيرد. براي آنكه اشتغال معلول در آينده با موفقيت همراه باشد در فرآيند ارزيابي پيش‌حرفه‌اي جمع‌آوري اين اطلاعات درباره او توسط گروه توانبخشي شغلي    ضرورت دارد. تاريخچه زندگي، وضعيت جسماني- رواني- ذهني- اجتماعي، تحمل كاري، مهارت‌هاي شغلي، شخصيت، استعداد و رغبت.

 

1- تاريخچه زندگي

جمع‌آوري اطلاعاتي نظير نام، آدرس، سن، جنس، تحصيلات، نوع و ميزان معلوليت، آخرين شغل، وضعيت تأهل، تعداد اعضاي خانوار و ... براي شناخت معلول ضروري است.

 

2- وضعيت جسماني

 چون اشتغال موفق به خصوصيات جسماني مشخصي نياز دارد بررسي وضعيت جسماني فرد و كسب اطلاعات دقيق در زمينه حركت اعضاي بدن در ارزيابي پيش‌حرفه‌اي ضروري است. پزشك متخصص از طريق انجام معاينات و آزمايش‌هاي پزشكي لازم مي‌تواند درباره وضعيت جسماني و حركات معلول در زمينه‌هاي ايستادن، راه رفتن، ‌زانو زدن، هل دادن، استفاده از انگشتان، بلندكردن،‌ ميزان شنوايي و بينايي،‌ رشد بدن، گنجايش ريه‌ها و وضع تنفس، وضع گردش خون،‌ انواع بيماري‌ها و ... قضاوت كند و مشخص سازد كه فرد با وضعيت جسماني و حركتي موجود در چه محيط‌هاي كاري و با كدام شرايط به چه ميزاني مي‌تواند به اشتغال بپردازد. بنابراين، در ارزيابي پزشكي تعيين محدوديت‌هاي جسماني و حركتي حاصل از معلوليت، تشخيص بيماري‌ها و پيش بيني استمرار و يا بهبودي آنها، و تأثير هركدام از اين اختلالات ايجاد شده در فرآيند اشتغال آينده معلول مدنظر است. در مواقع ضروري پزشك مركز توانبخشي مي‌تواند براي كسب اطلاعات بيشتر و دقيق‌تر با ديگر افراد متخصص مشورت كند. اطلاعات بدست آمده از معاينات و آزمايش‌هاي پزشكي در برگه مخصوص ثبت مي‌شود و در پرونده معلول نگهداري مي‌گردد (كابلي و علوي، 1373).

 

3- وضعيت رواني

وضعيت رواني فرد در انتخاب شغل و اشتغال موفقيت آميز نقش بسزايي دارد. ارزيابي وضع رواني معلول براي هدايت او به انتخاب مشاغل مناسب و استفاده از خدمات توانبخشي شغلي نقش مهمي دارد. به عنوان نمونه، ارزيابي اعتماد بنفس معلول مي‌تواند در راهنمايي او به سوي مشاغل مختلف حائز اهميت باشد. فردي كه اعتماد بنفس پايين دارد معمولاً ‌نمي‌تواند درگروه كاركند. كسي كه به نوعي احساس حقارت مي‌كند ممكن است شغلي را پايين‌تر از حد توانايي خود انتخاب كند. (جاكوبس، 1989)[11].

 

4- وضعيت اجتماعي

وضعيت اجتماعي كه عواملي نظير طبقه اجتماعي، موقعيت جغرافيايي، وضع اقتصادي، روابط اجتماعي، و محيط كار را شامل مي‌گردد در چگونگي اشتغال افراد مؤثرند. محيط‌هاي شغلي سرد،‌ گرم، تميز، كثيف، فضاي بسته يا باز، بوهاي زننده، شدت نور، شهر يا روستا و ... در انتخاب شغل و اشتغال مؤثرند و معلول بايد در هر زمينه توان انجام و تحمل شغل انتخاب شده را داشته باشد.

 

5-  توان تحمل كاري

معلول هنگامي در انجام كارش موفق خواهد شد كه توان تحمل انجام ك ار را به طور مستمر دارا باشد. از اين رو، قبل از اشتغال، گروه توانبخشي شغلي بايد ظرفيت كاري معلول را با روش‌ها و ابزار دقيق در زمينه‌هاي مختلف اندازه‌گيري كند تا اطمينان حاصل شود كه توانايي‌هاي معلول با شرايط و ويژگي‌هاي لازم براي اشتغال در شغل مشخص انطباق دارد و معلول قادر است به طور مستمر به انجام كارش ادامه دهد. براي آنكه درجه اعتبار ارزيابي افزايش يابد اين عمل بايد به دفعات متعدد تكرار شود.

 

6- بررسي مهارت‌هاي شغلي

مهارت عبارت است از توان عملكرد مطلوب معلول در انجام وظايف شغلي محوله كه قبلاً ياد گرفته است. بررسي مهارت‌هاي شغلي معمولاً درباره معلوليني انجام مي‌گيرد كه قبلاً شاغل بوده اند و يا دوره‌هاي آموزش شغلي گذرانيده‌اند. ارزيابي و تشخيص نوع و ميزان مهارت‌هاي شغلي معلول در بكارگماري و تعيين شغل آينده او اهميت فراوان دارد. براي سنجش مهارت‌ها از شيوه‌هاي مختلف از جمله كاربرد آزمون‌هاي شغلي و مشاهده و بررسي عملكرد فرد ضمن كار استفاده مي‌شود.

 

7- شخصيت

نوع شخصيت در انتخاب شغل اهميت دارد. افرادي كه مشاغل يكساني را انتخاب مي‌كنند ساختارها و الگوهاي شخصيتي تقريباً مشابهي دارند. در اين مورد شش نوع شخصيت واقع بين، تعقلي ، اجتماعي، سنتي، تهوري، و هنري وجود دارد و فرد با توجه به نوع شخصيت خود شغل مناسب و هماهنگ با آن نوع شخصيت خاص را برمي‌گزيند (شفيع آبادي، 1381). از اين رو، شناخت نوع شخصيت معلول در ارزيابي پيش حرفه‌اي ضرورت دارد.

 

8- استعداد

استعداد به گونه‌هاي متفاوت تعريف شده است. مي‌توان گفت استعداد به معني آمادگي و توان انجام كار خاص است. استعداد توانايي فطري فرد است كه يادگيري را در زمينه‌هاي معين تسهيل مي‌كند. استعداد با مهارت (كه بر اثر تجربه و يادگيري حاصل مي‌شود) متفاوت است. استعداد زير بنا و مايه اصلي كسب مهارت در زمينه مشخص است. يعني فردي كه در يك زمينه مشخص استعداد دارد سريع‌تر و بيشتر آن مهارت را ياد مي‌گيرد و به سطح بالاتري از تخصص و كارآمدي شغلي نايل مي‌آيد.

افراد در زمينه‌هاي گوناگون استعدادهاي متفاوتي دارند. تفاوت استعدادهاي انسان‌ها در ميزان و نوع آنهاست. استعداد به طور كلي به دو نوع عام و خاص تقسيم مي‌شود. استعداد عام همان هوش عمومي است كه براي گذراندن يك زندگي عادي و روزمره ضرورت دارد. استعداد خاص انواع متعددي دارد كه از آن جمله مي توان استعداد مكانيكي، استعداد منشي گري، استعداد هنري، و استعداد كلامي را نام برد. چون براي اشتغال كارآمد و موفقيت آميز در مشاغل مختلف، به استعدادهاي خاص نياز است بايد قبل از آغاز آموزش و اشتغال، ميزان و نوع استعدادهاي خاص معلول معين و مشخص گردد و بر آن اساس به سوي مشاغل مناسب راهنمايي شود (شرترز[12]، ترجمه: زندي پور، 1371؛ شفيع آبادي، 1380).

استعداد مكانيكي كه با كاربرد ابزار و مواد سرو كار دارد از چندين توان خاص نظير استدلال منطقي، ادراك و تجسم فضايي اشكال، مهارت انگشتان، و سرعت و دقت در حركت اعضاي مختلف بدن مركب است. استعداد منشي‌گري از انواع توان‌هاي خاص نظير سرعت و دقت در مشاهده اعداد و علامت‌ها، كاربرد سريع زبان و رياضي، خلاصه نويسي، نت برداري، كار با ماشين، و نگارش تركيب يافته است. ارزيابي و تشخيص اين توان‌ها در فرد و توصيه او به اشتغال در شغل مناسب، از اتلاف وقت و سرمايه جلوگيري مي‌كند. استعداد هنري براي پرداختن به فعاليت‌هايي نظير ترسيم و نقاشي و موسيقي ضرورت دارد. با استفاده از آزمون‌هاي قلم ـ كاغذي و عملي مي‌توان افرادي را كه داراي استعداد هنري هستند مشخص ساخت و به سوي انجام مشاغل مناسب راهنمايي كرد. استعداد كلامي شامل درك و بيان و توان انتقال به موقع و سريع و درست مطالب مي‌باشد. اگر فردي نتواند معني و مفهوم كلمات را درست و به موقع و سريع درك كند در انجام شغلي كه لازمه آن داشتن چنين استعدادي است موفق نخواهد شد. معلمان و نويسندگان و خبرنگاران بايد از استعداد كلامي بالايي برخوردار باشند.

پسران در دوره نوجواني در استعداد مكانيكي به ويژه در درك فضايي بر دختران رجحان دارند. از اين رو، گرايش آنان به كارهاي فني و عملي بيش از دختران است. در مقابل در اين دوره، استعداد حركات انگشتان دختران به طور محسوس برتر از پسران است. بدين جهت، آنان كارهاي قالي بافي، قلاب دوزي، و مجسمه سازي را به مراتب بهتر از پسران مي‌توانند انجام دهند. براي ارزيابي و تعيين استعدادها روش‌هاي متعددي از جمله كاربرد آزمون‌هاي رواني معتبر، مشاهده در حين انجام كار، و بررسي سوابق تحصيلي و شغلي وجود دارد. متاسفانه در حال حاضر جامعه ما از نظر آزمون‌هاي سنجش استعداد در موقعيت مطلوبي قرار ندارد و لازم است متخصصان روانسنجي با رعايت اصول علمي به تهيه اين گونه آزمون‌ها اقدام كنند. از طريق مشاهده فرد ضمن كار و ارزشيابي نحوه عملكرد او نيز مي‌توان به استعدادهايش پي برد. در بررسي سوابق تحصيلي بايد به اين نكته توجه شود كه نمره فرد تنها نتيجه استعداد او نيست و عوامل ديگري از قبيل ميزان تلاش و امكانات نيز در ميزان آن دخالت دارند.

 

9- رغبت

رغبت به معني ميل و آرزو براي كسب و تملك چيزي است كه فرد به داشتن آن علاقمند است. رغبت كه موجب اقدام و عمل مي شود در انتخاب و اشتغال نقش بسزايي دارد و در فرآيند ارزيابي پيش حرفه‌اي بايد به آن توجه كافي مبذول گردد. انسان كاري را آغاز مي كند و ادامه مي‌دهد كه به ‌آن راغب باشد. رغبت اكتسابي است و عواملي نظير ديدن، شنيدن، خواندن، و عمل كردن در ايجاد و گسترش آن موثر مي‌باشند. از اين رو، با اعمال روش‌هاي مختلف نظير بازديدها، مشاهده، نوارهاي شغلي، مطالعه بروشورها، و كار در كارگاه‌ها و موسسات مي‌توان زمينه‌هاي رغبت افراد را شناسايي كرد. رغبت‌ها با گذشت سن ثبات بيشتري پيدا مي‌كنند و در سنين پائين دچار تغيير و تحول بسيار مي‌شوند.

سوپر[13] رغبت‌ها را با توجه به شيوه كسب اطلاعات به چهار نوع تقسيم مي‌كند: 1-در رغبت‌هاي بيان شده، تمايلات و خواسته‌هاي شغلي فرد به صورت شفاهي به وسيله او ابراز مي‌گردند. اين نوع رغبت‌ها از اعتبار كافي برخوردار نيستند و صرفاً جنبه ميل و آرزو دارند و نمي‌توانند منشا تصميم گيري شغلي قرار گيرند. در عين حال، اطلاع از آنها براي ادامه فرآيند راهنمايي شغلي ضرورت دارد. 2- رغبت نمايانده شده كه از اعتبار بيشتري برخوردار است در عملكرد فرد ظاهر مي‌شود. اين نوع رغبت كه به صورت يك فعاليت تجلي مي كند مي‌تواند تا حدود زياد در تصميم گيري شغلي موثر باشد. 3- رغبت آزمون شده از طريق اجراي رغبت سنج‌ها مشخص مي‌گردد. در صورتي كه از رغبت سنج‌هاي معتبر استفاده شود نتايج حاصله مي تواند به عنوان يك عامل در تصميم گيري شغلي مورد بهره‌برداري قرار گيرد. 4-در رغبت فهرست شده از فرد خواسته مي شود تا رغبت‌هاي شغلي خود را به ترتيب اولويت بنويسد و يا آنكه از فهرست مشاغلي كه در اختيارش قرار مي‌گيرد، آن مشاغلي را كه دوست دارد انتخاب و مشخص سازد. شناخت اين نوع رغبت نيز براي ادامه جلسه راهنمايي شغلي مفيد است (شفيع آبادي، 1381).

ابزار متعددي براي سنجش رغبت وجود دارد كه در اينجا به معرفي مختصر استرانگ و كودر اكتفا مي‌شود. استرانگ با استفاده از روش تحليل عاملي براي هجده مقياس شغلي، رغبت سنج شغلي استرانگ[14] را ساخت. اين رغبت سنج كه فرم زنان و مردان دارد شامل چهارصد پرسش در حيطه‌هاي مشاغل، موضوعات و دروس دانشگاهي، سرگرمي‌ها، فعاليت‌ها، و شخصيت است كه پاسخگو نسبت به موارد مطرح شده، رغبت يا عدم رغبت خود را به صورت «مايل، بي‌تفاوت، بي‌ميل» مشخص مي‌سازد. سپس نمره پاسخ‌هاي آزمودني با نمره افراد موفق در آن مشاغل مقايسه مي شود. اين رغبت سنج براي گروه‌هاي شغلي مختلف از جمله علمي ، فني، رفاه اجتماعي، كلامي، تجاري، و ... بصورت جداگانه بكار گرفته مي‌شود. اطلاعات حاصله از اين رغبت سنج مي‌تواند در فرآيند راهنمايي و مشاوره شغلي موثر و مفيد واقع شود. استرانگ عقيده دارد كه رغبت‌هاي شغلي رد سنين 15-20 سالگي بسيار متغيرند و در سنين 20-25 سالگي ثبات بيشتري مي‌يابند. از اين رو، در راهنمايي و مشاوره شغلي تنها به نتيجه حاصله از رغبت سنج‌ها نبايد اكتفا شود (شرتزر، ترجمه: زندي پور1371؛ شفيع آبادي، 1380).

رغبت سنج ترجيح شغلي كودر[15] يكصد پرسش سه تايي را شامل است كه پس از تكميل به وسيله پاسخگو، با استفاده از دفترچه راهنما رغبت فرد در زمينه‌هاي مختلف از جمله كار كردن در فضاي باز، مكانيكي مثل كار كردن با ابزار و ماشين آلات، محاسباتي يا علاقه به كار كردن با اعداد، علمي يا علاقه به كشف روابط جديد بين پديده‌ها، اجتماعي يا علاقه به برقراري تماس و ارتباط با ديگران، هنري يا علاقه به شعر و نقاشي، ادبي يا علاقه به خواندن و نوشتن، موسيقي، خدماتي يا علاقه به كمك به ديگران، و منشي گري مورد بررسي و سنجش قرار مي‌گيرد. در تفسير نتايج حاصله، نمرات بالا و پايين كسب شده توسط پاسخگو هر دو اهميت دارند و مبين علاقه و يا بي علاقگي فرد نسبت به زمينه‌هاي مختلف شغلي هستند.

 

روش‌هاي ارزيابي پيش حرفه‌اي

در ارزيابي پيش حرفه‌اي از روش‌هاي گوناگون استفاده مي شود كه در اينجا به طور مختصر روش‌هاي مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه، مشورت با اطرافيان و كاربرد آزمون‌هاي رواني مورد بررسي قرار مي گيرند.

 

1- مصاحبه

مصاحبه گفتگوي حضوري بين مشاور و معلول است كه به منظور شناخت معلول اطلاعاتي در زمينه‌هاي سابقه تحصيلي و شغلي، روابط خانوادگي، محل زندگي و مشكلات مربوط به آن، وضع اقتصادي – اجتماعي، شيوه زندگي و نحوه گذراندن اوقات فراغت كسب مي شود. مصاحبه يكي از روش‌هاي مهم ارزيابي و بكارگماري معلولين است. مصاحبه بها خانواده معلول نيز اطلاعات ارزشمندي در اختيار مشاور شغلي و روانشناس قرار مي‌دهد. در اين مورد، با توضيح وظايف مركز توانبخشي شغلي علاقه و حمايت اعضاي خانواده براي همكاري بيشتر جلب مي شود. هدف‌هاي اصلي مصاحبه با معلول عبارتند از: كسب اطلاعات در زمينه سابقه زندگي، تجارب تحصيلي و شغلي، معلوليت و مشكلات مربوط به آن، دادن اطلاعات لازم در زمينه خدمات جايگزيني و فرصت‌هاي شغلي جامعه، و ارائه اطلاعات ضروري در رابطه با آموزش‌و‌ استخدام.

 

2- مشاهده

مشاهده معلول در حين انجام كار توسط اعضاي گروه توانبخشي شغلي يكي از مناسب‌ترين روش‌هاي ارزيابي معلول محسوب مي‌شود. از طريق مشاهده مي‌توان قابليت‌ها و محدوديت‌هاي معلول را در شرايط واقعي كار مورد ارزيابي قرار داد.

 

3- پرسشنامه

يكي ديگر از روش‌هاي ارزيابي پيش حرفه‌اي استفاده از پرسشنامه است كه بدان وسيله معلول نگراني و يا اشتياق خود را نسبت به شغل مورد نظر مشخص مي‌سازد و مشكلاتش را در زمينه انتخاب شغل مطرح مي كند. همچنين از طريق پرسشنامه، مشاور با طرح پرسش‌هاي متعدد در زمينه زندگي معلول با ديدگاه‌هاي او آشنا مي‌شود. سوال‌هاي پرسشنامه با توجه به هدف‌هاي پرسشگر تهيه و تدوين مي‌شوند.

 

4- مشورت با اطرافيان

اعضاي گروه توانبخشي حرفه‌اي براي كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانند با اطرافيان معلول مشورت كنند. همچنين مي‌توانند متقابلاً اطلاعات و توصيه‌ هاي ضروري را در يك جلسه مشورتي در دسترس اطرافيان معلول قرار دهند و روش‌هاي برخورد درست با معلول را به آنان آموزش دهند.

5- كاربرد آزمون‌هاي رواني

يكي ديگر از روش‌هاي ارزيابي ويژگي‌هاي معلول در ارزيابي پيش حرفه‌اي استفاده از انواع آزمون‌هاي رواني است. آزمونگر در اجراي آزمون‌ها بايد متوجه اين نكات باشد كه اولاً آزمون مورد استفاده با فرهنگ جامعه همخوان باشد و براي آن جامعه تراز شده باشد، ثانياً آزمونگر كاملاً با آزمون مورد استفاده آشنا باشد و شيوه‌هاي اجرا و نمره گذاري و تفسير آن را به خوبي بداند؛ ثالثاً شرايط اجراي آزمون از هر نظر آماده و مهيا باشد؛ رابعاً به نتايج آزمون به عنوان معياري قطعي و تنها عامل موثر در تصميم گيري نهايي هيچگاه نگريسته نشود. بلكه براي تصميم گيري و تعيين وضعيت معلول نتايج آزمون با نتايج حاصله از ديگر روش‌هاي شناخت همراه و توام گردد.

 

فرم پيشنهادي براي ارزيابي پيش حرفه‌اي

حال كه با عوامل موثر در ارزيابي پيش حرفه‌اي و نقش افراد مختلف آشنا شده‌ايم، فرمي براي ارزيابي پيش حرفه‌اي پيشنهاد مي‌گردد. لازم به توضيح است كه فرم‌هاي گوناگون براي ارزيابي پيش حرفه‌اي در زمينه‌هاي متعدد در مراكز و سازمان‌هاي مختلف توانبخشي شغلي وجود دارد. معمولاً در تهيه يك فرم بايد به مواردي توجه شود كه اهم آنها عبارتند از: مشخصات عمومي، انواع بيماري‌ها و معلوليت‌ها، سابقه اشتغال، توانايي‌ها و استعدادهاي ويژه، رغبت‌ها و غيره .

 

 

 

 

 

عوارض ناشي از معلوليت

عوارض ناشي از معلوليت در افراد مختلف باتوجه به نگرش و برداشتي كه نسبت به آن دارند، متفاوت است. رويهمرفته عوارض ناشي از معلوليت در زمينه‌هاي فردي، خانوادگي، اجتماعي، و اقتصادي قابل بررسي است. در زمينه فردي علاوه بر ايجاد ناراحتي و افسردگي، كاهش اعتماد بنفس، اختلال در خودپنداري، مشكلات جنسي، خشم و عصبانيت، و مشكلات سازشي ممكن است فرد به خاطر معلوليت احساس گناه كند و معلوليتش را مجازاتي در برابر گناهانش تلقي كند. اين نوع نگرش به فرهنگ و تحصيلات فرد بستگي دارد.

در زمينه خانوادگي، اختلالاتي در روابط درون- خانوادگي پديد مي‌آيد كه به نوبه خود بر نحوه تعامل اعضاي خانواده با يكديگر تأثير مي‌گذارد و رفتار هريك از آنان تحت‌تأثير معلوليت قرار مي‌گيرد. در همين زمينه، روابط اجتماعي معلول و خانواده‌اش نيز تحت‌تأثير معلوليت قرار مي‌گيرد. از نظر اقتصادي با توجه به محدوديت‌هايي كه معلول دارد قادر به كسب درآمد كافي نيست و در نتيجه با مشكلات مالي مواجه مي‌گردد.

 

آمار معلولين

تعداد معلولين هر جامعه با توجه به تعريفي كه از معلوليت ارائه مي‌شود متفاوت است. در كشورهاي درحال رشد معمولاً معلوليت‌هاي بارز جسماني مورد بررسي و شمارش قرار مي‌گيرند. درحاليكه دركشورهاي پيشرفته علاوه بر معلوليتهاي بارز جسماني به ساير نارساييهاي جزئي نيز توجه مي‌شود. درنتيجه تعداد بيشتري از معلولين در اين كشورها شمارش مي‌شوند و تعداد معلولين به طور چشمگيري افزايش مي‌يابد. آمار سالهاي دهه 1980 ميلادي نشان مي دهد كه در كشور پاكستان و پاناما و پرو نسبت جمعيت معلول در كل جامعه كمتر از 1% است درحالي كه در آمريكا 5/8 % ، كانادا و استراليا 2/13% ،‌ فرانسه 5/6%‌ ، يونان 10% ، نروژ 9/8% و در اطريش20% است. اين تفاوت‌ها نشان‌دهندة تنوع و پراكندگي در مفاهيم و تعاريف معلوليت در كشورهاي مختلف است. در سرشماري سال 1365 شمسي ايران كه در آن افراد نابينا، كرولال، قطع دست يا پا يا هر دو، نقص دست راست و يا چپ، نقص پاي راست و يا چپ يا فلج كامل معلول شناخته شده اند از 000/100 نفر جمعيت حدود 893 نفر معلول بودند همين آمار در سال 1375 به اين صورت بود كه از هر 000/100 نفر جمعيت حدود 935 نفر معلول بودند. علل معلوليتها عبارتند از 6/21% مادرزادي، 9/40% بيماري ، 2/28% سوانح و 1/9% نامشخص. معلوليت در شهرها به ازاي هر 130 نفر يك نفر و در روستاها با ازاي هر 98 نفر يك نفر معلول بود. استان ايلام با 3037 نفر معلول در هر صدهزار نفر بيشترين معلول را در ايران داراست و سپس اصفهان، بوشهر، هرمزگان و خوزستان قراردارند. استان گيلان و بلوچستان كمترين فراواني معلولين را دارند. از نظر سني در گروه سني 20-24 سالگي درصد معلوليت بالاتري دارند درمقابل هر 100 زن معلول 170 مرد معلول وجود دارد. (مركز آمار ايران، 65و 75)

 

اشتغال معلولين

اشتغال به عنوان يك فعاليت ضروري براي گذراندن زندگي فردي و اجتماعي تلقي شده و تأكيد برآن است كه همه انسان‌ها با هر وضعيت و موقعيتي بايد در همه زمانها كاركنند. ازطريق اشتغال انسان بين خود و دنياي پيرامون رابطه منطقي و پويا برقرار مي‌سازد. بديهي است بيكاري عواقب نامناسب و نامطلوبي در ابعاد اقتصادي و اجتماعي دارد و بروز بسياري از آسيب‌هاي اجتماعي- رواني ناشي از بيكاري است. كمك به معلولين براي دستيابي به استقلال اقتصادي و اجتماعي ازطريق اشتغال مناسب و براساس توانايي‌ها و محدوديت‌هايشان از وظايف مهم مسئولان جامعه است.

 

ايجاد فرصت‌هاي اشتغال براي معلولين

پذيرفتن اين دو اصل كه معلولين اولاً حق اشتغال و لذت‌بردن از نعمت‌هاي خدادادي را دارند. و ثانياً آنان نيز مي‌توانند با توجه به توانهاي خود در انجام برخي مشاغل موفق و كارآمد باشند، ايجاد  فرصت‌هاي اشتغال براي معلولين را ضروري و اجتناب‌ناپذير مي‌سازد. معلولين همچون افراد سالم مي‌توانند با توجه به توانمنديهايشان در گروه وسيعي از مشاغل در كارخانه‌ها، اداره‌ها، كارگاه‌ها، مزارع، نهادها و مؤسسات به كار مشغول شوند. (راسچ ، 1990) [16] در گسترش فرصت‌هاي اشتغال براي معلولين توجه به چند نكته ضروري است:

1- انجام تحقيق براي تعيين ظرفيت‌كاري معلولين.

2- آشنا ساختن مردم با اين ديدگاه كه معلولين هم مي‌توانند با موفقيت كاركنند.

3- تخصيص انجام برخي مشاغل مشخص به معلولين.

4- ترغيب و تشويق كارفرمايان به استخدام معلولين.

5- فراهم آوردن تسهيلات و امكانات رفاهي براي كارگران معلول.

6- حمايت دولت از اشتغال معلولين و به كارگماري آنان در مشاغلي كه امكان اشتغال براي آنان وجود دارد.

7- حذف عوارض گمركي و سود بازرگاني از كالاها و وسايل شخصي معلولين و ابزار و تجهيزات كاري آنان.

8- متناسب سازي مشاغل و محيط كار و ابزار و ماشين‌آلات با ويژگي‌هاي معلولين.

9- فراهم آوردن امكان اشتغال و يا استخدام پاره‌وقت براي معلوليني كه نمي‌توانند به صورت تمام‌وقت كاركنند.

10- ايجاد بازار فروش براي كالاها و محصولات معلولين.

11- تأمين سرمايه كافي براي اشتغال معلولين از طرف دولت و افراد نيكوكار.

12- برگزاري نمايشگاههايي از محصولات و كالاهاي توليدي معلولين.

13- مصاحبه با معلولين شاغل موفق و معرفي آنان به مردم از طريق رسانه‌هاي جمعي. (كابلي و علوي، 1373، دفتر مطالعات كار، ترجمه فرزام فر، 1366)

 

 

سير توجه به وضعيت معلولين- به چند دسته تقسيم مي‌شود:

1- در دوره اول سعي مي‌شد معلولين را از جامعه حذف كنند زيرا آنان را انسان‌هايي كاملاً بي‌فايده و زايد مي‌دانستند.

2- در دوره دوم كه با رشد ديدگاه انسانگرايي مقارن بود، سعي مي‌شد معلولين را به طور پنهان در محيط‌هاي شبانه حتي‌الامكان زنده نگهداري كنند.

3- در دوره سوم معلولين بيش از گذشته مورد توجه قرارگرفتند و براساس نوع معلوليت به طور مجزا در شبانه‌روزي‌هاي خاص نگهداري مي‌شوند.

4- در دوره چهارم كه آمادگي بيشتري براي نگهداري معلولين در جامعه به وجود آمد ضمن حمايت از حقوق معلولين به نگهداري آنان در داخل خانواده‌ها اقدام شد.

5- در دوره پنجم معلولين را انسانهايي توانمند كه اگر مسئوليت‌هايي درحد توان به آنان سپرده شود، به‌خوبي مي‌توانند از عهده انجام آن برآيند و زندگي رضايت‌بخشي داشته باشند. در تغيير و تحول نگرش نسبت به معلولين و پيدايش دوره‌ها سازمانهاي ذكرشده نقش‌مهمي را داشتند.

1) سازمان ملل متحد به خاطر مبادله تخصص‌ها و برگزاري كارگاههاي آموزشي و سمينارها و دادن فرصت‌هاي مطالعاتي به متخصصان

2) سازمان خوارو بار كشاورزي سازمان ملل متحد جهت پيشگيري از ناتواني

3) سازمان بين‌المللي كار براي نظارت بر فعاليت‌هاي توانبخشي و سياست‌هاي آموزشي كشورها

4) يونسكو بخاطر نظارت و مساعدت جهاني بر نيازهاي آموزشي ويژه كودكان و بزرگسالان ناتوان

5) سازمان بهداشت جهاني بخاطر مساعدت‌هاي فني براي توسعه خدمات بهداشتي

 

 

توانبخشي كشورها

مراحل راهنمايي شغلي معلولين

نيازهاي معلولين در زمينه اشتغال از نظر كيفي همانند افراد عادي است و بايد همچون آنان از امكانات متعدد جامعه بهره‌مند شوند و پس از گذراندن مراحل ضروري،‌ شغل مناسبي را انتخاب كنند و به انجام آن مشغول شوند. براي توجيه نقش راهنمايي و مشاوره شغلي در اشتغال درست و مناسب معلولين لازم است مراحل گزينش،‌ آموزش و اشتغال مورد بررسي قرارگيرد.

1- گزينش: در مرحله گزينش شغلي، معلول بايد اولاً اطلاعات دقيق از ويژگيهاي خود در زمينه‌هاي جسماني، ذهني و رواني بدست آورد. ثانياً با خصوصيات و شرايط احراز مشاغلي كه توان انجام آنها را دارد آشنا شود و ثالثاً آگاهي كافي از نيازهاي شغلي حال و آينده جامعه به دست آورد. در اين مرحله بايد ارزيابي پيش‌حرفه‌اي از معلول به عمل آيد و توانايي‌ها و محدوديت‌ها، ‌استعدادها و رغبت‌هاي شغلي، مهارت‌ها،‌ سرعت‌كار و حافظه يا دقت و به طور واقع بينانه مورد شناسايي و بررسي قرارگيرند.

2- آموزش: پس از مشخص شدن ويژگيهاي فرد براي احراز شغل معين براساس معيارها و ملاك‌هاي خاص، مرحله دوم يعني آموزش شغلي معلول آغاز مي‌گردد. آموزش، پلي بين گزينش و اشتغال است و در هيچ شغلي قابل حذف نيست هرچه محتواي دوره آموزش به آنچه كه مقرر است در آينده انجام گيرد، شباهت بيشتري داشته باشد احتمال موفقيت و رضايت شغلي معلول بيشتر خواهد بود. در آموزش شغلي معلولين علاوه بر ياددادن مهارت‌هاي شغلي كه به‌منظور افزايش توان كاري انجام مي‌گيرد بايد نحوه ايجاد سازگاري با ديگران در محيط كار و بهبود روابط بين فردي نيز آموزش داده شود.

3- به كارگماري و پيگيري. پس از طي موفقيت‌آميز دوره آموزش شغلي،‌ فرد مي‌تواند وارد بازاركار شود و عملاً اشتغال را آغاز كند. چنانچه مراحل گزينش و آموزش به طور درست و مناسب انجام گرفته باشند، احتمال ادامه اشتغال موفقيت‌آميز و سازنده و خلاق بسيار افزايش مي‌يابد. در اشتغال معلولين بايد از حداكثر توان آنان در انجام كار از بخش‌هاي مختلف استفاده شود. اشتغال معلولين به روش‌هاي گوناگون از جمله بازار آزاد، حمايت‌شده، شركت‌هاي تعاوني، در منزل و سرمايه‌داري انجام مي‌گيرد. معلوليني كه معلوليت ناچيزي دارند،‌ مي‌توانند همانند افراد عادي در بازار آزاد و در بخش‌هاي دولتي و خصوصي كار كنند. معلولين داراي معلوليت شديد به اشتغال حمايت شده در كارگاههاي ويژه نيازمندند. معلولين ناتوان به اشتغال ازطريق عضويت و سهيم شدن در شركت‌هاي تعاوني به انجام كارهاي توليدي مي‌پردازند. براي معلولين با معلوليت شديد كه قادر به حركت و جابه‌جايي نباشند پس از ارائه آموزش‌هاي لازم و قرارگرفتن وسايل مورد نياز در دسترس آنان امكان اشتغال در منزل فراهم مي‌آيد. در اشتغال سرمايه‌اي، معلوليني كه به دلايل گوناگون قادر به كاركردن در محل سكونت خود نيستند با تأمين مقداري سرمايه براي آنان اين امكان فراهم مي‌آيد تا بتوانند با توجه به تواناييها و امكاناتشان به اشتغال در زمينه خاص بپردازند.

 

 

روشهاي اشتغال معلولين

روش‌هاي متعددي پيشنهاد شده و مورد عمل قرارگرفته است. اين روشها عبارتند از: خود‌اشتغالي، كار در كارگاههاي توليدي، تشكيل شركت‌هاي تعاوني، اشتغال حمايت‌شده، كارهاي زراعي و فعاليت‌هاي كشاورزي و اشتغال در منزل. اجراي هريك از اين روشها به برنامه و ابزارخاص نيازمند است. امروزه روش جديدي به نام روش توانبخشي شغلي جامعه‌نگر مطرح شده است كه در آن سه نوع فعاليت معين انجام مي‌گيرد:

1- سازماندهي خدمات توانبخشي شغلي از طريق برنامه‌ريزي و هماهنگي و تربيت نيروي انساني متخصص براي آموزش و  تهيه جزوه‌هاي آموزشي مورد نياز به معلولين

2- آموزش رابطيني كه بتوانند امكانات و منابع جامعه را در دسترس معلولين قراردهند و ورود معلولين به جامعه را تسهيل كنند.

3- آگاهي اقشار مختلف را براي پذيرش افراد معلول افزايش دهند و آنان را براي به كارگماري و استخدام معلولين آماده سازند.

1- خود اشتغالي: يكي از رايجترين و انعطاف‌پذيرترين روش‌هاي اشتغال و به كارگماري معلولين خوداشتغالي است. در اين نوع اشتغال معلول در منزل خود متناسب با تواناييها و علاقه‌اش به انجام كار مولدي در بخش غير‌مزدبگير مي‌پردازند و به توليد كالا و يا ارائه خدمتي مشغول مي‌شود و با فروش آن درآمدي كسب مي‌كند و به زندگيش ادامه مي‌دهد. در خود اشتغالي، استقلال قابل توجهي در ساعت و نحوه كار وجود دارد و دامنه فعاليت بسيارگسترده است و انجام آن در همه مكانها عملي است. امروزه در كشورهاي درحال توسعه از روش خود اشتغالي يا كار براي خود به عنوان راه‌حل عملي براي كاهش بحران بيكاري استفاده مي‌شود و نتايج رضايت‌بخشي از انجام آن حاصل شده است.

2- شركت‌هاي تعاوني: يكي ديگر از روش‌هاي مؤثر و كارآمد اشتغال و به كارگماري معلولين، تشويق و ترغيب آنان به اشتغال در شركت‌هاي تعاوني معلولين است كه بعد از خود اشتغالي بالاترين رقم جذب معلولين به كار را حائز است.

بنا به توصيه سازمان بين‌المللي كار، در شركت‌هاي تعاوني خاص معلولين حداكثر 25 تا 30 درصد اعضاء را معلولين تشكيل مي‌دهند. تشكيل اين نوع شركت‌ها خصوصاً تعاوني‌هاي توليدي به سرمايه‌گذاري زياد نياز دارند. براي تشكيل شركت‌هاي تعاوني در شرايط عادي، عده‌اي از افراد داوطلب معلول كه داراي اطلاعات و امكانات كافي هستند و انگيزه و دانش و مهارت لازم را نيز دارند، اقدام به سرمايه‌گذاري مي‌كنند و با استفاده از تسهيلات مندرج در قانون عمومي شركت‌هاي تعاوني به فعاليت‌هاي توليدي مي‌پردازند. بدين صورت، تعدادي معلول به اشتغال در شركت تعاوني مشغول مي‌شوند. اين شركت‌ها با نظارت و حمايت بخش دولتي توسط افراد معلول به صورت خود گردان اداره مي‌شوند و درنتيجه علاوه بر هدف اقتصادي و درآمدزايي نقش توانبخشي شغلي را نيز ايفاء مي‌كنند. تشكيل اين شركت‌ها با موفقيت‌هايي همراه بوده است و نتايج مثبتي در زمينه ايجاد فرصت‌هاي شغلي و پيوستن معلولين به جامعه داشته است.

توصيه مي‌شود معلولين با ايجاد كارگاههاي توليد با راهنمايي مراكز توانبخشي شغلي، پس از گذراندن دوره‌هاي آموزش با توجه به استعدادها و تواناييهايشان به عضويت در شركت‌هاي تعاوني تشويق شوند. براساس توصيه سازمان بين‌المللي كار علاوه بر حمايت‌هاي فني كه از طرف كارشناسان توانبخشي به شركت‌هاي تعاوني معلولين ارائه مي‌شود،‌ دولت‌ها در حمايت از اين شركت‌ها بايد اولاً براي مدت پنج تا هفت سال زمان اول فعاليت، تمامي ماليات بر درآمد شركت‌هاي تعاوني معلولين را ببخشند. ثانياً به منظور حمايت از اشتغال معلولين، برخي از توليدات و يا خدمات شركت‌هاي تعاوني را انحصاري كنند. ثالثاً درصدد تبديل كارگاههاي حمايت شد به شركت‌هاي تعاوني برآيند. (سليماني، 1376، عريان 1376) (به نقل از كتاب شفيع آبادي)

3- اشتغال حمايت‌شده روش ديگري است كه از طريق كارگاههاي حمايت شده براي گروههاي خاصي از معلولين كه به علت ماهيت و شدت معلوليت نمي‌توانند به اشتغال معمولي بپردازند از جانب سازمانهاي داوطلب تأسيس مي‌شود. در تشكيل كارگاههاي شغلي حمايت شده عوامل بسيار از جمله نظر جامعه نسبت به معلولين، درجه شيوع و شدت بيكاري، سطح پيشرفت خدمات توانبخشي شغلي، و موقعيت اقتصادي و اجتماعي جامعه نقش بسزايي دارند.

كاركنان اين كارگاهها بايد آموزش هاي لازم را براي كار توليدي در كارگاه با موفقيت گذرانده باشند. اشتغال در منزل روش ديگري است كه كساني را در بر مي‌گيرد كه به ناتواني شديد گرفتار هستند و قادر به حركت و انتقال از محلي به محلي ديگر نيستند و محل سكونت آنان از محل كارشان فاصله زياد دارد. اين افراد از طريق مركز توانبخشي به برخي كارگاهها كه امكان اشتغال دارند، معرفي مي‌شوند و در قبال كار در منزل، مزد دريافت مي‌كنند. براي موفقيت روش اشتغال در منزل توجه به اين موارد لازم به نظر مي‌رسد:

1- مواد اوليه درزمان مناسب در دسترس شاغلين قرارگيرد و بموقع توليدات آنان جمع‌آوري‌ شود.

