منشور اخلاقي مددكاري اجتماعي

منشور اخلاقي مددكاري اجتماعي نسبت به حرفه مددکاری

من به عنوان عضو حرفة مددكاري اجتماعي خود را متعهد مي‌دانم كه با حداكثر  توانايي ، وظايف زير را به انجام برسانم :

1- اخلاق و رفتار يك مددكار اجتماعي : مددكار اجتماعي تعهدات و مسؤوليتهاي خود را در كمال درستي و صداقت انجام خواهد داد .

1-1 مددكار اجتماعي اصول معقولي خواهد داشت ، به ويژه در رفتار و اقداماتش راستين و منصف بوده و ويژگيهاي اخلاقي او ، صداقت و اخلاص در عمل است

2-1 مددكار اجتماعي تعهد خدمت را به عنوان اوّلين تعهد حرفة مددكاري اجتماعي در نظر مي‌گيرد .

3-1 مددكار اجتماعي مي‌كوشد تا در فعاليت حرفه‌اي و كاركردهاي خود ، شايسته و ماهر ظاهر شده و آن را استمرار بخشد .

4-1 مددكار اجتماعي نسبت به تأثيرات و فشارهايي كه با اعمال و رأي حرفه‌اي و قضاوت بي‌طرفانه مغايرت دارد ، هوشيار و مقاوم است .

5-1 مددكار اجتماعي كه به مطالعه و پژوهش مي‌پردازد با دقت پيامدهاي احتمالي پژوهش را براي همنوعان خود در نظر مي‌گيرد ، شركت كنندگان در پژوهش را از هر گونه ناراحتي حفظ مي‌كند و معتقد است كه اطلاعات به دست آمده دربارة شركت كنندگان در پژوهش بايد محرمانه تلقي گردد .

6-1 مددكار اجتماعي تشخيص مي‌دهد كه توانايي كافي براي انجام وظيفه به خصوصي ممكن است راهنمايي و همكاري متخصصان ديگر رشته‌هاي علمي را لازم داشته باشد ، بر اين اساس مؤافقت مددجو را بدين منظور جلب مي‌نمايد .

7-1 مددكار اجتماعي مي‌كوشد تا دانش كافي و توانايي لازم براي شناخت هرچه بهتر را كسب نمايد .

مسؤوليت اخلاقي مددكار اجتماعي نسبت به مددجويان

1-2 مددكار اجتماعي ميكوشد تا با فداكاري ، استواري و كاربرد حداكثر مهارت و شايستگي حرفه اي به مددجويان خدمت كند .

2-2 مددكار اجتماعي از روابط يا تعهداتي كه با منافع مددجويان تضاد دارد و يا اقداماتي كه حقوق مدني يا قانوني مددجويان را نقض مي‌كند اجتناب مي‌ورزد .

3-2 مددكار اجتماعي مددجويان را از مخاطرات ، حقوق ، فرصتها و تعهداتي كه همراه با خدمات اجتماعي براي آنان به وجود مي‌آيد ، آگاه مي‌كند .

4-2 مددكار اجتماعي تلاش مي‌كند تا حداكثر قدرت “خود تصميم‌گيري“ را در مددجويان پرورش دهد .

5-2 مددكار اجتماعي با پيش‌بيني خاتمه يا قطع خدمت به مددجويان ، آنان را آگاه مي‌كند و در صورت نياز نسبت به انتقال يا ارجاع آنان اقدام مي‌نمايد .

6-2 مددكار اجتماعي تلاش مي‌كند تا تفاوت بين روابط شخصي و حرفه‌اي با مددجويان به وضوح درك و رعايت شود و هرگونه رابطه و صميميت شخصي با مددجويان را غير اخلاقي مي‌داند .

راز داري مددكار اجتماعي

1-3 مددكار اجتماعي مددجويان را كاملاً از محدوديتهاي رازداري در موقعيتهاي معين آگاه مي‌كند همچنين آنان را از هدفهايي كه اطلاعات به خاطر آن گرفته شده و اينكه چطور ممكن است اطلاعات مورد استفاده قرار گيرد ، آگاه مي‌كند .

2-3 مددكار اجتماعي امكاناتي فراهم مي‌كند تا مددجويان بتوانند به هر نوع سابقه يا گزارش مددكاري در مورد خودشان ، دسترسي معقولي داشته باشند .

مسؤوليت مددكار اجتماعي نسبت به همكاران

1-4 مددكار اجتماعي با همكاران خود براي ارتقاي مصالح و علايق حرفة مددكاري اجتماعي همكاري مي‌كند .

2-4 مددكار اجتماعي محرمانه بودن مطالب بيان شده توسط همكاران را در روابط و مبادلات حرفه‌اي رعايت مي‌كند .

3-4 مددكار اجتماعي به معلومات ، يافته‌ها و نظرات همكاران خود احترام مي‌گذارد و روش مناسبي را براي ابراز قضاوت دربارة اين امور به كار مي‌گيرد .

4-4 مددكار اجتماعي از اختلاف بين همكاران و كارفرمايان براي به دست آوردن سمت ، موقعيت يا هرگونه پيشرفت ديگري به نفع خود استفاده نمي‌كند .

5-4 مددكار اجتماعي مسؤوليت دارد با مددجويان و همكاران خود با نهايت ملاحظه‌هاي حرفه‌اي رفتار كند .

مسؤوليت اخلاقي مددكار اجتماعي در محيط كار

1-5 مددكار اجتماعي به تعهداتي كه به سازمان استخدام كنندة خود داده است عمل مي‌كند .

2-5 مددكار اجتماعي براي بهبود رويه و خط مشي‌هاي مؤسسه استخدام كننده و بالا بردن كارايي و سودمندي خدمات آن مؤسسه ، تلاش مي‌كند .

3-5 مددكار اجتماعي از منابع مؤسسه استخدام كننده با رعايت دقت و احتياط ،  فقط براي هدفهايي كه در نظر گرفته شده است ، استفاده مي‌كند .

مسؤوليت اخلاقي مددكار اجتماعي نسبت به حرفة مددكاري اجتماعي

 1-6 مددكار اجتماعي از شأن و تماميت حرفه‌اي حفاظت مي‌كند و براي ارتقاي آن مي‌كوشد .

2-6 مددكار اجتماعي از طريق شيوه‌هاي مناسب عليه رفتار غير اخلاقي هر يك از اعضاي حرفه اقدام مي‌كند .

3-6 مددكار اجتماعي با تخصص حرفه‌اي به فعاليتهايي كه توجه و احترام به سودمندي ، كمال و شايستگي حرفة مددكاري را افزايش مي‌دهد كمك مي‌كند .

4-6 مددكار اجتماعي از تدوين ، وضع و اجراي خط مشي‌هاي اجتماعي مربوط به حرفة خود و گسترش آن حمايت مي‌كند .

5-6 مددكار اجتماعي دانش پديدار شده در حوزة مددكاري را مي‌آزمايد و سپس از آن استفاده مي‌كند .

مسؤوليت اخلاقي مددكار اجتماعي نسبت به جامعه

1-7 مددكار اجتماعي از هرگونه تبعيض بر پاية جنسيت ، سن ، مذهب ، عقيدة سياسي ، معلوليت جسمي يا ذهني يا هرگونه برتري يا تفاوت ديگر عليه افراد يا گروه‌هاي اجتماعي پيشگيري مي‌كند و يا در حذف آنها  مي‌كوشد .

2-7 مددكار اجتماعي مي‌كوشد تا تمام افراد به منابع ، خدمات و فرصتهايي كه نياز دارند ، دسترسي يابند .

3-7 مددكار اجتماعي مي‌كوشد كه تمام افراد و گروه‌هاي ستمديده و محروم ، حق انتخاب و فرصتهاي خود را افزايش دهند .

4-7 مددكار اجتماعي در رويدادهاي اضطراري جامعه ، خدمات حرفه‌اي مناسب و مقتضي را فراهم مي‌كند .

5-7 مددكار اجتماعي از تغييرات در خط مشي‌ها و قوانين به منظور بهبود شرايط اجتماعي و ترفيع عدالت اجتماعي ، حمايت مي‌كند .

6-7 مددكار اجتماعي مشاركت آگاهانه افراد جامعه را در شكل دادن به خط مشي‌هاي نهادهاي اجتماعي تشويق مي‌كند .

 

مددکاری اجتماعی ُ کاربامعتادان خیابانی

 