2- براي فروش توليدات و محصولات شاغلين برنامه‌ريزي دقيق به عمل آيد.

3- شاغلين به طور مستمر توسط سرپرستان فني تحت نظارت و راهنمايي قرارگيرند.

4- نوع شغل بر اساس توان و ظرفيت شاغلين انتخاب گردد.

5- بابت توليدات و محصولات حق الزحمه و مزد مناسب پرداخت شود.

 

مشكلات اشتغال معلولين

اشتغال موجب توسعه زندگي فردي و اجتماعي مي‌شود. انتخاب شغل در همه جوامع كم و بيش با مشكلات متعددي همراه است كه برخي از آنها با ويژگي‌هاي انتخابگر و برخي ديگر با عوامل محيطي و اجتماعي و قوانين جامعه ارتباط دارند، اشتغال معلولين هم از اين موارد مستثني نيست. معلولين كساني هستند كه در جامعه بيكاري را بيش از ديگران تجربه مي‌كنند و آخرين افرادي هستند كه به استخدام سازمانها و مؤسسات در مي‌آيند. به همين دليل نرخ اشتغال در بين معلولين بسيار كمتر از افراد عادي است و بيكاري در بين معلولين بيش از افراد عادي است. لذا معلولين در بدست آوردن شغل با مشكلاتي مواجه هستند و به كمكهاي بيشتري براي غلبه براين مشكلات نياز دارند.

برخي از مشكلات اشتغال معلولين عبارتند از: ناآگاهي يا كم‌اطلاعي كارفرمايان از توانايي‌هاي معلولين، مشكلات رفت و برگشت به محيط‌هاي شغلي‌، تبعيض در استخدام و اشتغال،‌ باورهاي نادرست درباره اشتغال زنان به ويژه زنان معلول، و نياز به سرمايه‌گذاري زياد براي راه‌اندازي دوره‌هاي آموزش معلولين. مشكلات اشتغال معلولين از جنبه‌هاي متعدد از جمله‌ جسماني، رواني،‌ اجتماعي، اقتصادي،‌ فيزيكي و قانوني قابل بررسي است: (دفتر بين‌المللي كار، ترجمه:‌ ابراهيمي مهر، 1372)

1- جسماني و رواني: يكي از مشكلات اشتغال معلولين، وجود اختلالات جسماني و رواني است. اينكه اختلال عضوي در كدام قسمت بدن باشد، در ايجاد نوع مشكل مؤثر است. معلول بايد از پرداختن به مشاغلي كه قادر به انجام آنها نيست خودداري كند و به فعاليت‌هايي بپردازد كه با وضعيت جسماني و رواني او هماهنگي و سازگاري بيشتر دارد.

بيماري‌ها و اختلالاتي نظير صرع، ديابت،  فلج مغزي، نارسايي عروق، اختلالات جسماني و عقب‌ماندگي ذهني در پرداختن به برخي مشاغل، محدوديت‌ها و موانعي ايجاد مي‌كنند و باعث خستگي و دلزدگي معلول از كار و درنهايت موجب كاهش شديد كارايي او مي‌شوند. اين موارد به نوبه خود نارضايتي كارفرمايان را از كارآمدي معلولين فراهم مي‌آورند كه مانع بزرگي در استخدام آنان محسوب مي‌گردد. از اين جهت براي توفيق در اشتغال معلولين بايد اقدامات جدي و اساسي در زمينه متناسب‌سازي مشاغل براي آنان انجام گيرد. درغيراينصورت هرگونه اشتغال به شكست معلولين و دلسردي كارفرمايان و درنهايت به تشديد بيكاري معلولين منجر خواهدشد.

2- اجتماعي: نگرش و تلقي منفي جامعه نسبت به اشتغال معلولين و توانايي آنان از مشكلات مهم اشتغال معلولين است. علي‌رغم رشد صنعت و افزايش آگاهي و دانش مردم، هنوز هم اغلب اين عقيده در بين مردم رواج دارد كه معلولين نمي‌توانند مولد و كارآمد باشند. در نتيجه، تعدادي از كارفرمايان نظر منفي نسبت به استخدام كارگران معلول دارند و از به‌كارگيري آنان حتي‌الامكان خودداري مي‌ورزند. اين مشكل در مورد زنان معلول رايجتر و حادتر است. برخي از علل استخدام نكردن معلولين توسط كارفرمايان عبارتند از: ناآگاهي از توانهاي كاري معلولين، ترس از افزايش هزينه‌ها و كاهش سود، احتمال افزايش حوادث شغلي،‌ نبود قوانين ويژه استخدام معلولين، فراواني نيروي كار افراد سالم، و فراواني مشكلات رفتاري در محيط كار، اطلاع‌رساني درست و آگاه‌كردن مردم از معلوليت‌ها مي‌توانند به مقدار قابل توجهي از مشكلات اجتماعي اشتغال معلولين بكاهد.

3- اقتصادي: يكي ديگر از مشكلات معلولين مشكلات اقتصادي است. با افزايش مشكلات اقتصادي،‌ معلولين بيشتر بيكار مي‌شوند و تمايل كارفرمايان به استخدام آنان كاهش مي‌يابد. درصورت نبود قوانين خاص در زمينه به كارگماري و استخدام معلولين، آنان به شدت از بيكاري صدمه خواهند ديد. بحرانهاي اجتماعي نظير جنگ و مهاجرت كنترل‌نشده،‌ آثار سويي بر اشتغال معلولين دارند. براي مبارزه با مشكلات اقتصادي كه مانع اشتغال معلولين مي‌شوند سازمان بين‌المللي كار به مسئولان اشتغال كشورهاي درحال توسعه پيشنهاد مي‌كند كه براي به كارگماري معلولين از راهكارهاي مناسب و متعدد بهره گيرند.

4- فيزيكي:‌ شرايط فيزيكي محيط كار و عوامل وابسته به آن در ميزان كارآمدي نقش بسزايي دارند. موانع فيزيكي محيط كار نظير فضاي محدود و نامناسب،‌ نبود درب ورودي براي صندلي چرخدار،‌ نامناسب بودن شيب راهرو، نبود نرده روي ديوار، فقدان پاركينگ مناسب براي اتومبيل، قابل استفاده نبودن دستشويي براي معلول، نبود وسيله نقليه مناسب براي انتقال معلولين از منزل به محيط‌كار و نامناسب بودن تجهيزات و ابزار كار اشتغال معلولين را مختل مي‌سازند.

5- قانوني: در اين مورد قوانين حمايتي كافي در زمينه اشتغال معلولين نظير كاهش ساعات كار موظف، تعيين سهميه و مفيد بودن مسئولان و كارفرمايان به استخدام معلولين و تخصيص برخي مشاغل به معلولين وجود ندارد. در كشورهاي مختلف جهان از جمله اتريش و بلغارستان و فرانسه و ژاپن و انگليس معلولين براساس قوانين خاص به كارگمارده مي‌شوند.

 

 

 

موانع اشتغال در زنان

اگر چه به نظر مي‌رسد فرصت‌هاي شغلي در جامعه بايستي بر مبناي شايستگي‌ها و توانايي‌هاي افراد و به آنها محول شود اما در عمل چنين نبوده است و زنان و بخصوص زنان معلول در اين مورد بيش از مردان در محدوديت قرار داشته‌اند. بعضي از موانع موجود در زمينه اشتغال زنان ساختاري بوده و ريشه در ساختار اجتماعي جامعه دارد و بخشي ديگر غير ساختاري است.

الف) ‌موانع ساختاري

موانع ساختاري كه زاييده شرايط و ساختارهاي اجتماعي هستند به سه بخش موانع فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي تقسيم مي‌شوند.

1. موانع فرهنگي: موانع فرهنگي اشتغال زنان از اين نظر اهميت دارد كه در عمل تأثيرگذار است. يكي از موانع مهم، نگرش به زن به عنوان جنسي دوم است. اين نگرش حاكي از تعريفي است كه از موضوع مطالعه يعني زن ناشي مي شود. تعريف محدودي كه در آن زن به عنوان انسان مؤنثي در نظر گرفته مي‌شود كه مهمترين نقش او مادري و همسري است. اين نگرش به زن، نتايج زيانباري را هم در ميان مردان و هم در ميان زنان،‌ در مرحله عمل به بار آورده است. تأثير آن به گونه‌اي بوده است كه تثبيت فرهنگ تبعيض و در نتيجه ادامه وضعيت تبعيض‌آميز اشتغال در سطوح مختلف منجر  شده است. نگرش غالب در جامعه اين است كه نقش تربيت فرزند، نقشي است زنانه و نقش پدر عبارت است از تأمين حوائج مادر خانواده، علت آن هم پايين بودن ميزان اشتغال زنان است كه باعث مي شود زنان به طور طبيعي بيش از مردان با كودك ارتباط داشته باشند. در نتيجه طبيعي است كه تربيت فرزند را زن به عهده گيرد. در چنين شرايطي زنان اگر قصد پرداختن به فعاليت هاي اجتماعي را داشته باشند بايد به اندازه دو نفر خانه‌دار و شاغل كار كند معلوم است كه اين نگرش در نهايت موجب افزايش بار نقش، ‌تنش نقشها و سرانجام فرسودگي زودهنگام زنان شاغل خواهد شد.

2- موانع اجتماعي: موانع اجتماعي از موانع فرهنگي و اقتصادي كاملاً ‌مجزا نيست اما براي تقريب به ذهن، جدا از موانع ديگر مطرح مي‌شود.

مهمترين موانع اجتماعي، مسأله آموزش زنان است. زنان از ابتدا براي دستيابي به نقش خود به عنوان يك زن آموزش مي‌بينند. تفكيك شغل در همان اول زندگي دختر، توسط خانواده و سپس مدرسه به او آموخته مي‌شود. در تمام كشورهاي درحال توسعه براساس آمارهاي موجود، يكي از تفاوتهاي بين زن و مرد در ميزان باسوادي است. اين عامل كه مهمترين مانع اجتماعي است زمينه را براي ساير موانع اجتماعي به وجود مي آورد. عدم آموزش كافي در زنان، آنان را در يافتن شغل و دستمزد خود و درآمد كافي و فرصت رشد و ارتقاء دچار مشكل مي‌نمايد و همين امر آنان را به سوي مشاغل ثانوي مي‌كشاند زمينه‌هاي توضيح داده شده شرايط سختي براي اشتغال زنان ايجاد مي‌كند. بطوري‌كه زنان براي يافتن شغل، شرايط مساوي با مردان ندارند و اگر چنانچه در شرايط مساوي با آنان نيز باشند كارفرمايان با تصور و پيشداوري منفي نسبت به كار زنان، مردان را بر آنان ترجيح خواهندداد.

3. موانع اقتصادي: موانع اقتصادي را در سه مقوله كار خانگي بدون دستمزد، اختلاف سطح دستمزد در زنان و مردان و نوع مشاغل بررسي مي‌كنيم. يكي از مهمترين موانع اشتغال زنان، كار بدون مزد در خانه مي‌باشد. ساعات زيادي كه زنان در طول روز در خانه مشغول كارهاي متفاوت مي‌باشند، باعث مي‌شود امكان كار در خارج از خانه نيابند،‌ يا به مشاغل نيمه‌وقت بپردازند. در تمامي كشورها زنان بيشتر كارهاي خانه‌داري را انجام مي‌دهند، حتي اگر شاغل باشند. در همه كشورها، فعاليت اقتصادي كاري محسوب مي‌شود كه در برابر آن مزد دريافت شود و چون زنان براي كارهاي مربوط به خانه مزدي دريافت نمي‌دارند، لذا كار آنان فعاليت اقتصادي محسوب نمي‌گردد. درحالي كه اگر انجام اين خدمات توسط مؤسسات و سازمانهاي ديگر انجام گردد. هزينه بسيار بالايي را براي خانواده در بر خواهد داشت. دومين مانعي كه بر سر راه اشتغال زنان مؤثر مي‌افتد،‌ اختلاف سطح دستمزد زنان و مردان است. اختلاف در زمينه درآمدها تا حدي ناشي از اختلاف در اشتغال است. عامل ديگري كه در اختلاف درآمد بين مردان و زنان تأثير دارد، تفاوت در پرداخت دستمزد است. در همه جا حقوق زنان كمتر از مردان است. به علاوه، مردان بيشتر به صورت تمام وقت كار مي‌كنند و منفعت بيشتري نيز كسب مي‌نمايند.

ب) موانع غير ساختاري

موانع غير ساختاري اشتغال زنان، موانعي هستند كه ناشي از وضعيت فيزيولوژيك و نظام شخصيتي آنان مي‌باشند. اين موانع گرچه ريشه در ابعاد زيست شناختي و روان شناختي زنان دارند، ولي تا حدودي از نظام فرهنگي و ارزشهاي اجتماعي نيز تأثير مي‌پذيرند. زن در رابطه با شغل، تابع شرايط جسماني و ساختمان روانيش مي‌باشد. بدين معني كه از عهده برخي از مسائل به خوبي برآمده و از انجام پاره‌اي از كارها معذور است. چنانچه كارهاي ظريف را كه نياز به دقت زياد دارد، به راحتي انجام مي‌دهد درحالي كه از عهده كارهايي كه نيروي جسماني زيادي مي‌طلبند، از قبيل اشتغال در معادن بر نمي‌آيد. به طوركلي، مشكلات و موانع اشتغال براي زنان، مربوط به همه كشورها اعم از صنعتي و درحال توسعه مي‌باشد،‌ با اين تفاوت كه شدت و ضعف در آنان وجود دارد. بعضي عوامل مؤثرتر و بعضي ديگر تأثير كم‌رنگتري دارند.

 

پيشنهادهايي براي كاهش مشكلات اشتغال معلولين

چون مشكلات اشتغال معلولين ريشه در عوامل گوناگون دارد، براي رفع آنها يك تلاش همه‌جانبه و همگاني با همكاري تمام مؤسسات و نهادها و افراد مختلف ضرورت دارد و به هيچ عنوان يك نهاد و يا سازمان به تنهايي توان حل مشكلات را ندارد. برخي مشكلات توانبخشي شغلي معلولين عبارتند از: (1) معلولين به علت اولويت دادن به حل اختلالات جسماني معمولاً بطور داوطلبانه متقاضي استفاده از خدمات توانبخشي شغلي نيستند؛ (2) به علت كمبود ابزار تشخيصي و افراد متخصص تشخيص اينكه كدام معلول به چه نوع توانبخشي شغلي نياز دارد مشكل است؛ (3) نامطمئن بودن معلول از اينكه آيا خواهد توانست پس از پايان دوره آموزش، شغل مناسبي را بدست آورد و بدان اشتغال ورزد؛ (4) ناتواني معلول در تأمين و پرداخت هزينه‌هاي دوره آموزش توانبخشي شغلي در كشورهايي كه بابت توانبخشي پول دريافت مي‌كنند؛ (5) در كشورهاي درحال توسعه توانبخشي شغلي بيشتر معلولين شهرهاي بزرگ را شامل مي‌شود و معلولين ساكن در روستاها و شهرهاي كوچك اغلب از دريافت اين خدمات بي بهره مي‌مانند؛ (6) دولت‌ها در مواقع بحران اقتصادي، توانبخشي شغلي معلولين را به خاطر هزينه‌هاي سنگين اجرا نمي‌كنند و انجام آنرا به خانواده‌ها و مؤسسات واگذار مي‌كنند؛ و (7) در اغلب كشورهاي در حال توسعه به علت بالا بودن بيكاري در بين افراد سالم، معمولاً دولت‌ها براي توانبخشي و اشتغال معلولين اولويتي قائل نمي‌شوند (گزارش گروه بين‌المللي امور اقتصادي و اجتماعي سازمان ملل متحد، ترجمه صالحي، 1372).

براي بهبود توانبخشي شغلي و توسعه اشتغال معلولين، اين فعاليت‌ها پيشنهاد مي‌شود: (1) افزايش آگاهي مردم و تغيير نگرش منفي آنان نسبت به معلوليت؛ (2) اجراي درست دوره‌هاي توانبخشي شغلي و معرفي عملكرد معلولين به عامه مردم؛ (3) تجهيز مراكز توانبخشي شغلي معلولين به امكانات و ابزار جديد و بهره‌گيري از روش‌هاي آموزش درست؛ (4) انتخاب كارگران معلول نمونه و معرفي آنان در روز كارگر؛ (5) تصويب و اجراي قوانين خاص براي بكارگماري معلولين، و (6) تجهيز مراكز دولتي و بخش‌هاي خصوصي توانبخشي شغلي به امكانات رفاهي براي معلولين و رفع موانع و مشكلات فيزيكي كارگاه‌ها.

 

 

برخي ا ز  مشكلات توانبخشي شغلي معلولين

1- معلولين به علت اولويت دادن به حل اختلالات جسماني معمولاً به طور داوطلبانه متقاضي استفاده از خدمات توانبخشي شغلي نيستند.

2- به علت كمبود ابزار تشخيصي و افراد متخصص تشخيص اينكه كدام معلول به چه نوع توانبخشي شغلي نياز دارد، مشكل است.

3- نامطمئن بودن معلول از اينكه آيا خواهد توانست پس از دوره آموزشي،‌ شغل مناسبي را بدست آورد و بدان اشتغال ورزد.

4- ناتواني معلول در تأمين و پرداخت هزينه‌هاي دوره آموزش توانبخشي شغلي در كشورهايي كه بابت توانبخشي پول دريافت مي‌كنند.

5- در كشورهاي درحال توسعه، توانبخشي شغلي، بيشتر معلولين شهرهاي بزرگ را شامل مي‌شود و معلولين ساكن در روستاها و شهرهاي كوچك اغلب از دريافت اين خدمات بي‌بهره مي‌مانند.

6- دولت‌ها در مواقع بحران اقتصادي توانبخشي شغلي معلولين را به خاطر هزينه‌هاي سنگين اجرا نمي‌كنند و انجام آن را به خانواده‌ها و مؤسسات واگذار مي‌كنند.

7- در اغلب كشورهاي درحال توسعه به علت بالابودن بيكاري در بين افراد سالم معمولاً دولت‌ها براي توانبخشي و اشتغال معلولين اولويتي قائل نمي‌شوند.

 

 فعاليت‌هاي بهبود توانبخشي شغلي و توسعه اشتغال معلولين

1- افزايش آگاهي مردم  تغيير نگرش منفي آنان نسبت به معلوليت

2- اجراي درست دوره‌هاي توانبخشي شغلي و معرفي عملكرد معلولين به عامه مردم.

3- تجهيز مراكز توانبخشي شغلي معلولين به امكانات و ابزار جديد و بهره‌گيري از روشهاي آموزش درست.

4- انتخاب كارگران معلول نمونه و معرفي آنان در روز كارگر.

5- تصويب و اجراي قوانين خاص براي به كارگماري معلولين.

6- تجهيز مراكز دولتي و بخشهاي خصوصي توانبخشي شغلي به امكانات رفاهي براي معلولين و رفع موانع و مشكلات فيزيكي كارگاهها.

تبعيض دو جانبه جنسيت و معلوليت در زندگي معلولان زن به گونه‌اي است كه جمعيت يك ميليون و 300 هزارنفري معلول در كشور دچار مشكلات فراوان اجتماعي، فرهنگي شده‌اند. اين تبعيض به قدري جدي و فراگير بوده كه تقريباً كليه جنبه‌هاي زندگي آنان از جمله: تحصيلات،‌ اشتغال، كار و ازدواج افراد را تحت‌تأثير قرارداده است. بنا به گفته محمودنژاد رئيس انجمن حمايت از حقوق معلولان، زنان معلول در جامعه چند برابر مردان معلول محروميت و انزوا را تجربه مي‌كنند زيرا هم بدليل معلوليت و هم جنسيت دچار نوعي طرد‌شدگي مي‌شوند. آنان در برابر سوءاستفاده‌ها، آسيب‌پذيرتر هستند و برخي از زنان و دختران معلول در منزل كتك مي‌خورند. زنان معلول جسمي به طور ذاتي فاقد توانايي در انجام امور شخصي،‌ فاميلي و يا مسئوليت‌هاي اجتماعي هستند. به عبارت دقيقتر اين موضوع حاصل كنش متقابل مابين محدوديت‌هاي جسماني با عوامل محدودكنندة اجتماعي محيطي و فرهنگي است.[17] در واقع اين محدوديت‌هاي محيطي، تبعيضات و تعصبات اجتماعي است كه معلوليت را ايجاد مي‌كند. بسياري از معابر فيزيكي از جمله طراحيهاي غلط و ناقص در معابر و وسايل حمل و نقل عمومي نتيجه تبعيضاتي است كه عليه افراد معلول در جوامع وجود دارد و دسترسي آنها به فرصت‌هاي مناسب و برحقشان محدود مي‌كند. در اين شرايط فقر اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در برخي جوامع بر زندگي زنان معلول تأثيرگذار است. به گونه‌اي كه آنان كمتر وارد اجتماع خود مي‌شوند و هميشه به صورت پنهاني و در انزوا به زندگي خود ادامه مي‌دهند. گاهي مواقع عدم پذيرش معلولان زن در خانواده باعث شده است معلولان در جلسات عمومي و ميهمانيها پنهان شوند. درواقع انزواطلبي از جمله تبعات منفي عدم پذيرش است. درحالي كه امروزه در دنيا يكي از محوريترين سياست‌ها در حوزه معلولان، فراهم كردن زمينه حضور آنها در عرصه اجتماع است. اما در ايران هر روزه شاهد گوشه‌گيري و انزواي آنها هستيم، به دنبال اين چالش  اعتماد به نفس در معلولان كمتر است و درمورد زنان معلول بسيار شايعتر است. يكي از زناني كه خود دچار نوعي معلوليت است در ارتباط با اين مسئله مي‌گويد: در كل زنان در جامعه امنيت چنداني وجود ندارد و اين موضوع براي زنان معلول دوچندان است. زنان معلول به دليل نگاه تحقيركننده افراد سالم كمتر وارد اجتماع مي‌شوند. براي مثال: وقتي براي خريد مايحتاج روزانه وارد خيابان مي‌شوم طبيعتاً به دليل عدم متناسب‌سازي فضاي شهري با مشكل روبه‌رو مي‌شوم من مداوم اين جمله را از اطرافيانم مي‌شنوم كه مگر مجبورهستند به خيابان بيايند. و اين درددل بسياري از معلولين به خصوص زنان معلول است.

ازدواج يكي ديگر از مشكلات بانوان معلول است. ازدواج كردن براي زنان معلول با توجه به غالب بودن غلط الگوهاي فرهنگي، اجتماعي و ذهنيتي كه از نظر جسمي براي زنان وجود دارد مشكلتر از مردان است. زني كه به خاطر معلوليتش مجرد باقي مي‌ماند از نقش سنتي و جايگاه اجتماعي خود به عنوان يك همسر و مادر محروم مي‌گردد هنگامي كه اين محروميت همراه با عدم كوچكترين استقلال مالي باشد وي تبديل به موجودي مي‌شود كه فاقد هرگونه ارزشي در خانواده و جامعه مي‌باشد. كليشه‌هاي تبعيض جنسيتي در زندگي معلول بسيار تأثيرگذار بوده و آنان معلوليت را با ماهيتي متفاوت از مردان تجربه مي‌كنند نگرشها و كليشه‌هاي اجتماعي در خصوص افراد معلول در جامعه داراي ماهيت بسيار پيچيده‌اي است. نگاه مردم به آنها همواره با آميزه‌اي از ترس و دشمني همراه است. از آن جايي كه سلامتي جسماني به عنوان عاملي مثبت در جامعه تلقي مي‌شود لذا هنوز مردم نسبت به افراد معلول داراي نگرش ترحم‌آميز بوده و خواهان دوري از آنان هستند. افراد معلول اغلب نيازمنداني وابسته به نظر مي‌رسند كه در مراودات اجتماعي روزمره قادر به فعاليت‌هاي بارآور و ثمربخش در زندگي اقتصادي خود نمي‌باشند. در مجموع تلقيات پيچيده به افراد معلول منجر به جداسازي و انفكاك آن از نقش فعالشان بعنوان يك كنشگر اجتماعي مي‌شود آنان در سطوح مختلف و از سوي افراد غيرمعلول همواره در معرض انگ خوردن بوده و معمولاً برچسب هايي نظير غيرفعال، ضعف النفس، وابسته، بي كفايت، كم هوش و ... به آنان زده مي شود. كليشه هاي تبعيض جنسيتي نه تنها در مورد زنان معلول بلكه در مورد زنان غيرمعلول نيز اعمال مي شود و زنان به دليل آسيب پذيري، ضعف و وابستگي از سوي گروه مردان سلطه گر كنار گذاشته مي شوند نتيجه اين تعارضات منجر به نوعي تفوق در معلوليت‌هاي مردانه است كه مي‌كوشد مردان معلول را افراد موفقي توصيف كنند كه شجاعانه عليه آسيب‌پذيري و ضعف‌هايشان مي‌جنگند اما در مورد زنان معلول، كليشه‌هاي موسوم مربوط به معلوليت همراه با كليشه‌هاي جنسيتي منجر به انزواي اجتماعي و فرهنگي آنان مي‌گردد. اشتغال از مهمترين موضوعاتي است كه زنان معلول در آن محدود و يا از آن محروم مي‌گردند زيرا باورهاي اجتماعي آنان را نسبت به ساير زنان ناتوانتر به شمار مي‌آورد زنان در اشتغال به طوركلي با تبعيض روبرو هستند و براي زنان معلول اين تبعيض باز هم بايد گفت خيلي بيشتر است. در شرايطي كه بيكاري زياد است. امكان اشتغال به بسياري از كارها به شدت محدود مي‌باشد تخمين زده مي‌شود كه 65 تا 70 درصد از زنان معلول بيكارند زنان معلول حتي زماني كه به عنوان يك نيروي كار مطرح مي‌شوند باز هم در جوامع خود به باورهاي غلط مربوط به معلوليت در ارتباط با شغلشان مواجه شده و با افراد غيرمعلول مقايسه مي شوند. هر چند كه در بيشتر بررسي‌هاي مربوط به معلوليت تا سالهاي اخير، بحث جنسيتي نقش خاصي را در تحليل مشكلات مربوط به معلوليت ايفا نمي‌كرد. امروزه تبعيض مضاعفي كه بر زنان دچار معلوليت روا داشته مي‌شود، مورد توافق متخصصان مطالعات معلوليت است. روند تغييرات در الگوهاي بررسي مشكلات معلولان نيز از اين ديدگاه حمايت مي‌كند. در اجتماع نيز موانع ناشي از كمبودهاي موجود در جامعه است كه موجب بسياري از محدوديت‌هاي افراد داراي معلوليت مي‌شود و بر همين اساس همين نگرش موانع و كمبودها براي زنان معلول به مراتب بيشتر از مردان است،‌ رفع تبعيض از اين گروه و فراهم آوردن زمينه‌هاي مشاركت آنان در جامعه و استفاده از فرصت‌هاي برابر، جز از طريق شناخت نيازهاي و مشكلات اين گروه، آن هم از منابع دست اول يعني تجربيات خود اين افراد امكان‌پذير نيست. سازمان جهاني بهداشت 10 درصد جمعيت هر جامعه را به عنوان افراد داراي معلوليت ذكر مي‌كند. سازمان ملل متحد در 1990 بين 2 تا 20 درصد جمعيت كشورهاي مختلف را دچار معلوليت معرفي مي‌كند. بنا به مستندات سازمان ملل، در مجموع، در كشورهاي كمتر توسعه‌يافته، افراد ناتوان بيشتري زندگي مي‌كنند 80 درصد معلولان جهان در كشور در حال توسعه زندگي مي‌كنند، درحالي كه مخارجي كه در اين كشورها براي آنها مصرف مي‌شود 20 درصد افراد معلول در كشورهاي پيشرفته است. توجه به موارد ذيل مي‌تواند تا حدودي راهگشاي مسائل مربوط به آنان باشد:

1. اجرايي شدن حقوق جامع معلولين كه در مجلس ششم به تصويب نمايندگان رسيده است.

2. توجه به آموزش كلاسيك دختران معلول با گسترش آموزش فراگير در كشور در قالب آموزش اجباري (همانند ساير كودكان)

3. حمايت از اشتغال زنان معلول در مناطق روستايي.

4. لزوم تحقيق و بررسي درخصوص تغيير نگرش جامعه نسبت به توانمنديهاي زنان معلول و رفع ديدگاههاي منفي جامعه در خصوص انجام وظايف زنانگي آنان از جمله همسري، مادري و ... از طريق رسانه‌هاي عمومي.

5. بررسي و تحقيق درخصوص مسائل و مشكلات عاطفي و جنسي زنان معلول از طريق برنامه‌هاي پژوهشي و آموزشي.

6. تأكيد بر حفظ و حراست از حقوق زنان معلول با تصويب قوانين تكميلي.

7. تلاش در جهت تدوين قوانين حمايتي از زنان معلول و زنان معلول سرپرست خانوار.

8. تلاش در جهت تدوين قوانين بيمه اي مكمل با توجه به نيازهاي گسترده درماني در زنان معلول جسمي.

9. مناسب سازي فضاي بيرون شهري ادارات و سازمانها و دستگاه‌هاي دولتي و خصوصي به منظور شركت بيشتر افراد معلول در جامعه.

10. فراهم آوردن شرايطي كه بتوانند تئوري‌هاي مربوط به معلولين را كاربردي كند و به آنها در رسيدن به حقوقشان كمك كند.

 

 

نحوه ی بر خورد با معلولین [18]در اسلام از ديدگاه پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع)

الف) نحوه ی برخورد با معلولین ذهنی:

پیامبر اعظم(ص) بر گروهی که جمع شده بود، گذشت. فرمود: برای چه جمع شده اید؟ گفتند: ای رسول خدا! این شخص مجنون شده و افتاده است. برای همین دورش جمع شدیم.

پیامبر اعظم(ص) فرمود:

او مجنون و دیوانه نیست، او مریض و مبتلا است. آیا به شما خبر بدهم که مجنون واقعی کیست؟ گفتند: آری
فرمود: «مجنون کسی است که در راه رفتن، خودنمایی و تکبر کند، و هی به طرف راست و چپ نگاه کند، و شانه های خود را حرکت دهد، از خدا بهشت طلب کند درحالی که گناه می کند، از شرش کسی ایمن نیست و به خیرش کسی امیدوار نیست.

توضیحات مرتبط: قرن ها قبل از آن که غربی ها، انسان های خطا کار را بیمار بدانند، قرآن مجید در آیات متعددی، از گناهکاران با عنوان کسانی که در قلب هایشان مرض وجود دارد، یاد کرده است(از جمله در آیه ۱۲۶ سوره توبه، آیه ۱۲ سوره احزاب و آیه ۹ سوره بقره) و معصومین بزرگوار(ع) نیز با همین دیدگاه با هر بدی که از انسان سر می زند، به صورت یک بیماری، برخورد نموده اند. تا جایی که حضرت علی(ع) از رسول اکرم(ص) با عنوان "طبیب دوار بطبه" یعنی پزشکی که برای درمان بیماری های بشر فرستاده شده است، یاد می کند.

غربی هایی که ارائه تئوری "انسان بیمار" به جای "انسان بد" را به خود نسبت می دهند، فراموش کرده اند که خودشان تا همین قرن های اخیر، حتی بیماران روانی خود را نه بیمار، بلکه دیوانه(اسیر دیو) و مجنون(جن زده) به حساب می آوردند و از طریق شلاق زدن و جن گیری و ... قصد نجات آن ها را داشتند و تازه، چند دهه است که نه تنها دیوانه ها، بلکه اشخاص خطا کار را هم بیمار به حساب می آورند.

اسلام، علاوه بر بیمار دانستن گناهکاران(که به آن اشاره شد( اشخاص به ظاهر دیوانه را نیز از قرن ها پیش، بیمار تلقی می کرده است. در خبر است که روزی عده ای از اصحاب، مردی را به پیامبر(ص) نشان دادند و گفتند: او دیوانه است! حضرت محمد(ص) پاسخ فرمودند: به او دیوانه نگویید، او بیمار است. دیوانه کسی است که خدای را نشناسد.

درست به دلیل همین دیدگاه مترقی اسلامی است که در تاریخ طب، نخستین کسی که به معالجه دقیق جسمی در بیماران روانی اقدام کرده است، حکیم ابوعلی سینا، پزشک عالیقدر شیعه است.

ب)نحوه ی برخورد با معلولین جسمی

در سیره ی معصومین علیهم السلام به موارد بسیاری از برخورد آن بزرگواران با افرادی که دچار معلولیتهای جسمی بودند برخورد می کنیم که درس های زیادی برای ما دارد آن بزرگواران هرگز فردی را که در یک ناحیه دچار معلولیت هست یک فرد کاملا ناتوان نمی شمردند و آنان را تشویق می کردند از سایر توانایی هایشان استفاده کنند ضمن اینکه آنان را به استفاده از ابزاری تشویق می کردند که ناتوانی آنان را در یک عضو جبران کند مثلا قرن ها قبل از آنکه فکر استفاده از عصای سفید به ذهن ها برسد پیامبر اکرم (ص) به شخص نابینایی که معلولیت در چشم خود را به عنوان دلیل برای حاضر نشدن در نماز جماعت بیان کرده بود با توجه به کوچکی شهرها و کوتاهی مسافتها در آن زمان این گونه راهنمایی کردند:

مردی نابینا به محضر رسول خدا(ص) شرفیاب شد. و عرض کرد یا رسول الله ! چشمم نمی بیند و چه بسا شده که اذان مسجد را می شنوم ولی کسی را پیدا نمی کنم که دستم را بگیرد و به مسجد برای نماز جماعت با شما بیاورد.
فقال له النبی صلی الله علیه و آله: ( شدَّ من منزلک الی المسجد حبلا و احضر الجماعة )

طنابی از منزلت به مسجد ببند و با کمک آن ( به مسجد بیا و ) در جماعت حاضر شو

حتی در مواردی که معلولیت به شکلی بوده که در یک فعالیت خاص امکان حضور معلولین وجود نداشته  مثل حضور در صحنه ی جهاد وقتی افرادی که دارای معلولیت بودند اعلام آمادگی می کردند پیامبر (ص) آنان را راهنمایی می کردند که خدمت به اسلام در این شکل خاص از وظایف ایشان نیست و می توانند به شکل های دیگری دین خدا را یاری نمایند.

همچنین در بین اصحاب و شاگردان معصومین (ع) افرادی یافت می شوند که دچار معلولیت بودند (مثل ابابصیر شاگرد امام محمد باقر علیه السلام ) اما هرگز آن معلولیت آنان را از حضور مفید و موثر در جامعه باز نداشته است.

رفتار کرامت آمیز و تشویق ها و راهنمایی های معصومین برای جلوگیری از گوشه نشینی و خدای ناکرده بی خاصیت شمردن معلولین و تلاش در جهت به فعلیت در آوردن سایر توانایی ها و استعدادهای ایشان و استفاده از ابزار مناسب برای جبران ضعف در یک معلولیت خاص معلولین برای ما درس بزرگی ست.

بيانات مقام معظم رهبري[19] در ديدار اقشار مختلف مردم:

در رابطه با معلولين (بي دست و پا)

 

در تاريخ 25/03/1384 در حسينيه ي امام خميني (ره) به مناسبت انتخابات دوره ي نهم رياست جمهوري

 

در كشور كارهاى زيادى هست كه بايد انجام بگيرد؛ كارهاى زيادى هم انجام گرفته است. مشكلات فراوانى وجود دارد كه بايد برطرف شود؛ گره‏هايى هست كه بايد باز شود. در كشور بايد فساد ريشه‏كن شود؛ تبعيض نباشد؛ به طبقه‏ى مستضعف و محروم 

بخصوص مستضعفينِ بى‏دست و پا 

به‏طور ويژه توجه شود؛ اينها وظايف اسلامى ماست؛ وظايفى است كه قانون اساسى بر دوش همه‏ى مسئولان كشور گذاشته است؛ هيچ‏كس نمى‏تواند خود را از اين كارها بركنار بدارد.

 


توانبخشي شغلي و حرفه‌اي، تأليف دكتر عبداله شفيع آبادي، استاد دانشگاه علامه طباطبايي

 مقاله علمي: بررسي ساختار اشتغال زنان مناطق شهري كشور در سال 75-1345- نسرين شيرزادي

 

Sabonis Chafee

  Assessment  

 Pre- Vocational 

 دكتر شفيع آباد، توانبخشي شغلي و حرفه‌اي معلولين، ص 35.

Assessment 

Pre- Vocational 

 Jacobs

 Shertzer

Super

  Strong Vocational Interest  

 Kuder Preference Record

 Rusch

 مقالة ‌اينترنتي

 http://www.mihan24.com/article-4139-0-0-31.html

گزارش كارآموزى گروهى

        

گزارش كارآموزى گروهى

فرشاد چرخان، ايمان معظم ، آرش شيخ رباطى ، داريوش اسكندرى

محل كار ورزى:

دفتر مشاوره خوابگاه دانشگاه صنعتى اصفهان

پاييز 1388

 

چكيده :

با توجه به اينكه فعاليت ها و اقدامات صورت گرفته توسط مددكاران گروه درماني كه متشكل از سه گروه بوده كه هر كدام از گروه ها موضوع مختص به خود را دارا مي باشد.

با ذكر اين موضوع كه گروه هاي نام برده به وسيله گروهي از دانشجويان مدد كاري تشكيل شده به اين صورت مي باشد كه همه ي اعضاءگروه مددكاران به طورهم زمان و به اتفاق يكديگر در تمامي جلسات هر سه گروه شركت داشته اند به طوري كه با شروع هر جلسه يكي از اعضاءگروه در حضور ساير مددكاران گروه را بر عهده مي گرفتند .

با عنايت به اينكه با فعاليت هايي كه در طي اين مدت با راهنمايي هاي دلسوزانه استاد گرانقدر خود انجام داده ايم توانسته باشيم پاره اي از زحمات اساتيد گران قدر را جبران كرده باشيم .

با تشكر از همكاري مشاوران خوابگاه دانشگاه صنعتي اصفهان

مقدمه :

هدف از مددكاري گروهي :

در فعاليت ها و جريان هاي افراد ، تجربيات خود را در اختيار يكديگر مي گذارند . هركس از تجربه ي خود سهمي به ديگران مي دهد و در مقابل از تجربه ي آن ديگري استفاده مي كند . اعضاء گروه عملاً  مي آموزند كه هر كس داراي حقي است و براي حق يكديگر احترام قايل مي شوند . افكار و ايده هاي خود را براي هم بيان مي كنند ، مي آموزند كه اختلاف عقايد و آراء و اختلاف در داوري و قضاوت خود را آشكار كنند بدون اينكه دشمني و يا خصومتي پيش آيد و يا احساس ناكامي و محروميت كنند و نيز فرا مي گيرند كه به تصميم اكثريت گردن نهند و آن را از صميم قلب بپذيرند . وصول به اين چنين هدف هايي ، براي پيش رفت و رشد شخصيت افراد و ايجاد احساس تعلق و بستگي مشترك در بين اعضاي گروه بسيار مهم است .

بطور كلي مددكاري گروهي يكي روش هاي مددكاري اجتماعي است كه به افراد كمك مي كند تا با كسب تجربه هاي آگاهانه قادر شوند فونكسيون و نحوه ي انجام وظيفه ي اجتماعي خود را توسعه و گسترش دهند . و با قدرت و توانايي بيشتر و موثر تر بتواند مسايل و مشكلات شخصي ، گروهي و يا جامعه اي را حل و فصل كند .