برنامه‌های كمك‌رسانی (outreach) به معتادان خیابانی، جمعیت‌های دور از دسترس سوءمصرف‌كنندگان را مورد توجه قرار می‌دهند، با این هدف كه سرایت HIV را در این جمعیت‌های پرخطر كاهش داده و امكان دسترسی به درمان سوءمصرف مواد را افزایش دهد. این برنامه‌ها شامل چهار خدمت زیر است:
▪ خدمات كمك‌رسانی جامعه‌مدار برای تشویق ورود و دسترسی آسانتر به درمان سوءمصرف مواد.
▪ مداخلات كاهش‌دهنده خطر HIV/AIDS
▪ آزمایش تشخیص طبی و غربالگری HIV ، بیماریهای آمیزشی (sexually transmitted diseases = STD) ، سل و حاملگی
▪ اتصال به مراقبت طبی اولیه (PHC) ، مراقبت بهداشت روانی، خدمات مددكاری اجتماعی و دیگر شیوه‌های پیشگیرانه برای اثربخش‌تر كردن تغییراتی است كه باعث كاهش خطر ابتلا و سرایت HIV ، STD ها، سل و بیماری‌های وابسته می‌شود.
● مرور متون:
اثربخشی برنامه‌های كمك‌رسانی در كاهش رفتارهای خطرناك مصرف‌كنندگان تزریقی مواد (Intravenous Drug Users = IDUs) كاملاً مستند است (كویل Coyle و نیدل Needle ، ۱۹۹۷). نشان داده شده است كه مداخلات كمك‌رسانی به IDU ها كمك می‌كند تا رفتارهای خطرناكشان را خصوصاً استفاده از مواد، سوزن و به میزان كمتر، رفتارهای خطرناك جنسی كاهش دهند. در آمریكا دو برنامه NADR (National AIDS Demonstration Research Program) و Cooperative Agreement for AIDS Community-Based Outreach/Intervention Research Program كه توسط NIDA (National Institute on Drug Abuse صورت گرفته است. در این دو برنامه از افراد بومی برای ارتباط برقرار كردن با مصرف‌كنندگان مواد در خیابانها و محلهای تزریق استفاده شده بود. مداخلات استانداردی كه در NADR وCooperative Agreement مورد استفاده قرار گرفت شامل دادن اطلاعات كاهش‌دهنده خطر، پخش كاندوم و ماده سفیدكننده (bleach) و نیز پیشنهاد ارجاع به خدماتی همچون آزمایشهای پادتن HIV و مشاوره پیش و پس از آزمون HIV بود. همچنین نمایش و تمرین مهارتهای كاهش خطر انجام ‌گرفت (نیدل و كویل، ۱۹۹۷). این مطالعات افزایش تعداد IDU هایی كه رفتارهای تزریقی‌شان را متوقف كرده و یا كنار می‌گذارند و كاهش اشتراك (سوزن/ سرنگ و وسایل آماده‌سازی مواد) را نشان داده است. كویل و نیدل با خلاصه كردن این مطالعات، نتیجه گرفتند كه مداخلات كمك‌رسانی، راهبردی موفق در كاهش خطر است. بخش عظیمی از IDU ها پس از آن كه در معرض این برنامه‌ها قرار گرفتند رفتارهایشان را تغییر دادند (كویل و نیدل، ۱۹۹۷).
در سال ۱۹۹۵، مركز درمان سوءمصرف مواد (Center for Substance Abuse Treatment = CSAT) در امریكا ۱۲ بورس تحقیقاتی را برای راه‌اندازی خدمات كمك‌رسانی برای IDU ها، دیگر سوءمصرف‌كنندگان مزمن و دور از دسترس و شركای جنسی و/یا شركای سوزنی‌شان به مؤسسه‌ای موسوم به Caliber Associates اعطا كرد. این مؤسسه به صورت چند ناحیه‌ای (cross-site) برنامه‌ كمك‌رسانی HIV را طراحی، اجرا و ارزیابی كرد. این برنامه همان الگوهای مطالعه NADR و Cooperative Agreement for AIDS Community-Based Outreach/Interventions Research Program را دنبال می‌كرد. در این مطالعه، دو شاخص عمده وجود داشت: ارجاع و ورود به درمان سوءمصرف مواد. مشاهده شد كه در جمعیت تحت پوشش برنامه كمك‌رسانی HIV به میزان بیشتری گروههای دور از دسترس به چشم‌ می‌خورد تا در جمعیت تحت پوشش درمانهای عمومی. همچنین مشخص شد كه این برنامه به گروههایی از مردم دسترسی می‌یابد كه از یكسو مشخصاً در خطر انتقال HIV هستند و از سوی دیگر در برنامه‌های درمانی معمولی وارد نمی‌شوند (در برنامه كمك‌رسانی یادشده به نسبت بیشتری زنان، اقلیتهای قومی، تزریق‌كنندگان اخیر مواد و تزریق‌كنندگان مشترك مواد وارد می‌شدند تا در برنامه‌های درمانی عادی).
سوءمصرف مواد یك بیماری مزمن عودكننده است كه ویژگی آن، جستجو و مصرف اجباری (compulsive) مواد است ( Leshner ، ۱۹۹۷). در نتیجه هر چه فرد زودتر وارد درمان شود، بهتر می‌توان به اداره این بیماری مزمن پرداخت. برنامه‌های كمك‌رسانی امكان دستیابی سوءمصرف‌كنندگان مواد را به درمان بیشتر می‌كنند. برای مثال در برنامه كمك‌رسانی CSAT ، ۵۳% بیماران سابقه هیچگونه درمان قبلی (سوءمصرف مواد) نداشتند در حالیكه این میزان در برنامه‌های درمانی عادی ۴۰% بود.
این قبیل برنامه‌ها كه جمعیتهای دور از دسترس را هدف می‌گیرد بیش از برنامه‌هایی با طیف وسیعتر مخاطبان، می‌تواند به این جمعیتها خدمات ارائه دهد. از همین رو، برنامه‌های كمك‌رسانی HIV ویژه گروههای قومی اقلیت، تعداد بیشتری از این افراد را تحت پوشش قرار می‌دهند تا برنامه‌هایی كه به قومیت خاصی اختصاص ندارند. یكی دیگر از گروههای در معرض خطر، زنان هستند. آنها دو برابر مردان در حین رابطه جنسی heterosexual دچار HIV می‌شوند ( New York Times ، ۱۹۹۴). آن دسته از برنامه‌های كمك‌رسانی HIV كه منحصراً زنان را هدف قرار می‌دهند، نسبت بیشتری از مشتریان مؤنث را دارا هستند تا برنامه‌هایی كه به جنسیت اعتنا نمی‌كنند. در یك مطالعه روی زنان معتاد به هروئین در لوس‌آنجلس، كه اكثر زنان تحت پوشش آن پیش از درمان به فاحشگی نیز می‌پرداختند، دیده شد كه تعداد شركای جنسی مرد و شركای سوزن مشترك آنان به نحو چشمگیری در دوره پیگیری پس از درمان كاهش یافت ( Grella ، Anglin و Annon ، ۱۹۹۶). همچنین در مطالعه دیگری در گلاسكوی اسكاتلند معلوم شد كه در مراجعانی كه به فاحشگی می‌پرداختند، و اكثرشان از زنان معتاد تزریقی بودند، بین فاحشگی، آگاهی از AIDS و تغییر رفتار رابطه‌ای قوی وجود داشت. فاحشه‌هایی كه چنین آگاهی‌ای داشتند، به میزان بیشتری از كاندوم و دیگر روشهای پیشگیری از HIV در روابط جنسی تجاری استفاده كردند. اما هر دو مطالعه نشان داد كه زنان از این قبیل روشهای پیشگیرانه (و كاندوم) در روابط جنسی شخصی غیرتجاری استفاده نكردند. این امر نشانه مشكل بودن تغییر رفتارهای به لحاظ اجتماعی مقبول در رابطه با افراد مورد علاقه و محبوب است ( Barnard و Frischer ، ۱۹۹۵). علت موفقیت برنامه‌های كمك‌رسانی معطوف به زنان در ارجاع آنان به درمان، حساس بودن این برنامه‌های به مشكلات زنان است.
مركز كنترل و پیشگیری بیماریهای ایالات متحده (The Centers for Disease Control and Prevention) می‌گوید كه درمان سوءمصرف مواد شامل پیشگیری از HIV و... درمان مؤثری است كه به مردم كمك می‌كند كه مصرف موادشان را كاهش دهند. این درمان نه تنها خطر انتقال HIV را از راه شراكت در سرنگهای آلوده كاهش می‌دهد بلكه خطر انجام رفتارهای پرخطری كه به انتقال جنسی می‌انجامد را كم می‌كند.( CDC ، ۱۹۹۸).
با توجه به تمام موارد گفته شده، به نظر می‌رسد كه برنامه‌های كمك‌رسانی HIV ، چنانچه به صورت مجموعه‌ای از خدمات معطوف به تغییر رفتار ارائه شوند، می‌توانند الگوی مؤثری برای دسترسی به گروه‌هایی باشد كه معمولاً وارد نظام درمانی نمی‌شوند.
● اهداف جزئی:
كاهش خطر ابتلا و انتقال ویروس HIV در معتادان خیابانی.
كاهش میزان اعتیاد تزریقی در معتادان خیابانی.
ارتقای سطح بهداشت در معتادان خیابانی.
ارجاع معتادان خیابانی به مراكز بهداشتی-درمانی.
● راهبرد:
استفاده از NGO ها جهت برقراری ارتباط با معتادان خیابانی و ارائه خدمات به آنها.
● راهكارها:
آموزش معتادان خیابانی در مورد بیماریهای مقاربتی و HIV/AIDS .
آموزش معتادان خیابانی در مورد خطرات اعتیاد به طور كلی و اعتیاد تزریقی به طور خاص.
آموزش معتادان خیابانی در مورد نحوه استفاده از كاندوم برای جلوگیری از انتقال بیماریهای مقاربتی.
آموزش معتادان خیابانی در مورد نحوه تزریق بهداشتی آن عده كه نمی‌خواهند و یا نمی‌توانند اعتیاد تزریقی را كنار بگذارند.
تحویل دادن سرنگ و سوزن استریل به معتادان خیابانی و تحویل گرفتن سرنگها و سوزنهای استفاده شده از آنان.
تحویل دادن پنبه، الكل، بتادین، ساولن یا آب‌ژاول به معتادان خیابانی.
تحویل كاندوم به معتادان خیابانی.
جمع‌آوری سرنگها و سوزنهای آلوده رها شده در محیط استقرار معتادان خیابانی.
تشویق معتادان خیابانی به مراجعه به مراكز بهداشتی-درمانی وزارت بهداشت جهت انجام آزمون‌های غربالگری HIV و بیماریهای مقاربتی و آغاز درمان و نیز صدور معرفی‌نامه برای واحدهای مددكاری آن مراكز.
● فعالیت‌ها
شناسایی NGO(Non-Governmental Organization) های فعال در امر اعتیاد دارای قابلیت ارائه خدمات به معتادان خیابانی با استفاده از فهرست NGO های ثبت شده در كتابچه نمایندگی UNDCP در ایران.
پخش فراخوان همكاری با NGO ها.
بررسی صلاحیت علمی و اجرایی NGO های داوطلب.
ارائه راهكارهای عملیاتی و عقدقرارداد همكاری با NGO هایی كه صلاحیت آنها مورد پذیرش قرار نظارت بر حسن اجرای طرح توسط كارشناسان اداره پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد.
جمع‌آوری اطلاعات و گزارش عملكرد توسط اداره پیشگیری و درمان سوءمصرف مواد.

 

منابع: ۱ - Barnard, M., & Frischer, M. (۱۹۹۵). Combining quantitative and qualitative approaches: Researching HIV-related risk behaviours among drug injectors. Addition Research, ۴(۲), ۳۵۱±۳۶۲. ۲ - Centers for Disease Control and Prevention (۱۹۹۸). Dangerous inter-section of drug use and sexual HIV transmission points to critical need for comprehensive HIV prevention among drug users [on-line]. Available: http://www.cdc.gov/nchstp/hiv_aids/pubs/facts/idu.htm. ۳ - Coyle, S. L., & Needle, R. H. (۱۹۹۷). Community-based outreach as an HIV risk reduction strategy for out-of-treatment injection drug users (IDUs). In: Problems of Drug Dependence ۱۹۹۷: Proceedings of the ۵۹th Annual Scienti®c Meeting. NIDA Monograph ۱۷۸. ۴ - Gordon, J. (۱۹۹۴). African American perspective. In: J. U. Gordon (Ed.), Managing Multi-Culturalism in Substance Abuse Services, pp. ۴۵±۷۱. Thousand Oaks, CA: Sage Publications. ۵ - Grella, C. E., Anglin, D. E., & Annon, J. J. (۱۹۹۶). HIV risk behaviors among women in methadone maintenance treatment. Substance Use and Misuse, ۳۱(۳), ۲۷۷±۳۰۱. ۶ - Leshner, A. I. (۱۹۹۷). Addiction is a brain disease ذ and it matters . Science, ۲۷۸, ۴۵±۴۶. ۷ - Mathias, R. (۱۹۹۷). NIH panel call for expanded methadone treatment for heroin addicts. NIDA Notes, ۱۲(۶), ۱. National Institute on Drug Abuse (۱۹۹۸). Research ®ndings: Epidemiology, etiology and prevention research. Director&#۰۳۹;s Report to the National Advisory Council on Drug Abuse. ۸ - Needle, R. H., & Coyle, S. (۱۹۹۷). Community-based outreach risk-reduction strategy to prevent HIV risk behaviors in out-of-treatment injection drug users. In: Presented at the NIH Consensus Development Conference on Interventions to Prevent HIV Risk Behaviors, Bethesda, MD, USA.

مددکاری اجتماعی اعتیاد

 