با توجه به هدف مددكاري گروهي و همچنين هدف مركز مشاوره كه ارتقاء سلامت روان دانشجويان و توانمند ساختن آن ها مي باشد .

سه گروه با موضوع هاي ( شناخت مشكلات روانشناختي و چگونگي سازگاري با محيط خوابگاه، اعتياد و ايدز و رفتارهاي پر خطر ) تشكيل شده و در هر يك از گروه ها با توجه به مهارت هاي تكنيك هاي مدد كاري گروهي در جهت افزايش آگاهي و شناخت مشكلات عمده دانشجويان اقدام شد كه مراحل انجام شده به شرح ذيل مي باشد .

 

شروع گروه

الف ) مرحله خصوصي شروع گروه ( مرحله جنيني )      ( بوجود آمدن ايده تشكيل گروه با توجه به تجربيات مدد كار )

ب ) مرحله عمومي شدن گروه يا شروع گروه : اقدام از طريق مصاحبه فردي با دانشجويان ساكن خوابگاه و همچنين تنظيم فراخوان و دعوت از اعضاء داوطلب .

ج ) مرحله اولين جلسه گروه : آشنايي اعضا با همديگر و تنظيم قوانين و مقررات گروهي

 

مرحله شكل گرفتن گروه :

شناخت هدف گروهي و شركت در مباحث و تعامل با يكديگر

 

مرحله تداخل ، جدايي ، كشمكش يا تداخل و تركيب مجدد :

شناسايي اختلاف نظرها و بحث و تبادل نظر در مورد آن ها و بدست آوردن يك راه حل مشترك.

 

مرحله عملكرد و پايداري گروه

 

مرحله پايان كار گروه :

الف ) آماده سازي اعضا با پايان گروه

ب) مرحله پايان گروه ( جلسه آخر )       

ج ) پيگيري

 

جلسه اول

ويژگي هاي كلي گروه :

تعداد اعضاي گروه : 7 نفر

حدود سني : 22-19

محل تشكيل گروه : دفتر مركز مشاوره خوابگاه

نوع عضويت:  داوطلبانه

مشخصات اعضاي گروه :

رديف

نام و نام خانوادگي

سن

شغل

درآمد

وضعيت سلامتي

توضيحات

1

علي – ك

20

دانشجوي عمران

.........

سالم

--------

2

مهدي – ا

20

دانشجوي عمران

.......

سالم

-------

3

رضا – ش

22

دانشجوي برق

........

سالم

-------

4

پوريا – م

21

دانشجوي فيزيك

........

سالم

--------

5

محمد- ر

19

دانشجوي برق

........

سالم

--------

6

پيلم – ص

23

دانشجوي شيمي

.......

سالم

--------

7

نسينا - ج

20

دانشجوي رياضي

.......

سالم

--------

2- مشكل يا هدف مشترك گروه : شناسايي عمده ترين مشكلات روانشناختي دانشجويان ساكن خوابگاه

اهداف اصلي گروه:

1 – آگاهي شناخت مشكلات خوابگاهي

2- شناخت عوامل تاثير گذار بر ايجاد مشكلات عنوان شده

3 – ادامه راه كار هايي در جهت حل مشكلات در صورت لزوم

لازم به ذكر است اين گروه با توجه به درخواست دانشجويان مراجعه كنند به مركز به صورت داوطلبانه و استقبال آن ها صورت گرفته است كه تعداد آن ها 7 نفر بوده كه يكي از آن ها به نمايندگي از ديگران نقصاي خود را مطرح نموده و هماهنگي لازم جهت تشكيل گروه را انجام داده است .

پس از ارزيابي اوليه و با توجه به استقبال و نياز دانشجويان با پيشنهاد آن ها موافقت شد و مقرر گرديد اولين جلسه گروه طي هفته آينده روز سه شنبه ساعت 17 عصر برگزار شود .

 

 

 

 

اولين جلسه گروه :

تاريخ برگزاري جلسه : 7 / 8/1388

ساعت شروع جلسه : 17:00 روز سه شنبه

مدت زمان جلسه : 60 دقيقه

تعداد و نام اعضاي حاضر و غايب : اعضا 6 نفر و غايب نداريم

نحوه نشستن اعضاء:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف از تشكيل جلسه : آشنايي اعضاء گروه شناخت وظايف و اهداف گروه

با سلام و خسته نباشيد ، ما مددكاران اين مركز هستيم كه با تعدادي از شما،طي ارتباطات قبلي آشنا شديم و با توجه به استقبال و علاقه شما در خصوص بحث هاي گروهي و حل مشكلات خوابگاهي طي هماهنگي يكي از دوستان شما مقرر گرديده براي تشكيل كار گروهي چند جلسه اي را با هم باشيم كه اميدوارم با شركت در جلسات و مشاركت همگي بتوانيم به نوعي در شناخت مسائل و حل آن ها به همديگر كمك كنيم .

محتواى جلسه :

حالا از شما مي خواهم كه براي آشنايي بيشتر هر يك خودتان را معرفي كنيد .

( در حالي كه سكوت براي چند لحظه اي حاكم بود ( علي – ك ) يكي از اعضا ي گروه خود را معرفي نمود ) .

علي – ك هستم 20 سالمه ، سال دوم رشته عمران اهل تهران با توجه به حضور دو ساله در خوابگاه احساس مي كنم بايد در برخي از زمينه ها بخصوص افسردگي بين دانشجويان راهي را پيدا كنيم .

( بعد از علي – ك ، مهدي ا ، كه در كنار او نشسته بود خود را معرفي نمود ) مهدي – ا ، هستم 20 سالمه سال دوم رشته عمران اهل مشهد . من احساس ميكنم مركز مشاوره خوابگاه با همكاري ما كه داوطلبانه مراجعه نموديم مي توانيم در جهت كمك با افراديكه نيازمند هستند اقدام كنيم .

 رضا – ش هستم 22 سالمه سال سوم برق ، من خودم از جمله افرادي هستم كه به دليل عدم علاقه اوليه به رشته تحصيلي ام در دانشگاه و خوابگاه دچار افسردگي و كمبود اعتماد به نفس بودم و احساس مي كنم خيلي از هم رشته اي هاي من با اين مشكل مواجه اند .

پوريا – م هستم 21 سالمه دانشجوي سال سوم فيزيك اهل كاشانم علاقه مندم در اين گروه شركت كنم .

محمد – ر 19 سالمه دانشجوي رشته برق ايلامي هستم من هم با توجه به علاقه و همچنين همراه دوستانم به اين گروه آمدم .

پيام – ص 23 سالمه دانشجوي سال سوم شيمي و اهل تهرانم و به دليل توصيه يكي از دوستانم هم جهت حل بعضي از مشكلات كه هم مربوط به خودم است و هم ساير دوستانم تصميم به حضور در اين گروه گرفتم .

سينا – ح 20 سالمه اهل تبريز دانشجوي سال دوم رياضي . احساس مي كنم برخي از مشكلات موجود در خوابگاه مربوط به مسائل روانشناختي است كه با مشورت با دوستانم تصميم گرفتم به كمك همديگر و شكل گروهي و با همكاري دفتر مشاوره در جهت شناخت و شايد حل آن ها كمك كننده باشيم .

مدد كار : متشكرم از همگي شما و خيلي خوشحالم از اينكه در كنار شما هستم و با افرادي با انگيزه و  مسئولي مثل شما آشنا مي شوم و اميدوارم با علاقه و اشتياق جهت انجام كار بتوانيم به اهدافي كه داريم برسيم .

علي – ك : به نظر شما كاري مي توانيم انجام دهيم ؟

مدد كار : اولين گام را كه مشاركت و توجه به مسائل است توسط شما برداشته شده ما از طريق بحث در جلسات گروهي به بررسي مشكلات دانشجويان و شناخت عوامل آن با توجه به نظرات شما مي پردازيم و با توجه به تخصص و تجربيات خودمان شما اميدواريم برنامه ريزي خوبي در اين زمينه داشته باشيم .

مدد كار : لازمه هر گروهي وجود يكسري قوانين و دستورالعمل هاي اجرايي است كه هر يك تعهد مي دهند كه به آن عمل نمايند به نظر شما در گزوه ما چه قوانين وجود داشته باشد بهتر است؟

علي – ك : به نظر من ساعت و مكان مشخص داشته باشيم .

سينا : به طور واقع بيانه و بدور از هر گونه ترسي تمام مشكلات را بيان كنيم .

پيام : هر كسي آزادانه اين اجازه را داشته باشد نظر خود را بيان كند و ديگران درصدد بي اهميت جلوه دادن آن نباشند.

رضا : ورود و خروج در طي جلسه نداشته باشيم .

علي : يه مسئله اي بنظرم رسيد موبايل ها را خاموش كنيم يا جواب ندهيم .

محمد : اگر شخصي داوطلبي را شناسايي كرديم از او هم دعوت كنيم بيايد .

( همگي اعضا كاملاً صريح موافقت خود را اعلام كردند )

مهدي : در صورت امكان فيلم يا كتاب هاي تخصصي به ما معرفي شود تا قبل از هر جلسه بتوانيم از آن ها استفاده كنيم .

مدد كار : متشكرم از نظرات شما آقاي ( م – پوريا ) به نظر شما چه مقررات ديگه اي مي توانيم داشته باشيم ؟

پوريا : من با نظرات دوستانم موافقم .

          طي توافق اعضا مقرر گرديد جلسه ساعت 17 هر سه شنبه و با حضور

علي : يه مسئله اي به نظرم رسيد موبايل ها را خاموش كنيم يا جواب ندهيم

محمد : اگر شخص داوطلبي را شناسايي كرديم بهتر نيست از اوهم دعوت كنيم بيايد

(همگي اعضا ء كاملاً صريح موافقت خود را اعلام كردند  )

مهدي : در صورت امكان فيلم يا كتاب هاي تخصصي به ما معرفي شود تا قبل از هر جلسه بتوانيم از آنها استفاده كنيم

مدد كار : متشكرم از نظرات شما آقاي (-م- پوريا ) به نظر شما چه مقرارت ديگري مي توان داشته باشيم ؟

پوريا من هم با نظرات دوستان موافقم .

طي توافق اعضاء مقرر گرديد جلسه ساعت 17 هر سه شنبه با حضور همگي و قبول نظرات همگي به عنوان قوانين تشكيل شود در صور ت عدم حضور يك روز قبل به اطلاع مدد كار رسيده باشد.

 

جمع بندى مطالب :

مدد كار : با توجه به اين كه مدت 10 دقيقه تا پايان اولين جلسه وقت باقي است از شما مي خواهم كه جمع بندي در مورد اولين جلسه و اهداف و موضوع جلسه بعد  داشته باشيد.

علي : با توجه به بحث  صورت گرفته مقرر گرديد در خصوص عمده ترين مشكلات خوابگاهي جلساتي  داشته باشيم و همچنين قوانيني را با توافق هم جهت همبستگي بيشتر اعضاء گروه ايجاد نموديم كه عبارت انداز : تشكيل جلسه راس ساعت 17 هر سه شنبه و موبايل ها را قبل ورود به جلسه خاموش كنيم ، در صورت عضو داوطلب از او دعوت نمايم و همچنين به نظرات همديگر احترام بگذاريم .

مدد كار : اهداف گروه مان را هم بيان كنيد ؟

رضا : من مي تونم بيان كنم

مددكار: البته بفرمايد

رضا : 1 شناخت عمده ترين مشكلات 2 بررسي عوامل تاثير  گذار  بر  آنها 3 ارائه                            راهكار       

مددكار: متشكرم از هم فكري همه شما تا جلسه اينده ( هفته بعد ) همه در مورد مشكلات عمده دانشجويان فكرو بررسي كنيم تا در مورد آن در گروه بحث شود ( تكليف )

 

ارزيابي نهايي :

به نظر مي رسد اعضاي حاضر در گروه به دليل حضور خود در خوابگاه و ارتباط با دانشجويان ساكن با مسائلي مواجه شده اند كه كمك به حل آنها را يك از راههاي كاهش مشكلات دانشجويان مي دانند و با توجه به روحيه داوطلبانه و مشاركتي آنها به نظر مي رسد با انگيزه بالايي در جهت هرچه بهتر شدن كيفيت گروهي تلاش نمايد و همچنين با توجه به مراحل تحول و تكامل كار گروهي به نظر مي رسد ( در واقع مرحله شروع گروه ، خصوصي و عمومي شدن توسط اعضاء شكل گرفته است ) اين دانشجويان مرحله خصوصي تشكيل گروه و ايده آن در ذهن آقاي علي -ك - و مهدي –ر شكل گرفته و پس از بررسي و مشورت با دوستان ديگر آن را در جمع اتاق خود و اتاق دوستان خود مطرح نموده و پس از گقتگو به اين نتيجه رسيده اند كه شايد كمك كوچكي به حل مشكل از دفتر مشاوره كمك بگيرند .

 

 

جلسه دوم  :

تاريخ برگزاري جلسه :  14/8/1388  

ساعت شروع جلسه :   ساعت 17 عصر 

مدت زمان جلسه : 90 دقبقه    

محل تشكيل گروه :  دفتر مشاوره خوابگاه

تعداد و اعضاي حاضر و غايب : كل اعضا حاضرند

نحوه نشستن اعضاء:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف از تشكيل جلسه : بررسي عمده ترين مشكلات دانشجويان ساكن خوابگاه

 

محتواي جلسه:

مددكار: با سلام همانطور كه جلسه قبل هم گفته شد موضوع اين جلسه ما درباره بررسي عمده ترين مشكلات و بحث در خصوص آن است

مدد كار : به نظر شما كه ساكن خوابگاه و عضوي از آن هستيد چه مسالي را مي توان به عنوان مشكلات روانشناختي  دانشجويان در نظر گرفت

رضا: به نظر من نبود امكانات رفاهي مناسب / دوري از خانواده و عدم برنامه ريزي صحيح جهت  استفاده از وقت در خوابگاه  

محمد : عمده ترين مسئله دوري از خانواده  و كم شدن حمايت آنها و همچنين افسردگي است

علي : به نظر من هم بيشترين چيزي كه در خوابگاه مشاهده مي شود افسردگي كه علتهاي مختلفي را ممكن است داشته باشد ، دوري از خانواده – دوري از شهر و فرهنگ / شكست عاطفي و ....

مهدي : اعتماد به نفس پايين ، احساس سرخوردگي ، ضعف و نداشتن اميد به آينده همه اينها كاملاً در بين آنها ديده مي شود .

علي : نرسيدن به خواستها و همچنين نداشتن اميد به آينده شغلي ، زندگي و ... از عواملي است كه باعث افسردگي و تنهايي مي شود .

پيام : من نظر علي را قبول دارم چون براي همگي ما آينده خيلي مهمه ولي كاملاً تيره به نظر مي رسد و چون خوابگاه هم يك محيط جمعي است اين بي انگيزگي ما و نا اميدي ما به همه ديگر انتقال داده مي شود

پوريا : بدترين چيز  در خوابگاه احساس مورد پذيرش نبودن و حقارت است كه باعث افسردگي مي شود و براي اينكه اين احساس از بين برود ، سيگار و حتي مواد و مشروب تا حدودي جاي آن را مي گيرد

مددكار : به نظر شما يعني استفاده از موارد احساس حقارت را از بين مي برد ؟

پوريا : نه من ميگم كه براي فرار از آنها خيلي ها به مواد و سيگار كه خيلي زياد است روي مي آورند

علي : من قبول دارم شما وارد هر اتاقي كه در خوابگاه بشويد تقريباً استفاده از سيگار يا مشروب را حداقل داشته اند و بيشتر آنها هم با انگيزه مورد توجه بودن .

رضا : من موردي را در خوابگاه مي شناسم كه به خاطر شكست عاطفي و و طرد شدن از سوي دختر خانم افسرده شده و استفاده از سيگار را وسيله اي براي فراموشي آن مسئله عنوان مي كند و روز به روز هم به شدت افسردگي ايشان اضافه مي شود

مهدي : پرخاشگري ، عصبانيت ، هم يكي از مسائل موجود در خوابگاه پسران است

محمد : در طول روز شما حداقل يك يا دو بحث يا موارد در خوابگاه بر سر مسائل كاملاً الكي مشاهده خواهد كرد

( در اين لحظه همگي براي چند لحظه اي سكوت كردند و به نظر مي رسيد مشغول فكر كردن در مورد مشكلات هستند )

مدد كار : سينا جان شما نظرتون چيست ؟

سينا : بزرگترين مشكل ارتباط با جنس مخالف و شكست در آن است و يا شايد هم گاهي وابستگي بيش از حد كه مي تواند باعث افسردگي ، احساس سرخوردگي و اعتماد به نفس پايين و خشمگين شدن و ... شود

علي : به نظر من همگي اين مسائل كه ما مطرح كرديم مي تواند تاثير گذار باشد ولي عمده ترين مشكل همان بحث عدم آگاهي از چگونگي مواجعه شدن با‌آن است

مدد كار : اگر امكان دارد بيشتر  در مورد اين مسئله صحبت كنيد ؟

علي : از همان دوران مدرسه كسي به ما ياد نداد كه چه طور با خشممان مقابله كنيم ، چطور ارزشمند باشيم و به چه چيزهايي افتخار كنيم وقتي من خودم را نشناسم و توانايي هايم را ندانم مسلماً باعث شكست و احساس حقارت در جمع همسالان خودم مي شود و بدنبال آن افسردگي و كاهش اعتماد به نفس و خشمگين شدن و ...

محمد : هيچ چيزي بدتر از افسردگي نيست من خودم دوره اي از آن را طي كردم و وقتي دانشگاه قبول شدم چون رشته تحصيلي ام را دوشت نداشتم و از خانواده ام هم دور شده بودم افسرده شدم و اصلاً انگيزه هيچ كاري را نداشتم ، مدام مي خوابيدم ، اشتها نداشتم دلم مي خواست گريه كنم ...... تا به كمك يكي از دوستانم كه مشاور بود توانستم با مشكلات مقابله كنم .

علي : احساس تنهايي كردن هم در خوابگاه زياد و در ابتداي ورود به خوابگاه بيشتر از هميشه احساس مي شود. به همين خاطر احساس مي كنم همگي ما شايد براي دوره كوتاهي افسرده بودن و احساس تنهايي را تجربه كرده باشيم .

 

جمع بندى مطالب :

مددكار : متشكرم از نظرات و بحثهاي همگي شما 15 دقيقه ديگر تا پايان جلسه امروز وقت  داريم از يكي از اعضا خواهش مي كنم جمع بندي داشته باشد . « همگي از علي خواستند كه بيان نمايد»

علي : با توجه به نظرات همگي چيزي كه همه ما توافق داشتيم وجود افسردگي و احساس تنهايي و نا اميدي در بين دانشجويان بود كه عواملي چون شكست هاي عاطفي / دوري از خانواده / بي علاقگي به رشته تحصيلي مي تواند در آن تاثير گذار باشد و همچنين اين عامل مي تواند به نوعي باعث كاهش اعتماد به نفس شود .

مدد كار : متشكرم علي آقا : پس با توجه به جمع بندي شما ما بايد عمده ترين مشكل را افسردگي ، احساس تنهايي و پس اعتماد به نفس پايين در نظر بگيريم آيا همه اعضا موافق هستند ؟

« همگي اعضاء توافق خود را با گفتن كلمه بله اعلام نمودند »

مهدي : بببخشيد من مي توانم موضوع ديگري را هم اضافه كنم ؟

مدد كار : البته بفرمايد .

مهدي : به نظر من پرخاشگري و عدم كنترل خشم هم بايد مد نظر قرار گرفته شود چون كاملاً در خوابگاه مشهود است

مدد كار : بقيه دوستان نظرشان چيست ؟

سينا : به نظر من خيلي مشكل خاصي نمي تواند باشد .

مدد كار : بقيه اعضاء چطور ؟

« همگي اعلام كردند با توجه به اينكه اين مسئله هم مي تواند در نظر گرفته شود . يكي از موضوعات جلسه را نيز به آن اختصاص مي دهيم »

مدد كار : ( با توجه به عضو مخالف و جلب نظر ايشان و توافق او ؟ ) سينا جان شما با نظر بقيه دوستان موافقيد

سينا : هرچند كه مشكل حادي نيست ولي چون عضو گروه هستم و قرار بر توافق همگي است من هم قبول دارم .

مدد كار : متشكرم ، خسته نباشيد ، پس براي آينده همگي سعي كنيم در مورد افسرگي و عواملي آن اطلاعاتي را كسب نماييم تا مشاركت بيشتري داشته باشيم . ( تكليف )

مهدي :  و علي : با همديگر امكان دارد از كتابهاي مركزي استفاده كنيم ؟ ممكن است شما ما را ياري كنيد ؟

مدد كار : البته شما مي توانيد از كتابهاي موجود استفاده كنيد و بعد از اتمام جلسه و هر زماني كه دوست داشتيد مراجعه نماييد تا راهنمايي هاي لازم توسط من يا ديگر همكاران ارائه گردد .

 

ارزيابي مدد كار :

با توجه به مراحل تحول و تكامل گروهي با توجه به موفقيت در مرحله اول ( شروع گروه ) و همبستگي ابتدايي در اولين جلسه گروه ، مرحله دوم ( شكل گيري گروه ) در جلسه دوم كاملاً مشاهده مي شود در اين مرحله بر اساس تكليف جلسه اول در مورد عمده ترين مشكلات بحث نموده و توجه داشتيد كه به قوانين گروهي پايبند باشند ، اعضاء در زمان مقرر حاضر شده و موبايل هارا خاموش نموده و آنچه كه اهميت داشت تعامل اعضاء و توجه به نظرات يكديگر است .

 

نقش هاي گروه :

هنچنين به نظر مي رسد علي بطور ناخود آگاه رهبري گروه را بر عهده دارد و همگي بر سر اين مسئله توافق دارند ( ممكن است چون ايده تشكيل از جانب ايشان مطرح شده نا خود آگاه ديگران اورا بعنوان هدايت كننده در نظر گرفته باشند .

 سينا و پوريا : نسبت به ساير اعضاء مشاركت كمتري دارند و بيشتر شنونده هستند كه مدد كار سعي نمود آن ها را به صحبت كردن و اظهار نظر دعوت نمايد .

علي و مهدي ارتباط بيشتري با يكديگر دارند و در تاييد يكديگر عمل مي نمايند .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جلسه سوم :                   

 تاريخ برگزاري جلسه : 21/8/1388                                                                                                                      

ساعت شروع جلسه : 17 عصر

مدت زمان جلسه : 5/1 ساعت

مكان : دفتر مركز مشاوره خوابگاه

تعداد اعضاى حاضر و غايب : حضور همه اعضاء

نحوه نشستن اعضاء :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف از تشكيل جلسه : بررسي ميزان تاثير گذاري عامل افسردگي به عنوان يكي از مشكلات عمده دانشجويان ساكن خوابگاه .

 

محتواي جلسه :

با سلام و خوش آمد گويي به شما دوستان عزيز طي هفته گذشته ما درباره ي مسائل و مشكلات دانشجويان خوابگاه بحث نموديم و مقرر گرديد اين هفته در مورد افسردگي بحث نماييم و به نظر من بهتر است جهت آشنايي بيشتر با موضوع در ابتدا تعريفي از افسردگي را بيان كنيم به نظر شما افسردگي چيست ؟ هر كدام از شما آمادگي داريد بفرماييد .

محمد : به نظر من افسردگي بر اثر تحمل فشارهاي روحي و فكري نامناسبي و يا از دست دادن عزيزي بوجود مي آيد و آستانه ي تحمل فردي را كاهش مي دهد .

علي : افسردگي به نظر من يعني از زندگي كناره گرفتن ، طرد شدن از جامعه ، احساس شكست و نا اميدي كردن كه ممكن است به صورت بي اشتهايي ، خواب زياد و داشتن افكار منفي نمود پيدا مي كند .

رضا : به نظر من افسردگي يك چيز نسبي است از فردي به فرد ديگر فرق مي كند بستگي به حالت روحي فرد دارد كه چگونه بتواند سازگاري پيدا كند و اينكه بتواند آن ها را تغيير دهد . مثلاً خود من كه در شروع تحصيلم علاقه اي به رشته ام ( پرستاري ) نداشتم اين موضوع باعث شد كه براي مدت ها ( ترم 1 و 2 ) فكرم مشغول باشه و روحيه ام ضعيف شود و اعتماد به نفسم پايين بيايد و زود عصباني هم مي شدم و آن ارزشمندي ها قبل را در خود نمي ديدم .

 

تداخل جدايي و كشمكش :

پوريا : افسردگي در تغيير زبان عاميانه اي كه از آن داريم يك نوع دپرس شدن و به بيان ديگر از جمع فاصله گرفتن و در غم و اندوه سير كردن  است . وقتي كسي افسرده مي شود بيشتر توي خودش است با كمتر كسي ارتباط برقرار مي كند و اگر كسي پيش او بيايد خيلي برايش عذاب آور است .

سينا : من با نظر پوريا مخالف ام ممكن است كسي نتواند ارتباط برقرار كند اين دليل بر افسرده بودن نيست در صورتي به كسي مي گوييم افسرده كه در يك جمع روحيه خوبي نداشته ( منزوي باشد ) و همچنين طي مدتي حالات براي او اتفاق افتاده باشد .

پوريا : من هم منظورم اين است كه كسي افسرده است اصلاً توانايي در جمع بودن را ندارد .

مدد كار : به نظر شما علل افسردگي در بين دانشجويان چه عواملي هستند ؟

محمد : يك نشان عصبي به طوريكه فرد قادر به تحمل آن نباشد مثل بحث با دوستان در خوابگاه و يا عدم توجه از اساتيد به مشكلات دانشجويي ، عدم دسترسي به حمايت هاي خانواده و ... كه باعث شده از زندگي نا اميد شود و از هم جدا شود .

پوريا : به نظر من احساس شكست و نااميدي ، از دست دادن يكي از عزيزان كه وابستگي به طرف مقابل باعث مي شود فرد فقط در خاطرات گذشته باشد و در خود فرو ريخته و از جمع جدا شود .

علي : ممكن است شكست در تحصيل ( مشروطي ، افت تحصيلي ) يا روابط عاطفي باشد .

مهدي : گاهاً ممكن است زمينه ي خانوادگي وجود داشته باشد .

مدد كار : سينا جان نظر شما چيست ؟

( سينا با حالتي از ترديد عنوان مي كند ): به نظر من عدم توجه به نياز هاي دانشجويان از سوي مسئولين نداشتن امكانات رفاهي مناسب مخصوصاً در سال اول ورود به دانشگاه ، آشنا نبودن با فرهنگ زندگي خوابگاهي ميتواند باعث  احساس جدايي از محيط جديد و احساس تنهايي و افسردگي شود .

علي : من با نظر سينا موافقم عدم ارتباط مناسب مسئولين خوابگاهي و بدون توجه به نيازهاي حمايتي مادر بدو ورود به خوابگاه يكي از عواملي است كه باعث ايجاد سرخوردگي در دانشجو و به دنبال آن افسردگي و گوشه گيري فرد مي شود .

مدد كار : متشكرم . نظر خاص ديگه اي نداريد ؟

 همگي اعضا به فكر فرو رفته و اظهار داشتند ، اكثر عوامل تاثير گذاران را عنوان نمودند ) .

مدد كار : به نظر من همه عواملي كه شما گفتيد ، محيط خوابگاهي ، دانشگاهي ، عدم آمادگي هر يك از شما جهت ورود به خوابگاه عدم توجه به نيازهاي فردي و جمعي و همچنين عوامل خانوادگي مي تواند در اينجا افسردگي تاثير گذار باشد و در مواردي هم عوامل و ...

علي : من اجازه دارم موضوعي را مطرح كنم ؟

مددكار : بفرماييد .

علي : در محيط خوابگاه محيطي ( فضايي ) براي تخليه هيجاني و انرژي هاي مازاد وجود ندارد و گاهاً اين عامل مي تواند باعث افسردگي شود و به دنبال آن براي تخليه هيجانات استفاده از سيگار و مواد و مشروب و همچنين ارتباط با جنس مخالف به صورت نا آگاهانه مورد نظر قرار مي گيرد ( متشكرم ) .

مدد كار : از شما ممنونم . به نظر شما براي پيش گيري بادرمان افسردگي چه راهكارهايي را مي توانيم بكار ببريم ؟

مهدي : فضايي ايجاد كنيم و افراد را در جمع و در آن فضا قرار دهيم چون يكي از عوامل افسردگي همان طور كه گفتم گوشه گيري است كه باعث مي شود فرد در فكر فرو رود و بتواند با افراد در يك جمع قرار گيرد . با حضور در فضاهاي شاد به نوعي ارتباط را براي ايشان با ديگران مهيا نماييم .

پيام : راهنمايي به فرد جهت استفاده بيشتر از منابع حمايتي خانواده و حضور بيشتر در نزد اعضاء خانواده تا از شدت فشارهاي رواني و مسائل آن كاسته شود . و همچنين ترغيب فرد جهت شركت در فعاليت هاي ورزشي و هنري و ... البته در فضاي خوابگاه و دانشگاه مسئولين نيز در جهت مهيا نمودن اين امكانات نقش بسزايي دارند .

پوريا : برگذاري كارگاه هاي آموزشي جهت ارائه آگاهي هاي لازم در خصوص مسائل خوابگاهي و سازگاري با محيط ارتباط با جنس مخالف و چگونگي پيش گيري از شكست هاي عاطفي مي تواند تاثير گذار باشد .

سينا : فعال تر شدن كادر مشاوره و ارتباط هر چه بيشتر آن ها با دانشجويان نيز مي تواند بعنوان يكي از منابع حمايتي مطرح شود و افراد و مشكل را كمك كند و در جهت پيشگيري از ايجاد افسردگي بيشتر اقدام نمايد .

علي : همه ما مشكلاتي داريم ولي زمانيكه در كنار همديگر قرار مي گيريم تا حدودي از شدت مشكلات كاسته مي شود در واقع بيان مشكلات با دوستان و كساني كه احساس مي كنيم ما را درك مي كنند در كاهش افسردگي ناشي از مشكلات كمك كننده باشد و به نظر من تشكيل گروه هايي با هدف كاهش مشكلات فردي و جمعي در خوابگاه مي تواند مفيد واقع شود .

رضا : من خيلي با نظر شما موافق نيستم چون بيان مشكلات همراه با نا اميدي است و نگران كننده كه باعث تضعيف روحيه مي شود و حضور در جمع اگر فرهنگ سازي كافي صورت نگرفته باشد بعضي اوقات ممكن است اثر سوء داشته باشد .

مددكار : ممكن است كمي بيشتر توضيح دهيد ؟

رضا : يعني افرادي كه در يك گروه قرار مي گيرند كاملاً آگاه بر اهداف جلسه گروهي باشند و بخواهند از طريق آن به تعامل گروهي برسند نه اينكه فقط ايجاد ياس و نااميدي به همراه بيان مشكلات را داشته باشند .

پوريا : من هم با نظر علي موافقم چون حضور در جمع باعث مي شود فرد با مشكلاتي شبيه به خود مواجهه شود و ديگر احساس نا اميدي و شكست نكند و بيشتر زندگي و واقعيات آن را درك كند و به آينده اميدوار شود و تلاش بيشتري در مقابله با مسائل و مشكلات زندگي (دانشجويي و خوابگاهي ) داشته باشد .

محمد : براي پيش گيري از افسردگي در خوابگاه و جمع هاي دانشجويي برنامه ريزي مسئولين خوابگاهي جهت ارائه امكانات رفاهي مناسب و همچنين داشتن ارتباط صميمانه تر و حمايتي تر مي تواند كمك كند و همچنين مركز مشاوره نيز از طريق كارگاه ، فيلم ، سمينار ، بروشور و ... مي تواند نقش بسزايي در كاهش عوامل افسردگي داشته باشد . در درمان افسردگي نيز فراهم نمودن فضاي شاد و تشويق افراد به حضور در آن مي تواند مفيد واقع شود .

پيام : به نظر من ورزش در كنار كار درماني توسط متخصصين روانشناس ، مددكار ، مشاور ، روانپزشك مي تواند در درمان مفيد باشد .

پوريا : مداخله مركز مشاوره به نظر من بهترين راه براي كمك به افراد افسرده خوابگاه است .

مدد كار : همانطور كه دوستان گفتند ،‌ايجاد فضايي جهت تخليه هيجاني و مثاد و نشاط آور و تقويت ارتباط حمايتي مسئولين خوابگاهي و دانشگاهي بعنوان منابع حمايتي در دسترس مي تواند در پيشگيري از افسردگي در خوابگاه مفيد باشد و همچنين تشويق به فرد جهت شناخت توانمندي ها و استفاده از امكانات موجود مي تواند در كنار كار درمان تخصصي جهت حل مشكل به فرد كمك نمايد .

جمع بندي مطالب :

مددكار :

با توجه به اينكه 10 دقيقه تا پايان جلسه گروهي باقي مانده از شما مي خواهم خلاصه اي از بحث هاي مطرح شده را توضيح دهيد .

علي : در اين جلسه در مورد يكي از عمده ترين مشكلات خوابگاهي يعني افسردگي ،‌عوامل تاثير گذار بر آن و همچنين راه هاي پيشنهادي جهت پيشگيري و درمان افسردگي را بحث نموديم و گفتيم كه افسردگي يك نوع احساس غم و نا اميدي و شكست و در خود فرو رفتن است كه ممكن است در نتيجه كاهش حمايت هاي خانواده در هنگام جدايي از آن ها عدم ارتباط مناسب مسئولين خوابگاهي و يا گاهاً اساتيد و همچنين وابستگي هاي عاطفي و شكست هاي عاطفي در ارتباط با جنس مخالف ايجاد شود .

و براي راه هاي پيشگيري و درمان :

مداخله مركز بصورت برگزاري كارگاه ، سمينار مشاوره فردي و ...

ارتباط نزديك مسئولين با دانشجويان در بدو ورود به دانشگاه به عنوان منابع حمايتي

وجود گروه هاي داوطلبانه يا درماني جهت حل مشكلات ناشي از افسردگي از طريق ارائه تجربيات فردي و استفاده از آن ها در محيط خوابگاه با مشاركت مركز مشاوره

ايجاد امكانات ورزشي ، هنري و رفاهي

استفاده از تيم تخصصي و مهارتي آن ها ( مدد كار – مشاوره – روانشناس – دانپزشك ) جهت درمان افسردگي افراد مبتلا

مددكار : با تشكر از مشاركت همگي شما در اين جلسه ، طبق قرار داد اوليه در جلسه بعدي در مورد يكي ديگر از مشكلات دانشجويان كه كمبود اعتماد به نفس است صحبت خواهيم كرد پس همگي تا هفته ي آينده در اين خصوص مطالعه و بررسي داشته باشيم ( تكليف براي جلسه )

 

ارزيابي گروه :

مشاركت اعضا در گروه خوب بوده و همگي در بحث مطرح شده شركت نمودند و هر يك با توجه به محتواي جلسه سعي در شناخت راه حل هاي احتمالي جهت حل مشكل افسردگي در بين دانشجويان را داشتند .

همانطور كه در روند تحول و تكامل گروهي مطرح است سومين مرحله گروه تداخل ، كشمكش و تركيب مجدد است در اين جلسه اعضا در بعضي از مواقع نظرات مخالف خود را به ديگر اعضاء اعلام مي نمودند كه اين مسئله براي مدت كوتاهي ايجاد نگراني را در گروه به همراه داشت و از آنجا كه اهداف گروهي بطور منسجم تدوين شده و همگي اعضا هبستگي را مد نظر داشتند . پس از كشمكش و اختلاف نظر سعي داشتند به گونه اي خود را جدا از گروه در نظر نگرفته و تعامل و تركي مجدد را از طريق حل اختلاف نظر ايجاد نمايند .

به طور مثال :

سينا و پوريا در تعريف افسردگي چندان نظر مناسبي نداشتند و ليكن در جمع بندي نهايي به توافق ب يكديگر رسيدند .

همچنين بين رضا و علي در خصوص تشكيل گروه هاي درماني و پيشگيرانه در خوابگاه اختلاف نظر مطرح بود كه با ارائه اظهار نظرات و تعامل گروهي به هدف مشتركي دست يافتند .

با توجه به آگاهي از روند تحول كار گروهي مددكار توانست اعضا را جهت رسيدن به هدف و تعامل گروهي به صبر و شكيبايي و توجه به نظرات اعضاء ديگر سوق دهد و آن ها را بسوي هدف مشترك خودآگاهي دهد .

 

نقش هاي گروهي :

علي : نقش رهبر گروه را داشته ، اعضا را در كار گروهي هدايت مي كردند و به بحث هاي گروهي جهت مي دادند و در موارد مختلف اظهار نظر مي كردند و مسائل نا مفهوم را تشريح و توضيح مي دادند و كسي بودند كه طي 3 جلسه برگزار شده وظيفه ي ارائه خلاصه جلسه را بر عهده گرفتند .

سينا و پوريا : از جمله افرادي بودند كه گاهاً نظرات مخالف گروه را داشتند .

محمد : اصولاً فرد موافق گروه محسوب مي شود .

رضا : عضو ساكت گروه كه فقط اظهار نظر كلي را داشتند .

مهدي : در مباحث مطرح شده به دنبال علي و تاييد گفته هاي ايشان بودند و فعال در گروه .

تعاملات در جلسه سوم كاملاً نشان از پويايي گروه مي باشد و افراد با توجه به ارتبازات خود علي كرمي را بعنوان رهبر گروه انتخاب نموده چون بيشترين ارتباط را با ايشان برقرار شده است .

 

جلسه چهارم :                   

 تاريخ برگزاري جلسه : 28/8/1388                                                                                                                       

ساعت شروع جلسه : 17 عصر

مدت زمان جلسه : 5/1 ساعت

مكان : دفتر مركز مشاوره خوابگاه

تعداد اعضاى حاضر و غايب : حضور همه اعضاء

نحوه نشستن اعضاء :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف از تشكيل جلسه  :

اعتماد به نفس به عنوان يكي از مشكلات دانشجويان خوابگاهي

 

محتواي جلسه :

با سلام و خسته نباشيد طبق هماهنگي هاي صورت گرفته قرار بر اين شد كه اين جلسه يكي از مشكلات دانشجويان خوابگاهي را كه با توجه به اولويت شما اعتماد به نفس در نظر گرفته شده را مورد بحث قرار دهيم . براي اينكه با موضوع بيشتر آشنا شويم بهتر است تعريفي از اعتماد به نفس داشته باشيم خواهش مي كنم هر يك از شما كه آمادگي داريد بفرماييد .

محمد : به نظر من اعتماد به نفس يعني اينكه فرد خودش را به عنوان فردي توانا كه آگاه بر توانمندي هاي خودش است قبول داشته باشد .

مهدي : اعتماد به نفس يعني شناخت احساسات و توانايي هاي محيطي و دروني كه فرد داراست و آن باعث احساس شايستگي و احترام به خود مي شو .

سينا : وقتي فردي آگاه به توانمندي هي خود باشد و همچنين بتواند آن  ها را فعال كند و نهفته و ناگفته نگذارد مي توان گفت فرد اعتماد به نفس خوبي دارد و آن چيزي را كه شايسته است را كسب كند .

پوريا : اعتماد به نفس يعني خود باوري قبول خودت با تمام ضعف ها و نقاط قوت .

علي : من هم با نظر سينا موافقم وقتي آدم خودش را بشناسد و توانمندي هاي خود باور داشه باشد و آن ها را به مرحله اجرا بگذارد در واقع خودش را درگير مسائل زندگي كرده و آمادگي قبول خيلي از مسئوليت ها را دارد و اين نشانه اعتمادبه نفس بالاي اوست .

پيام : حمايت اطافيان مخصوصاً خانواده و دوستان و متوجه كردن فرد نسبت به توانايي هايشان و عدم ايجاد سرخوردگي خيلي از موارد باعث افزايش اعتماد به نفس و خودباوري مي شود .

رضا : با توجه به نظرات دوستانم اعتماد به نفس من بر اين است علاوه بر توانمندي هاي فردي . آگاهي و كسب شناخت محيط پيرامون مي توان در اعتماد به نفس تاثير گذار باشد .

علي : رضا جان امكان دارد بيشتر توضيح دهيد ( نقش رهبري و بازگو كردن مسائل مبهم را ايفا مي كند )

رضا : ما بايد بتوانيم خودمان را با محيطي كه در آن هستيم سازگار نماييم و در موارد ضروري بين خواسته و خود و آنچه محيط پيرامون مي طلبد تفكيك ايجاد نماييم كه اين جدايي سبب تصميم گيري بهتر و موفقيت بيشتر و در نتيجه افزايش اعتماد به نفس در فرد مي شود .

مدكار : متشكرم از تعاريف شما . به نظر شما چه چيزي باعث مي شود اعتماد به نفس پايين بيايد؟

مهدي : در نتيجه ي شكست هاي پي در پي مثلاً كسب قبولي در رشته مورد نظر در دانشگاه باعث سرزنش و احساس حقارت در فرد شده و اين امكان وجوددارد كه ديگر استعداد ها و توانمندي هاي خود را دست كم بگيرد و تصوير زيبا از خودش نداشته باشد در نتيجه احساس سرخوردگي و بدنبال آن كمبود اعتماد به نفس بوجود مي آيد.

محمد : وقتي فردي براي كسب يك موفقيت ( مثلاً قبولي در دانشگاه ) يا نمره ي الف شدن در كلاس كه براي او خيلي مهم است تلاش كرده بشد و ليكن آنچه دلخواه را كسب نكنداحساس شكست نموده و فرد بعد از آن همه تلاش ديگر اعتماد به خود و دنياي اطراف را ندارد كه مجموع اين عامل باعث اعتماد به نفس پايين در فرد مي شود .

سينا  گاهي نوع رفتار اساتيد و سركوفت هاي آن ها و احساس حقارت ناشي از رفتار آن ها باعث كاهش اعتماد به نفس مي شود .

پوريا : عدم قبول واقعيت هاي زندگي و همچنين احساس سرخوردگي پس از هر شكست باعث افت عملكرد فرد و همچنين كاهش اعتماد به نفس مي شود .

علي : من با نظررات دوستانم موافقم ، علاوه بر احساس كست دروني گاهي عوامل محيطي نيز در ايجاد اين احساس تاثير گذار هستند وقتي فرد مي بيند نمي تواد محيط را تغيير دهد و با توجه به محدوديت ها نمي تواند به آن ايده آل هاي ذهني دست يابد در نتيجه اعتماد به نفس او پايين مي آيد .

مددكار : با توجه به مسائل شده بنظرتان براي تقويت اعتماد به نفس چه عواملي مي تواند كمك كننده باشد ؟

مهدي : خودشناسي و شناخت توانمندي ها از طريق تشويق هاي والدين درخانواده و دورانكودكي و نوجواني تشويق مسئولين آموزشي و .... درك  قابليت ها و استعداد و استفاده بهينه ا زآن ها .

پوريا : ايمان به خدا و توكل به او بعث بي نيازي و استقلال و شخصيت و عزت نفس فردي مي شود در واقع اين ايمان و اعتماد دروني باعث مي شود كه فرد از تمام توانمندي هاي خود استفاده نموده و كارا و فعاليت هاي خودش را به مرحله اجرا گذارد .

سينا : ارتباز با افراد خود باور و داراي اعتماد به نفس و گرفتن انرژي مثبت ا ز آن ها با شناخت توانمندي هاي فردي خود از طريق كمك هاي ان ها مي تواند در افزاش اعتماد به نفس تاثير گذار باشد .

علي : ب توجه به مطالبي كه بقيه گروه گفتند يكي ديگر از موارد تقويت اعتماد به نفس اين است كه فرد براي كارهاي خود و شخصيت خودش ارزش قائل شود و بر انجام كارهاي خود تمركز داشته و به توانايي هاي خودش بيشتر اصرار ورزد و تا آنجا كه مي تواند افكار منفي را از ذهن خودش دور و هنگام مواجعه با واقعيت هاي زندگي از نيروي دروني و محيط اطراف خود كمك بگيرد .

محمد : من هم با تمام نظرات دوستانم موافقم ومهرباني هر فردي با خودش و ارزيابي مثبت از خود داشتن در تقويت اعتماد به نفس تاثير گذار است .

مددكار : رضاجان نظر شما چيست ؟

رضا : ( با كمب تعلل و تفكر آهسته اعلام مي كتد ) به نظر من به گذشته خود فكر نكند و افسوس روزهاي گذشته را نخورد و تنها به فكر استفاده بهينه از تجربيات ، خطاها و شكست هاي گذشته خود باشد مي تواند به عنوان عاملي تاثير گذار در كاهش اعتماد به نفس در نظر گرفته شود .

جمع بندي مطالب :

مددكار :  با توجه به اينكه 10 دقيقه تا پايان جلسه باقي مانده يكي از دوستان خلاصه اي از بحث هاي گروهي جلسه امروز را ارائه نمايد .

« همگي از علي خواستند كه او اين كار را بر عهه بگيرد ( رهبر گروه ) »

علي : بحث امروز در مورد اعتماد به نفس بود كه برد با شناخت استعدادها و توانمندي هاي خودش با ايمان به خود مي تواند در جهت اعتماد به نفس گام بردارد . از جمله عواملي كه در خوابگاه يا دانشگاه در كاهش اعتماد به نفس تاثر مي گذار است .

رفتار نامناسب مسئولين دانشگاهي و گاهاً رفتارهاي تحكم آميز بعضي از اساتيد .

عدم توجه به قابليت هاي فردي و مقايسه خود با ديگران و توجه بيش از حد به داشته هاي ديگران در خوابگاه .

عدم تشويق و حمايت خانواده در جهت باور نمودن توانمدي هاي فردي در محيط خانواده و تاثير گذاري منفي آن هنگام حضوردر جمع همسالان .

احساس شكست و يا درگير بودن در روابط ناسالم ( شكست عاطفي و طرد شدن و غيره )

 

راهكارهاي مقابله پيشنهاد شده :

 تقويت خودباوري و مهارت خودشناسي

تقويت ارتباط با خدا

شناخت محيط اطراف و استفاده بهينه از آن ها

شركت در گروه هاي مورد علاقه جهت باور نمودن استعدادها و توانمندي هاي فردي و استفاده از تجربيات ديگران .

استفاده از خدمات مركز مشاوره و خوابگاه

مطالعه كتاب ، بروشور و غيره .

 

ارزيابي مددكار:

 گروه جلسه چهارم خود را در مرحله عملكرد و نگهداري ملي نمود و اعضا كاملا همبستگي داشته و در رسيدن به هدف نهايي خود مشاركت پيوسته اي را داشته اند و هر يك به تناسب نقش محول شده در گروه به وظايف خود عمل  مي كردند علي همچنان رهبر گروه و تسهيل كننده اعضا گروه هنگام اظهار نظر بيشتر از كلمه ما استفاده مي كردند چون خود را عضوي از گروه دانسته و كليت را باور داشتند.

تاثير پذيري اعضا از يكديگر كاملا مشهود بود(سينا) عضو تقريبا مخالف گروه به همبستگي با اعضاي گروه رسيده و مشاركت بيشتري را داشت.

و علي سعي داشت (رهبر) هدايت گروه را به اعضا واگذار نمايد كه با توجه به آمادگي  اعضا گروه آنها نيز جريان گروه را بدست گرفته و همكاري خود را ابراز داشتند.

 

نقش هاي گروه:

 علي: رهبر گروه، تسهيل كننده و تفكر در مورد مطالب مطرح شده و تا حدودي در ابتداي جلسه هدايت جريان كار گروهي را بر عهده داشت ، بيان خلاصه جريان گروه ، توجه به نقشهاي هر يك از افراد در گروه

سينا: نسبت به جلسه قبل فعال تر و عضو فعال گروه بود.

مهدي: تشويق كننده اعضاء گروه به مباحث و مشتاق مشاركت در گروه

محمد: شروع كننده مباحث و پرحرارت و با انگيزه در گروه

جلسه پنجم :                    

 تاريخ برگزاري جلسه : 5/9/1388                                                                                                                      

ساعت شروع جلسه : 17 عصر

مدت زمان جلسه : 5/1 ساعت

مكان : دفتر مركز مشاوره خوابگاه

تعداد اعضاى حاضر و غايب : 6 نفر(پيام غايب بود از قبل خبر داده بود)

نحوه نشستن اعضاء :

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


هدف از تشكيل جلسه : چگونه خشم خود را مهار كنيم.

محتواي جلسه :

علي : قبل از هر چيز سلام و خسته نباشد به دوستان و مددكار محترم وادارم به قرارداد اوليه در جلسه معارفه مقرر گرديد يكي از عواملي  را كه به عنوان مشكل دانشجويان است بعنوان خشم و پرخاشگري مورد بحث قرار دهيم . من قبل از شروع جلسه با توجه به هماهنگي صورت گرفته با دوستان و شروع امتحانات ميان ترم جلسه بعد را بعنوان آخرين جلسه اعلام مي كنم.

مددكار: متشكرم از توجه شما و اعلام برنامه جلسات پس از اين جلسه را تحت عنوان بررسي مسئله خشم و كنترل آن آغاز مي كنيم خواهش مي كنم هر كدام از دوستان تمايل دارند شروع كنند؟

مهدي: خشم به اين معني است كه وقتي احساس و عواطف فردي در هنگام مواجه شده با مسئله اي جريحه دار شود و از جانب خانواده و محيط اجتماعي توجهي به او نشود در نتيجه باعث ايجاد خشم و عصبانيت مي گردد.

پوريا: وقتي فرد به چيزي خيلي علاقه داشته باشد ولي در رسيدن به آن موفق نشده است تنها راهي كه انتخاب مي كند توسل به خشم است. كه در خوابگاه با توجه به تنشهاي موجود ممكن است بيشتر شود.

سينا: من هم با نظر دوستانم موافقم وقتي اطرافيان فردي كه خشمگين است نسبت به آن بد رفتاري يا بي احترامي داشته باشند و توجيهي به وجود او نكنند و مدام مورد سرزنش قرار بگيرد كه چرا عصباني است بر شدت شخم او افزوده مي شود.

رضا : در محيط خوابگاه بعضي اوقات با مواردي مواجه مي شويم كه رفتار و گفتار با هم هماهنگي ندارد چه  طرف دوستان و چه از طرف مسئولين و اين مسئله باعث آشفتگي و احساس سرخوردگي دروني شده و خشم را ايجا مي كند وقتي راهي براي حل آن  و يا از بين بردن آن وجود نداشته باشد پرخاشگري و خشمگيني ادامه مي يابد و به صورتهاي مختلف كلامي و غير كلامي نمود پيدا مي كند.

علي: وقتي عواطف و احساسات فرد جريحه دار شود و يا احساس شكست بوجود آيد به دنبال آن مورد بي توجهي اطرافيان قرار بگيرد اين رفتار ها بر سيستم عصبي تاثير گذار بود و باعث ايجاد خشم مي شود.

محمد: به نظرم گاهي وقتها عدم دسترسي به آرزوها و اهداف كه به نوعي جامعه در آن دخيل است(مثل كار و ..) ميتواند خشم دروني ايجاد كند كه جلوه هاي رفتاري نامناسبي را دربر داشته باشد.

مددكار: متشكرم از توضيحات كامل شما حالا به نظر شما چه عواملي باعث خشمگيني مي شود؟(در خوابگاه)

سينا: خستگي و فشار كار زياد و بدنبال آن عدم دسترسي به نتيجه مورد نظر

مهدي: شكستهاي پي در پي (تحصيلي ، شغلي،عاطفي) عدم دسترسي به اهداف/ وجود موانع زياد براي رسيدن به هدف (پارتي، .. ) /مورد پذيرش نبودن مخصوصا در جمع دوستان

علي: مشكلات خانوادگي (اختلافات پدر و مادر) / فوت عزيزي كه ممكن است شدت و ناراحتي بصورت پرخاشكري نمود پيدا كند ، افت تحصيلي ، عدم رضايت از خود

محمد:به نظر من گاهي يادگيري از الگوي رفتاري پدر و مادر مي تواند تاثير گذار بشد

سينا: در محيط خوابگاه بعضي وقتها ( مخصوصا در شروع تحصيل ) سازگار نبودن با محيط ومواجه شدن با مسئوليتهاي بيشتر /نداشتن آمادگي برا سازگاري با فرهنگهاي ديگرو 00

مددكار: با توجه به عواملي كه عنوان كرديد به نظر شما چه راهكارهايي را مي توان براي كنترل خشم بكار ببريم؟

پوريا: سكوت و تنها بودن باعث مي شود تا حدودي فرد را /آرامش خود را حفظ نمايد.

سينا: توجه به صحبتهاي خشمگين و نشان دادن اينكه ارا درك مي كنيك بدور از هر گونه مخالفت با رفتار او و يا نصيحت و راهنمايي كردن

مهدي: من هم با نظر سينا موافقم چون در آن زمان فرد نياز به درك شدن دارد نه چيز ديگري.

علي : فراهم كردن فضايي جهت بيان احساسات بد خود نسبت به فرد يا اتفاقي كه افتاده است

سينا: به نظر من حتي مركز مشاوره هم با گذاشتن كارگاه آموزشي مي تواند نقش بسزايي داشته باشد

محمد : ورزش من وقتي خشمگين بشوم تنها چيزي كه مي تواند من را آرام كند ضربه زدن به چيزي است كه فكر مي كنم.(ورزش با توپ يا كيسه بوكس) مي تواند تاثير خوبي داشته باشد.

رضا: من يكي از افرادي هستم كه نمي توانم خشمم را كنترل كنم حرفهايي كه دوستانم زدند بعضي از آنها را مي پذيرم ولي بعضي را نه واقعا نمي توانم هميشه سكوت كنم ، تحمل آن را ندارم.

پوريا: به نظر من هنگام خشمگيني هميشه لازم نيست سكوت كنيد و منظور اين است كه آرامش خود را حفظ كنيد و ارتباطتان را با ديگران قطع نكنيد تا از منابع حمايتي آنها بتوانيد در جهت كنترل خشم خود استفاده كنيد.

رضا: من هميشه اين تصور را داشتم كه هنگام خشمگيني يا عصبانيت بايد تا مدتي بايد تمام روابط را با ديگران قطع كنم چون احساس مي كردم با نديدن افراد راحتتر مي توانم با مسئله كنار بيايم.

محمد: رضا جان حالا به نظرت روشي كه گفتي تا ثير گذار هم بود؟

رضا: نه خيلي، بيشتر حالت افسردگي مي گرفتم.

علي: به نظر من بايد تا مدتي سكوت كرد تا آرامش برقرار شود و سپس شما بتوانيد با طرف مقابلتان صحبت كنيد و در مورد مسئله مورد نظر به توافق يا كسب راه حلي برسيد.

مددكار: متشكرم از همكاري شما لطفا مانند جلسات قبل خلاصه اي از جريان مباحث گروه را يكي از اعضا عنوان نمايد.

(همگي اعضاء مجددا رو به علي -ك - نموده و اظهار داشتند علي شروع كن) (اعطاء مسئوليت رهبري گروه در همه جلسات)

علي : در اين جلسه هم يكي ديگر از مشكلات عمده خوابگاه را مورد بحث قرار داديم و اين نتيبجه حاصل شد كه خستگي و فشار هاي رواني ناشي از وظايف  تحصيلي ، كاري ، خانوادگي، شكست و ناكامي ، مورد بي توجهي  بودن در خانوداه و جمع دوستان ( مخصوصا خوابگاهي) و قرار گرفتن  در يك محيط ناسالم  و تحت تاثير رفتار هاي پرخاشگرانه بودن(يادگيري) همگي اينها باعث تاثير گذاري بر سيستم عصبي و رواني بدن شده و اثر منفي گذاشته و پرخاشگرانه را موجب مي شود.

از جمله راهكار هاي ارائه شده براي كنترل خشم:

1-         استفاده از مهارتهاي مقابله اي و يادگيري آنها از طريق آموزش توسط متخصصين

2-         سكوت و كسب آرامش و قرار گرفتن در يك محيط آرام

3-         ورزش و يا هر چيز ديگري جهت تخليه هيجانات

4-         ايجاد فضايي براي تخليه احساسات بد فرد خشمگين و توجه به گفته هاي بدون هيچگونه داوريي

5-         گفتگو با فرد مقابل پس از فروكش كردن خشم و حل و مسئله و سوء نظم ايجاد شده

مددكار: مددكار متشكرم علي آقا، توضيحات كاملي بود و سپاسگزارم ا ز همگي شما ، با توجه به اظهارات شما جلسه بعد آخرين جلسه خواهد بود. اميدوارم كه اين جلسات تداوم داشته باشد.نظرات شما كمك كننده مركز در جهت برنامه ريزي براي افزايش سلامت روان دانشجويان خوابگاهي خواهد بود.

(پس هفته آينده ساعت 17 عصر منتظرتان هستم)

 

ارزيابي مددكار:

در اين جلسه نيز پايداري و همبستگي اعضاء گروه خوب بوده و نسبتا جلسه قبل افزايش تعامل كاملا مشهود بود فرد مخالف گروه( در ابتداي جلسات) (سينا) با توجه به تاثير پذيري از تعاملات و همبستگي گروه توانسته بعنوان فرد فعال و مشاركت گر گروه  باشد و موافق با نظرات بقيه اعضائ رهبري گروه همچنان توسط رهبري اوليه كه توسط اعضاء انتخاب شده بود(علي) به وظايف خود بخوبي عمل مي نمود و عملكرد ايشان باعث تسريع در جريان گروهي بوده كه به تصميم گيري ارائه راه حلهاي ممكن تاثير گذار ي مثبت داشت. در اين جلسه مددكار نيز به عنوان تسهيل گر ايفا نقش نموده و نقش هدايت گري او همانطور كه در اهداف مددكار گروهي مطرح است كاهش يافته و بيشتر خود اعضا سهم هدايت را داشتند.

 

 

نقش هاي گروه :

 علي: رهبر گروه، هدايت گر اعضا بودن و مباحث گروهي را جهت مي دادند ، تشويق كننده به فعاليتهاي گروهي

سينا: عضو موافق گروه بود ه و همبستگي خود را در مشاركت كار گروهي اظهار مي داشت

رضا: عضو مشكل دار گروه و تا حدودي مخالف نظر گروه كه پوريا و محمد به عنوان افراد فعال گروه سعي نمودند با بيان  توضيحات  و بحث هاي گروهي پويايي را در گروه ايجاد نموده و نظر موافق را براي رضا ايجاد نمايد

مهدي: فرد اميدوار و مشوق اعضا به مباحث گروهي.

جلسه ششم:

تاريخ برگزاري جلسه : 12/9/1388

ساعت شروع جلسه : 17:00 روز سه شنبه

مدت زمان جلسه : 60 دقيقه

تعداد و نام اعضاي حاضر و غايب : 7نفر همه بودند .

نحوه نشستن اعضاء:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


پايان و اختتام كار گروه :

مددكار: با سلام و خسته نباشد با توجه به هماهنگي هاي قبلي اين هفته آخرين جلسه ما خواهد بود و اميدوارم كه با توجه به مباحث مطرح شده و استفاده از نظرات شما بتوانيم در جهت برنامه ريزي مناسب براي حل مشكلات موجود با توجه به مشاركت شما اقدام نماييم.

مهدي: ما هم از شما سپاسگذاريم اين جلسات اگر چه كوتاه بود وليكن حداقل  فضايي براي بيان نظراتمان  بود و توانستيم از نظرات و پيشنهادات يكديگر استفاده كنيم.

پوريا: به نظر من هم با توجه به مباحثي كه در اين گروه ياد گرفت تين و گرفتيم حداقل مي توانيم بر محيط كوچك اطراف خودمان تاثير گذار باشيم.

علي: اين جلسات انگيزه ما را براي كارهاي گروهي و استفاده ا ز تجربيات و نظرات يكديگر بيشتر نموده و يك از نتايجي كه داشت يادگيري كار گروهي و استفاده از نتايج آن بود.

سينا: در ابتداي جلسات من خيلي نظر مثبتي به اين مباحث نداشتم چون احساس مي كردم مشكلي را حل نخواهد كرد وليكن الان به اين نتيجه رسيدم اگر چه مشكل بطور كامل حل نخواهد شد ولي بيان آنها و استفاده از نيروهاي داوطلب مثل ما مي تواند سهم بسزايي در ايجا فضايي سالم در خوابگاه داشته باشد.

محمد: با توجه به مسائل عنوان شده مالكيتي از آنها را بحث نموديم و خواستار هر چه بيشتر فعاليت مركز مشاره در خصوص حمايت از دانشجويان و ايجاد فضايي شاد با كاهش مشكلات رفتاري و رواني را هستيم

پوريا: به نظر من مهمترين نتيحه اين جلسات استفاده هر چه بهتر خودمان بوده و اينكه خودمان متوجه شويم هميشه نبايد منظر شويم تا ديگران براي حل مشكل ما اقدام نمايند هر يك از ما با درك توانمندي ها و بكارگيري آنها مي توانيم در محيط زندگي خود تاثير گذار باشيم.

علي: پيام حرف خيلي جالبي را عنوان كرد مخصوصا مباحث مربوط به كنترل خشم و اعتماد به نفس من به نوبه خود خيلي چيزها را ياد گرفتم و سعي بر اين دارم كه بتوانم از آنها به نحو احسن استفاده نموده و به اطرافيان خود هم ياآوري نمايم.

سينا: با توجه به مسائلي كه به عناون عمده ترين مشكلات خوابگاه مطرح شد بنظر من بايد برنامه لازم جهت كمك به اين فضا و آموزشهاي لازم از طريق سيستم دانشگاهي، خانوادگي، ... صورت پذيرد.

همچنين به نظر شما نمي توانيم از مسائل ديگري هم نام ببريم؟

پوريا:البته روابط با جنس مخالف كه عمده ترين مسئله در خوابگاه و دانشگاه است و به نظر من تا حدودي مشكلات پرخاشگري و اعتماد به نفس و .. مي تواند نشات بگيرد.

مددكار: شما مي توانيد راهكاري را ارائه دهيد؟

مهدي: به نظر من ما كه افراد داوطلب هستيم در كنار مركز مشاوره مي توانيم بيشتر به دانشجويان كمك كنيم.

محمد: مسئله اعتياد و مصرف سيگار و مواد هم از جمله مسائلي است كه بعنوان يكي از بهداشت و روان در جهت پيشگيري و درمان آن بايد اقدام شود.

مددكار: متشكرم از همگي زمان آخرين جلسه ما رو به اتمام است ، از بودن در جمع شما و شنيدن نظرات شما خوشحالم و درصدد هستيم كه به كمك شما جلسات ادامه داشته و در مورد مسائل مطرح شده نيز برنامه ريزي جامع به كمك متخصصين صورت پذيرد.در صورتي كه سخني داريد بفرمائيد؟

(( همگي اعضاء گفتند همه مطالب بيان شده و موضوع خاصي مطرح نيست))

پيام: بسيار عالي بود.

مددكار: با آرزوي موفقيت براي شما و تداوم ديدار ما.

 

ارزيابي مددكار از كل روند گروه و كار گرهي:

1-         مرحله پايان كار گروه نيز همانند تمام گروه هاي موفق با رضايت كامل اعضاء به پايان رسيد و با توجه به ايجاد آمادگي رواني در اعضا گروه در طي جلسات قبل مبني بر زمان اتمام جلسات اعضا خود را نسبت به نتايج و پيامد هاي گروه بيان نمود.

2-         اعضاء نتايج مباحث را بيان و نسبت به اجرايي نمودن آنها در خواگاه اظهار نظر نمودند.

3-         در طي روند كار گروهي كاملا تعاملات و پيشرفت همبستگي گروهي برا ساس روند تكامل و تحول كار گروهي بيانگر توجه اعضاء به اهميت كار گروهي و هدفمند بودن آن است.

4-         هر يك از اعضاء پذيراي نقشهاي خود و جايگاه پيوسته آن بودند و نقشهاي منفي نااميد كنند0000با توجه به تعامل گروهي و روند گروه بازسازي شده

5-         رهبري گروه كاملا دموكراتيك و بر مبناي مشاركت و اظهار نظر اعضا گروه بوده و همگي از آن رضايت داشتند.

6-         ترسيم سوسيو گرام در هر جلسه افزايش تعاملات و نقش ها را در هرجلسه مشخص مي نمايد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جلسه اول:18/9/1388                                                       

ويژگي هاي كلي گروه:

تعداد اعضاي گروه 5 نفر         حدود سني 19-23

محل تشكيل گروه دفتر مركز مشاوره خوابگاه              نوع عضويت: داوطلبانه

 مشخصات اعضاي گروه:

رديف    

نام ونام خانوادگي

سن

شغل

درآمد

وضعيت سلامتي

1

ن- خ

20

دانشجو

..............

سالم

2

ع- ج

19

دانشجو

.................

سالم

3

ح-ع

23

دانشجو

..............

سالم

4

م-م

21

دانشجو

.............

سالم

5

س-م

19

دانشجو

..............

سالم

 

مشكل يا هدف مشترك گروه:پيشگيري از اعتياد(هدف كلي)

اهداف اصلي گروه :

1-افزايش آگاهي  دانشجويان نسبت به مواد مخدرسوء مصرف مواد و اعتياد و استفاده از نظرات آن ها

2-استفاده از نظرات اعضاي گروه در جهت چگونگي اطلاع رساني در خصوص اعتياد

3-شناخت منابع حمايتي از دانشجويان هنگام مراجعه با عوامل خطر ساز  گرايش به مواد مخدر

دو هفته  قبل از تشكيل اولين گروه جلسه با تئجه به مطالعات و پيگيري هي صورت گرفته و تجربه كارورزي فردي  فراخواني جهت ماركت دانشجويان مقيم خوابگاه و برگزاري جلسات گروهي تهيه  و بين دانشجويان بخش شده و با توجه به فراخوان تعداد 5 نفر مشاركت خود را اعلام مردند و با هر كدام از دانشجويان در خصوص بحث گروهي و همچنين نظر آنها در رابطه با موضوع انتخاب شده صحبت شد و طي بررسي برنامه هر كدام از دانشجو ها مقرر گرديد جلسات گروه در ساعت 7 تا 5/8 عصر تشكيل شود و همچنين اولين جلسه گروه براي تاريخ 18/9/ 1388 ساعت 7 عصر در نظر گرفته شد 

((لازم به ذكر است اعضاي گروه تصميم گرفتند جهت ثبت گزارش بجاي نام و حتي فاميل و نام مستعار از كد استفاده شود))

 

 

 

 

 

 

 

جلسه اول:

تاريخ برگزاري جلسه : 18/9/1388

ساعت شروع جلسه : 19:00 روز سه شنبه

مدت زمان جلسه : 60 دقيقه

تعداد و نام اعضاي حاضر و غايب : 5 نفر        

نحوه نشستن اعضاء:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

کارورزی مددکاری گروهی

 

کارورزی مددکاری گروهی

مقدمه

انسان،در گروه زندگي مي كند . در تمامي روز ،از يك گروه به گروهي ديگر مي پيوندد و با آنرابطه دوسويه برقرار ميكند . ما در گروه خانواده زندگي مي كنيم ،در گروهي بنام كلاس درس ياد مي گيريم ، در جمعي بنام گروه كار ،كار ميكنيم . با دوستانمان در قااب گروه تعامل ميكنيم. همه زندگي ما سرشار و انباشته از گروه است: زندگي خانوادگي ،زندگي حرفه اي ، به هنگام تفريح و شادماني در جمع ياران ، به هنگام آموزش و جز آن .

حيات ما از گروه سرشار است. از لحظه تولد تا دم مرگ بودن در گروه و زيستن در گروه اجتناب ناپذير است و اين پديده جزيي جدا ناشدني از حيات ما شده است .

طرحهاي رفتاري كودك و عكس العمل هاي  او در مقابل بزرگ ترها و ساير گروه ها و راه هاي ارتباطي او با ديگران بر مبناي ارزش هايي گذاشته شده است كه خانواده و اجتماع محل تولد و زندگي او را در بر دارد ،حتي روشهاي بروز احساسات كودك و عادات مختلف او مثل عادات غذايي و الگوهاي رفتاري او اكثرا متاثر از گروه هايي است كه در آنها عضويت دارد.

البته براي كودك هميشه اين امكان وجود دارد كه در جواني و بزگسالي در كيفيت و كميت اين رفتارها و عادات تغييراتي بدهد .

ولي باز هم متأ ثر از گروه هاي قبلي است و بالاخره از طريق عضويت در گروه جديدي اين تغييرات را ممكن مي سازد به عبارتي ديگرگروه هاي اجتماعي در روند اجتماعي شدن فرد ،نقش اساسي دارند و شناخت گروه براي كساني كه با انسانها سر و كار دارند مثل مددكاران اجتماعي ، از جمله ضروريات حرفه اي آنها به حساب مي آيد .

 

گروه:

الف . تعریف گروه

گروه در لغت، یعنی: دسته، فرقه، فوج، جمعی از مردم و...

امّا «گروه »، معانی اصطلاحی (خاص علوم مختلف) نیز دارد. در علوم اجتماعی وقتی از «گروه » بحث می کنند، منظورشان حداقل دو فرد است که از طریق کنش متقابل اجتماعی بر یکدیگر تأثیر می گذارند.

بنابراین، یک گروه، دارای ویژگیهای ذیل است.

ب . ویژگیهای گروه

1 . داشتن تعامل و فعالیت مشترک: بنابراین اگر عده ای انسان دور هم جمع شدند، ولی هر کس مشغول کار خودش بود، این «گروه » نیست، مثل افرادی که در اتوبوس درون شهری نشسته اند.

2 . داشتن آرمان و اهداف مشترک: به این معنا که هر وقت عده ای با هم جمع شدند و فعالیت مشابه داشتند، دنبال رسیدن به اهدافی هستند که این اهداف، گاهی رفع نیازهای مادی و جسمانی است و گاهی رفع نیازهای روانی.

3 . ویژگی دیگر گروه، آن است که از یک انسجام و استحکام ویژه برخوردار است، به طوری که افراد درون گروه، احساس «ما» بودن دارند. لذا موفقیت یا شکست یک نفر، بر کل گروه، تأثیرگذار است و می گویند: «ما پیروز شدیم» یا «ما شکست خوردیم».

4 . گروه، پویاست؛ یعنی در حرکت و تلاش مستمر به سوی بهتر شدن است و رو به سوی نیرومندی و دستیابی به هدف دارد.

5 . ویژگی دیگر گروه، این است که دارای «اندازه» است. بنابراین، دو نفر که با هم همکاری می کنند، یک گروه حساب می شوند. خانواده نیز نوعی گروه است. جمع «دوستان» و در نهایت، «جامعه»، خودش نوعی گروه است.

ج . ضرورت تشکیل گروه

از آنجا که انسان به تنهایی هرگز قادر نیست همه احتیاجات خود را رفع نماید، لذا نیازمند دیگران است و در طول تاریخ، انسانها سعی کرده اند با جمع شدن دور یکدیگر، ادامه حیات را برای خود ممکن سازند. لذا برخی گفته اند که انسان، مدنیّ الطبع است؛ یعنی طبیعت او اقتضا می کند که در جمع دیگران باشد و از تنهایی بیزار است و شاید بتوان گفت ادامه زندگی اش به تنهایی ناممکن است. یکی از بدترین شکنجه ها برای افراد

مجرم، سلول انفرادی است، و کلام «جان دان» شاعر، اشاره به همین نکته است، آنجا که می گوید: «هیچ انسانی جزیره نیست».

د . اهمیت گروه

برای پی بردن به اهمیت گروه، بهتر است نگاهی بیندازیم به عملکرد و کارکرد گروه و اینکه گروه ، چه کارهایی می کند و نقش آن چیست.

مهم ترین کارکردهای گروه، عبارت اند از:

1 . شکل دهی به نگرش و رفتارهای افراد درون گروه

2 . تأمین برخی از نیازهای ضروری انسان، مثل نیاز به امنیت، تسلط بر محیط، نیاز به ابراز وجود، نیاز به محبت کردن و محبت دیدن (که مثلاً گروه خانواده بسیاری از این نیازها را برآورده می سازد)، نیازهای شناختی (چرا که انسان به دنبال شناخت مجهولات است و در گروه، بهتر می تواند به آنها دست یابد) و نیازهای دیگر.

این جریان، معروف است که ابو ریحان در آخرین لحظات عمرش چون فقیهی را بر بالین خویش دید، مسئله ای دینی از او پرسید. فقیه گفت: این چه وقت سؤال است؟ و ابوریحان پاسخ داد، بدانم و بمیرم بهتر است یا اینکه ندانسته جان دهم؟!

 

-به دانش آموزان موارد زير تفهيم شود :در كار انفرادي چون سرمايه يك نفر كم است توانايي رقابت با ديگران در بازار كاروجود ندارد  و باید به شكل گروهي انجام شود (سرمايه ما جمع مي شود) در بازار رقابت توانايي ماندن در بازار را دارد.

-در كارگروهي توانايي برخورد با مشكلات و خطرات احتمالي بيشتر است چون مسئوليت ها  و تعهدات تقسيم مي شود و همچنين در تبليغات موفق تر هستند.

-در كار گروهي استفاده بهينه از زمان مي شود چرا؟ چون در كار گروهي تقسيم  كار وجود دارد پس طي زمان مقرر كار انجام مي شود.

- در كار گروهي بازده كاري خيلي بهتر از انفرادي است و خيلي زود به اهداف خود ميرسند.

- به دانش آموزان فرهنگ با هم بودن همفكري ،همكاري و گروهي بودن را بياموزيم.

-تشويق و ترقيب دانش آموزان موفق در كار هاي گروهي تا هم خودشان جدي تر كار كنند هم باعث به كار آمدن و تشويق ديگران بشوند.

-تبليغ و ارشاد كارهاي گروهي

واگزاري كارهاي كلاس و تدريس بعضي از دروس به دانش آموزان براي كار هاي گروهي

علايق واستعداد اعضاي گروه بايد با يكديگر، هماهنگي نسبي داشته باشد .

- زمانبندي انجام فعاليتهاي پيش بيني شده وبه تعويق نيفتادن آنها در استمرار كار گروهي مهم است .

- انجام كار گروهي بايد بر اساس موضوعات  مشتركي كه دانش آموزان در پيشنهادات خود بيان نموده اند انتخاب گردد .

-انجام وپايان آن فعاليت گروهي داراي منفعتي براي دانش آموزان چه از نظر اقتصادي يا درسي يا…. باشد .

-ارتباط اعضاي گروه صميمانه باشد وهمه خود را در انجام آن سهيم بدانند

انتخاب مناسب موضوع كار گروهي

- انتخاب مناسب اعضاي گروه متناسب با توانايي كار

 برنامه ريزي و تقسيم كار مناسب براي اعضاي گروه كار

-كار همراه با نشاط (نه صرفا كار)و وجود پاداش در خصوص موفقيات گروه(فردي و جمعي)

-تبديل برنامه كار به يك سيستم

تمايز ارزش گذاري در پس انجام كارگروهي و فردي

 -تقويت روحيه مسئوليت پذيري

-ارايه نتايج كارهاي فردي و گروهي و مقايسه در نتيجه با يكديگر و موفقيت انجام كار

-اولويت بندی منابع گروه در مقابل فرد

علاقمند كردن دانش آموزان به موضوع كارآفريني از طريق:

-آشنايي با دانش آموزان با چگونگي تنظيم طرح هاي كسب و كار و ساير فعاليتهاي اجتماعي

-آشنايي دانش آموزان با مراكز مهم كسب و كار و تجارت مثل كارخانجات و مصاحبه با مديران موفق آنها

-آشنايي با سازمان ها و نهادهاي مهم كشور مثل سازمان تامين اجتماعي اداره كارو….

-آشنايي با كارآفرينان مهم و موفق هم ايران و هم خارج از طريق بازديد يا فيلم و….

-به دانش آموزان آموزش دهيم كه خوب فكر كنند و حتماً تصميم بگيرند و حتماً عمل كنند که در غير اينصورت ، آشنايي ها بي فايده خواهد

 

 

 

ه . انواع گروهها

گروهها را بر اساس ملاکها و مبناهای متفاوت تقسیم بندی کرده اند که آن تقسیم بندیهایی که مربوط به بحث ما می شود، عبارت است از:

یک . گروه نخستین (اولین) و گروه دومین

گروه نخستین به گروههایی اطلاق می شود که شامل این ویژگیها باشند: تعداد کم، دوره طولانی، نزدیکی فیزیکی، روابط صمیمانه و دوستانه و غیر رسمی (مثل: خانواده، گروه هم بازی، گروه همسال، گروه دوستان و...).

«در این گروهها، انسانها برای دستیابی به بیشترین نفع همگانی تمایلات فردگرایانه شان را به حداقل می رسانند و با حلقه های همدردی و محبت با همنوعانشان پیوندی پایدار برقرار می سازند. گروه نخستین، بستر پرورش محبت و همدردی انسانی است و با حالت بی تفاوتی، غیر شخصی و غیر عاطفی بودن انواع دیگر روابط اجتماعی، تضاد دارد. مثلاً مادر در خانه کارهای سخت را با میل و رغبت انجام می دهد؛ کارهایی که ممکن است آنها را در اشتغال بیرون از خانواده، استثمار محض بخوانند».

در گروه نخستین، شخص، نفع شخصی را فدای جمع می کند و حتی حاضر است به خاطر آن، سختیها را نیز تحمل کند.

در مقابل،گروه  دومین، گروهی است با روابط رسمی، خشک و منضبط (مثل گروههای سازمانی یا نظامی).

دو . گروه خودی و غیر خودی

گروه خودی آن است که انسان به آن تعلّق خاطر دارد و خودش را عضوی از آن می داند، در مقابلِ گروه غیر خودی (مثلاً ما مسلمانان در مقابل آن کافران، ما اهالی این محل در مقابل مردم آن محل دیگر، ما اعضای تیم فلان در مقابل اعضای آن تیم دیگر و...).

4 . گروه همسال و محبت

الف . تعریف: گروه همسال به اشخاصی معدود گفته می شود که از جهت سنّی نزدیک به هم باشند.

بنابراین، چند نفر دوست هم کلاس که دائماً با یکدیگر تماس دارند و فعالیت مشترک انجام می دهند و بر یکدیگر اثر می گذارند، یک گروه  همسال را تشکیل می دهند.

عنصر اصلی و کلیدی در گروه همال، محبت است. حرف اول و آخر را محبّت می زند و محبّت، عامل انسجام و فعالیت است؛ چرا که عوامل و انگیزه های ایجاد محبت در آنجا موجود است که عبارت اند از:

1 . همانندی: یعنی شباهت جسمی و سنّی افراد به یکدیگر. خواجه نصیرالدین طوسی می گوید: «دیگر از اسباب ایجاد محبت، محبت آدمی است با یکدیگر که مناسبت ظاهریه در میان ایشان است، مثل محبت طفل به طفل و...».

2 . مجاورت: یعنی دائماً با یکدیگر در تماس و ارتباط بودن.

3 . تعامل: یعنی همه افراد گروه، یکدیگر را پشتیبانی می کنند.