● "انواع راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری‌ از اعتیاد"
تاکنون‌ راهبردها و استراتژی‌های گوناگونی برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر طراحی شده است که هدف همه آن‌ها اعتیادزدایی است. اعتیاد پدیده‌ای چند بعدی است که برخاسته از شرایط ساختاری علل ارتباطی و ویژگی‌های فردی است، لذا استراتژی‌ها و راهبرد‌های اعتیادزدایی و پیشگیری نیز به ناچار با تغییرات ساختاری، تغییر ویژگی‌هایی فردی و شرایط اجتماعی امکان‌پذیر است.
راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر، برنامه‌ها، طرح‌ها و روش‌هایی هستند که به دنبال اهدافی از قبیل استفاده نکردن جامعه از داروهای اعتیادآور، کنترل عوارض وحشتناک مربوط به اعتیاد و دور نگه داشتن جامعه از خطرات ناشی از اعتیاد و آسیب‌های ناشی از آن است.
استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر برخاسته از تجربیات کشورهای مختلف و دارای مبانی متفاوتی است. بنابراین هرگونه صحبت و بحث بر روی یک راهبرد واحد ممکن است جنبه‌های تاثیرگذار دیگر را در نظر نداشته باشد. در راهبرد‌های اجتماعی، کنترل اعتیاد، عوامل گسترده‌ای شامل وضعیت قوانین مربوط به اعتیاد، منابع تولید مواد، میزان دسترسی، هزینه مواد، میزان پذیرش مصرف مواد در جامعه، عادات سنتی و بومی، عوامل اقتصادی و فرهنگی و موارد دیگری نقش دارند و از طرفی میزبان یا فرد بیمار به صورت فعالانه اقدام به دریافت مواد می‌کند. بنابراین تنها برخورد با عامل تولید و توزیع مواد مخدر کافی نیست و لازم است که افراد در معرض اعتیاد نیز بازپروری و واکسینه شده و شرایط محیطی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز به گونه‌ای تغییر یافته تا امکان بروز اعتیاد منتفی گردد. فرض بنیادی راهبردهای پیشگیرانه‌ این است که پیشگیری از سوء مصرف مواد راحت‌تر، کم هزینه‌تر و موثرتر از درمان است.
الف) راهبرد پیشگیری از اعتیاد بر مبنای الگوی پیشنهادی گرانت و گاسوپ (Gossop & Grant)
این راهبرد شامل سه بخش اصلی و مهم است:
۱) سطوح پیشگیری
۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری
۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع رسانی
۱) سطوح پیشگیری:
سطوح پیشگیری از اعتیاد در واقع به سه سطح تقسیم می‌شود:
۱ـ۱) پیشگیری اولیه:
آن دسته از سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در راستای جلوگیری از وقوع بروز مشکلات طراحی می‌شوند را "پیشگیری اولیه" می‌گویند. برای موفقیت در پیشگیری اولیه باید سازوکارهای ایجاد کننده اعتیاد و عوامل خطرساز را شناخت و با روش‌های موثر نسبت به کنترل آن اقدام نمود. البته اگرچه ممکن است در پیشگیری اولیه امکان شناخت علمی عوامل ایجاد کننده اعتیاد وجود نداشته باشد ولی می‌توان با شناخت برخی از عوامل مهم، حرکت را شروع کرد. برای انجام پیشگیری اولیه باید از روش‌های سه‌گانه حذف عامل تولید و توزیع مواد مخدر، کنترل شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و تقویت مقاومت در فرد معتاد، اقدام نمود که انتخاب شیوه‌های مناسب بستگی به واقعیت‌های موجود جامعه دارد. آموزش و اطلاع‌رسانی به جامعه یکی از مهمترین اقدامات به منظور تغییر اعتقاد و نگرش مردم نسبت به مواد مخدر است.
۲ـ۱) پیشگیری ثانویه:
هدف از انجام پیشگیری ثانویه این است که میزان شیوع مشکل را در جامعه کاهش داد و از طرفی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نمود. هدف از انجام این نوع پیشگیری این است که میزان آسیب وارده به فرد و یا جامعه حتی المقدور محدود شود. برای رسیدن به موقعیت در این مرحله باید با ساز و کارهایی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نموده و به درمان مناسب، کم هزینه و آسان آنان اقدام کرد.
۳ـ۱) پیشگیری نوع سوم (ثالثیه):
هدف از این نوع پیشگیری آن است که بتوان به تامین، حفظ و ارتقای فعالیت معتاد و بازپروری او اقدام کرد. ایجاد شبکه‌های حمایتی از افراد معتاد درمان شده، سازمان‌دهی برنامه‌های گسترده و موثر پیگیری این افراد، جلوگیری از ایجاد اثرات منفی ناشی از محل نگهداری از معتادان، جلوگیری از برچسب خوردن افراد معتاد در جامعه و در نهایت سازمان‌دهی امکانات و بازتوانی شغلی این افراد در این مرحله ضروری است. هدف اصلی این نوع از پیشگیری، کمک به افرادی که ترک کرده‌اند، است تا این‌که دوباره به اعتیاد روی نیاورند.
۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری از اعتیاد:
راهبردهای اجرایی در اکثر نقاط عمدتاً‌ بر عامل پخش و توزیع مواد و تا اندازه‌ای محیط متمرکز است و کمتر به جمعیت در معرض خطر توجه می‌کند. راهبردهای اجرایی برای پیشگیری متنوع و متفاوت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:
۱ـ۲) کنترل تولید و توزیع مواد مخدر:
اقدامات گسترده‌ای در اکثر کشورها به این منظور انجام می‌شود که عمده‌ترین آن قانون‌گذاری به وسیله دولت‌ها و رعایت کنوانسیون‌های بین‌المللی است. برای اجرای قوانین هم سازمان‌های اجرایی متعددی طراحی شده‌اند تا از قوانین حمایت و موجبات اجرای آن را فراهم آورند. بسیاری از دولت‌ها این حرکت و راهبرد را بهترین پاسخ دولت‌ها در جهت اقدام‌های پیشگیری از اعتیاد می‌دانند.
۲ـ۲) اقداماتی در جهت کاهش مصرف و تمرکز بر عامل میزبان که شامل آموزش است:
این آموزش‌ها علاوه بر آموزش افراد در زمینه مشکلات ناشی از مصرف مواد باید بر اصلاح برخی از کمبودهای شخصی و عوامل زمینه‌ساز اعتیاد تکیه داشته باشد تا بدین وسیله بتوان کمبود‌ها را در افراد برطرف نموده و تمایل به استفاده از داروها را کاهش داد. عمده‌ترین موارد مطرح شده در این روش عبارتند از: ایجاد اعتماد به نفس در افراد، مشخص کردن و تعریف نمودن ارزش‌های انسانی و شخصیتی برای افراد، ایجاد قدرت تصمیم‌گیری، آموزش مهارت‌های مربوط به قدرت تطابق با محیط و کاهش اضطراب، آموزش مهارت‌های مربوط به حل مشکل، آموزش مهارت‌های مربوط به ایجاد رابطه سالم با دیگران و در نهایت آموزش شناخت فشارهای اجتماعی و نحوه پاسخ‌گویی به این قبیل فشارها.
۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی:
سومین راهبرد پیشگیری از مصرف مواد که گرانت و گاسوپ از آن بحث می‌کنند مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی را شامل می‌شود:
۱ـ۳) آموزش در مدارس:
کلاس درس یک محیط مناسب برای ایجاد ارتباط میان افراد جوان بوده و از بسیاری جهات محیطی مناسب برای ارائه اطلاعات است. در این محیط لازم است علاوه بر تعلیم معلمان مدارس از روش‌های آموزشی استاندارد و مناسب استفاده نمود. هم‌چنین استفاده از افرادی که در گذشته معتاد بوده و اکنون ترک کرده‌اند و با افرادی که برای دانش‌آموزان در حکم الگو هستند دارای اثرات مفیدی است.
۲ـ۳) آموزش از طریق رسانه‌ها:
استفاده از رسانه‌ها این امکان را فراهم می‌کند تا بتوان به افرادی دسترسی پیدا کرد که دسترسی به آن‌ها با سایر روش‌ها ممکن نیست. این روش دارای بیشترین اثربخشی است و هیچ روشی قادر نیست تا این اندازه مخاطب داشته باشد. هر چند که نطقه ضعف این روش این است که پیام‌ها عمدتا یک طرفه ارسال می‌شود و امکان ارتباط دوطرفه مقدور نیست. لذا این روش قادر به افزایش دانش مخاطبان شده، ولی توانایی آن در ایجاد تغییرات در رفتار و نگرش مخاطبان در مورد مواد اعتیادآور جای تردید است. به هر حال نتایج خوبی در زمینه مبارزه با مصرف سیگار در بسیاری از کشورها داشته است.
جهت اثربخشی هر چه بیشتر لازم است ارسال پیام، از طریق رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت‌های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت کرد.
۳ـ۳) آموزش در محیط کار:
محیط کار نیز فضای مناسبی برای ایجاد ارتباط با عده قابل توجهی از افراد است. در این مراکز می‌توان از روش‌های مختلفی هم‌چون استفاده از پوسترها، بروشورها، نمایش فیلم، ارائه اطلاعات با سیستم پستی، برگزاری سخنرانی، سمینارها، کارگاه‌ها و بحث در گروه‌های کوچک استفاده نمود. بدون شک محتوای برنامه‌های آموزشی در محیط کار علاوه بر افزایش میزان دانش و اطلاعات در مورد مواد اعتیاد‌آور و خطرات ناشی از آن می‌تواند در رابطه با عوامل خطرساز، ارائه یک الگوی زندگی مثبت و مفید و تقویت مهارت‌های مواجهه با استرس و فشارهای زندگی نیز موثر باشد.
۴ـ۳) استفاده از روش‌های جایگزین در جهت تغییر شرایط محیط کار:
در این روش آن گروه از رفتارها و شرایط اجتماعی که در تضاد با مصرف مواد اعتیادآور هستند، مورد حمایت قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه راه‌اندازی یک مرکز ورزشی و تفریحی برای پر کردن اوقات فراغت در مناطق آسیب‌پذیر، سازمان‌دهی مسابقات ورزشی در مدارس آسیب دیده و ایجاد الگوهای شغلی و فرصت‌های اجتماعی برای افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند را می‌توان نام برد.
۵ـ۳) آموزش در خانه و جامعه:
مخاطبان در خانه و جامعه، بر خلاف برنامه‌های آموزشی فوق مثل آموزش در محیط کار و مدرسه، مجبور به حضور در برنامه‌های آموزشی نیستند و لذا باید با اقدام‌های ویژه‌ای مشارکت عمومی جامعه و خانواده‌ها را جلب کرد. در این خصوص می‌توان به صورت مکاتبه‌ای و به طور پیوسته اطلاعات لازم در مورد مواد اعتیادآور، نحوه شناخت و برخورد با معتاد و علایم اعتیاد را به پدر و مادر ، مراکز مذهبی و مساجد، باشگاه‌های ورزشی و جلسات اولیا و مربیان در مدارس ارائه کرد. به ویژه در صورت سازمان‌دهی گروه‌های داوطلب این اقدامات موثرتر خواهد بود به نحوی که امروز نقش گروه‌های داوطلب در مبارزه با اعتیاد به ویژه سازمان‌های جوان، از خانواده‌ها بیشتر است.
ب) راهبرد‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد از نظر محتوایی؛ باتوین و همکاران (Botvin et.al)
راهبرد باتوین و همکارانش به پنج راهبرد تقسیم می‌شود که در زیر به توضیح هر یک پرداخته خواهد شد.
۱) رویکرد پرورش عاطفی (emotional nurture approach):
رویکرد پرورش عاطفی شامل افزایش عزت نفس، اتکا به خود، تصمیم‌گیری مسئولان، رشد روابط بین فردی و استفاده کم یا استفاده نکردن از اطلاعات در مورد مصرف مواد است و به وسیله دستورالعمل آموزشی، بحث گروهی و فعالیت‌های آموزشی، هم اندیشی و روان درمانی گروهی اجرا می‌شود.
۲) رویکرد نفوذ اجتماعی (social influence approach):
این راهبرد شامل افزایش آگاهی از فشار اجتماعی برای مصرف مواد مخدر، افزایش دانش در مورد پیامدهای کوتاه مدت مصرف مواد در اثر فشار همکیشان و پایه‌گذاری هنجارهای مصرف نکردن مواد است که به وسیله بحث کلاسی و گروهی، آموزش مهارت‌های مقابله، تمرین رفتاری، روش‌های جرات‌آموزی، بسط تمرینات از طریق تکالیف و استفاده از رهبران همتا و همسال در برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌های آموزشی امکان‌پذیر می‌شود.
۳) رویکرد جایگزین یا بدیل (Alternative approach):
این رویکرد شامل ارائه کردن فعالیت‌های جایگزین مصرف مواد و کاهش احساس بی‌حوصلگی یا بی‌گانگی است. برنامه‌هایی مانند تاسیس مراکز جوانان، فعالیت‌های تفریحی و ورزشی، شرکت در طرح‌های سرویس جامع و آموزش حرفه‌ای، این رویکرد را عملی می‌سازد.
۴) رویکرد نشر اطلاعات (information dissemination approach):
رویکرد نشر اطلاعات منجر به افزایش آگاهی در مورد مواد مخدر، آثار آن‌ها، پیامد‌های مصرف مواد، تقویت نگرش‌های ضد مصرف مواد می‌شود. رویکرد نشر اطلاعات به وسیله دستورالعمل‌های آموزشی، بحث‌های گروهی، نمایش فیلم، نمایش مواد مخدر، پوستر، جزوه و برنامه‌های آموزشی والدین اعمال می‌شود.
۵) رویکرد نفوذ اجتماعی و افزایش توانایی (negrated social influence and enhancement of abilities):
افزایش توان تصمیم‌گیری، تغییر رفتار شخصیتی، کاهش اضطراب، افزایش مهارت‌های اجتماعی و ارتباط و کاربرد مهارت‌های عمومی برای مقابله با فشار اجتماعی از برنامه‌های این رویکرد است.