ب . کارکردهای مثبت و سنّتی گروه همسال در سایه محبت

گفتیم محبت، در گروه همسال، دارای نقش کلیدی است. لذا پیوندهای بین آنان، مستحکم و پایدار است و همین محبت و دوست داشتن، باعث فعالیتها، عملکردها، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری و کارکردهای مختلفی در این گروه می گردد که به برخی از آنها اشاره می شود:

1 . کارکردهای مثبت

1 . شاید بتوان گفت که بعد از خانواده،گروه همسال، «مهم ترین عامل اجتماعی شدن افراد» است. اجتماعی شدن یعنی فرا گرفتن شیوه زندگی، یادگیری شیوه های مقبول رفتاری، فرا گرفتن ارزشها و هنجارها و... و از آنجا که محبت در گروه حاکم است، اعضا در انتقال بایدهای زندگی به یکدیگر، موفق ترند و به قول عامیانه از یکدیگر حرف شنوی دارند(افراد در گروه یاد می گیرند که باید از خیلی خواسته های فردی گذشت کنند چون به گروه علاقه دارند و دوست دارند محبوب باشند و چنانچه بر خلاف میل گروه حرکتی انجام دهند، مطرود گروه می گردند) و همین امر باعث شده که در برخی از کشورها ، دانش آموزان سال بالاتر به دانش آموزان سال پایین تر درس بدهند.

2 . گروه همسال، زمینه مناسبی جهت «ابراز وجود کردن» اعضاست. از آنجا که افراد هم سن (خصوصاً در ایام بلوغ) دارای افکار و عقاید ویژه ای هستند، لذا یکدیگر را بهتر درک می کنند و همین افکار و عقاید ویژه باعث شده که خیلی از خانواده ها با فرزند جوان خود، دچار مشکل شوند و زمینه بروز و گفتن و اظهار کردن آن افکار و عقاید را به نوجوانان خود ندهند؛ اما در گروه همسال، این زمینه بسیار فراهم است. لذا اعضای گروه با ارائه نظرات، افکار و اعمال خود، درصدد در اظهار ابعاد مختلف شخصیت خود برمی آیند که این برای ساخته شدن شخصیت آنها بسیار مهم است.

3 . چون محور اصلی درگروه  همسالْ محبت است، لذا نیازهای عاطفی آنان را نیز برآورده می سازد؛ نیازهایی که شاید در خیلی از خانواده ها زمینه برآورده شدن آن نباشد. چون معمولاً والدین وقتی فرزندشان به سن نوجوانی می رسد، کمتر به او محبت می کنند و بیشتر دنبال رفع نیازهای مادی او هستند.

نوجوانان دوست دارند در قلب دیگران جایی باز کنند و این از نیازهای اساسی هر انسانی است.

عدم ارضای این نیاز (نیاز به محبت کردن و محبوب واقع شدن)، باعث ناهنجاریها و بیماریهایی در جسم و روان و حتی روابط اجتماعی افراد می گردد (مثل: لاغری، کم خوابی، رنگ پریدگی، احساس ترس، اضطراب، حسادت، انزواطلبی، دروغگویی، دزدی، هرج و مرج طلبی و...).

4 – گروه همسال، بستر مناسبی است جهت تخلیه هیجانات نوجوانی؛ هیجاناتی که مختص این دوره است. لذا تشکیل تیمهای مختلف ورزشی، عضویت در گروههای مختلف (مثل گروه تئاتر،گروه هلال احمر، بسیج دانش آموزی، انجمن اسلامی و...)، مورد رغبت و علاقه نوجوانان است.

2 . کارکردهای منفی

گرچه محبت حاکم در گروه همسالان و روابط صمیمی و دوستانه بین آنان و اینکه همه خودی هستند، باعث مزایای مهمی است ولی در کنار هر گل، خاری نیز یافت می شود و در کنار هر قله، پرتگاه و دره ای عمیق! لذا چه بسا همین گروه همسال که گروهی است با روابطی از سنخ گروه«نخستین» و «خودی»، باعث کارکردهای منفی گردد و همان محبت که می توانست کلید حل بسیاری از مشکلات اساسی باشد، به عاملی در جهت ایجاد مشکل و سرگشتگی در بین اعضای گروه گردد که ذیلاً به برخی از این پیامدهای منفی اشاره می گردد:

یک . تأثیرپذیری از هنجارها و ارزشهای نامعقول و ناپسند گروه: از آنجا که نوجوانْ خودش را عضو گروه می داند و احساس وابستگی عمیق و شدید به آن می کند، لذا برای اینکه مورد قبول صد در صد اعضا واقع گردد و بتواند ثابت کند که عضو وفاداری است، چه بسا مرتکب اعمالی شود که جامعه و ارزشهای حاکم، آن را نمی پسندند، ولی مورد خواست گروه است.

«در واقع به یقین می توان پیش بینی کرد که در صورتی که دوستان فرد نوجوانی و بویژه نزدیک ترین دوستان آن فرد، مواد مخدر مصرف کنند، آن فرد نیز به مصرف چنین موادی روی خواهد آورد».

بر اساس همین نکته است که در اسلام، نسبت به انتخاب دوست، سفارش بسیار شده است. پیامبر گرامی اسلام - که صلوات خدا و ملائکه و همه مؤمنان بر او باد - می فرماید: «انسان به دینِ دوست و یار خویش است»

. و در کلام گهربار دیگری می فرماید: «مردم را به دوستانشان بیازمایید؛ زیرا انسان با کسی دوستی می کند که شیفته رفتارش باشد».

و در تأثیرپذیری منفی از گروه و دوستان نزدیک، به این آیه مبارک تمسک می جوییم که: «روزی که ظالم، دست به دندان می گزد و می گوید: ای کاش همراه پیامبر بودم! و وای بر من! ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتم!».

بنابراین، این آیه شریف، به این نکته توجه داده است که تأثیر دوستان در جهات منفی بر یکدیگر زیاد است و چه بسا باعث گمراهی او گردد. لذا راه مبارزه با این پیامد منفی گروه، آن است که انسان در انتخاب نوع گروه و اعضای آن، دقت کند و در مورد پذیرش افکار و ارزشهای حاکم بر گروه، تابع دین و عقل باشد.

دو . انزواطلبی، فردگرایی و بی نظمی: درگروه همسالان، چون روابط بین اعضا صمیمی و غیر رسمی است و تابع ضوابط خاصی نیست، همین، نوعی بی نظمی و بی برنامه گی را تلقین می کند. همچنین اگر نوجوانی مقبول گروه واقع نگردید و از آن طرد شد، چه بسا دچار انزوا و فردگرایی گردد! و حتی چه بسا باعث لااُبالیگری افراد نیز بشود. مثلاً برخی گروهها با پخش موسیقی تند، باعث تحریک شدید احساسات می شوند و آن وقت، چه بسا انسانْ مرتکب اعمال ناشایستی گردد و کم کم این اعمال به فرهنگ حاکم بر شخصیت و رفتار او تبدیل شود.

 

وضعيت درماني

وضعيت جسماني

درآمد

شغل

سن

نام ونام خانوادگي

رديف

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي علي پرنده

1

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم رحمتي

2

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي روح اله سليمي

3

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي غلامرضا زاهدي

4

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم مريم  زادهوش

5

مشخصات گروه :

               

نام گروه : اميد                                       مرحله جلسه : اول

موضوع جلسه : آشنايي اعضاء با يكديگر ومشخص كردن اهداف ووظايف گروه

تعداد اعضاي حاضر : 5 نفر           تعداد اعضاي غايب : ......

ساعت شروع جلسه : 9:15          ساعت پايان جلسه :10:30

نوع عضويت : داوطلبانه             مكان: بهزيستي خميني شهر

جدول مشخصات اعضاي گروه

 

 

 

 

شرح یک جلسه گروه

در این جلسه مددکار ضمن معرفی خود و اعضای گروه به بیان اهداف جلسه پرداخت، در ادامه جلسه اعضای گروه اقدام به معرفی خود نمودند، سپس مددکار گروه علت معلولیت اعضای گروه را جویا شد در این جلسه اعضای گروه مهمترین دلائل خود را بیان کردند که بعضی از آنها عبارتند از: علت مادرزادی، بیماری، تزریق اشتباه آمپول، کوتاهی در مراقبت در کودکی، و ... در ادامه مددکار گروه سعی در توانا کردن و همچنین دادن اطلاعات مفید و سودمند در مورد معلولیت و انواع آن داده .

 

 

 

 

مشکلات مطرح شده توسط اعضای گروه

1- از جمله مشکلات اعضاء بیکاری و سردرگمی در زندگی

2- مشکلات روحی و روانی ناشی از معلولیت و بیکاری

3- نپذیرفتن این افراد در جامعه برای شغلی مناسب و کارآمد

4- مشکلات اقتصادی و در پی آن عدم توان ازدواج

5- مشکلات مربوط به رفت و آمد در شهر

 

پیشنهاد مددکار گروه برای رفع مشکلات مطرح شده

1- اولی از همه و مهمتر از همه قبول خود و باور داشتن خود بعنوان فردی از افراد جامعه و امیدواری برای زندگی

2- رایزنی و محبت با مسئولین بهزیستی جهت خودکفایی و استقلال در شغل

3- صحبت با خانواده های این افراد در جهت تشویق و بهبود کارایی آنها در هر چه بیشتر روابط اجتماعی با دیگران

4- صحبت و گفتگو با مسئول اشتغال و کار برای برآوردن نیاز افراد معلول

* گزارش دانشجوی مددکار اجتماعی در کارورزی گروهی با نوجوانان و جوانان، گروه بحث در مورد معلول و معلولیت در جامعه و دیدگاه آنها نسبت به این موضوع.

نخستین جلسه گروه:

تعداد اعضای گروه:5 نفر

محل تشکیل جلسات:بهزیستی

* مشخصات خانوادگی و خلاصه مصاحبه فردی با هر کدام از اعضاء:

1) آقای علی پرنده 16 ساله

علی در یک خانواده پر جمعیت زندگی می کند، فرزند سوم خانواده است. شغل پدرش شغل آزاد است و در مغازه باطری سازی کار می کند، مصاحبه فردی نشان داد که مددجو وضع روحی مناسبی ندارد مددجو می گفت که از ناحیۀ هر دو پا معلوم و هم اکنون بر روی کلیه هایم اثر گذاشته و باعث ناراحتی ام شده است به  دلیل عدم توان مالی در معالجه   کردن کلیه هایم نمی توانم کاری بکنم کمک ناچیزی هم از بهزیستی دریافت می کنم که نمی تواند مرا تأمین کند و پدرم هم نمی تواند هزینۀ من را بدهد من مدرک فوق دیپلم کامپیوتر دارم ولی در جایی مشغول بکار نیستم، همچنین در ورزش فعالیت دارم و عضو تیم والیبال نشسته هستم.

2) خانم رحمتی 15 ساله

خانم رحمتی تحصیلاتی در حد سوم راهنمایی دارد و به دلیل مشکلات مالی و مشکلات خانوادگی قادر به ادامه تحصیل نبوده و همین امر موجب نگرانی و افسردگی خفیفی در وی شده بود که در روحیۀ وی نیز تأثیر گذاشته بود، ولی از جمله کسانی است که در گروه خیلی خوب بحث می کند و درگیر مسائل می شود و نیز خود افشایی نیز دارد، او دارای خانواده ای 6 نفره هستند که خانم رحمتی فرزند چهارم خانواده است و هم اکنون مجرد است پدرش از راه سنگ تراشی و کارگری گذران زندگی می کند.

3) آقای روح اله سلیمی 16 ساله

آقای سلیمی در یک خانواده 5 نفری زندگی می کند، او فرزند سوم خانواده است تحصیلات اوسوم راهنمایی است او نیز دچار بیماری معده بوده و به دلیل احتمال ابتلاء به سرطان چند بار عمل جراحی انجام داده، شغل پدرش آزاد است، ایشان احساس افسردگی می کردند      دلیلش هم شاید هین بیماریها و وضع نامناسب  خانواده باشد

4) آقای غلامرضا زاهدی 16 ساله

آقای زاهدی تا اول راهنمایی درس خوانده وهم اکنون مشغول به تحصیل است ،او فرزند 4 یک خانواده 7 نفری است پدرش کارمند یک مؤسسه تولیدی است معمولاً در جلسه کم حرف می زند ومشارکتش  در گروه کم است، ولی دوستانش  می گفتند در خارج از گروه پر تحرک و شاد است از ناحیۀ لکن پای راست دچار معلولیت است و با کفش طبی راه می رود ایشان از امکانات و تجهیزاتی که بهزیستی در اختیار آنها قرار می داد ناراحت بود.

5) خانم مریم زادهوش 15 ساله

خانم زادهوش تا سوم راهنمایی درس خوانده است پدرش باز نشسته دولت است در خانواده ای 8 نفره زندگی می کنند و فرزند چهارم خانواده است خانمی است با نشاط و علاقه مند به کار گروهی از ناحیۀ دو پا دچار معلولیت است و با ویلچر گذر عمر می کند او نیز از بیکاری ناراحت بود و خسته شده بود از اینکه همیشه در خانه است بدنبال کار بود.

اولین جلسه گروه ساعت 9:15 صبح شروع شد

بعد از تعارفات اولیه از آنها خواستم برای آشنایی بیشتر با همدیگر خودشان را معرفی کنند، ابتدا من خودم را معرفی کردم سپس دیگران به ترتیب با نگاهی به هم و من خودشان را معرفی کردند، سپس توضیح دادم که هدف از تشکیل این جلسات چیست، راهبردهای حل مشکلات و ایجاد زمینۀ عاطفی، برای اعتماد و اطمینان در گروه مطالبی را بیان کردم. سپس توضیح دادم که برای پیشبرد اهداف و رسیدن به هدفهایی باید با همدیگر همکاری و همدلی در گروه داشته باشیم، یکدیگر را قبول کنیم و مطالبی با مشارکت خودتان و من در گروه تعیین و در مورد آنها بحث و گفتگو و تبادل نظر کنیم. بعد برای آشنایی معلولان از حقوق و مطالبی هم در مورد معلولیت انواع، درمان، دردها و معضلات و مشکلات احتمالی معلولیت بر فرد صحبتهایی کردم. در ادامۀ جلسه طرح پیشنهادی مددکاری این بود که موضوعی را با نظر خود مدد جوها پی گیری و دنبال کنیم و اطلاعات را در حد توان در اختیار آنها بگذارم، بعد مددکار سکوت کرد و حرفی نزد تا عکس العمل و رفتار مددجویان را مشاهده کند، آنها به همدیگر نگاه می کردند و در مورد اینکه چه موضوعی را انتخاب کنند

بحث می کردند. در میان اعضای گروه چهره پرنده از همه شادتر و خندان تر بود تا بقیه اعضاء در این میان آقای زاهدی شروع به صحبت کرد و گفت: من فکر می کنم بهتر است موضوع ما در مورد خود معلولیت، علل و عوامل آن و نیز مسائلی در مورد بهبود و پیشرفت در معلولیت باشد حتی تا جایی که امکان دارد در مورد خود باوری و خود اتکایی افراد معلول صحبت و بحث و تبادل نظر صورت گیرد.

در ادامه آقای سلیمی برای تکمیل و ادامۀ صحبت آقای پرنده گفت: بله اگر جلسات گروه ما در همین ابعاد باشند خیلی می تواند مؤثر و مفید واقع شود زیرا ما در این باره اطلاعات کمی داریم و به دلیل همین اطلاعات کم همیشه از بقیه افراد جامعه بدوریم و باعث ناراحتی و افسردگی در ما شده است.

دیگر اعضای گروه نیز با نظر گروه موافق بودند و موافقت و همکاری خود را نسبت به بهبود پیشرفت در کار گروه اعلام کردند در ادامه خانم رحتمی گفت من فکر می کنم در گروه با مطرح کردن مسائل و مشکلات با مشکلات همدیگر آشنا می شویم و حتی می توانیم از همدیگر در حل مسائل و مشکلاتمان یاری بگیریم، در ادامه با توجه به نظرات و پیشنهادات مطرح شده گفتم بنابراین می توانید مسائل خانوادگی را هم در گروه مطرح کنید، ضمناً اگر مسئله ای وجود داشت که نخواستید در گروه مطرح کنید و برای شما محرمانه است می توانید یا بیان نکنید یا در فرصتهای دیگر به صورت انفرادی با من مطرح کنید و مسائل خاص خودتان را بگوئید. کم کم داشتیم به پایان جلسۀ نزدیک می شدیم من به بچه های گروه گفتم شما فکر می کنید جلسۀ آینده در مورد چه موضوعی بحث کنیم بهتر است آقای زاهدی گفت با توجه به اینکه با معلولیم و بیشتر اوقات در خانه هستیم و افراد منزوی و گوشه گیر شدیم بهتر است در مورد افراد گوشه گیر و منزوی و نیز چه راهکارهایی برای جدایی ورهایی از این معضل اجتماعی وجود دارد بحث و گفتگو کنیم او گفت چون من خودم فردی منزوی و گوشه گیر هستم و این موضوع خیلی برایم سخت و ناراحت کننده است این موضوع را بیان کردم، بنظرم اینجا بهترین جایی است که خوب می توانم صحبت کنم و ناراحتی هایی را بگویم این برای مددکار خود نقطه ای از امید سود که افراد گروه اعتماد دارند و مسائل خود را مطرح می کنند، بقیۀ اعضای گروه هم این مشکل را بعنوان یک مشکل همگانی در گروه پذیرفتند و موافقت کردند برای جلسه آینده قرار شد همگی در این رابطه مطالعاتی داشته باشند و با زمینه قبلی بحث را ادامه دهیم.

 

 

 

 

آقاي پرنده

آقايي سليمي

آقاي زاهدي

خانم رحمتي

خانم زادهوش

مددكار

سوسيوگرام جلسه اول گروه

 

 

 

 

 

 

 

 


وضعيت درماني

وضعيت جسماني

درآمد

شغل

سن

نام ونام خانوادگي

رديف

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي علي پرنده

1

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم رحمتي

2

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي روح اله سليمي

3

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي غلامرضا زاهدي

4

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم مريم  زادهوش

5

مشخصات گروه :

               

نام گروه : اميد                                       مرحله جلسه : دوم

موضوع جلسه :دوست و دوستيابي

تعداد اعضاي حاضر : 5 نفر           تعداد اعضاي غايب : ......

ساعت شروع جلسه : 9:15          ساعت پايان جلسه :10:30

نوع عضويت : داوطلبانه             مكان: بهزيستي خميني شهر

جدول مشخصات اعضاي گروه

 

 

 

 

شرح يك جلسه گروه:

دراین جلسه مددکار گروه ضمن یادآوری و تاکید بر مطالب و گفته های جلسه قبل : هدف از تشکیل این جلسات ، راهبردهای حل مشکلات وایجاد زمینه های عاطفی، اعتماد در گروه ، پیشبرد اهداف و رسیدن به آن هدفها،همکاری و همدلی در گروه ، بحث و گفتگو در گروه ، احترام متقابل به یکدیگر وازهمه مهمتر حفظ رازداری در گروه مباحثی بیان نمودم . کم کم وارد بحث این جلسه یعنی دوست و دوستیابی شدم ، در ابتدا سؤالاتی کوتاه از مددجویان پرسیدم و پاسخهایی شنیدم ،کم کم گروه را به سمت گفت و شنودهای متقابل هدایت کردم تا نقطه نظرات خود را بیان کنندسپس جمع بندی از گفته ها داشتم و در آخرهم با هماهنگی واتفاق نظر موضوعی را برای جلسه بعد مطرح کردیم 

 

                        مشکلات مطرح شده توسط اعضای گروه :

 

1) معلولیت و اینکه با یک فرد معلول کسی دوست نمیشود

2) نگاهی منفی که افراد عادی نسبت به افراد معلول دارند

3) ناتوانی در رفت وآمدها و گفتگوها با همکلاسیها

4) نپذیرفتن فیزیک بدنی افراد معلول در اجتماعات

 

 

پیشنهادات مددکار گروه برای رفع مشکلات مطرح شده :

1) اعتقاد به خود باوری

2) بالا بردن اعتماد به نفس وقبول داشتن خود را همانگونه که هستند

3) دادن اطلاعات مثبت و مفید در قالب جزوه به مددجویان

4) صحبت با خانواده های این افرادجهت تشویق و دادن امیدواری و اعتماد بنفس

 

 

محتوای جلسه:

 

مددکار: خوب امیدوارم که حالتان خوب باشدو با امید موفقیت در تحصیل روزتان را شروع کرده باشید، در این جلسه مقرر شد که درباره دوست و دوستیابی و گریز از انزوا و گوشه گیری صحبت کنیم . خوب حالا با توجه به اطلاعات ودانشی که دارید میخواهم هر کدام از شما عزیزان و دوستان تعریفی از دوست داشته باشید.

اقای پرنده : دوست کسی است که ما را به کار خلاف دعوت نکند ، علم ودانش او بیشتر از ما باشد ،وقتی به ما قولی داد به آن عمل کند

مددکار : خوب بود این ویژگیهااز نظر اقای پرنده در مورد یک دوست خوب بود، خوب به نظر شما ویژگیهای یک دوست خوب چیست؟

خانم رحمتی: دوست خوب کسی است که حتمأدر حرفهایش به ما راست بگوید ودروغگو نباشد،با ما  بد قولی نکند ،رازدارباشد ،در کارها به ما کمک کند

مددکار : فکر میکنید یک دوست خوب همین خصوصیات را داشته باشد

آقای سلیمی: به نظر من دوست خوب کسی است که آدم را در مشکلات و سختی ها یاری کند ،در درسها به او کمک کند ،در امتحانات او را یاری کند.

آقای زاهدی :خوب دوستان من به بیشتر چیزها اشاره کردند،به نظر من دوست خوب باید احترام مارا داشته باشد، از نظر علم ودانش اطلاعات خوبی به مابدهد، در سختی ها و مشکلات یاور ما باشد

خانم زادهوش: دوست خوب کسی است که در کارها الگوی ما باشد یعنی ما را به کارهای خوب راهنمایی کند، راز دار و محرم گفته های ما باشد،در درسها به ما کمک کند.

مددکار: خوب خیلی خوب بود به نظر من ما در این گروه با توجه به ویژگیهایی که مطرح شد بهترین دوستان برای هم هستیم و هر کدام از این ویژگیها یی که دوستانتان مطرح کردند را باید در خودمان بیابیم و آن را الگو قرار دهیم ، من فکر میکنم جملات و گفته های آموزنده ای که دوستانتان مطرح کردند، لازم میدانم انها را بیشتر باز کنم و در مورد آنها بیشتر صحبت کنیم ،یکی از این موارد رازدای در وجود یک دوست بود، شما فکر می کنید رازداری یعنی چه ؟ به چه دوستی راز دار میگویند؟

آقای سلیمی :صفت رازداری در یک دوست خوب ، یعنی اینکه اگر ما حرفی را به او زدیم او به کسی دیگر نگوید و راز ما را فاش کند

آقای پرنده :من فکر میکنم آقای سلیمی درست می گویند، همینطور است راز دار بودن یعنی مخفی ماندن اطلاعات ما نزد آن فرد

 

مددکار : خوب،خیلی خوب بود؛آقای پرنده در صحبتهای دوستتان خانم رحمتی در توصیف یک دوست خوب گفتند که دوست خوب باید دروغگو نباشد یا در کردار ش بد قولی نکند ، نظر شما در این مورد چیست، میتوانید برای دوستان خود بیشتر توضیح دهید.

آقای پرنده : بله آقا ،ایشان راست می گویند یک دوست خوب باید با ایمان،باتقوا و پرهیزگارباشد ، ما را به این کارها دعوت کند و از دروغ و دروغگویی بپرهیزد. به نظر من آدم دروغگو ایمان راسخی ندارد و معمولا افرادی دو شخصیتی هستند ، یک فرد پرهیزگار وبا ایمان هر وقت بخواهد دروغ بگوید یادش به خدا می افتد و از دروغگویی پرهیز می کند.

آقای زاهدی : من حرفهای آقای پرنده را قبول دارم و روی آنها تأکید دارم که یک دوست خوب حتمأباید با ایمان، با تقوا و پرهیزکار باشد و ما را به یاد خدا بیندازد.

مددکار : خوب حالا فکر می کنم مطلب کاملأ باز شد و برای شما دوستان صفتها روشن و روان شد.

مددکار : من فکر می کنم این جلسه خیلی پر بار و مفید بود خود من از گفته های شما دوستان خیلی استفاده کردم ،امیدوارم شما دوستان نیز از گفته ها نهایت استفاده و بهره را برده باشید.

در پایان جلسه خوشبختانه همه ی دوستان راضی بودند واز همه مهمتر اینکه از چنین گفتگوهای گروهی استقبال می کردند

 

 

 

 

ارزیابی مددکار از جلسه گروهی

در این جلسه بچه ها با روحیه و شور وشوق بیشتری در کار گروهی شرکت کردند،در بحثها نهایت همکاری را داشتند وشرکت می کردند ،نظر میدادند از همه مهمتر به نظر من ،اعتماد وراستگویی، صداقت در بین بچه ها خیلی مشهود بود.با توجه به نكاتي كه مطرح شد خود نشان از پويايي گروه و همچنين همگن بودن گروه ،اينكه همه اعضاي گروه تقريبا در يك رده سني قرار داشتند ونظراتشان به هم نزديك بود، از ديگر مباحثي كه بايد به آن اشاره كنم ساعت و مكان تشكيل گروه بود كه با توافق همه اعضاي گروه تعيين شد، و همچنين موضوعات مطرح شده در جلسات با پيشنهاد اعضاي گروه بود در پایان هم مددکار گروه اطلاعات کافی و مورد قبولی را بصورت جزوه در اختیار مددجویان قرار داد تا آنها را مطالعه کنند و در زندگی آینده به کار گیرند.

 

 

ويژگيهاي يك دوست خوب
دوسـتـان خـوب يـك سري ويژگي دارند كه آنها را از ديگران متمايز مي كند و سبب ميگردد دوستــان بيشتري در كنارخود داشته باشند بنابراين با تـغيـيـر رفـتـار خــود به جرگه اينگونه افراد بپيونديد:

1) يـك دوسـت خـوب حرفهايي كه بصورت محرمانه به وي زده شـده اسـت را نـزد خـود نـگـاه داشـتـه و رازدار شـمــاميباشد.
2) وقت شناس بوده و در قرار ملاقاتها و يا ميهمانيها قابل اطمينان بوده و سر موقع حضور مي يابد.

3) يك دوست خوب به موقعيت، موفقيت هاي شـــما حسادت نمي ورزد.

4)يك دوست خوب هنگامي كه دچار بيماري و كسالت ميـگرديد با شما تماس گرفته و حالتان را جويا مي شود و به عيادت شما مي آيد.

5)وي ميداند كه چه زماني صحبت و چه زماني سكوت نموده و تنها گوش دهد.

6)هنگامي كه حالتان مساعد نبوده و يا دل و دماغ كاري را نداريد و پكر ميباشيد وي از رفتار شما دلخور نميشود.

7)اگر شما به فضاي بيشتري نياز داشته باشيد و يا مي خـواهـيد تنها باشيد، آنها اين رفتار شما را طردشدگي تلقي نكرده و از شما دلگير نميشوند.

8)يـك دوست خــــوب حيوان خانگي شما، مادر زن بدخلق شما و كـودكـان پـر جـنـب و جوش شما را به خاطر شما تحمل خواهد كرد.

9)وقتي نظر او را در مــورد مسئله اي جويا شويد با جان و دل و صادقانه نظرات و عقايد خودش را در اختيارتان قرار مي دهـد و حتـي اگـر بـه نـصايـحش نـيز عـمل نكنيد ناراحت نميشود.

10)وي با شما ميخندد،گريه ميكند و كارهاي ماجراجويانه انجام ميدهد اما به ديگران چيزي در مورد آنها نميگويد.

11)پيش از سر زدن به منزلتان، شما را مجبور نميكند كه خانه را تميز و مرتب كنيد.

12)وي اجازه نمي دهـد كسـي پشت سر شما و در غياب شما در مورد شما بدگويي كند و به دفاع از شما خواهد پرداخت.

13)شما را به كارهاي ماجراجويانه، رشد دهنده و پيشرفت در كار تشويق خواهد كرد.

14)هنگاميكه خودروي شما دچار نقص فني گردد شما را به مقصدتان خواهد رساند.

15)روز تولدتان هميشه به يادش بـوده و اگر برنامـه خـاصـي بـراي آن روز تـــدارك نديده باشيد شما را به بيرون برده و يـا برايتان كيك سفارش ميدهد

16)دوست خوب از شما انتظار ندارد كه اتوماتيك وار با عقايد وي در خصوص مسايلي همچون سياست،مسايل جنسي و مذهب موافق باشيد و به عقايد شما حتي اگر برخلاف عقايدش باشد احترام ميگزارد.

17)هيچگاه شما را نزد ديگران خرد و تحقير نـكرده بلكه همواره به شما احترام ميگذارد و در حضور ديگران از شما تعريف مي كند.

اگر دوستي را سراغ نداريد كه با شما اينگونه رفتار كند شايد يك دليـل آن ايـن باشد كه شما نيز با آنان چنين رفتاري تا بحال نداشته ايد.

 

 

«مهارت جذب يك دوست در دنیای امروز یکی از توانایی های مهم است».

 

فکرش را بکنید که نیرو و انرژی ای داشتید که می توانستید هر کسی را که می خواستید متقاعد به انجام کارهای دلخواهتان می کردید. غیرممکن به نظر می آید ؟ باید بگویم آنقدر ها هم که فکر می کنید سخت نیست برای انجام این کار راههای زیادی وجود دارد که بتوانید به وسیلۀ آنها افراد را وادار به کاری کنید.

 

آیا تا به حال دربارۀ این راهها فکرکرده اید ؟ در این مقاله می خواهیم راههایی را به شما معرفی کنیم که با استفاده ازآنها می توانید نظر دیگران را تغییر دهید.

 

1 - مهربان و صمیمی باشید: برای اینکه روز خوبی داشته باشید لبخند بزنید.

 

2 - علاقۀ صمیمانه به مردم نشان دهید: اگردلمان می خواهد دوست پیدا کنیم باید با اشتیاق وشور به مردم خوشآمد بگوئیم.

 

3 - نام افراد را حفظ کنید: آدمها به قدری از نام خود احساس غرور می کنند که دلشان می خواهد به هر قیمتی که شده است اسم خود را بعد از خود باقی بگذارند. یادمان نرود که در نام افراد معجزه ای نهفته است و همۀ افراد دقیقاً و کاملاً نسبت به این امرحساس هستند.

 

4 - از چیزهایی صحبت بکنید که دیگران دوست دارند: صحبت خود را با دیگران با بحث دربارۀ چیزهایی که در مورد آنها اختلاف نظر دارید شروع نکنید.

 5 - سؤالاتی بپرسید که آدمها دوست دارند جوابش را بدهند.افراد را تشویقشان کنید که دربارۀ خودشان و کارهایشان برایتان حرف بزنند.

 

6 - مردم را سرزنش نکنید: یادتان باشد احتمال دارد دیگران به کلی اشتباه کنند ولی خودشان این طور فکر نمی کنند.

 

7 - گـفته های دیگران را رد نکـنید: از اعـتراض کردن و جر و بحـثهـای بی مورد که به هر رابـطه ای پایان می دهد پرهیز کنید.

 

پنج قدم براي انتخاب يك دوست واقعي

 

 قدم اول: به این فکر کنید که یک دوست واقعی چه مفهومی برای شما دارد. به آن مشخصی و واضحی که فکر می کنید هم نیست. ممکن است شما به کسی احتیاج داشته باشید که خلاق و هنری باشد، درحالیکه برای یک نفر دیگر دوستی خوب است که سرزنده و فعال باشد.

قدم دوم: وقتی با کسی هستید به میزان راحتی خود با او دقت کنید. یک دوست واقعی باعث می شود که شما با او احساس راحتی کنید. کسی که شما را با نظرات منفی خود بمباران می کند، و به جای اینکه تشویق کردن شما به انجام کارهایی که دوست دارید انجام دهید، فقط از شما انتقاد می کند، هیچوقت یک دوست خوب و واقعی برایتان نخواهد بود.

 قدم سوم: تفاوت های عقیدتی خود را شناسایی کنید. بحث دوستی را سالم می کند چون شما را مجبور می کند در مورد همه چیز متفاوت فکر کنید. اما همه ما حد و ظرفیتی داریم. اگر کسی به خود جرات می دهد به خاطر پشتوانه قومی و نژادی خود درمورد پدرو مادر همسرتان بدگویی کند، احتمالاً بهتر است جای دیگری دنبال دوستی باشید.

 قدم چهارم: ببینید طرف مقابلتان برای سلامتی شما نگران می شود؟ وقتی درمورد مشکلاتتان با او صحبت می کنید ببینید که خوب و به دقت به حرفهایتان گوش می دهد یا نه؟ دوستان واقعی کسانی هستند که همیشه برای دردودل ها دوستشان حی و حاضرند.

 قدم پنجم: درمورد اینکه آیا فرد مقابلتان می تواند دوست خوبی برایتان باشد یا نه صادق باشید. یک دوست واقعی کسی است که می تواند شما را در راه رشد و پیشرفت فردی همراهی کند. کسی که فقط هرچه شما می گویید را تصدیق می کند یا باعث می شود احساس کمبود کنید، قادر نیست به شما برای رسیدن به اوج توانایی هایتان کمک کند.

  نکات و هشدارها
 با کشیدن یک دایره و نوشتن کلمه "دوست واقعی" درون آن، مفهوم آن را بررسی کنید. خط هایی را به این دایره وصل کنید و سر هر کدام از آنها یکی از خصوصیات یک دوست واقعی را از نظر خودتان یادداشت کنید. نامه ای به یک فرد خیالی بنویسید و در آن درمورد مفهوم دوستی از نظر خودتان با او صحبت کنید.
در ذهنتان تجسم کنید که یک دوست واقعی چه می کند و چه می گوید. فعالیت های تازه ای را که دوست دارید انجام دهید یا تجربه های جدیدی که دوست دارید به دست آورید را برای خود در ذهنتان تصویرسازی کنید

 

 

صفات يك دوست خوب از منظر قرآن و معصومين

- ایمان و پارسایی

ایمان و پارسایی از ویژگی های مهم یك دوست است ؛ زیرا انسان موحدی كه دین را با جان و وجود پذیرفته و به وجود بهشت و جهنم اعتقاد  دارد و از زوال دنیا و بقای جهان آخرت نیز آگاه است ، به خوبی می داند تنها از راه عبودیت و بندگی است كه می تواند سعادت دو جهان را كسب نماید.

قرآن شریف در این رابطه آیات گوناگونی دارد كه در ضمن آنها ، مردم و مؤمنان را از برقرار كردن پیوند دوستی و مودت با كافران و مشركان و منافقان بر حذر می دارد.

لا یَتَّخِذِ المُومِنُونَ الكافِرینَ أَولِیاءَ مِن دُونِ المُومِنینَ وَ مَن یَفعَل ذلِكَ فَلَیسَ مِنَ اللهِ فی شَیءٍ اِلا أَن تَتَّقُوا مِنهُم تُقیةً وَ یُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفسَهُ وَ اِلَی اللهِ المَصیر.( سوره آل عمران ، آیه 28 )

افراد با ایمان نباید به جای مؤمنان ، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنین كند هیچ رابطه ای با خدا ندارد.

در واقع قرآن در اینجا یك درس مهم سیاسی اجتماعی به مسلمانان می دهد و آن این است كه هرگز بیگانگان را به عنوان دوست و حامی خود نپذیرید. تاریخچه استعمار گویای آن است كه ظالمان استعمارگر همیشه در لباس دوستی و دلسوزی و اظهار محبت ظاهر شده و درنهایت بر آن جامعه تاخته و هر چه بوده  به یغما برده اند.

از كجا بفهمیم كه شخص با ایمان است؟

راه تشخیص ایمان واقعی در افراد خیلی دشوار نیست. اثر ایمان در گفتار و كردار و رفتار هر مؤمنی نمودار است. صدق ، امانتداری ، وفای به عهد، حسن خُـلق، تقید به واجبات ، پرهیز از محرمات ، همگی از شاخصه های ایمان است كه می توان با آزمودن دیگران پی به وجود این صفات در ایشان برد.

عن ابی عبدالله علیه السلام :

اِنَّ اللهَ وَضَعَ الایمانَ عَلی سَبعَةِ أَسهُم عَلَی البِرِّ وَ الصِّدقِ وَ الیَقینِ وَ الِّرضا وَ الوَفاءِ وَ العِلمِ وَ الحِلمِ ثُمَّ قَسَّمَ ذلِكَ بَینَ الناس.

همانا خداوند ایمان را بر هفت سهم نهاده است: نیكی ، راستی ، یقین ، رضا، وفا، علم و حلم ، سپس آن را بین مردم قسمت كرده است.

قال علی علیه السلام :

عَلامَةُ الایمانِ أَن تُوثِرَ الصِّدقَ حَیثُ یَضُرُّكَ عَلَی الكِذبِ حَیثُ یَنفَعُكُ وَ أَلا یَكُونَ فی حَدیثِكَ فَضلٌ عَن عِلمِكَ وَ أَن تَتَّقِی اللهَ فی حَدیثِ غَیرِك.

نشانه ایمان آن است كه راستگویی را در جایی كه به زیان توست بر دروغ در جایی كه به نفع توست مقدم داری و در سخنت چیزی زیاده از عملت نباشد و در هنگام سخن گفتن درباره دیگران تقوا را پیشه خود كنی .

بنابراین ایمان نشانه هایی دارد كه در افراد بروز می كند و با شناخت آن علامت ها می توان دریافت كه ایمان شخص مورد نظر تا چه اندازه است.

2- عقل

عقل نیرویی است كه انسان به وسیله آن ، حقایق عالم را درك می كند.

از آنجا كه عقل ، مشعل فروزان زندگی است و بهروزی و سعادت آدمی در سایه تدبیر و اندیشه است، دین مبین اسلام یكی از شرایط رفاقت و دوستی را مسئله عقل و خرد دانسته و تأكید نموده كه با صاحبان عقل و اندیشمندان با وفا همنشینی و معاشرت و دوستی داشته باشید.

امام رضا (ع) می فرماید:

عَلَیكَ أَن تَصحَبَ ذَا العَقلِ فَاِن لَم تَمجِد بِكَرَمِهِ اِنتَفِع بِعَقلِهِ .

سعی كن با انسان عاقل دوستی نمایی تا اگر از كرم و بخشش آن نتوانی استفاده كنی ، از عقلش بهره ببری .

امام علی (ع) نیز می فرماید:

صُحبَةُ الوَلِیِّ اللَّبیبِ حَیاةُ الرُّوح.

همنشینی با دوست دانا سبب زنده بودن روح است.

اما رفیق ناشایست و دوست جاهل همچون زهری است كه وجودش هر لحظه جسم و جان را آزار می رساند. در روایات اسلامی به شدت از دوستی با رفقای جاهل و بی خرد نهی شده است.

از امام صادق (ع) روایت شده است كه :

مَن لَم یَجتَنِب مُصاحَبَةَ الاَحمَقِ یُوشِكُ أَن یَتَخَلََّقَ بِأَخلاقِه.

كسی كه از رفاقت و همنشینی با احمق پرهیز نكند، تحت تأثیر كارهای احمقانه وی واقع می شود و زود به اخلاق ناپسندش متخلق می گردد.

3- حریص نبودن به دنیا

برخی به اشتباه چنین پنداشته اند كه دنیا به كلی ناپسند و مذموم است. اما نخست باید دید منظور از دنیا چیست و چه بخشی از آن پسندیده  و كدام قسمت آن مذموم است؟ و چرا؟

حقیقت امر این است كه اگر منظور از دنیا ، این جهان مادی و به اصطلاح همین سرای طبیعت است؛ به تأكید باید گفت دنیا به خودی خود نه تنها بد نیست بلكه به فرموده پیامبر گرامی اسلام  مزرعه آخرت است. دنیا بستر خوبی برای تحصیل كمال و رسیدن انسان به مقامات بلند انسانیت است.

اما آنچه در مذمت دنیا آمده ، در واقع درباره دنیایی است بی هدف و بی نتیجه ، و یا دنیایی كه خودش هدف آدمی قرار گیرد .

لاخَیرَ فی دُنیا لا تَدَبُّرَ فیها .

دنیایی كه در آن فكر و اندیشه نباشد و هدف والایی از آن تعقیب نشود ، خیری در آن نیست.

قرآن كریم می فرماید:

وَ مَا الحَیوةُ الدُّنیا اِلاّ مَتاعُ الغُروُر ( سوره آل عمران ، آیه 185 )

مفهوم این سخن قرآنی این است كه دنیا وسیله و ابزاری برای فریب كاری خود و دیگران است. از طرفی از آنجا كه دوستی های شایسته به دنیا محدود نمی شود و ارزش و نتیجه نهایی دوستی برا ی مؤمنان در آخرت گرفته می شود لذا برادران مؤمن باید دوستانی را برای خود انتخاب كنند كه حریص به دنیا نباشند.

روشن است كسانی كه حریص به دنیا باشند و بالاترین آرزوی شان رسیدن به امور دنیوی باشد بالاخره در جایی كه ادامه دوستی با منافع دنیوی آنها منافات داشته باشد از دوستی دست برداشته و ما را  رها می كنند. اینان در طلب دنیا حد و مرزی نمی شناسند؛ همان گونه كه در حدیث شریف آمده است:

مَنهُومانِ لا یَشبَعانِ طالِبُ عِلمٍ وََ طالِبُ دُنیا .

دو كس سیری ندارند: طالب علم ، و طالب دنیا.

بی اعتنایی به دنیا

 توجه به دنیا چه در قالب كسب مقامات و مراتب و درجات عالیه ی دنیا و چه در شكل  ثروت اندوزی و رفاه طلبی و دوستی زر و زیور بستگی به مراتب ایمان هر شخصی دارد. یعنی به هر انداره كه انسان از ایمان بالاتری برخوردار باشد نسبت به جاه و مقام دنیا و زراندوزی بی اعتناتر و دنیا در چشم او حقیرتر خواهد بود و تنها در حد وظیفه و انجام مسئولیت به آن می پردازد.

انسان مؤمن گرچه از نعمت های خدادادی و  مواهب الهی كه از راه حلال به دست آمده باشد در حد ضرورت بهره برداری می كند و شكر آنها را نیز با استفاده درست از آنها به جا می آورد اما همواره در نظر او، ماوراء طبیعت و كسب معارف دینی و خودشناسی بزرگتر و ارزشمندتر از آن است كه زخارف ( چیزهای بی ارزش ) دنیا توجه وی را از آن منحرف و به سوی خود جلب كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

خانم زحمتي

آقاي پرنده

آقاي زاهدي

آقاي سليمي

خانم زادهوش

مددكار

سوسيوگرام جلسه دوم

 

 

 

 

 

 

 

 


وضعيت درماني

وضعيت جسماني

درآمد

شغل

سن

نام ونام خانوادگي

رديف

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي علي پرنده

1

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم رحمتي

2

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي روح اله سليمي

3

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي غلامرضا زاهدي

4

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم مريم  زادهوش

5

مشخصات گروه :

               

نام گروه : اميد                                       مرحله جلسه :سوم

موضوع جلسه : افزايش اعتماد به نفس در اعضاي گروه

تعداد اعضاي حاضر : 5 نفر           تعداد اعضاي غايب : ......

ساعت شروع جلسه : 9:15          ساعت پايان جلسه :10:30

نوع عضويت : داوطلبانه             مكان: بهزيستي خميني شهر

جدول مشخصات اعضاي گروه 

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

جامعه شناسی سیستمی

 

درطول تاریخ تفکرات اجتماعی، می توان دو جریان عمده فکری را در امور و پدیده های اجتماعی مختلف شناسایی و بررسی نمود : نخست، جریان فکری معتقد به بی قانونی امور و پدیده ها که ازافکار آشفته و نابسامان نشأت می گیرد و مروج نوعی هرج و مرج و آشفتگی فکری، جبریت کور، انفعال روحی انسان ها و هیچ گرایی بوده است و جریان دوم، نحله فکری معتقد به قانونمندی پدیده های اجتماعی طبیعی و فکری که کلیه امور و پدیده های طبیعی، اجتماعی و فکری را معلول قوانینی می داند که بر روابط پایدار امور و پدیده ها حاکم است. بر طبق این نظر در عرصه دانش و فلسفه علمی معاصر، هیچ پدیده ای بدون علت نیست و بین کلیه پدیده های جهان نوعی همبستگی ضروری و تأثیرات و روابط متقابل وجود دارد .

 

 

در میان این جریان های عمده، دو دیدگاه مهم نیز در تبیین و تفسیر و شناخت پدیده ها وجود داشته است که عبارتند از :

الف ) ذره گرایی (Atomism) با ویژگی های عنصر گرایی (Elementalism) و تجزیه گرایی (Fragmentalism).

ب ) مکتب تشبیه اندا مواره (Organism) با  ویژگی های کل گرایی (Holism) یا نگرش سیستمی (Systemic Approach) . 

اتمیسم یا ذره گرایی :

پایه های این نحله فکری در آرا و نظریات فلاسفه یونان و برخی کشورهای شرقی است. این نحله با رنسانس علمی، مجدداً ترویج یافت. از قرون 16 تا 19 میلادی با تحقیقات و نظرات اندیشمندانی چون بیکن (قرون 16 و 17). برونو (نیمه دوم قرن 16) گالیله (نیمه اول قرن 17) رنه دکارت (نیمه اول قرن 17) نیوتن (قرون 17 و 18) و دیگر متفکران، مکتب اتمیسم به عنوان جهان بینی جدیدی غالب شد. تجزیه گرایی به عنوان یکی از شاخه های جدید این نحله، تقسیم هر پدیده به اجزای مختلف و بررسی جداگانه این اجزا را تنها شیوه مطلوب علمی در رابطه با درک و شناخت احوال و طبیعت اشیاء و امور موجود می انگاشت. سهولت این امر در علوم تجربی و طبیعی، مبنای این قضاوت قرار گرفت که اسلوب تجزیه گرایی تنها راه مطالعه امور و پدیده هاست. تفکر اتمیسم در اصل یک بینش مکانیستی است که به کلیه امور بی جان و جاندار، چونان دستگاهی ماشینی نظر می افکند که می توان کلیه اجزا و عناصر آن را به طور جداگانه مطالعه نمود و از این رهگذر به کل آن دستگاه پی برد (گلابی ، 14).

از نظر این طرز نگرش مکانیستی و تجزیه گرایانه، هیچ خاصیتی در موجودات وجود ندارد که اجزایش، آن خاصیت را نداشته باشند؛ از این رو با شناخت ویژگی های عناصر و اجزای هر شی یا پدیده ای اعم از طبیعی و اجتماعی می توان به خاصیت کلی آن پدیده دست یافت. نگرش تجزیه گرایی با بار مکانیستی خود با وجود تکیه بر اصل علت و معلولی، دامنه این رابطه علمی را به روابط میان اجزا محدود کرده و علت نهایی و کارکرد و ساختار کل پدیده ها را به فراموشی می سپارد. با اینهمه ضعف و نارسایی این نگرش هنگامی آشکار شد که در تحلیل پدیده های پیچیده جوامع انسانی، بخصوص پدیده های چند بعدی روانشناختی و جامعه شناختی عاجز و درمانده شد .

در ابتدا نظریات کلاسیک در جامعه شناسی نیز بر اندیشه های مکانیستی و قالب های فکری متداول در علوم فیزیک کلاسیک متکی بود. چنان که مفاهیمی چون تعادل، توازن قوا، سکون اجتماعی و قانون سکون یا « اینرسی »که در علم فیزیک برای اجسام مادی وجود داشتند، در جامعه شناسی نیز راه یافته بودند. در نتیجه دانش اجتماعی کلاسیک، چهره فیزیکی به خود گرفته، در واقع نوعی جامعه شناسی فیزیکی و علم فیزیک اجتماع پدید آمده بود. روش های مطالعه پدیده های اجتماعی نیز از این دیدگاه برگرفته شده بودند. در جامعه شناسی فیزیکی یا فیزیک اجتماعی، تفکرات تجزیه گرایانه و عنصر گرایی و کوشش برای دریافت اتم های اجتماعی، زیربنای شناخت اجتماعی را تشکیل می دادند. با پیشرفت علومی چون زیست شناسی و تفکر اجتماعی، مسلم شد که پدیده های اجتماعی از قوانین فیزیک پیروی نکرده و سیستم های بسته ای نیستند. چنان که متفکران اولیه جامعه شناسی، همچون اسپنسر جامعه را شبیه ارگانیسم زنده قلمداد کردند (فرشاد ، 82-181). یکی از تنوعات چنین اتمیسم اجتماعی، تصوری است مبنی بر این که جامعه، بعنوان تجمع و تراکم مکانیکی افراد، قلمداد شده و فرد به مثابه اتم یا ذره اجتماعی، تلقی می شود و وجه مشخصه آن مجموعه، خصلت های تغییرناپذیری است که ریشه آنها در ماهیت بیولوژیکی یا زیستی و در شرایط ناخودآگاه قرار دارد. 

نگرش کل گرایی :

به زعم پیروان این نحله فکری، جهان و همه موجودات و پدیده های آن مرتبط به هم هستند و از یک روند کلی و عمومی حاکم پیروی می کنند. نگرش کل گرایی در چین، هند، ایران و یونان، ریشه ای تاریخی و دیرینه دارد. در آیین طریقت گرایی چین، زرتشت در ایران باستان و تفکر هر اکلیتی و افلاطونی و ارسطویی یونان قدیم ، چنین نگرش هایی به چشم می خورند تفکر ارگانیستی که در اوایل قرن بیستم شکل گرفت، ارگانیسم یا موجود زنده را « کلی یکپارچه » می داند که خاصیت اجزای آن در تمامیت و کلیت آن نهفته است. این تفکر ارگانیستی ، پایه نگرش سیستمی قرار گرفت (گلابی ، 16).

چنین رویکردهایی بتدریج با گسترش دامنه خود در تفکر اجتماعی و رهیابی مسائل و معضلات اجتماعی و تحلیل آنها نیز رسوخ کرده، جای باز می کند. مفاهیم جامعه شناسی غربی در بررسی پدیده ها، مفاهیمی از جزء به کل هستند و به پدیده ها در رابطه ای که با کلیت دارند، چون مفاهیم فی حد ذات و بدون هیچ گونه پیوستگی منطقی با پدیده های دیگر می نگرند. در این مفاهیم «سیستم روابط اجتماعی » شبیه « شالوده اجتماعی » (Social Base) در نظر گرفته می شود و شالوده اجتماعی چونان چیزی که از عناصر متعددی که هر یک از آنها فی حد ذاته اند و با عنصر دیگر در هیچ رابطه ای نمی باشند، تلقی می گردد. در چنین تشریح ظاهری و سطحی، در حقیقت، شالوده اجتماعی، مجموعه ای است از اتم ای اجتماعی که گرد هم آمده اند ( حمید ، 52-251).

رویکردهای کل بینانه و ارگانیستی نیز که در فرهنگ های چین و هند و ایران باستان، اساس جهان بینی ها را تشکیل می دادند، در طی قرون پانزدهم تا نوزدهم دچار بی توجهی و غفلت شدند. از طرفی علوم طبیعی، بتدریج استقلال و رشد شگرفی یافتند و شاخه های معرفت از یکدیگر جدا شدند، همچنین تفکر و جهان بینی مکانیستی و جزءبینانه، جای نگرش کل گرایانه را گرفت. این رویکردها، بتدریج دامنه خود را از علوم فیزیک و شیمی به علوم اجتماعی، خاصه روان شناسی و جامعه شناسی، نزدیک ساختند و ارتباط بین علوم نیز کاسته شد و این اعتقاد به گونه ای روزافزون تشدید یافت که می توان با شناخت اتم ها به شناخت کل دست یافت. طیف گسترده نظریه های جامعه شناسی معاصر، همراه با آشفتگی و تضادهای دامن گیرش انسان را به این نتیجه می رساند که پدیده های اجتماعی را به عنوان « سیستم ها » در نظر آورد. اگر علوم اجتماعی را شامل جامعه شناسی، اقتصاد، علم سیاست، روانشناسی اجتماعی، مردم شناسی فرهنگی، زبان شناسی و بخش بزرگی از تاریخ قلمداد کنیم  و علم را کوششی مبتنی بر قانون تعریف کنیم (ترتیبی از واقعیت ها و تدوینی از تعمیم ها)، پس با اطمینان می توانیم بگوییم که علوم اجتماعی، علم سیستم های اجتماعی است و بنابراین به یمن پیدایش وجوه مشترک بسیار از قبیل تجزه گرایی، ذره گرایی و کل گرایی در علوم مختلف، اعم از فیزیک و زیست شناسی و روان شناسی و علوم اجتماعی، یک تفکر همه جانبه نگر و سیستمی ضروری می نمود (برتالنفی ، 57 ).

امروزه، همگرایی در رشته های علمی، بویژه علوم اجتماعی، رشد روزافزونی می یابد. روش شناسی صوری جهان را به مثابه تابلویی ترسیم می کرد که خطوط اصلی آن را اصولی بدیهی و از پیش داده شده یا داده های پیش از تجربه تشکیل می داد و در قالب این اصول بدیهی اجزایش را توجیه می کرد.. این روش شناسی اسلوب غالب اسکولاستیک غرب در اروپای قرون وسطی بود. در عین حال روش شناسی تجربی که بازتاب افراطی روش شناسی صوری بود، بنیانش بر رویکرد استقرایی استوار بود که حقایق جهان خارج را تجربی پنداشته و معتقد بود که هیچ حقیقت غیرتجربی وجود ندارد و بنابراین، تجربه، اولین شرط نیل به حقیقت است .

با اینحال به یمن دانش بشری و به تبع اقتباس از قانونمندی های کل نگر و جامع اندیش علوم معاصر، روش شناسی علمی پای به عرصه وجود می نهد. روش شناسی علمی از ترکیب پویای روش شناسی صوری و تجربی بدست می آید که بنا به نیاز از هر دو استفاده می کند. چنان که محقق از زندگی عملی اش (تجربه) آغاز می کند و با واقعیت ها برخورد می کند و بعد از عالم ذهن، این واقعیت ها را به هم مربوط ساخته ، موضوعی را از بین موضوعات دیگر انتخاب می کند . عوامل موثر در آن را نیز در قالب فرضیه پیش بینی می کند و برای تأئید یا رد این فرضیه ها، دوباره به واقعیت ها یا عمل باز می گردد؛ همچنین اطلاعات لازم را جمع آوری می کند و این اطلاعات را با کمک فکری خود تجزیه و تحلیل می کند و سرانجام با تعمیم وجوه مشترک فرضیه ها، ذهن او به یک نظریه می رسد و این نظریه باز به میدان عمل باز می گردد ( عبداللهی ، 14) .

پس در مرحله حرکت از فرضیه به تئوری، از روش شناسی تجربی یا استقراء استفاده می شود و در مرحله استنتاج فرضیه از تئوری، از روش شناسی صوری یا قیاسی استفاده می گردد؛ یعنی هم با عینیت و عالم بیرون از ذهن و هم با ذهنیت یا عالم درون، ارتباط برقرار می شود .

با وجودی که جدا کردن «عین» از «ذهن»، مانند همه تجریدهای مغز انسانی، خود یک عمل ذهنی برای شناخت آسانتر به حساب می آید، اما واقعیت، چیزی یک بعدی نیست، بلکه دارای ابعاد گوناگون و در گوهر خود، یگانه و یکتایی است. واقعیت در ذات خود پراکنده و چند پاره نیست، بلکه یگانه، همبافت و همگون است. گرچه ذهن برای شناخت آسانتر واقعیت به ناچار از سر ناتوانی به جدا کردن و گسستن آن می پردازد، اما در همین مرحله نمی تواند و نباید بایستد و باید آنچه را که گسسته است دوباره پیوسته گرداند ... کار مجدد ذهن، بیرون کشیدن وحدت از میان کثرت و یگانگی از میان چندگانگی است . همان گونه که باز باید به انتزاعی کلی تر بپردازد و دستگاه های منظم نظری بسازد و در قالب آنها واقعیت را بهتر بشناسد ( ثاقب فر،55 ).

اصولاً برخوردهای یکسونگرانه با مسائل و موضوع های اجتماعی مورد پژوهش در روابط اجتماعی، محقق علوم اجتماعی و جامعه شناسی را در نهایت امر با انعطاف ناپذیری نظریات راهبردی خود در جهت تحلیل ، کشف و چاره جویی مسائل و موضوعات روبه رو می سازد و ناخواسته او را به جانبداری و تعصب و در عین حال ، بی ثمری و نابکارآیی سوق می دهد . نحله های یکسویه متعددی که در آشفته بازار بینش ها و روش های جامعه شناسی به گونه ای روبه رشد در حال شکوفایی و طرح هستند ، همه ناشی از عدم درک یکپارچه واقعیت های به هم پیوسته و تام و تمام می باشند . به قول «گونار میردال» «حتی اگر کسی پژوهش خود را درباره موضوع مشخصی از سر فرصت طلبی و مصلحت بینی با نظریات تحریف شده ، شروع کند ، ادامه پژوهش اجتماعی ، بخودی خود ، بتدریج نظریات تحریف شده پژوهشگر را تصحیح می کند ، زیرا که حقایق لگدپران هستند ... » به این معنا که یکسویه نگری محقق در فرآیند تحقیق یا توجه به عینیت ها بدون ذهنیت و نظریه ها و برعکس آن ، خودبخود نتایجی را به دست خواهد داد که در حل و چاره جویی معضلات و مسائل مورد تحقیق دچار وقفه یا درماندگی خواهند شد و این به عبارتی یک نوع واکنش واقعیت هاست که با تعصب ها و یک بعدی نگری ها ، همچنان خدشه ناپذیر خواهند ماند ( طایفی ، 37 ). چنین واقع یابی ( Fact Finding ) به مثابه تمثیل زیبای مولانا جلال الدین رومی است که « حقیقت را چونان آینه ای تمام نمای می شمارد که گویی با اصابت بر زمین خرد شده و تکه هایش در دست هر جوینده حقیقتی ، چون رخ می نمایاند ، بینندگان را بر این امر مشتبه می سازد که تمام حقیقت را دریافته اند ».

همچنان که کثرت با وحدت و مفرد با جمع همراه است ، سیستم نیز نه فقط به عنوان یک مجموعه ، بلکه به عنوان مجموعه به هم پیوسته ای از عناصر ظاهر می شود که از کلیت خاصی برخوردار است ؛ پس سیستم را می توان در سطح غیرصوری با خصایص زیر تعریف کرد :

1) سیستم ، مجموعه ای کلی از عناصر متقابلاً وابسته است .

2) وحدت ویژه ای با محیط تشکیل می دهد .

3) معمولاً سیستم مورد بررسی ، عنصری از سیستمی در رده بالاتر است .

4) عناصر هر سیستم مورد بررسی به نوبه خود به عنوان سیستم هایی از دسته پائین تر پدیدار می شوند (سادوسکی ،130)، از این رو سیستم به عنوان یک مجموعه کلی مرکب از عناصر متقابلاً وابسته ای است که از ساختار و سازمان برخوردار است و در کنش متقابل خود با محیط، رفتار مشخصی را متجلی می سازد که ممکن است «واکنشی» باشد؛ یعنی به واسطه تأثیر محیط، و یا کنش باشد یعنی به وسیله تأثیرات محیطی و اهداف خود سیستم که متضمن دگرگون سازی محیط است .

نقایصی که در رویکردهای دیگر تفکر اجتماعی و جامعه شناسی وجود دارند منجر به آن شده تا رهیابی های سنتزی یا همگرا ، بیشتر مورد توجه قرار گیرند. مقایسه ای بین این رویکردها و رهیافت همگرا یا سیستمی ، می تواند دریچه ای باشد برای طرح هدف و آماج اصلی این مقاله ، یعنی جامعه شناسی سیستمی (Systemic Sociology)، محدودیت ها و کمبودهایی که بر رویکردهای ساختار گرایانه و کارکرد گرایانه وارد است به شرح زیر می باشد :

1) تعاریف کارکردی در مورد سیستم های بزرگ ، غیر ممکن و حداکثر بدیهی اند .

2) روش های ساختی و کارکردی، گاه در تعریف و تشخیص مکانیسم های کارکرد و تحول سیستم های اجتماعی ، دچار اشکال می شوند؛ همچون تحقق مفاهیمی مثل شعور اجتماعی، به عنوان یکی از عوامل تنظیم کننده اجتماعات که در کارکرد و محیط اجتماعی وارد نمی شوند .

3) روش های ساختی و کارکردی، کم و بیش بر اصل شمول (Inclusion) استوارند؛ مثلاً در کارکردگرایی، کارکرد یا کارکردهایی از یک سیستم در قالب شمول آن سیستم در سیستمی جامعتر تعریف می شود . نظریه «تنش ها» در جوامع نیز بر این اصل مبتنی است. این روش در تجزیه هایی از سیستم های اجتماعی که کاملاً از اصل « شمول » پیروی نمی کنند، کمبود خواهد داشت .

4) کارکردگرایی عمدتاً با کارکرد سیستم های اجتماعی و نه با تحول آن سروکار دارد ، چون تحول سیستم اجتماعی در محدوده اصلی «شمول» قرار نمی گیرد .

5) چون در این مکاتب «ساخت و کارکرد فعلی» یک سیستم اجتماعی، حائز اهمیت و دارای اصالت است ؛ از این رو بر مفاهیمی چون «تعادل گرایی»، «نهادهای پایدار اجتماعی» و ... تکیه می شود (فرشاد ، 87-186)، اما پدیده هایی مثل فرایندهای اجتماعی، تاریخ، تغییر و تحول جامعه در پشت صحنه تفکر و عمل قرار می گیرند و به آنها بصورت ارزش ها و عوامل منفی و مطرود نگریسته می شود؛ از این رو ، این تفکرات ساختار گرایانه و کارکردگرایانه، بینش هایی محافظه کارانه بوده، در آنها جایی برای مفاهیمی چون تحول و تغییر وجود ندارد .

اصول کلیت در کارکردگرایی و ساختار گرایی به ترتیب در مفاهیم «کارکرد» و «ساختار» به اجرا درآمده است، اما در برخورد سیستمی، مفهوم مرکزی، طبعاً مفهوم گسترده تر «سیستم» است که ارتباطی نزدیک با تعداد مفاهیم دیگر دارد که عبارتند از ساختار، سازمان پیوند، رابطه، عنصر و کنترل، برخورد سیستمی که بنیاد مفهومی اش تا این حد گسترده تر است، برتری های مشخصی بر کارکردگرایی و ساختارگرایی دارد، زیرا تصویر مفصل تری از همبستگی موضوع و روش های مطالعه آن عرضه می دارد.

برخورد سیستمی همراه با دو گرایش دیگر روش شناسی (مذکور) در دانش امروزی، تأکید خاصی بر جنبه های صوری روش شناسی می گذارد . برخلاف ساختارگرایی و کارکردگرایی ، نظریه سیستم ها ، نه فقط دستگاه های ریاضی و منطقی را از سایر رشته های دانش اقتباس می کند ، بلکه در ساخت ریاضیات عالی ، بیش از پیش به کوشش مستمر و استوار دست می یازد (سادوسکی ، 40) بنظر می رسد ما قربانی نیروهای تاریخ باشیم . رویدادها به نظر ناشی از چیزی بیش از تصمیم ها و کنش های فردی اند و بیشتر ناشی از سیستم های اجتماعی هستند؛ خواه این سیستم ها، پیش داوری ها، ایدئولوژی ها، گرایش های اجتماعی، شیوه های تولید و تباهی تمدن ها باشند یا غیر آن (برتالنفی ،30).

انتقاد اصلی از کارکردگرایی، بویژه در تفسیر «پارسنز» این است که بر حفظ وضع موجود، تعادل، همسازی، هم ایستایی ساخت های نهادی پویا و غیره، بیش از حد تکیه می کند و در نتیجه تاریخ، فرایند ، تغییر اجتماعی تاریخی، تکامل هدایت شده درونی و غیره دست کم گرفته می شوند و در نهایت به عنوان مفاهیم انحرافی با ارزش منفی ظاهر می گردند ؛ بنابراین ف نظریه پارسنز از نوع نظریه های محافظه کارانه و همنواگرانه ای است که از سیستم به گونه ای که هست دفاع می کند و به طور مفهومی ، تغییر اجتماعی را نادیده می گیرد و مانع آن می گردد (برتالنفی،230). حال آن که در نظریه سیستمی، حفظ وضع موجود و تغییر، نگهداری از سیستم و کشمکش درونی به یکسان در هم می آمیزند و بنابراین می توان آن را به منزله چارچوب منطقی مناسبی در نظریه پیشرفته جامعه شناسی به کار برد.

مفهوم کارکرد نیز در روش شناسی این نحله ، دارای نقایصی است . این مفهوم محدودیت هایی کاملاً صریح بر ساختار و روش واقعی استدلال تحمیل می کند. تحلیل کارکردی، بویژه کم و بیش صریح، بر پایه اصل «شمول» استوار است؛ یعنی یک کارکرد یا مجموعه مشخصی از کارکردهای یک سیستم از طریق شمول آن سیستم در یک کل گسترده تر معین می شود. تحلیل کارکردی اصولاً روش ساختاری – کارکردی را از جنبه های زیر محدود می سازد :

1)تعاریف کارکردی، در مورد سیستم هایی که بزرگترین چشم انداز ممکن را دارند، یا غیرممکن یا حداکثر بدیهی اند؛

2)روش ساختاری، کارکردی در شرح و تعریف سازوکارهای کارگزاری و تکامل سیستم ها با مشکلات چشمگیری برخورد می کند،

3)روش ساختی – کارکردی برای تجزیه هایی که مبتنی بر اصل شمول نیستند، نامناسب است،

4)کارکردگرایی در شکل نوین خود به سمت تحلیل کارگزاری (Functioning)سیستم ها متوجه است و مسائل تکامل سیستم ها به آن مربوط نمی شود ... تکامل را نمی توان بر اساس اصل شمول (یا در برگیری) توصیف کرد (سادوسکی ، 64-263).

اصولاً در نظریه عام جامعه شناسی، باید بین سه اصل روش شناسی تأثیر و تأثر متقابل وجود داشته باشد: الف)رابطه بین جزء و کل جامعه ، ب)رابطه بین تجزیه و نظریه، پ)رابطه بین پدیده های مادی و آرمانی (ادیبی و انصاری، 25). بدینگونه که تحقیق تجربی همیشه مستلزم تجزیه حوزه های جزیی مشخصی از کل جامعه است که در غیر این صورت تحقیق تجربی ، تصورناپذیر است، این تجزیه نیز بدون وجود نظریه ای از کل جامعه ممکن نیست . با وجودی که تبیین صحیح رفتار هنگامی میسر است که به زمینه های مادی اش مرتبط می شود ، در عین حال فرآیند آرمانی و کنش متقابل اجتماعی تنها در همبستگی کلی وجود دارد . به عبارت دیگر ، پیچیدگی اجتماعی در تحقیقات جامعه شناسی ابعاد مختلفی دارد که ارتباط میان آنها برای تحلیل جامع و کل نگر ضروری است: «تأثیر و تأثر شرایط اقتصادی، سیاسی، ایدئولوژیک، فرهنگی، تکنیکی و سازمانی در کل جامعه »، «تأثیر متقابل عوامل مادی و آرمانی»، «تأثیر متقابل کمیت و کیفیت» و «پیچیدگی تاریخی» .

از سوی دیگر از بین رویکردهای مختلف جامعه شناختی ، برای مخالفت دیالکتیک با برخورد سیستمی، مطلقاً هیچ مبنایی وجود ندارد ... گسترش پژوهش سیستم ها، تجلی تأثیر مرامی و روش شناختی است که دیالکتیک بر علم نوین اعمال می کند. روش شناسی سیستمی، یکی از کاربردهای مفاهیم عام روش شناسی دیالکتیک در موضوع خاص است (سادوسکی،10). برتری جامعه شناسی مارکسیستی این است که به یک دستگاه نظری کلی (ماتریالیسم دیالکتیک و تاریخی) اعتقاد دارد که دستگاه منطقی بسامانی است که می تواند واقعیت های پراکنده را در درون خود انسجام ببخشد و تبیین کند و ذهن نظم گرای و هماهنگ جوی آدمی را خرسند سازد (ثاقب فر،64).

اساساً تصویر سیستمی از شکل بندی های اقتصادی- اجتماعی عمدتاً در نحله دیالکتیک مارکسیستی جامه عمل پوشید . در نتیجه تلاش های مارکس و در رأس همه آنها، با کتاب «سرمایه»، برای نخستین بار در تاریخ تفکر انسان، روش شناسی پژوهش سیستم ها را آنگونه که در جامعه به عنوان یک کل و در حوزه های مختلف زندگی اجتماعی به کار می رفت، در خود جای دادند ... وقتی مارکس کتاب سرمایه را می نوشت وسایل منطقی و روش شناسی ویژه پژوهش سیستم ها را به وجود آورد. اصول مارکس درباره مطالعه «کل های » ارگانیک (صعود از مجرد به مجسم، وحدت دیالکتیک تحلیل و ترکیب، وحدت دیالکتیکی منطقی و تاریخی، شناسایی پیوندهای گوناگون در موضوع مورد مطالعه و کنش های متقابل شان، ترکیب تصویرهای ساختاری – کارکردی و تکوینی موضوع و غیره ) به صورت مهمترین مولفه روش شناسی نوین شناخت علمی درآمدند که توسط مارکسیسم توسعه داده شد (سادوسکی،109). به زغم این نحله جامعه شناختی، جامعه ارگانیسم زنده ای است که در آن نه عوامل تصادفی ، بلکه عناصری از یک مجموعه که با هم رابطه «فونکسیونل» دارند و خود تابع طرز کار قوانین عینی حاکم بر تکامل اجتماعی اند ، با یکدیگر در کنش متقابل هستند، این کنش های متقابل میان عناصر نیز تصادفی نیستند . بنیانگذاران جامعه شناسی مارکسیستی، جامعه را وحدت تفکیک ناپذیر دو جنبه روابط اجتماعی (مادی و معنوی) می دانستند.

جامعه شناسی مفهوم شکل بندی اجتماعی – اقتصادی را ارائه کرد که برای نخستین بار در تاریخ علوم اجتماعی، معیاری برای تشخیص پدیده های مهم از غیر مهم در شبکه پیچیده پدیده های اجتماعی فراهم کرده است (کامرانی، 54 -153) .

کارهای فردریک انگلس هم مفاهیمی را در بردارد که ماهیت برخورد سیستمی و پیش نیازهای پیدایشش را در علوم نوین ، روشن می سازد . انگلس از یک سو ماشین گرایی یا سازوکارگرایی (Mechanism) را در علوم طبیعی مورد انتقاد قرار می دهد و دفاع ناپذیری روش شناسی تبدیل «پیچیده» را به «ساده» و «کل» را به اجزایش اثبات کرد که توسط اکثریت پیروان برخورد سیستمی در کشورهای سرمایه داری نیز به طور خودآگاه یا ناخودآگاه پذیرفته شده اند و از سوی دیگر انگلس، نظری ژرف درباره فعالترین «نقاط رشد» علم اقامه کرد .

گرچه بنیانگذاران مارکسیسم، هیچ مطالعه خاصی از مسایل فی نفسه سیستم ها را برای ما باقی نگذاشتند، اما آنها نظریه سیستم مربوط به توسعه اجتماعی و جواب های مشخص زیادی را که در طی مطالعاتشان از جامعه بعنوان یک کل به دست آورده اند، برای ما به ارمغان گذاشتند. یکی از مهمترین اکتشافات انجام شده بوسیله نظریه و روش شناسی ماکسیستی، تفسیر سیستمی آن از واقعیت اجتماعی بود. این تفسیر در قوانین شکل بندی نظام های اجتماعی – اقتصادی، در استقرار روابط سیستم ها در حوزه های مادی و معنوی حیات جامعه و در اکتشاف جبریت (علیت گرایی) کیفیت دوگانه پدیده های اجتماعی تجلی یافته نظریه ماکسیستی توسعه اجتماعی- تاریخی، علت تغییر جهت شناخت شناسی بسیار اساسی در ادراک جهان بود؛ «نظریه موضوع مرکزی» (centrism Object) جایش را به نظریه سیستم مرکزی ( System-Centrism) داد (سادوسکی،112) . اما آیا برخورد سیستمی فقط تکراری بیهوده است از آن چیزی که قبلاً در آثار ماکسیستی به قاعده درآمده است ؟ برای پاسخ به این سوال باید به دو عامل مهم توجه کرد :

الف) یکی از اساسی ترین خصایص ویژه انقلاب علمی و تکنولوژیک معاصر، عملکرد گسترده مفاهیم سیستم ها در قلمروهای گوناگون علم به تکنولوژی و مدیریت است . چون وظایف و گرایش های موجود توسعه علوم و تکنولوژی معاصر، جوابگوی پیدایش برخورد سیستمی اند، لذا کاملاً واضح است که محتویات و شکل های ویژه برخورد سیستمی شدیداً به مشخصات توسعه علوم و تکنولوژی معاصر وابسته اند. همچون رشته های سیبرنتیک، مهندسی سیستم ها، پویایی شناسی سیستم ها و تحلیل سیستم ها در مدیریت .

ب) عامل دوم به رابطه بین برخورد سیستمی و دیالکتیک به عنوان یک روش شناسی فلسفی مربوط است. در نوشته های اخیر پایگاه و وظایف برخورد سیستمی و دیالکتیک یکسان تلقی شده اند (سادوسکی، 14-113) .

بهر حال، اساسی ترین خصیصه جامعه شناسی مارکسیستی این است که در تحلیل واقعیت اجتماعی، تاریخ گرایی و دیالکتیک را به طور موفقیت آمیزی ترکیب می کند (ماتریالیسم تاریخی). روش تحلیل دیالکتیکی که نسبت به تاریخگرایی، یک روش شناسی کلی تر شناخت است، به سبب جهت گیری واقعی اش به سوی تشکیل ساز و کارهای توسعه و تکامل، نه فقط بررسی تاریخی مناسب، بلکه بررسی ساختاری و کارکردی فرآیندهای اجتماعی را نیز در بر دارد. کتاب سرمایه مارکس که به مطالعه سازوکارهای شکل بندی سیستم سرمایه داری مربوط است، تحلیل های فرآیند کارگزاری و تکامل را از نزدیک درهم می آمیزد و به درستی به عنوان مدل بررسی تاریخی و ساختاری تلقی می شود؛ مثلاً مارکس کاوش خود را با تعریف پول به عنوان یک عنصر «کارکردی» نظام اقتصادی شروع می کند و سپس منطق تکامل تاریخی این عنصر را ارائه می کند، اما وارد بحث مربوط به شرح تاریخچه پول نمی شود و با نامیدن تحلیل خود به عنوان یک تحلیل «شبه تکوینی» (Pseudo-genetic) و نه به شکل تاریخی واقعی تحقق اش این نکته را مورد تأکید قرار می دهد. از این رو تحلیل تاریخی در این زمینه یکی از وسایل فهم برخورد ساختاری – کارکردی با موضوع مورد مطالعه ظاهر می شود و این روند در شناخت اجتماعی آشکار ساخته بود که تاریخگرایی به هر صورت تنها راه برخورد با مطالعه پدیده های اجتماعی نبود (سادوسکی،49-248) . بدینگونه مارکسیسم بطور نظری و از لحاظ روش شناسی ثابت کرد که این نوع مسائل قابل حل هستند. امری که برخورد سیستمی نیز می کوشد تا کشمکش احکام روش شناختی تاریخگرایی و ساختارگرایی را رفع کند .

در تفکر سیستمی، هر یک از جنبه های ساخت، کارکرد، تاریخ و تضاد و تناقض و وجوه دیگر برای خود دارای اهمیتی هستند و بر هر یک از آنها تأکیدی در خور بعمل می آید. دانش سیستمی بر خلاف تفکر ساختگرایانه یا تاریخگرایانه، قوانین خاص، دست یابد. در سیستم های اجتماعی، عناصر سیستم نه تنها با محیط خارج تبادل اطلاعاتی و انرژی می کند، بلکه در درون سیستم نیز از آن تبادل برخوردار است. سیستم های اجتماعی عموماً دارای مکانیسم های پس خوراننده، تنظیم کننده و کنترل هستند. این مکانیسم ها در سیستم های اجتماعی، نه تنها در تنظیم و حفظ موجودیت سیستم، نقش عمده ای دارند، بلکه نسبت به ارگانیسم های منفرد از پیچیدگی بیشتری برخوردارند و نیز دارای توانایی جهت گیری عمومی و سازش که در برابر تغییر رخ می دهد، می باشند. سیستم های اجتماعی از درون و بیرون باز هستند (فرشاد،189).

با چنین ساز و کارها و ویژگی هایی که گفته شد، سیستم های اجتماعی، شخصیتی متمایز از سیستم های مادی و ارگانیسم های زنده به خود می گیرند و گرایش به تعادل گرایی و حفظ ساخت به عنوان اهداف اصلی موجودات زنده ، در سیستم های اجتماعی از درجه اولویت ساقط می شوند. با تغییر شرایط خارجی و تحت تأثیر ارتباطات داخلی ساخت و کارکرد سیستم اجتماعی نیز دچار تحول می شود. تعادل گرایی (homeostasis) در سیستم اجتماعی، جای خود را به فرم زایی (morphogenesis) می دهد. به این ترتیب، شخصیت باز سیستم های اجتماعی که سازگاری و تغییرپذیری، ساخت و کارکرد آنهاست، متجلی می شود. بر این اساس ، مبانی تفکر سیستمی از چند اصل تشکیل می شود که عبارتند از :

1) مفهوم کلیت: اندیشه سیستمی بر خلاف تفکر تجزیه گرایانه یا عنصر گرا، کل پدیده را اساس قرار می دهد. در این جا استدلال بر این است که شناخت یک سیستم کل از شناخت ماهیت و خواص عناصر میسر نمی گردد. در این مکتب، یک کل یا سیستم، خود دارای شخصیت و کارکردی است که در عناصر متشکله آن وجود ندارد .

2) مفهوم سیستم و تصور یک کل با مفهوم ارتباط بین اجزاء سیستم نزدیک است . ارتباط بین اجزای یک سیستم، ارگانیک، متقابل و پویا می باشد .

3) تمامیت ارتباط های یک سیستم در قالب یک مفهوم کلی به نام ساخت و یا سازمان سیستم قابل بیان است . ساخت یا نظام یک سیستم را می توان متشکل از سطوح یا طبقاتی تصور کرد . ساخت عمقی یک نظام سیستمی، معرف سطوح یک سیستم و سلسله مراتب میان آن سطوح سیستم می باشد .

4) از عمده ترین ارتباط ها ، ارتباط کنترلی است که سطوح مختلف یک سیستم از لحاظ کارکرد ، تغییر و توسعه به یکدیگر پیوند می یابند.

5) هدف گرایی سیستم (فرشاد،41-40).