پیشگیری از اعتیاد و آسیب های اجتماعی

پیشگیری از اعتیاد و آسیب های اجتماعی

در آغاز هزاره سوم در كنار بحران هایی چون تخریب محیط زیست، رشد بی رویه جمعیت، قاچاق انسان و مشروبات الكلی، چهارمین بحران، بحران مواد مخدر و ایدز است.
با توجه به اهمیت موضوع، امروزه جهانیان معتقدند كه باید یك جنبش جهانی پیشگیری از اعتیاد راه اندازی شود، زیرا كه این تهدید نه مربوط به یك كشور و نه مربوط به یك ملت یا قوم خاصی است بلكه چالش و مشكل جهانی و مربوط به تمامی كشورها، ملل و اقوام است.
به موازات پیشرفت جوامع و توسعه تكنولوژی این پدیده نیز به طور روزافزون پیچیده و تبعات آن افزایش یافته است. این تبعات وقتی متوجه قشر جوان جامعه باشد به طور طبیعی خسارات جبران ناپذیری به بار می آورد لذا توجه به این قشر فعال، پویا و خلاق جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و در كشور ما كه هرم جمعیتی آن در سنین جوانی قرار دارد اهمیت مسئله چندین برابر است.
نسل جوان و نوجوان ویژگی های منحصر به فردی دارند و به تبع آن نیازهای خاصی نیز در وجودشان موج می زند. عواطف زلال و دقیق، قلب پاك و آماده تربیت، نشاط و تحرك، توان و جوشش، خلاقیت، كمال طلبی و كنجكاوی برخی از صفاتی است كه معمولاً از جوان و نوجوان تصویری امیدآفرین، قابل اتكاء، سرمایه ساز و در یك كلام موجودی آینده ساز ارایه می دهد. اما وجود برخی از صفات نوجوانی و جوانی، آنها را موجودی نیازمند به هدایت و مراقبت معرفی می كند. دانش اندك آنها در مواجهه با مسایل و مشكلات زندگی، برخوردهای اجتماعی، شناخت افراد، از این قبیل ویژگی ها است. كه حضرت علی(ع) نیز در این باره می فرمایند«و علمه محصور» یعنی دانش او محدود است.
لذا آموزش و پرورش با توجه به رسالت خود و به دلیل ارتباط مستمر و طولانی در طی دوران رشد كودكان و نوجوانان و خانواده آنان، نهادی اثرگذار برای اجرای برنامه های پیشگیری اولیه از اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی است كه مجموعه فعالیت های اجرا و پیش بینی شده اهداف زیر را دنبال می كند.
۱- ایجاد نگرش منفی نسبت به مواد مخدر در دانش آموزان
۲- كاهش تقاضا برای مصرف مواد مخدر در جامعه
۳- ارتقاء سطح آگاهی دانش آموزان و مجموعه كاركنان آموزش و پرورش و اولیاء نسبت به مواد مخدر و آثار و عوارض آن
۴- كاهش میزان بروز و شیوع سوء مصرف مواد مخدر در دانش آموزان
۵- ارتقای سطح مهارتهای زندگی و مهارتهای انطباقی و اجتماعی در میان دانش آموزان
در راستای تحقق اهداف مذكور كمیته پیشگیری سازمان آموزش و پرورش اردبیل مجموعه فعالیتهایی را به شرح ذیل در جهت پیشگیری از اعتیاد و آسیب های اجتماعی در مدارس پیش بینی و اجرا می نماید.
۱- اجرای طرح مدرسه مروج سلامت در ۲۰۰ آموزشگاه و تحت پوشش قرار دادن دانش آموزان پایه اول و دوم دبیرستان
۲- اجرای طرح مهارتهای زندگی در ۱۴۴ كلاس پایه اول و دوم راهنمایی
۳- اجرای طرح پیشگیری مشاركتی مدرسه محور در ۲۰ آموزشگاه
۴- پیش بینی و اجرای دوره های آموزشی تخصصی كوتاه مدت برای حداقل هزار نفر از كاركنان و مجریان طرح پیشگیری
۵- برگزاری مراسم سالروز جهانی مبارزه با مواد مخدر و ایجاد نمایشگاه پیشگیری از اعتیاد در مناطق و مركز استان
۶- برگزاری جشنواره های فرهنگی، هنری، ورزشی و اردوهای دانش آموزان در معرض خطر
۷- ارایه خدمات حمایتی به دانش آموزان و كاركنان در معرض خطر
۸- اجرای فعالیت های پیشگیرانه در مدارس شبانه روزی و مراكز تربیت معلم
۹- كمك به تجهیز و راه اندازی فضاهای ورزشی، بهداشتی و مشاوره ای در مناطق آلوده با اهداف پیشگیرانه
۱۰- كمك و تقویت تشكل های دانش آموزی و سازمان دانش آموزی با هدف ایجاد جنبش فراگیر پیشگیرانه
۱۱- برگزاری كارگاه های آموزشی ویژه اولیای دانش آموزان با اهداف پیشگیرانه
سخن آخر اینكه، حمایت و آموزش سلامتی در مدارس یك ضرورت و تأمین سلامتی و تحصیل همه كودكان وظیفه ای همگانی است. هر جامعه ای باید برای بهبود بخشیدن به قوه خلاقیت و ابتكار جوانان و ایجاد اجتماعی مطلوب و آینده ای سالم و صلح آمیز سرمایه گذاری كند.