نگرش سیستمی، کلیه پدیده های موجود در طبیعت و اجتماع را مرتبط به هم و موثر درهم می داند و روابط پایدار آنها را قانونمند تلقی می کند که روند حاکم بر پدیده ها را تشکیل می دهند. حد و مرز هر پدیده در رابطه با پدیده های دیگر تعیین می شود؛ بدین معنا که یک پدیده به مثابه سیستم عناصر خود ، در عین حال عنصری از یک سیستم بزرگتر است ... هر پدیده یا شیء در عین حال که نسبت به عناصر خود ، سیستم محسوب می شود ، نسبت به سیستم های بزرگتر ، یک زیر سیستم قلمداد می گردد (گلابی، 16).

هر واقعیت یا پدیده اجتماعی، مربوط به جامعه ای است که در آن یک کلیت یا نظام اجتماعی – انسانی غالب است و این نظام ترکیبی است پویا از دو جنبه اجتماعی یا عینی و انسانی یا ذهنی که «اولی» شامل روابط و ساختارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی می شود که باید در سطح کلان یا کلیت نگر بررسی شود و «دومی» مربوط به فرد یا افرادی می شود که خصوصیات شخصی آنها مثل گرایش ها، خواست ها، وضع خانوادگی و غیره را شامل می گردد که باید در سطح خرد مطالعه شوند .

بنظر «ریتزر» واقعیت و پدیده اجتماعی، در واقع شاید مجموعه درهم و تفکیک ناپذیری از سطوح خرد و کلان عناصر عینی و ذهنی متعدد باشد، حال وجه غالب عینیت و ذهنیت در یک پدیده در چه سطحی از خرد و کلان واقع است یا بر عکس، سطوح دوگانه واقعیت با چه وجهی از عناصر عینی و ذهنی توأم می باشند ، به نوع پدیده اجتماعی وابسته است که در بوته بررسی قرار دارد .

به زعم جرج ریتزر ف واقعیت اجتماعی از سطوح و ابعاد متفاوت و متعددی تشکیل می شود که در روابط متقابل خود از ترتیب خاصی نیز برخوردار بوده و از خرد به کلان یا برعکس رده بندی شده اند . او بر خلاف مدل های پیوند سطوح خرد و کلان گورویچ که اشکال عمده اش پیچیدگی محض مدل اوست ، در دو پیوستار ( Continum ) به تصویر این سطوح می پردازد . پیوستار نخست پیوند دهنده ، سطوح خرد و کلان واقعیت اجتماعی که برخی نقاط کلیدی نیز در آن مشخص شده است (ریتزر،16-515) :  

 آنتونی گیدنز با نظریه ساختی شدن خود ، نقطه عزیمت تحلیل اجتماعی را نه آگاهی و نه ساختار اجتماعی بلکه بیشتر دیالکتیک بین کنش ها و شرایطی می داند که در پروسه زمان و مکان در حال وقوع است .

«ریتزر» در تصویر بعدی خود به ترکیب متقابل روابی بین دو پیوستار فوق پرداخته و با طرح آن به صورتی شماتیک ، اذعان می دارد که واقعیت و پدیده اجتماعی به واقع امر شاید مجموعه در هم و تفکیک ناپذیری از سطوح خرد و کلان عناصر عینی و ذهنی متعدد باشد ، حال وجه غالب عینیت و ذهنیت در یک پدیده در چه سطحی از خرد و کلان واقع است یا برعکس سطوح دوگانه واقعیت با چه وجهی از عناصر عینی و ذهنی توأم می باشند، به نوع پدیده اجتماعی وابسته است که در بوته بررسی قرار می گیرد . تصویر زیر ، نمای یکپارچه و ادغام شده دو پیوستار مختلف پدیده های اجتماعی را نشان می دهد :

از دیگر پیشروان پیوند ابعاد خرد و کلان واقعیت اجتماعی، آنتونی گیدنز ( A.Giddens ) می باشد که با نظریه ساختی شدن ( structuration ) خود، نقطه عزیمت تحلیل اجتماعی را نه آگاهی و نه ساختار اجتماعی ، بلکه بیشتر دیالکتیک بین کنش ها و شرایطی می داند که در پروسه زمان و مکان در حال وقوع است . این نگرش هستی شناختی گیدنز سبب می شود نه تنها با تمایز خرد و کلان ، بلکه به شیوه ای تاریخی ، بصورتی فرایندی پویا به سوی تحلیل پدیده های اجتماعی پیش رویم، (ریتزر، ص 89-487). یورگن هابرماس (J.Habermas) نیز در پی ادغام نظریه کنش در سطح خردنگر و نظریه سیستم ها در سطح کلان است . هر چند که در این راستا ، بعدها به تبع پارسنز به سوی نظریه کنش، گرایش یافته و نظریه سیستم ها را در آن قابل تقلیل و استحاله می یابد .

جامعه شناسی سیستمی در پی ساختن نظریه ها و سنخ پردازی هایی است که در مورد تمام تمدن ها قابل تطبیق باشند و در مجموع زبان مشترکی را برای تمام چارچوب ها مشخص می سازند که در داخل آنها علوم اجتماعی می کوشند، قانون ها و سنخ شناسی های نسبی را تدوین کنند (دوورژه، 62). بنظر «راپوپورت» (Rapoport) ، یک ارگانیسم زنده دارای مشخصات زیر است :

1- هر ارگانیسم دارای ساخت است ؛ یعنی از اجزاء مرتبط تشکیل یافته است .

2- هر ارگانیسم زنده دارای کارکرد یا عملکرد است . چنانچه ارگانیسم زنده مادی باشد ، کارکرد آن متوجه حفظ حالت زیستی است .

3- ارگانیسم ها دائماً در حال شدن هستند . ارگانیسم های زنده بتدریج رشد می کنند ، تکامل می یابند ، می میرند و متلاشی می شوند ، ارگانیسم ها ، اعم از موجودات زنده سیستم های حیاتی ، ملت ها ، نهادهای اجتماعی و غیره ، همگی دارای ساخت ، کارکرد و تاریخ ، و یا «بودن» ، «رفتار» و «شدن» هستند . جدول نظریه ارگانیکی سیستم ها از راپوپورت در زیر ارائه می شود . 

سطح سیستم ارگانیگی

ساخت (بودن)

جنبه های سیستم

(کارکرد یا رفتار)

تحول (شدن)

اجتماع

جامعه شناسی

انسان شناسی فرهنگی

جامعه شناسی

اقتصاد

تاریخ

نهاد

نظریه سازمان ها

علوم سیاسی

جامعه شناسی

تئوری شرکت ها

تاریخ

علوم سیاسی

مردم شناسی فرهنگی

گروه کوچک

روان شناسی اجتماعی

روان شناسی اجتماعی

 

فرد

آناتومی

روان شناسی

روان شناسی رشد بیوگرافی

اندام

آناتومی

فیزیولوژی

جنین شناسی،نظریه تکامل

یاخته

یاخته شناسی

فیزیولوژی یاخته ای

شیمی زیستی

 

 

جوامع انسانی از دیدگاه سیستمی، سیستم هایی باز هستند که همانند سایر سیستم های متعالی، دارای خواصی چون سلسله مراتب، نظام، قانونمندی و پویایی می باشند. سلسله مراتب در این معنا، به ارتباط میان افراد یک جامعه و کل جامعه به عنوان ساخت عمقی یک سیستم گویند . نظام سیستمی انسان و جوامع انسانی نیز از پویش و تغییر بری نیست . در واقع آنچه واقعیت دارد، تغییر و پویایی است. البته تغییر و پویش انسان ها و جوامع انسانی تصادفی نبوده، بلکه هر گونه تحولی در آن سیستم ها، نتیجه نیاز سیستم می باشد . از ویژگی های تفکر سیستمی بنا به نیازهای اجتماعی و سیستمی علم و جامعه، وحدت شناختی است؛ یعنی ایجاد علوم بین رشته ای (interdisciplinary) ؛ همچون فیزیک زیستی، شیمی حیاتی، آمار اجتماعی، شیمی و اجتماع، اقتصاد اجتماعی، اقتصاد سیاسی، جامعه شناسی پزشکی، جامعه شناسی ریاضیات، جامعه شناسی دینی و غیره .

تأثیر نگرش سیستمی در جامعه شناسی عامل وحدت بخش بوده است. در جامعه شناسی سیستمی، نظرگاه مکاتب مختلف جامعه شناسی مانند اصالت ساخت، کارکرد، تطور، تاریخ و تضاد و غیره بصورتی یکپارچه به هم پیوند می یابند و با طرد وجوه تفارق، پایه های تئوریک آن را تحکیم می بخشند. جامعه شناسی سیستمی با بهره گیری از اسلوب ها و روش های تحلیل ساختی، کارکردی ، تطورگرایی و تحلیل اسنادی – تاریخی و روش تطبیقی و غیره ، قانونمندی های عام و خاص حرکت بر پدیده های اجتماعی را کشف می کند (گلابی، 18-17). تجزیه و تحلیل اقتصادی باید عوامل اجتماعی، روانی و حتی اخلاقی را هم مورد توجه قرار دهد. به عبارت دیگر اقتصاددانان نیز با این نیاز روبرو شده اند که مفهوم کاملاً پیچیده مدیریت باید با توجه به فرایندهای اجتماعی مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرند و محتویات این مفهوم صورت بندی شود (سادوسکی، 15).

در رویکرد سیستمی، نگرش های گوناگون مثل ساختار گرایی، کارکردگرایی و تاریخگرایی وجوه افتراق خود را از دست می دهند و هر یک در کالبد دانش سیستمی جایی بخصوص می یابند . البته وجود خصوصیتی مثل کل گرایی در مکتب ساختارگرایی که ارکان تفکر سیستمی است، به مراتب و هماهنگی آن مکاتب با دانش سیستمی و جای گرفتن اندیشه های فوق به گونه ای همساز و مکمل یکدیگر در چشم انداز جهان بینی سیستمی، کمک زیادی می کند .

در ارتباط با روش های عمومی معرفت علمی جدید باید از استقرا که روش استدلالی ذهن در گذار از امور جزیی به قوانین و اصول کلی است که روش قیاس که استنتاج امور جزیی از احکام کلی می باشد و همچنین از دو روش تکمیلی تجزیه و ترکیب که برای شناخت دقیق تر ، امور و پدیده ها را به عناصر و اجزاء مختلف تقسیم و سپس با تلفی و ترکیب اجزاء آن ، پدیده را به صورت یک کل بازسازی می نماید ، صحبت کرد . روش تجزیه و ترکیب به عنوان دو شیوه تفکر و دو شیوه شناخت پدیده ها از هم جدایی ناپذیر و مکمل یکدیگرند . نگرش سیستمی نیز در دانش و فلسفه علمی امروز در تعارض با نگرش تجزیه گرایی نمی باشد ، بلکه تجزیه یک سیستم به عناصر و اجزاء مختلف ، همواره باید در ارتباط با هم و به صورت کلیتی یکپارچه مورد بررسی قرار گیرند ؛ به جدای از کل (گلابی،16) برای تلفیق رویکردهای جامعه شناختی جهت ایجاد یک مبانی بینشی و روش علمی و همگرا در جامعه شناسی ، باید از تقابل و دیالکتیک ابعاد دوگانه نظر و عمل یا تئوری و پراتیک سود جست . جدول زیر ترکیب پویا و همگرایی جامع نحله های مهم جامعه شناسی را در قالب جامعه شناسی سیستمی نشان می دهد: 

دیالکتیک گرایی

کارکرد گرایی و ساختگرایی

برخورد سیستمی

توجه به اصل تضاد در روابط و ساخت نظام اجتماعی،

روابط تولیدی تعیین کننده نوع و تغییر ساخت اجتماعی،

تغییر و تحول رو به کمال و مارپیچ،

اصل مبارزه طبقاتی، موتور تحرکات اجتماعی،

توجه به تاریخ به عنوان پس زمینه حال و بنیان آینده،

تغییر انقلابی، طریق گذار و دگرگونی اجتماعی،

تبیین علمی- تاریخی دیالکتیک پدیده ها در تحلیل،

کل نظام اجتماعی به عنوان واحد اصلی بررسی و تبیین،

جمع گرایی مقدم بر فرگرایی،

اصالت برابری و عدالتخواهی اجتماعی،

علیت در امور اجتماعی ،چند جانبه است،

رابطه دیالکتیکی زیربنا و روبنای اجتماعی در نظام،

تأکید بر مناسبات تولیدی درساخت اجتماعی

توجه بر وفاق جمعی در ارزش های اجتماعی ،

وفاق جمعی،

اصل نو نظام اجتماعی،سکون اجتماعی،

اصل کارکردی و نسبتاً ثابت،

تعادل نسبتاً پویا برای توجیه تغییرات تدریجی،

مقتضیات و ضرورت های کارکردی در حال تمایل به انطباق با تغییرات برون زاد ،

تبیین غایی،کلید تحلیل اجتماعی،

جامعه انسانی به عنوان نظام همبسته و متشکل از اجزا،

فردگرایی مقدم بر جمع گرایی،

اصالت سودمندی و تجارت آزاد در اقتصاد،

علیت در امور اجتماعی بصورت دوجانبه،

کلان نگری در تحلیل روابط و توجه به اجزاء

تأکید بر روابط میانفردی و جزءنگری یا ساخت های ذهنی.

توافق و تضاد در یک پیوستگی باز، تعارض و وابستگی متقابل دو روی جامعه،

سکون و تغییر به عنوان اصل تز،آنتی تز،سنتز،

توافق بر تعادل پویا ناشی از تز،آنتی تز،سنتز،

توجه به ضرورت ها و مقتضیات کارکردی در فرایند تاریخ،ت

تحول تدریجی، همراه تحول انقلابی :مسیر پرنوسان،

تحلیل طولی و عرضی: زمان+مکان و علت ها و غایتها،

نظام اجتماعی متشکل از همبستگی اجزا و کل ،

واقعیت نظام اجتماعی،حاکم بر افراد جامعه و نقش فرد در فرایند،

تلفیق مناسب برابری خواهی با انگیزه های مشارکت مردمی،

روابط علی متقابل و چند جانبه،

امکان وجود چندین نظام تقریباً مجزا در کل نظام،

ترکیب مناسب مناسبات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ...

 

باید منطق صوری با منطق استقرایی تلفیق شود . به عبارت دیگر با جمع قیاس و استقرا بتوان به تلفیق عینیت و ذهنیت ، کمیت و کیفیت ، نظریه و عمل ، انتزاع و انضمام ، خرد و کلان پرداخت . هر مسأله اجتماعی یا پدیده و واقعیت اجتماعی دارای ابعاد و خصایص ویژه ای است که می تواند از طریق تلفیق مذکور در یک مدل جامعه شناسی سیستمی ، به صورت جامعی مورد بررسی قرار می گیرد ، مدل زیر سعی در ارائه چنین تصویری دارد :   

گرایش به یافتن قانون و نظام کلی، هماهنگ و همبافت، از سرشت خودگیتی و جهان هستی طبیعت، جامعه و ارگانیسم سرچشمه می گیرد و ذاتی ذهن آدمی و واقعیت های متقابلاً مرتبط پیرامون انسان است. هیچ دانشی نتوانسته و نمی توان از این نگرش همگرا و سیستمی بگریزد. ارائه تفسیر نگارنده در این جا از نظریه عمومی سیستمی، تلاش برای فراتر رفتن از عرصه پژوهش سیستم، به مفهوم دقیق کلمه را توجیه می کند؛ تلاشی که هدفش یافتن معنایی برای مقایسه  القا و ترویج برخورد سیستمی با جریان های همزاد تفکر علمی معاصر از قبیل ساختگرایی ، کارکرگرایی و دیالکتیک گرایی در جامعه شناسی است .  


منابع :

1-ادیبی،حسین و انصاری،عبدالمعبود:

نظریه های جامعه شناسی ، نشر جامعه ، تهران ، 58.

2-ادیبی،حسین:سیری در گرایش های امروزین جامعه شناسی در امریکا، ناه علوم اجتماعی ،دوره 2 ، شماره 1 ، 57 ،صص62-134.

3-اسیپوف و یونچکوک : برخی از اصول نظری،مسائل و روش های تحقیق در جامعه شناسی شوروی،ترجمه نگارنده ، چاپ نشده .

4-برتالنفی،لودویک فون : مبانی،تکامل و کاربردهای نظریه عمومی سیستم ها ، ترجمه کیومرث پریانی ، تندر ، تهران ، 66.

5-ثاقب فر،مرتضی:بن بست های جامعه شناسی ، مجله نگاه نو ، شماره 1 ، مهر 70 ، صص 68-34.

6-حمید،حمید:جامعه شناسی تاریخی و روش شناسی شناخت جامعه ، در مجموعه اندیشه های بزرگ فلسفی ، نشر شرق ، 56 ، صص 57-249.

7-دوورژه ، موریس: روش های علوم اجتماعی ، ترجمه خسرو اسدی ، امیرکبیر، تهران ،62.

8-سادوسکی ،بلاوبرگ ویودین:نظریه سیستم ها،مسائل فلسفی و روش شناختی،ترجمه کیومرث پریانی،تندر،تهران،61.

9-شیبانی،ثریا:مکتب اصالت ساخت،نامه علوم اجتماعی،دوره 1،شماره2،زمستان47،صص39-28.

10-طایفی،علی:تعهد علمی و عملی جامعه شناسی؛علم و اخلاق در تحقیقات اجتماعی،مجله رونق،شماره 14و15،ص40-37.

11-عبداللهی،محمد:جزوه روش های تحقیق در علوم اجتماعی،دنشکده علوم اجتماعی،دانشگاه علامه طباطبایی،تهران67.

12-فرشاد،مهدی: نگرش سیستمی ،امیرکبیر،تهران،62.

13-فرهانی اسلامی،محمدرضا:جامعه شناسی علمی و پویه تاریخ،فروردین ،تهران60.

14-کامرانی ،ح و نوریان،ع: نقدی بر جامعه شناسی،ترجمه و اقتباس،زوار،تهران 52.

15-گلابی،سیاوش:توسعه منابع انسانی ایران؛جامعه شناسی توسعه ایران،؛نشر فردوس،تهران69.

16-لازارسفلد،پل:بینش ها و گرایش های عمده در جامعه شناسی معاصر،ترجمه غلامعباس توسلی،امیرکبیر،تهران70.

17-نظامی،اسعد:تالکوت پارسنز،تئوری ساز درمان ناپذیر،نامه علوم اجتماعی ،دوره1،شماره4،تیر53،صص23،116.

18-وثوقی،منصور:فونکسیونالیسم و تغییر اجتماعی،نامه علوم اجتماعی،جلد دوم،شماره1،69. 
 

 

نگاهی به اندیشه‌های هایک

نويسنده : مسعود بُربُر   

 

لاپلاس، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوى، معتقد بود که اگر کسى بتواند در یک لحظه مکان تمام اتم‌هاى عالم را بداند و نیروهاى بینشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گیتى را تا ابد پیش‏بینى کند. بدین سان تحویل گرایى، به دلیل این که امکان بیان ریاضى رخدادها را فراهم مى‏کرد، و مشاهده را به امرى دقیق و شفاف بدل مى‏نمود، خیلى زود در میان دانشمندان محبوبیت یافت.

 

به زودى قواعد دیگرى بر مبناى معادله مقدس تحویل‏گرایى -«(الف) چیزى نیست جز مجموعه‏ (ب)ها» تدوین شد. در تمام این موارد، عناصر سازنده‏ موضوع مورد بررسى در درجه اول اهمیت بودند و روابط میانشان به عنوان نظمى که بر گیتى حاکم است، و نه ماهیتى مجزا، مورد بررسى قرار مى‏گرفت. خیلى زود دانشمندان متقاعد شدند که «نور چیزى نیست جز مجموعه فوتون‏ها»، «ماده چیزى نیست جز مجموعه اتم‏ها»، «اتم چیزى نیست جز مجموعه الکترون‏ها و پروتون‏ها و نوترون‏ها»، و «جاندار چیزى نیست جز مجموعه سلول‏ها»و … .
این نگرش در نهایت به تصویرى ماشین‏واره از جهان منتهى شد. این ماتریالیسم مکانیکى براى ابداعات فنى و پیشرفت صنایع سودمند بود، چرا که ماشین‏هاى قرن نوزدهمى با همین قواعد شفاف و ساده طرح‏ریزى و ساخته مى‏شدند. گزاره‏هاى مشهور «جامعه چیزى نیست جز طبقه‏هاى اقتصادى» و در نتیجه «تاریخ چیزى نیست جز کشمکش طبقاتى»، از دل همین نگرش برآمدند. کامیابى روش تحویل‏گرایانه تا میانه قرن بیستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگیر مبتنى بر تغییر دادن ماده خام، زیر تاثیر این نگرش ممکن شد. کارخانه‏هاى عظیم قرن نوزدهمى و اوایل قرن بیستم، با بهره‏گیرى از این اصول کار مى‏کردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »

تحویل گرایی و اردوگاه های مرگ
وقتى جنگ جهانى دوم با عقلانیت تکان دهنده و وحشتناکش آمد و گذشت، بسیارى از اندیشمندان خود را با ویرانه‏هاى شهرهایى روبه‌رو دیدند که با تکنولوژى‏هاى کارآمد تحویل‏انگارانه نابود شده بودند و اردوگاه‏هاى مرگى که بدون در نظر گرفتن معناى کلى کارکردشان -رنج و مرگ انسان‌ها- در سطوح تخصصى و جزءانگارانه بسیار خوب کار مى‏کردند.
چیره شدن کمونیسم در روسیه و چین و تبدیل شدن این دو کشور به نظام‌هایى سرکوبگر و خودکامه، فرهیختگانى را که شیفته مارکسیسم و علمى بودنش شده بودند، سرخورده کرد. حالا همان گزاره‏هاى محبوب «جامعه چیزى نیست جز طبقه‏هاى اقتصادى» و «تاریخ چیزى نیست جز کشمکش طبقاتى»، در عمل به پیامدهایى چنان ناخوشایند منتهى شدند که براى بسیارى از اندیشمندان بازبینى کل نگرش تحویل‏انگارانه را ضرورى مى‏ساختند.
آنچه اندیشمندان پیشرو از آن دل خوشی نداشتند، زیربنای فلسفی این تحویل گرایی محض بود. . زیربنایى که از دل تجربه‏انگارى خام و ساده‏اندیشانه‌ی قرن شانزدهم بیرون آمده بود. تعاملات پیچیده اقتصادی یک جامعه چند میلیون نفره به رفتار تک تک اعضا و روابطشان تحویل پذیر نبود و تازه پیچیدگی خود اجزای این کل پیچیده نیز رفتاری پیش بینی ناپذیر را نتیجه می‌داد. معلوم نبود چگونه کارکرد چیزى به پیچیدگى مغز را مى‏توان با تحویل کردنش به میلیاردها نورون فهمید. حالا دیگر انسان باید به عنوان یک سیستم پیچیده پیش بینی ناپذیر به رسمیت شناخته می شد. به گفته «هایک» برای ما ذهن باید همواره قلمرویی خاص بماند، قلمرویی که ما فقط از راه تجربه مستقیم می‌توانیم آن را بشناسیم، اما هرگز نمی‌توانیم آن را به طور کامل توضیح دهیم یا آن را به چیزی دیگر فروکاهیم.

شناخت به مثابه آفرینش
اندیشه‌های هایک متاثر از نگرشی شاخصا کانتی است. اندیشه هایک در بنیان از این جهت کانتی است که منکر توانایی ما برای شناخت چیزها یا جهان به همان گونه‌ای است که آنها در خود هستند. پیروی هایک از کانت مربوط به همین افکار اوست که ما نمی‌توانیم چیزها را چنان که هستند، بشناسیم و نیز در این اصرار او که نظمی که ما در تجارب خود حتی در تجارب حسی‌مان می‌یابیم، محصول فعالیت خلاقانه ذهنمان است، نه آن که واقعیتی باشد که ما در جهان در می‌یابیم.
کانت گرایی هایک را در تاکید قاطعانه او می‌توان دید، تاکیدی که نظمی که ما در جهان می‌یابیم محصول خلاقانه ذهن بشری است و نه بازشناسی ضرورتی طبیعی.
به گفته هایک اگر معلوم شود که اساسا بیان یا انتقال همه قواعد حاکم بر اعمال ما، از جمله ارتباطات کلامی و گفته‌های روشنمان، محال است، این بدان معنا خواهد بود که دانش و شناخت آشکار ممکن ما حد و مرزی درونی و ذاتی دارد و خصوصا توضیح کامل ذهنی به پیچیدگی ذهن خود ما محال است. هایک با به کارگیری قضیه گئورگ کانتور در نظریه مجموعه ها و تعمیم قضیه گودل می‌گوید: در میان عوامل سبب‌ساز همه فرآیندهای آگاهانه خصوصا فرآیندهای عقلانی، همواره قواعدی باشند که نمی‌توان بیانشان کرد یا حتی از آنها آگاه بود. به این ترتیب اندیشه آگاهانه را بایستی تحت فرمان قواعدی در نظر گرفت که نمی‌توانند به نوبه خود آگاهانه باشند.
هایک خود به تاکید می‌گوید که این بینش‌ها و نظرها درباره نظریات مربوط به ذهن و شناخت بیشترین و وسیع‌ترین پیامدها را برای نظریه اجتماعی دارد. این عدم امکان تحقیق انعکاسی در قواعد حاکم بر اندیشه آگاهانه متضمن ورشکستگی پروژه
عقل گرایی دکارتی است و تلویحا به ما می‌گوید که ذهن انسان هرگز نمی‌تواند به طور کامل خودش را درک کند و هرگز هم نمی‌تواند تحت فرمان هیچ نوع فرآیند تفکر آگاهانه باشد.
در نظریه اجتماعی، این چشم انداز و نگاه کانتی بدین معنا است که بپذیریم یافتن نقطه ای که بتوان از آن نظری جامع در مورد جامعه به صورت یک کل به دست آورد و بر حسب آن زندگی اجتماعی را فهمید و احتمالا طرحی نو برایش درافکند، محال است. همان گونه که هایک با زبانی قاطع و نافذ می‌گوید: «جنبه‌های خاص یک فرهنگ را فقط می‌توان در بستر آن فرهنگ وارسی کرد. ما هرگز نمی‌توانیم نظام و سیستمی از قواعد یا همه ارزش‌ها را به صورت یک کل و ساختاری هدفمند فروکاهیم.»

شناخت مکتوم و نظم اجتماعی
محال بودن برنامه‌ریزی اجتماعی متمرکز، در وهله نخست مبتنی بر خصلت عمدتا عملی قسمت اعظم شناختی است که زندگی اجتماعی وابسته بدان است. چنین شناختی را نمی‌توان در مغزواحدی اعم از طبیعی یا مکانیکی، متمرکز کرد. اما علاوه بر این، محال بودن برنامه‌ریزی اجتماعی کلی ناشی از این واقعیت است که چون ما تحت فرمان قواعدی هستیم که هیچ شناختی از آنها نداریم، حتی خود ذهن و عقل هدایتگر هم در معرض حاکمیت این قواعد است. پس ساده لوحانه و تقریبا تناقض آمیز است که فرض کنیم که جامعه‌ای بتواند خودش را صرفا با اتکا به تلاش های خودش بازسازی کند، زیرا این اندیشه که هر جمع برگزیده‌ای از اذهان می‌تواند چنین کاری بکند، یاوه و مهمل است. نظمی که ما در زندگی اجتماعی می‌بینیم، به همین دلایل، نمی‌تواند محصول هیچ طرح عقلانی باشد و هرگز هم نمی‌تواند چنین شود. نظم اجتماعی صورتی خودانگیخته است و همواره هم باید چنین باشد.

برساختگرایی به معنای این خطا است که گمان بریم نظمی که ما در طبیعت و در ذهن خودمان و در اجتماع کشف می‌کنیم، نظمی است که ذهنی طراح آن را در دل این چیزها جای داده است. مفهوم هایک از نظم خودانگیخته، در تضاد با دیدگاه برساختگرا، تجسم بینشی است که بسیار خلاف رگه حاکم سنت‌های افلاطونی و مسیحی در فرهنگ غرب است. پیامدهای نامطلوب برساختگرایی نهایتا از این خطایشان نشات می‌گیرد که وابستگی خود عقل را به نظم خودانگیخته حیات ذهنی نادیده می‌گیرند، روابط واقعی شناخت مکتوم و شناخت آشکار را وارونه می‌کنند و به عقل نقشی چشمگیر واگذار می‌کنند که اصلا از عهده ایفای آن در ذهن یا اجتماع بر نمی‌آید.هایک می‌گوید: خطاهای عقل‌گرایی برساختگرا ارتباط نزدیکی با ثنویت دکارتی دارند، یعنی با این مفهوم که جوهر ذهنی مستقلی وجود دارد که خارج از جهان طبیعت است و انسان را قادر کرده است که با داشتن چنین ذهنی از آغاز بتواند نهادهای جامعه و فرهنگی را که در آن زندگی می‌کند، طراحی کند. تصور ذهنی که از آغاز کاملا تکوین و بسط یافته و نهادهایی را طراحی کرده است که زندگی را مقدور و ممکن می‌کنند، کاملا خلاف همه آن چیزهایی است که ما درباره تکامل انسان می‌دانیم.
به اعتقاد هایک، ساختار فعالیت‌های انسانی پیوسته خود را جرح و تعدیل می‌کند و از طریق همین جرح و تعدیل‌ها و تطبیق خود با میلیون‌ها واقعیتی که در کلیتشان بر هیچ کس معلوم نیستند، کار می‌کند. هایک با کار بست گزاره « همه چیز را همه می‌دانند» و ارائه نظریه تقسیم معرفت، معتقد است نظم اجتماعی خود انگیخته می‌تواند از شناخت تکه تکه، شناختی که در میان میلیون‌ها نفر توزیع شده است، به نحوی استفاده کند که از عهده نظم برنامه‌ریزی شده کل گرا (اگر اصلا چنین نظمی بتواند وجود داشته باشد)، خارج است. تقسیم معرفت بدین معنا است که هر فردی از معلوماتی هم که در اختیار ندارد، سود می‌برد. نظریه تقسیم معرفت یکی از پایه‌های نظری نقد برنامه‌ریزی متمرکز و سوسیالیسم را تشکیل می‌دهد. در اقتصاد متمرکز، برنامه‌ریز به هیچ روی قادر به جمع‌آوری کلیه اطلاعات ضروری و مفید در جامعه، به منظور تخصیص مطلوب منابع نیست، از این رو کارآیی و بازدهی آن بسیار ناچیز است.
نظم خودجوش، نظم برساخته بنابراین به اعتقاد هایک، نظم جامعه براساس نظمی خودانگیخته پدید آمده است، نه به موجب طرح و نقشه‌ای قبلی وعقلی. در نظم خود انگیخته مردم در چارچوب قواعد تسهیل کننده همکاری که در طول قرن‌ها به محک تجربه خورده‌اند و به سنت تبدیل شده‌اند، هدف‌های خویش را دنبال می‌کنند و تازه هایک بعد دیگری نیز به آن می‌افزاید؛ بدین معنا که در نظم خودانگیخته قواعد چون از پایه‌ای تکاملی برخاسته‌اند، سطح همکاری اجتماعی درآنها به مراتب ظریف‌تر و پرمایه‌تر از همکاری در حد قواعد اختراعی و طراحی شده حاکمان یا روشنفکران است.
نظم ساخته شده یا برساخته متعلق به خردگرایی برساختگرایانه است و با تصورات اقتدارگرایان از نظم ارتباط نزدیک دارد و بدین معنا است که بالاترین مرجع یا مصدر قدرت به افراد دستور می‌دهد چگونه رفتار کنند. روابط اجتماعی در آن، در قالب فرمان و فرمانبرداری خلاصه می‌شوند و حقوق و تکالیف کاملا آشکارند. هایک این گونه نظم را تاکسیس می‌خواند؛ اما کوسموس، نظمی خودانگیخته است که هیچ کس را مشخصا نمی‌توان پدیدآورنده آن دانست. اقتدار در تاکسیس باید متمرکز و یگانه باشد و هایک اعتراضی به این نظم در سازمان‌ها و کارخانه‌ها ندارد که وجود انضباط و دقت و وقت شناسی درآنها ضروری است، ولی با تعمیم آن به کل جامعه مخالف است، زیرا آنچه موفقیت جامعه را تضمین می‌کند این است که هیچ مرکز و واحد هدایت کننده‌ای نباشند که همه مجبور به فرمانبرداری از او باشند. رشد و شکوفایی جامعه نه وابسته به هیچ اراده‌ای به تنهایی، بلکه محصول رقابت بسیاری اراده‌ها با یکدیگر و نشات یافته از بسیاری خطاها، بسیاری شکست‌ها و البته بسیاری کامیابی‌ها است. البته که باید در جامعه نظم وجود داشته باشد، ولی نظم کوسموس، نه نظم تاکسیس.

خرد تکاملی، خرد برساختگرا
هایک مخالف عقل و خردگرایی در تنظیم امور جامعه نیست، بلکه او به دو نوع خردگرایی معتقد است، خردگرایی تکاملی و خردگرایی بر ساخت‌گرایانه. خردگرایان تکاملی می‌خواهند بفهمند جامعه چگونه و بر پایه چه اصولی تکامل یافته است. به نهادها و عادت‌ها و سنت‌ها به دیده احترام می‌نگرند و معتقدند تغییرات در جامعه باید آهسته و با افزایش و کاهش تدریجی صورت پذیرد، حدود عقل و فهم آدمی را هیچ‌گاه از نظر دور نمی‌دارند و به همین دلیل به امکان طراحی و هدایت آن باور ندارند.
هایک معتقد است که تنظیمات و ترتیبات موجود اجتماعی تجسم خرد نسل‌های پیاپی‌اند و نباید شتابزده حذف یا بازسازی شوند، اما خردگرایان برساختگرا می‌خواهند با تدبیرهای فعلی، نهادها و ترتیبات موجود را کنار بگذارند و چون همه آنها را ساخته عقل و اراده آدمی می‌بینند، به این اعتقاد می‌رسند که جوامع را می‌توان با تکیه برعقل نسل کنونی دگرگون و از نو طراحی کرد و به نحوی سازمان داد که آفاتی مانند فقر، جهل و خشونت یکباره رخت بربندند. هایک مخالف این گونه تکیه جزمی برعقل است و آن را نه تنها پنداری پوچ، بلکه سرچشمه بسیاری بدبختی‌ها می‌داند که بزرگترین نمونه آن کمونیسم و نازیسم است.
هایک، قانون، «منش‌ها»، اخلاقیات و رسوم را نتیجه‌ یک فرآیند رشد انباشتی طولانی می‌پنداشت که در آن انسان از سطح توحش بدوی به فرهنگ و تمدن بالا پیش رفته بود. در چنین دیدگاهی، نظم اجتماعی به‌عنوان محصول تعامل نهادها، عادات و سنن، قانون عینی، و نیروهای اجتماعی غیر شخصی‌ای ظاهر می‌شود که به طور تاریخی تکامل یافته‌اند. او می‌گوید دستگاه‌ها و تجهیزات بیولوژیک انسان همگام با ابداعات فرهنگی و نهادی تحول نیافته است . در نتیجه بسیاری از غرایز و عواطف انسان هنوز سازگاری بیشتری با زندگی قبیله‌ای دارد تا با زندگی در جامعه متمدن . بدین علت تمدن اغلب به عنوان پدیداری غیر طبیعی، بیمارگونه و مصنوعی تلقی می‌شود و انسان‌ها با سماجت در پی فرار از انضباط و الزامات آن هستند . چنین نبود که عده‌ای از اول بنشینند و اصول دیرین را کنار بگذارند و برای ایجاد جامعه مدرن برنامه بریزند. تمدن و جامعه مدرن حاصل رشد و تکامل تدریجی و آزمون و خطاهای بی‌شمار بوده است، نه محصول قصد و طرح آدمی.

سوسیالیسم، اقتدارگرایی، واپسگرایی
همان‌طور که ذکر شد، اصول جامعه مدرن، آزادی، فراگیری و رقابت است، اما مهم‌ترین اصول اخلاقی جوامع ابتدایی، همبستگی، گروه گرایی، تعقیب هدف‌های جمعی، سرکوب تکروی و مبارزه با فردگرایی است که در طول صدها هزار سال در سرشت روانی انسان مخمر شده و اکنون به سوسیالیسم به ارث رسیده است. بنابراین به عقیده هایک سوسیالیسم عمیقا ضدمدرن و واپسگرا است و سوسیالیست ها از اخلاق متعلق به جوامع ابتدایی دفاع می کنند.اصولی که سوسیالیسم بر پایه غرایز اخلاقی جوامع ابتدایی پیشنهاد می‌کند، همبستگی و جمع گرایی و تعقیب هدف‌های جمعی است که با جامعه و اقتصاد مدرن سازگار نیستند و اگر قرار بود جامعه مدرن بنا را بر آنها بگذارد، نه تنها در پیشرفت فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به مرحله کنونی نمی‌رسید، بلکه حتی قادر به تامین نیازهای اساسی افراد جامعه نبود. جامعه مدرن با این ویژگی‌ها یکی از راه‌های ممکن نیست، بلکه یگانه راه و تنها مسیر پیش پای بشر است. قواعد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی به وجود آمده در سیر تکاملی تمدن تنها قواعد ممکن و عملی در جامعه مدرن است. سوسیالیسم نه تنها جانشینی برای آن و مرحله بالاتر و پیشرفته‌تری از مدرنیته نیست، بلکه به دلیل ابتنا بر غرایز اخلاقی ابتدایی آدمی، در اساس واپسگرا است. کارل پوپر، دوست و هموطن هایک، در این زمینه و در دفاع از جامعه باز نوشت: «هیچ بازگشتی به وضع هماهنگ طبیعی امکان پذیر نیست. اگر بازگردیم باید آن را تا انتها بپیماییم و باید به حیوانات رجعت کنیم.» انتقادات مستدل هایک به اقتدارگرایی، کمونیسم، سوسیالیسم و جوامع مبتنی بر برنامه‌ریزی متمرکز محدود نمی‌شود، بلکه تا بدان جا پیش می‌رود که حتی مفهوم عدالت اجتماعی را نیز دربر می‌گیرد.

حکومت، عدالت اجتماعی‌، توتالیتاریسم
به باور اندیشمندان لیبرال و آن گونه که آدام اسمیت در کتاب نظریه احساسات اخلاقی این استعاره را مطرح کرده است، بازار مثل بازی‌ای است که یک قواعد بازی دارد و یک نتیجه بازی و بحث عدالت به رعایت قواعد بازی مربوط می‌شود. نتیجه بازی هر چه باشد عادلانه است. یعنی بحث عدالت در آن وارد نمی‌شود.
حتی اگر یک بازیکن یا یک تیم شانس بیاورد و برنده شود و واقعا استحقاق آن را نداشته باشد، نمی‌‌توانیم بگوییم این برد غیرعادلانه است. بنابراین از دیدگاه لیبرال‌ها نتایج بازار نمی‌تواند موضوع بحث عدالت باشد. امروزه دیگر اندیشمندان معتقدند هر سمت‌گیری معطوف به عدالت اجتماعی که ملاحظات کارآیی را در خود ادغام نکرده باشد، محکوم به شکست است. به این ترتیب با آزادی اقتصادی است که عدالت به وجود خواهد آمد و کسانی که بدون داشتن دانش، دغدغه عدالت دارند، عدالت را به شعار و مجادلات بی ثمر تبدیل می کنند.
به باور هایک نیز مفهوم عدالت اجتماعی اصول قانون عادلانه و آزادی است. وی استدلال می کند که حکومت قانون باید در برخورد برابر و یکسان با افراد به منزله موجودات و مصادیق ناشناس و نامعین به نابرابری آنان در بهره داشتن از امکانات بی‌اعتنا باشد. کوشش برای یکسان سازی و حذف این‌گونه تفاوت‌ها و نابرابری‌های اولیه خود موجب رفتار متفاوت با افراد می‌شود و ناروایی‌ ایجاد می‌کند. این‌گونه اقدامات به دادن اختیارات وسیع به حکومت می‌انجامد تا به بهانه عدالت اجتماعی بر زندگی مردم مسلط شود. در نتیجه اندیشه عدالت اجتماعی متضمن تهدیدی جدی برای جامعه آزاد و حاوی نطفه نظام توتالیتر است. در حالی که محوراندیشه‌های هایک مفهوم آزادی است. تکامل، ترقی و نظم خودجوش، همه محصول آزادی‌اند. از نظر او، آزادی صرفا ارزش نیست، بلکه منبع اخلاقی‌ترین ارزش‌ها است.

گنج آزادی
آیین سیاسی که هایک و ادموند برک بدان پایبند بودند- نظریه‌ ویگ ها- زاده‌ یک تضاد بود که در انقلاب شکوهمند ۱۶۸۸ به اوج خود رسید. مساله اصلی که نظریه ویگ‌ها پیرامونش شکل گرفته بود، حتی از ۱۶۱۰ هم شناسایی شده بود: هیچ چیزی برای ما گرامی‌تر و ارزشمندتر از این نیست که توسط حاکمیت قانون هدایت شویم، نه توسط هر گونه حکومت نامشخص و دلبخواه.
بنا بر روایت جان لاک، این چیزی بود که ویگ‌ها برایش می‌جنگیدند: آزادی برای داشتن قانونی ثابت که با آن زندگی کنند و برای تمام افراد آن جامعه مشترک باشد، آزادی دنبال کردن خواست خود در همه چیز، در جایی که قانون برای آن دستوری صادر نکرده، و نه قرار داشتن در معرض اراده‌ متغیر، نامعین و دلبخواه فردی دیگر… . هر کس که قدرت قانون‌گذاری یا قدرت مطلقه هر جامعه را در دست دارد، باید با قوانین تثبیت شده و اعلام شده و دانسته برای مردم، حکومت کند نه با فرمان‌های آن به آن. حتی قانون‌گذار قدرت مطلقه دلبخواه ندارد. عالی‌ترین مجری قانون، اراده و قدرتی جز آن‌چه قانون به او بخشیده ندارد. هدف نهایی آن است که قدرت و سلطه‌گری هر بخش و عضو جامعه محدود شود. آزادی از نظر ویگ‌ها، یک معنای دقیق و مشخص داشت: آزادی از زورگویی دلبخواه و بدون قانون، خواه از سوی پادشاه باشد ، یا از سوی مجلس و مردم. هایک نیز همچون برک می‌دانست که گنج آزادی نه دقیقا یک حق طبیعی، بلکه محصول به‌سختی فراهم شده‌ تاریخ و تکامل بود.

 

ادامه نوشته

کارآموزی مددکاری جامعه ای                                      

 

       کارآموزی مددکاری جامعه ای                                     

مريم مسعودي سهيلا ظهيري سمانه صالحي

مشخصات شهرداري منطقه  5 اصفهان

در سال 1348 به صورت برزن دستگرد ، برزن 5 و برزن 6 در قالب شهرداري ناحيه 2 در آمد و در سال 1350 به صورت منطقه 5 شكل گرفت و در ابتداي سال 1386 قسمتي از آن جدا و منطقه 13 ايجاد شد

مشخصات كلي:

جمعيت  : 134647                                              

مساحت : 1767هكتار

سال تاسيس  : 1350

تعداد خانوار :42704

تلفن  :   6240063

فاكس   : 6243926 

آدرس : خيابان دانشگاه نبش خيابان سلمان شهرداري منطقه 5

موقعيت جغرافيايي

از شمال : به جنوب زاينده رود حد فاصل سي و سه پل تا ميدان سهروردي

از جنوب : به پل راه آهن تا اتوبان اقارب پرست و اراضي ارتش

از شرق :  حد فاصل سي و سه پل تا پل راه آهن

از غرب : به خيابان سيمين حد فاصل ميدان سهروردي تا اتوبان اقارب پرست

نام شهردار:

مهندس محمدرضا برزو اصفهاني

 

پيشگفتار:

خط مشي منطقه در سال 1388 بكارگيري و بهرمندي از تمام ظرفيت هاي موجود از جمله سرمايه گذاران بخش خصوصي و ايجاد بستر مناسب جهت مشاركت هاي مردمي به منظور رسيدن به اهداف شهرداري و توسعه خدمات شهري ، حركت از تصدي گري به سمت تولي گري مي باشد.

بخش ترافیک درشهرداری مسئولیت  طراحی و اصلاح معابر، نصب ، حفاظت و نگهداری تابلو های راهنمایی را برعهده دارد همچنین در صورت بروز هر گونه تصادف ناشی از کمبود تابلو ها یا نصب نابجا تابلو شهرداری مسئول خواهد بود و مهندس ترافیک مورد مواخذه قرار می گیرد رفع خطر ،اصلاح معابر ، اصلاح هندسی تقاطع ها میدان ها و چهار راهها و ....از مسئولیت های دیگر این واحد می باشد،

همچنین بررسی وضعیت پیاده روها و خیابان ها، ايمن سازي معابر مرتبط با مدارس، خط کشی ، چراغ های راهنمایی، کلیه تابلوها و علائم راهنمایی و رانندگی و نصب دوربين ها در مجاورت خيابان ها  جهت كنترل ترافيك مي پردازند به عهده این واحد است . عملیات های اجرایی مربوط به اصلاح هندسی نیز با نظارت این بخش صورت می گیرد. در صورتی که بخشی از خیابان ها نیاز به اصلاح هندسی داشته باشد این واحد در صورت امکان طرح اصلاحی پیشنهادی خود را همراه با گزارش کامل وضعیت خیابان به سازمان ترافیک استان ارسال می کند و سازمان در کمسیونی مسئله را مطرح و طرح پیشنهادی ارسالی را بررسی و در صورت عدم وجود طرح پیشنهادی مسئله را به یکی از مهندسین ترافیک جهت طرح ارجاع می دهد و سپس آن را بررسی نموده و پس از تصویب  جهت اجرا به شهرداری مربوطه ارجاع می دهد

 

ترافیک پدیده ای است ناشی از جا به جایی انسان. حیوان. کالا و وسائل نقلیه از نقطه ای به نقطه دیگر. 3اصل ترافیک موسوم به مثلث اصول سه گانه ترافیک .مشتمل بر مهندسی. اموزش و اجرای قوانین ترافیکی است.

مهندسی ترافیک شاخه ای از مهندسی است که با برنامه ریزی .طراحی مهندسی.مدیریت و کنترل ترافیک در ارتباط بوده و روابط بین وسائل نقلیه و شبکه ارتباطی را در جهت رسیدن به تردد های راحت و کارامد .توام با ایمنی کافی.برای افراد و کالا مورد مطالعه قرار میدهد.

در این راستا هدف اساسی مدیریت ترافیک به کار بردن زوشها و اقداماتی برای استفاده بهینه و حداکثر از امکانات وتاسیسات موجود .بهبود وضع راهها و افزایش ایمنی بدون اسیب رساندن به محیط زیست است.همانگونه که با افزایش جمعیت و رشد شهرنشینی.نیاز به توسعه هماهنگ شهرها منطبق بر اصول و ضوابط شهرسازی و احداث شهرک های جدید وجود دارد همزمان با این توسعه و احداث باید مسائل حمل و نقل و مهندسی راه و ترابری و ترافیک نیز به صورت همزمان و هماهنگ مورد مطالعه و طراحی و اجرا قرار بگیرد.

در شهرهای خودرو .رشد جمعیت به دلیل تنگی و پیچ در پیچ بودن معابر .باعث ایجاد مسائلی از قبیل عقب نشینی ساختمان ها .تعریض معبرها و لزوم افزایش فضای سبز می شود که این اقدامات نارضایتی شهروندان .اختلال در همسایگی و به هم ریختن زندگی انها را در بر دارد.از این رو باید در طراحی ساخت شهرهای جدید پیش بینی لازم برای جلوگیری از ایجاد این مشکلات انجام گیرد. ضمنا امکانات زیربنایی در زمینه حمل و نقل باید به گونه ای طراحی شود که با گسترش بافت شهر و رشد جمعیت انعطاف پذیر و قابل گسترش باشد.

توسعه روز افزون شهرها جا به جایی انسان و کالا را به صورت مسئله ای دراورده است که پیچیدگی ان دائما در حال افزایش است.رشد شهری تقاضای سفر زیادی را روی تسهیلات ناکافی موجود حمل ونقل باعث شده است و شهرها برای خدمات حمل و نقل تا حدود زیادی به سیستم خیابان های خود متکی هستند . برای جوابگویی به تقاضای فزاینده ترافیک اتومبیل ها . ترافیک تجاری . حمل و نقل عمومی . دسترسی به زمین های اطراف و همچنین پارکینگ . این سیستم ها همیشه در حال تحمل بار اضافی هستند.

گسترش شهر نشینی مسائل ملامت اور تراکم ترافیک را کاهش می دهد اگر قرار باشد نواحی شهری رشد نموده و کارایی داشته باشد برنامه ریزی و ساخت امکانات کافی برای حمل و نقل عمومی و خصوصی اجتناب نا پذیر است. این امکانات بعلاوه منابع موجود . باید طوری عمل کند که حرکت روان و خوبی را برای کل ترافیک فراهم نماید . اما اگر قرار باشد یک سطح قابل قبول از سازگاری نیز بوجود اید تسهیلات اضافه شده به سیستم به شکلی باید برنامه ریزی گردد که کاربری مناسب زمین را باعث شود. برای استفاده راحت باشد. و سهم مثبتی در تامین زیبایی و موارد دیگر محیط زیست . هم از نظر رانندگان و هم از نظر تماشا گران داشته باشد.

جامعه تعهد بیشتری رادر مقابل این اهداف به وجود می اورد و در برنامه ریزی و عملکرد راهها . فرودگاهها. سیستم های حمل و نقل عمومی و پایانه های حمل کالا . رقابت در تخصص و دقت بیشتری را طلب می کند. مقامات دولتی نیز با تشکیل و حمایت از کمیته های مخصوص. گروههای برنامه ریزو سازمان های تحقیقاتی در زمینه های حمل و نقل و کاربری زمین نقش خود را ایفا می کنند.

رشد شهرهای بزرگ تا حد زیادی فعالیت اقتصادی و اجتماعی موجود در فراسوی مرز های شهررا تحت تاثیر قرار می دهد بنابراین در برنامه ریزی و تامین تسهیلات حمل و نقل نه فقط شهر مرکزی بلکه نواحی اطراف ان که مستقیما تحت تاثیر هستند نیز باید در نظر گرفته شود. این منطقه به طور کامل به عنوان ناحیه استاندارد اماری شهری شناخته می شود.

ناحیه استاندارد اماری باید با معیارهای معینی تعریف شود . یک ناحیه بزرگ شهری حداقل از یک شهر با جمعیت زیاد و بخش های اطراف ان با توجه به میزان وابستگی اقتصادی و خصوصیات جمعیتی تشکیل می شود.

تسهیلات حمل ونقل نیازاساسی یک جامعه برای رشد و توسعه است . با توجه به سرمایه عظیم لازم برای انواع پروژه های شهری . نتایج عدم وجود برنامه ریزی مناسب از همیشه حادتر شده است . راه حل های موفق برای مسائل پیچیده جا به جایی در مناطق شهری مستلزم فعالیت ها و تفکرات تعداد زیادی افراد متخصص و به طور بخصوص اخص مهندسین ترافیک می باشد.

 تعریف مهندسی ترافیک:

 مهندسی ترافیک بخشی از مهندسی راه و ترابری است که درباره برنامه ریزی . طرح هندسی و عملیات ترافیکی راهها . خیابان ها و بزرگراهها و شبکه انها . پایانه ها و کاربری زمین های مجاور و ارتباط انها با سایر سیستم های حمل و نقل صحبت می کند.

مهندسی ترافیک به صورتهای دیگر نیز تعریف شده است به عنوان مثال میتوان گفت که مهندسی ترافیک علم اندازه گیری سفر . شامل مطالعه قوانین اساسی تولید و جریان ترافیک و به کارگیری این دانش در موارد حرفه ای برنامه ریزی . طراحی و عملکرد سیستم های ترافیکی . به منظور تامین حرکت ایمن و مفید افراد و کالاهاست.

مهندسی ترافیک بر خلاف بسیاری از شاخه های مهندسی با مسائلی درگیراست که نه فقطبه عوامل فیزیکی بلکه اغلب با عوامل و رفتارهای انسانی .راننده و عابر . و ارتباط انها با پیچیدگی های محیطی نیز بستگی دارد. بنابراین شناخت این عوامل و رفتارها از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

 

نکات تاریخی:

مهندسی ترافیک به شکلی که امروزه شناخته می شود. با تحولات وسائل نقلیه موتوری پیشرفت کرده است. به هر حال بسیاری از سوابق این تخصص دارای ریشه تاریخی است. برای مثال خیابان های یکطرفه در روم قدیم وجود داشته و تسهیلات مخصوص برای پارک ارابه ها در خارج مسیر خیابان ها فراهم بوده است. به خاطر تراکم ترافیک در روم قدیم از ورود ارابه ها به ناحیه مرکزی شهر . در برخی ساعات روز . جلوگیری می شده است. به احتمال زیاد حدود 2000 سال قبل ازمیلاد مسیح برای کنترل تردد درخیابان های فرش شده بابل نیز قوانین و      مقررات ترافیکی مشابهی وجود داشته است . جزایر ترافیکی و میدان ها به بنای یادبود و میادین عمومی که در قرون گذشته ساخته می شدند بر میگردد. علامت گذاری رویه در سال های حدود 1600 ودر جاده ای که از شهر نیومکزیکو شروع می شد به صورت خط محوری ساخته شده با رنگ دیگر مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس گزارشات انستیتو مهندسی ترافیک امریکا . اولین علامتگذاری خط محور در بخش وین ایالت میشیگان و در سال 1911 انجام گرفت. اولین چراغ راهنمایی در شهر هوستن و در سال 1921 نصب گردید و اولین چراغ راهنمایی هماهنگ شده نیز در سال 1922 در همین شهر شروع به کار نمود.

در سالهای گذشته کار مهندسین با تکمیل کارهای اجرایی راه به اتمام می رسید ولی با متداول شدن اتومبیل به عنوان یک وسیله نقلیه خوب . واستفاده از کامیون برای حمل کالا عناصر جدید سرعت ها و حجم های ترافیک زیاد نیز وارد قضیه شد. این پیشرفت ها مسائلی را بوجود اورد که به خاطر پیچیدگی زیاد قابل حل با روش های قدیمی و کنترل توسط پلیس نبود در نتیجه از مهندسین خواسته شد که با به کارگیری علوم راه حل مسائل را پیدا کنند و بدین ترتیب تخصص مهندسی ترافیک بوجود آمد.

    اجزاء مهندسی ترافیک:

کار مهندسی ترافیک را می توان به اجزاء زیر تقسیم کرد:

مطالعه مشخصات ترافیک

عملکرد ترافیک

برنامه ریزی ترافیک

طرح هندسی

مدیریت ترافیک

 

   مطالعه مشخصات ترافیک

 این مرحله شامل روشهای انجام مطالعات ترافیکی به منظور تعیین مشخصات جریان ترافیک و درک خصوصیات اصلی رانندگان و وسائل نقلیه به عنوان اجزاء اصلی تشکیل دهنده ترافیک است. موضوع این مطالعات عبارت است از:

استفاده کننده از راه - وسیله نقلیه - سرعت ، زمان سفر و تاخیر - حجم و چگالی ترافیک - مطالعات مبداء و مقصد - ظرفیت - پارکینگ - تصادفات - حمل و نقل عمومی

      عملکرد ترافیک

این مرحله شامل معیار های مقرراتی ترافیک و وسائل کنترل ترافیک می شود.

معیارهای مقرراتی: الف: مقررات و قوانینی که برای کنترل رانندگان . وسائل نقلیه و عابرین تنظیم شده است.ب: مقرراتی که کنترل کننده عملکرد وسائل نقلیه در جریان ترافیک است. معیارهای اساسی برای تنظیم ترافیک شامل کنترل در تقاطع ها . کنترل های سرعت . خیابان های یکطرفه و کنترل پارکینگ.

وسائل کنترل ترافیک:  اصول طراحی . نصب. عملکرد و نگهداری تابلوها. چراغ های راهنمایی. علامت گذاری رویه. و وسائل مسیر دهی ترافیک به منظور تامین مبانی استفاده هوشیارانه این وسائل در موقعیت های بخصوص.

 

     برنامه ریزی ترافیک

این بخش شامل برنامه ریزی تسهیلات ترافیکی است که در ان شناخت خصوصیات سفرهای شهری . حمل و نقل عمومی. انجام مطالعات و تهیه طرح جامع حمل و نقل صورت می گیرد.دراین رابطه هماهنگی بین مهندس ترافیک و برنامه ریز شهری لازم است. این برنامه ها می تواند شامل مواردی ازقبیل برنامه های بلند مدت برای شبکه راه ها . سیستم های حمل ونقل عمومی . پارکینگ ها و پایانه ها و همچنین ارزیابی اثرات محیطی بر تغییرات لازم دراین برنامه ها باشد.

        طرح هندسی

این قسمت شامل طرح خیابان ها . بزرگراههای جدید. توسعه تسهیلات موجود. جداسازی مسیرها. طرح تقاطع ها و طرح پارکینگ های غیر خیابانی و پایانه ها به منظور ازدیاد ظرفیت و ایمنی می شود.

     مدیریت

شناخت و درک اصول مدیریت و زمینه های قانونی معیارهای کنترل و تنظیم ترافیک یک جزءاصلی و لازم در ارتباط با دانش فنی ترافیک است. مهندس ترافیک با چارچوب قانونی و تشکیلاتی وابسته به حرفه خود . برنامه های اموزشی عمومی و رانندگان . و در درجه پایینتر اجرای مقررات در ارتباط میباشد.

  سازمان مهندسی ترافیک:

همزمان با ظهور اتومبیل مسائل ترافیکی و در نتیجه کارهای مهندسی نیز شروع شده است. در سال 1924 اولین پست مهندسی ترافیک رسما در امریکا به وجود امد و با ازدیاد اتومبیل در جهان و مسائل ان در کشورهای دیگر نیز در سطوح مختلف دولتی یک نوع اداره در ارتباط با کارهای مهندسی ترافیک ایجاد شده است. در ابتدا کارهای ترافیکی مربوط به وسائل کنترل و مطالعات ساده انجام می شد ولی با ازدیاد پیچیدگی این رشته وظایف مهندسی ترافیک نیز به شدت توسعه یافت. وظایف یک سازمان مهندسی ترافیک و همچنین نحوه برخورد با این وظایف به طور کلی با ابعادمنطقه تحت نفوذ تغییرمی کند . این وظایف می تواندبسیار متنوع باشد و علاوه بر مسائلی که قبلا مطرح شد کلیه وظایفی را که تحت عنوان "ایمنی ترافیک" می توان قرار داد نیز باید اضافه کرد.

به عنوان مثال اگرچه تامین روشنایی خیابان ها معمولا از وظایف مهندسی ترافیک نیست ولی طرز قرار گرفتن صحیح و روشنایی استاندارد . ایمنی طرح. روشنایی ورودی و خروجی های بزرگراهها. روشنایی کافی برای تابلوها و تقاطع ها. همه در طراحی ترافیکی بسیار مهم هستند و سازمان مهندسی ترافیک می بایست در اینگونه موارد حداقل مورد مشورت قرار گیرد.

در رابطه با وضع قوانین و مقررات ترافیکی . ایین نامه ها و همچنین صدور مجوز ها . اغلب از مهندسین ترافیک نظر خواهی شده و سعی می شوداز کمک انها استفاده گردد. به عنوان مثال صدور مجوز برای انجام کارهای اجرایی در تسهیلات ترافیکی . حرکت بارهای خطرناک . و وسائل نقلیه بسیار بزرگ از جمله موارد مزبور می باشد.

 وظایف مهندسی ترافیک را می توان به شکل های مختلفی تقسیم نمود . یک سازمان ممکن است کلیه وظایف را انجام دهد و یا کارها بین ادارات مختلف تنظیم شود. در سطح یک شهر معمولا یک سازمان . همانند سایر سازمان ها مانند بهداشت . اتش نشانی. پلیس و مسکن .کارهای ترافیکی را انجام می دهد ولی با بزرگ شدن اندازه شهر پیچیدگی سازمان مسئول نیز زیاد می شود. در شهرهای بزرگ وظایف مربوط به عملکرد ترافیک . مانند نصب و نگهداری تابلوها. چراغ های راهنمایی. علائم . پارکینگ و غیره از وظایف مربوط به برنامه ریزی جدا می شود.درقسمت برنامه ریزی طرح تابلوها و چراغ های راهنمایی . طرح هندسی . مطالعات ترافیکی و برنامه ریزی حمل ونقل انجام می شود.

اموزش و روابط عمومی نیز از وظایف گروههای مهندسی ترافیک می باشد. لازم است ارتباط با مردم در مورد برنامه های اصلی سازمان مهندسی ترافیک وجود داشته باشد و مردم باید از برنامه های  در حال اجرا اطلاع داشته باشند و از جزئیات دلایل اجرای طرح وهدفهای ان مطلع گردند .

مهندس ترافیک:

اهمیت فزاینده روش های جدید کنترل ترافیک و لزوم وجود فعالیت های هماهنگ بین مهندس ترافیک . مهندس عمران. برنامه ریز شهری. تونل سازی مناطق شهری و اهمیت تحقیق در مهندسی ترافیک .تماما به مهندس ترافیک در اجرای نقش اصلی خود درحل مسائل امروزی حمل و نقل کمک کرده اند. مهندس ترافیک در مساله تراکم درگیر یک دوگانگی است به خصوص در خیابان ها و بزرگراههای شهری. زیرا با افزایش مشکلاتی از قبیل تامین حریم لازم برای توسعه تسهیلات موجود یا ساختن تسهیلات جدید . با تجربه تر نیز می شود. به هر حال اجرای خیابان ها و بزرگراههای جدید همیشه راه حلی برای غلبه برمشکل تراکم نیست و مهندس ترافیک با اجرای روشهای کنترل به طور مناسب می تواند استفاده از تسهیلات موجود را به حداکثر ممکن افزایش دهد.

بسیاری از پروژه های بزرگ حمل ونقل شهری با استفاده از روش های طراحی وبرنامه ریزی جمعی انجام می شود بنابراین همکاری بین متخصصین زمینه های مختلف برای رسیدن بهیک راه حل پایدارو متعادل برای مسائل حمل و نقل ضروری است. این گروه معمولا از مهندسین عمران . مهندسین سازه. مهندسین ترافیک . مهندسین معمار . طراحان شهری .برنامه ریزان شهری . جامعه شناسان. جغرافی دانان. اقتصاددانان. ریاضی دان های کاربردی و کلا تحلیل گران بازار تشکیل می شود.

مهندس ترافیک تنها یکی از اعضا گروه متخصصین است که برای توسعه محیط زندگی انسان فعالیت می کنند . تخصص او بهینه سازی حرکت ترافیک است ولی کار او در یک سلسله ارتباطات پیچیده قرار دارد که در جهت ایجاد یک محیط و فضای مناسب شهری حرکت می کند . به هر حال به اثرات جنبی اتومبیل و راه مورد نیاز ان بایدتوجه بیشتری را جلب نمود.

جمع اوری و مطالعه اطلاعات در مورد عواملی که در وضعیت ترافیک یک مسیر و با شبکه ای از مسیرها موثرندو نیز عواملی که به کمک انها می توان وضعیت ترافیک را در یک مسیر و یا شبکه ای از مسیرها مشخص کرد از مهمترین اقداماتی است که باید برای کنترل و بهبود ترافیک به عمل اورد که در حوزه مهندسی ترافیک مورد مطالعه قرار می گیرد.

 

حجم ترافیک:

 

حجم ترافیک عبارت است از تعداد وسائل نقلیه ای که در مدت زمان معینی که لزوما زمان واحد نیست در جهت یا جهات مشخصی از یک یا چند خط از مقطع سیستمی از جاده عبور می کنند.

تردد ترافیک پارامتر دیگری است مشابه حجم ترافیک که در مهندسی ترافیک بسیار به کار می رود و عبارت است از تعداد وسائل نقلیه ای که در زمان واحدی (معمولا یک ساعت) در جهت یا جهات مشخصی از یک یا چند خط از مقطع معینی از جاده می گذرد.

حجم ترافیک و تردد را ممکن است برای دسته ای مخصوص از وسائل نقلیه و یا به طور کلی برای همه گونه وسیله نقلیه ای که از جاده مورد نظر عبور می کند تعریف کرد.

 چراغ های راهنمایی:

بدون شک از اشنا ترین و مهم ترین وسایل کنترل و تنظیم عبور و مرور وسایل نقلیه و افزایش ایمنی در تقاطع ها که در مهندسی ترافیک مورد مطالعه قرار می گیرد چراغ راهنمایی است. معمولا چراغ های راهنمایی را به طور مستقل و جداگانه ای برای کنترل تقاطع ها به کار می برند ولی گاهی بر حسب ضرورت و برای بازدهی بهتر ممکن است چراغهای راهنمایی چند تقاطع یا کلیه تقاطع های یک مسیر را به طریقی به هم ارتباط داد و هماهنگ کرد. در سالهای اخیر به کمک روشهای کامپیوتری می توان چراغ های راهنمایی تقاطع های قسمتی از شهر یا تمام شبکه ترافیک شهر را به هم ارتباط داد و هماهنگ کرد . این روش که کنترل منطقه ای ترافیک نامیده می شود نیاز به مطالعات وسیع . دسترسی به تکنولوژی پیچیده و پیشرفته و صرف هزینه زیاد دارد.

 

اهمیت پارکینگ در مهندسی ترافیک:

 

 

هر سال 8760 ساعت است و اگر فرض کنیم که هر اتومبیل در طول سال به طور متوسط بیست هزار کیلومتر مسافت بپیماید و متوسط ان 40کیلومتر در ساعت باشد مدت زمانی که یک اتومبیل در سال به طور متوسط در حرکت است برابر با 400 ساعت می شود. بنابراین هر اتومبیل به طور متوسط 8360 ساعت در سال در حال توقف است و احتیاج به محلی برای توقف دارد . این محاسبه ساده نشان می دهد که مدت زمان نیاز هر اتومبیل به پارکینگ به مراتب بیشتر از مدت زمان حرکت ان است. پیش بینی و تدارک فضای لازم وکافی برای وسایل نقلیه در مواقعی که از انها استفاده نمی شود از معضلات بزرگ شهرها بخصوص شهرهای بزرگ است. دشواری مسئله بیشتر به خاطر ان است که این فضا را غالبا باید در محدود ترین و گرانترین نقاط شهر در نظر گرفت.

 

 

 سطح توقف اتومبیل:

متوسط سطحی که برای توقف یک اتومبیل در نظر گرفته می شود 14 مترمربع است. اگر متوسط تعداد سرنشین هر اتومبیل را 2نفر فرض کنیم به طور متوسط حداقل 7مترمربع از سطح شهر جهت پارکینگ برای هر سرنشین اتومبیل اختصاص پیدا می کند .از طرف دیگر چون اتومبیل وسیله ای شخصی است حداقل دو جای پارک برای ان لازم است یکیدر محل سکونت صاحب ان و دیگری در محل کسب وکار و یا در محلهایی نظیر مرکز خرید که جای پارک اخیر به خصوص در شبها و ایام تعطیل . تقریبا بدون استفاده می ماند.

 

 ظرفیت جاده در مهندسی ترافیک:

 

 

ظرفیت جاده عبارتست از حداکثر تعداد وسیله نقلیه ای که بتوانند در مدت زمان معین با کیفیتی قابل قبول . در مقطعی مشخص از جاده . از یکی از خطوط یا تمام عرض جاده در یک جهت یا در هر دو جهت از جاده عبور کنند.

ظرفیت جاده تابع عوامل متعددی است چون طرح مهندسی. نوع روسازی . عوامل جوی. خصوصیات رانندگان و وضعیت ترافیک. وضعیت ترافیک جاده را از نظر کیفی با سطح سرویس مشخص می کنند. سطح سرویس از مناسبترین وضع که در ان رانندگان ازادانه و به راحتی با سرعت دلخواه حرکت می کنندو مانور می دهند تا حالتی که رانندگی به صورت توقف و حرکت در می اید تغییر می کند.

تقاطع ها:

تقاطع ها در شبکه ترافیک شهری نقش و اهمیت ویژه ای دارند این اهمیت دلایل گوناگونی از جمله نقش عمده تقاطع ها درایمنی و ظرفیت شبکه دارد.

 تقاطع های یک شبکه ترافیک بخش عمده ای از تصادفهای ان شبکه را که بیشترشان منجر به جراحت یا مرگ می شوند به خود اختصاص می دهند.

نکته مهم دیگر انست که ظرفیت هر پیوند و به طور کلی ظرفیت شبکه ترافیک یک شهر به ظرفیت و قابلیت کشش تقاطع های ان پیوند یا شبکه بستگی دارد به طوریکه ظرفیت تقاطع ها ظرفیت جاده های شهری را مشخص می کند.

ظرفیت:

ظرفیت جاده های شهری معمولا با ظرفیت تقاطع های ان مشخص می شود. اگر نسبت گردش به چپ وسائل نقلیه و میزان تردد در جاده به طور کلی کم باشد تقاطع ها را همسطح در نظر می گیرند واگر نسبت گردش ها به خصوص گردش به چپ و تردد زیاد باشد باید به راه حل های دیگری نظیر ساختن میدان. جداسازی مسیرها. کنترل تقاطع با چراغ های راهنمایی. اختن تقاطع های غیر همسطح یا ترکیبی از این موارد متوسل شد. به طور کلی هر تقاطع باید طوری طراحی و ساخته شود که ظرفیت کافی برای رفع نیازهای فعلی و اتی ترافیک با توجه به ظرفیت خیابان ها و مسیرهایی که به ان منتهی یا از ان منشعب می شوند داشته باشد.

اساس طرح تقاطع ها:

 

عوامل اساسی تقاطع ها عبارت است از:

تردد. سرعت. ترکیب ترافیک . توزیع ترافیک در زمان حال و آینده . ایمنی. رشد ترافیک و میزان مخارج

 سرعت:

سرعت از پارامترهای اساسی است و تقریبا در تمام موارد به کار مهندسان ترافیک می اید در مدیریت ترافیک نیز بررسی سرعت وسائل نقلیه برای نصب علائم لازم در نقاط ومحلهای مناسب وتعیین حداکثر سرعت ضروری است.چون اندازه گیری سرعت در مهندسی ترافیک به منظورهای مختلف صورت می گیرد در حالات مختلف تعاریف گوناگونی برای ان به کار برده می شود و در واقع تعریف جنبه خاصی از سرعت لازم است.

 اقدامات مهندسی ترافیک درارتباط با صرفه جوئی مصرف انرژی:

یکی از اهداف مهندسی و برنامه ریزی ترافیک افزایش امادگی برای مقابله با شرایط اضطراری وصرفه جویی در مصرف برای مقابله با شرایط اضطراری . تدوین برنامه وضعیتهای بحرانی ضروری است.

راهبردهای ممکن برای صرفه جویی در مصرف انرژی را می توان به 4گروه طبقه بندی کرد:

استفاده از شیوه ها ی ترابری با کارایی مصرف سوخت بیشتر

کاربرد فناوری های جدید

ساماندهی جریان ترافیک

کاهش درکل وسیله نقلیه-کیلومتر پیموده شده

وسایل کنترل ترافیک:

عبارت است وسایل کنترل ترافیک که در مهندسی ترافیک از اهمیت خاصی برخوردار بودهاست به وسایل و مواردی از قبیل تابلو های راهنمایی ورانندگی –خط کشی چراغ های راهنما- جزایر ترافیکی – کنترل ترافیک در مناطق عملیات ساختمانی و راه سازی سیستم های کنترل ترافیک در تقاطع های همسطح راه آهن وکنترل ترافیک برای تسهیلات دوچرخه دلالت می نماید . این گونه وسایل معمولا در محل خیابان یا جاده نصب یا احداث می شوند و از لحاظ قانونی ممانعت اجرایی دارند.منظور از ایجاد وسایل کنترل ترافیک – انتقال لطلاعات دیداری به استفادکنندگان از راه می باشند.این گونه وسایل کنترل ترافیک انتقال اطلاعات دیداری به استفادکنندگان از راه می باشد.این گونه وسایل به چند گروه زیر تقسیم میشوند که وظایف آنها به شرح زیر است:

 الف – تنظیم کردن

ب- هشدار دادن

ج- هدایت نمودن ترافیک است

وسایلی که در طبقه الف قرار می گیرند به وسایل انتظامی شهرت دارند و ناقل اطلاعاتی هستند که به شکل مقررات عبور و مرور از پشتوانه قانونی برخوردار است.به عنوان مثال تابلو حداکثر سرعت مجاز – تابلئ ممنوعیت پارکینگ – مسیر یک طرفه و نظایر آنها .

در طبقه بندی ب وسایل هشدار دهنده مطرح می باشند که به رانندگان وسایل نقلیه هشدار میدهند که خطری در کمین است .به عنوان مثال : پیچ خطر ناک – محل عبور کامیون – باریک شدن خطوط عبوری – پل تک خط عبوری – وجود ناهموار ایمنی – ارتفاع ایمن یا حداکثر ارتفاع مجاز و مواردی از این قبیل که می بایستس به آگاهی رانندگان رسانیده شود. به بیان دیگر نقش تابلو ها و علایم هشدار دهنده –انتقال این گونه اطلاعات می باشند.

در مورد هدایت رانندگان در مورد ج – انقال اطلاعاتی از قبیل شناسایی مسیر – اسامی خیابان ها – مسیر های انحرافی و اعلام مسافت مطرح می باشد و علامت گذاری تقاطع های غیر همسطح و تابلو های بازتاب ایمنی 0شبرنگ( در این مقوله قرار میگیرند

با توجه به این که وسایل  کنترل ترافیک یکی از اصلی ترین وسایل ارتباط با راننده محسوب می شود می بایستی از نقطه نظر های مختلف از جمله هما هنگی به نحوی مورد استفاده قرار گیرند که به تعبیر و تفسیر رانندگان ار آنها به طور صحیح و عاری از ابهام صورت پذیرد و در نتیجه واکنش آنها نسبت به این گونه علایم از بالا ترین کارایی برخور دار باشد . به بیان دیگر طراحی – نصب – عملکرد – و مدیریت و نگهداری و سایل کنترل ترافیک از عناصر حیاتی در برنامه های مدیریت ترافیک مناسب به شمار می رود.

به منظور اینکه یک وسیلیه کنترل ترافیک از قبیل تابلو بتواند حداکثر نقش خود را ایفا نماید می بایستی واجد شرایط زیر باشد:

قابلیت برخورد داری از پاسخگویی به یک نیاز مهم

قابلیت جلب توجه

انتقال یک معنی ساده و عاری از ابهام

بر انگیختن احترام استفاده کنندگان از راه

استقرار در محل مناسب جهت ایجاد فرصت کافی برای ادراک و واکنش

دارا بودن ضمانت اجرایی و قانونی

 در تحول و تکامل وسایل کنترل ترافیک یکی از اهدافی که تعقیب می شود ایجاد هماهنگی و بکنواختی در آنهاست و اهمیت آن با افزایش تقاضا برای حمل و نقل رانندگی در بزرکراه ها با سرعت های بالا پیچیدگی تقاطع های هم سطح و غیر هم سطه و نظایر آنها رابطه مستقیم دارد . به عبارت دیگر یک راننده می بایستی بتواند یک وسیله کنترل ترافیک را ببیند- آنرا تشخیص دهد – پیام آنرا به سرعت درک نماید – زمان کافی برای تصمیم گیری داشته باشد- و به عمل ایمنی مناسب در پاسخ به آن مبادرت ورزد . اگر این ویژگی ها فراهم گردد – راننده با حداقل سردرگمی – گیجی حتی در مسیر نا آشنا میتواند به گونهای منطقی به سفر خود ادامه دهد. اگر عکس این شرایط در نظر گرفته نشود – راننده در واپسین لحظات به اعمال خط ناکی مبادرت خواهد ورزید که بالقوه می تواند فاجعه بر انگیز باشد.

ایجاد هماهنگی و یکنواختی در وسایل کنترل ترافیک علاوه بر تسعیلاتی که در مورد حقوقی و قضایی به وجود می تواند از لحاظ اقتصادی صرفه جویی های متعددی را در بر داشته باشد . برای مثال این قبیل صرفه جویی ها را میتوان در ساخت – نصب – تعمیر و نکهداری و مدیریت در نظر گرفت.

هما هنگی دارای ابعاد متفاوتی است که یکی از آنها طراحی می باشد ذر این رابطه طراحی در چند زمینه مطرح می باشد که عبارت اتند از :

شکل- رنگ - اندازه – سمبل – نوشتار – حروف – روشنایی و قابلیت انعکاس

هماهنگی طراحی این نتیجه را در بر دارد که راننده می تواند در حداقل زمان ممکن وسیله کنترل ترافیک را مربوط را تشخیص دهد و آنرا ادراک نماید . تابلوهای اطلاع رسانی پیام نما بعنوان یک وسیله مناسب برای این کار معرفی می شوند .

 

فهرست منابع و ماخذ:

 1- مبانی مهندسی ترابری-دکتر بهنام امینی- ناشر: انتشارات موسسه علمی دانش پژوهان برین-انتشارات ارکان-چاپ اول بهار 1383

2- مهندسی ترابری-ج.اچ.بانکز-ترجمه:دکتر علی خدایی-انتشارات دانشگاه صنعتی امیر کبیر- چاپ دوم پاییز 1383

3- مهندسی ترافیک-دکتر جلیل شاهی- مرکز نشر دانشگاهی تهران- چاپ هفتم 1383

4- مهندسی ترافیک. تئوری وکاربرد-دکتر حمید بهبهانی-مهندس حسین قهرمانی- مهندس محمود احمدی نژاد- مهندس بهنام امینی-سازمان حمل

و نقل ترافیک تهران- چاپ اول 1373

 

                                                         

نتيجه گيري :

  آشنایی کامل با وظایف واحد شهرسازی در شهرداری

  تثبیت اطلاعات کسب شده در واحد آموزشی ومطالعات انجام شده در زمینه شهرسازی

   آشنایی بیشتر با فضاهای شهری و مفهوم آن در شهر

   آشنایی با هویت مکانی فضای شهری

  آشنایی کامل با وظایف واحد ترافیک

  تثبیت اطلاعات کسب شده در واحد آموزشی  و مطالعات انجام شده در زمینه تکنولوژی ترافیک

    نمودار ارتقاء مهارت كارورز

 

 

 

 

عوامل موثر در كارآموزي

 

عوامل محيطي مانند ساختار اداري مناسب و و شرايط مناسب محيط كار

 قرار گرفتن در بخش مربوط به رشته تحصيلي فعلي و نياز آينده .

دسترسي به منابع اطلاعاتي مورد نياز در شهرداري

راهنمايي و معرفي اينجانب به سازمان هاي مختلف از جمله سازمان ترافيك جهت به دست آوردن اطلاعات مورد نياز

برخورد مناسب كاركنان شهرداري همكاري و كمك در كسب مهارتها