منابع:
۱- هاشمی، علی (۱۳۸۳). مشاركت های مدنی جوانان و پیشبرد جنبش پیشگیری. نشریه همراه ( توانمند سازی سازمان های غیر دولتی ) شماره ۱۰
۲- دبیرخانه مجلس دانش آموزی (۱۳۸۳). اعتیاد و راه های مقابله با آن. سند سومین نشست مجلس دانش آموزی
۳- عملكرد دفتر پیشگیری از اعتیاد وزارت آموزش و پرورش (۱۳۸۳). نشریه همراه شماره ۱۵
۴- گزارش عملكرد كمیته پیشگیری سازمان آموزش و پرورش استان رادبیل (آذر ماه ۱۳۸۳ ) . معاونت هماهنگی امور پرورشی و تربیت بدنی سازمان

 

نقش مددکاری اجتماعی در بازتوانی معتادان

نقش مددکاری اجتماعی در بازتوانی معتادان

پرداختن به معتاد و بازپروری او موضوعی است مربوط به انسان، انسانی كه تحت هر شرایط ماده و یا موادی مصرف می كند، اما پرداختن به اعتیاد و مبارزه با آن توجه را از فرد معتاد به مجموعه ای از شرایط معطوف می كند كه در محیطی اجتماعی، ساختار اجتماعی و خانوادگی فردی انسان وجود دارد كه این شبكه عوامل درنهایت موجب می گردد كه فردی به مصرف مواد مخدر بپردازد و یا مرتكب خلاف و جرمی دیگر شود، نظیر در دسترس بودن مواد، عدم اجرای عدالت اجتماعی، سختی معیشت، ناهماهنگی در ساختار و كاركردهای نهادهای اجتماعی بازار فروش و پر رونق مواد مخدر، وجود فرهنگ یأس و ناامیدی، وجود افراد معتاد و مخرب در خانواده ستیزه و فضای نامساعد در نظام خانوادگی، شیوه اجتماع شدن نادرست در دوران كودكی و نوجوانی و بالاخره زمینه های مساعد فردی برای ابتلا به اعتیاد.
● اعتیاد در چارچوب مددكاری اجتماعی
در مددكاری تخصصی به ویژه در بخش مددكاری جامعه ای اگر بیان می شود كه اعتیاد مسئله ای اجتماعی است، این نكته صرفا به معنا و نشانه رشد و گسترش آن در جامعه نیست، بلكه دقیقا به معنای نشانه و آثاری است كه از كاركرد بیمارگونه برخی از نهادها و سازمان های اجتماعی و ناهماهنگی هایی كه در بین این نهادها است كه (نهاد خانواده، آموزش و پرورش و...) ساختار جامعه وجود دارد.
درست در همین نقطه حساس است كه ما پهنه آن را علاوه بر مسایل فردی و خانوادگی در سطح كلان می بینیم و جای پایش را بر تمامی جامعه می یابیم. درواقع از نظر مددكار اجتماعی، تنها دیدگاهی قادر به درك و فهم پدیده اعتیاد است و به تبع آن برداشتن واقعی تر از معتاد دارد كه همواره بین فرد، روابط خانوادگی و ساختار اجتماعی نوسان و حركت كند و در ارتباطی هماهنگ، شرایط هر سطح را بنگرد و بر هر كدام درنگ و اندیشه نماید. یعنی اگر بتوانیم در بررسی عوامل اعتیاد و شرایط بروز آن مسئله را به صورت زیر مشاهده و روابط متقابل آنها را با دقت درك كنیم، به شناخت مشكل نزدیكتر می شویم.
۱) در جامعه ای كه موادمخدر در دسترس افراد قرار می گیرد، فرهنگ یأس و ناامیدی نیز حاكم است.
۲) منعیاتی كه نسبت به مصرف مواد مخدر وجود دارد، بر اثر تكرار نادرست و یا عوامل دیگر ضعیف می شود.
۳) در تعیین و پایگاه اجتماعی فرد اختلال ایجاد شده و یا دچار محرومیت از ایفای نقش اجتماعی گردیده اما الگو در دسترس بودن مواد را به عنوان عامل موثر و تعیین كننده در اعتیاد بدانیم، این سؤال طرح است با وجودی كه مواد در دسترس بسیاری از افراد و گروه های اجتماعی است. پس چرا بعضی ها مصرف می كنند و برخی دیگر استفاده نمی كنند؟ و یا بیكاری و فقر را به عنوان عامل مستقیم اعتیاد بدانیم، چگونه است كه بسیاری از مردم فقیر معتاد نیستند و در عوض برخی از گروه های با درآمد بالا معتادند.
اگر مسئله را به صورت شبكه عوامل مرتبطی بنگریم خواهیم دید كه بسیاری در افراد فقیر و بیكار مجبورند در نواحی خاصی مسكن گزینند. جایی كه اجاره خانه پائین تر است قبح مصرف مواد نیز تاحدودی كمتر است. و افراد از نظر پایگاه اجتماعی و ایفای نقش دچار اشكالند و یا از اجرای آن محروم گردیده اند، از طرفی بازار دست اندركاران توزیع مواد گرم است و پررونق و به تدریج زمینه برای برخی از مردم بیكار و فقیر مهیا می گردد.
اما باز سؤال دیگر مطرح می گردد چرا در همین شرایط برخی از افراد معتاد نمی شوند در اینجا باید به شرایط و ساختار خانوادگی و شیوه اجتماعی شدن فرد در درون این ساختار توجه كنیم. بسیاری از خانواده ها در ضمن اجتماعی بودن فرزندان خود به صورت مستقیم و غیرمستقیم به آنان می آموزند كه چگونه مطابق با موازین و هنجارهای اجتماعی رفتار كنند و چگونه در مواجه با ناهنجاری ها مقاومت كنند و از هنجارهای اجتماعی منحرف نشوند و «نه» بگویند و در نتیجه این افراد در جوانی حتی اگر در شرایط آسیب زا قرار گیرند امكان آسیب پذیریشان كمتر است.
همان طور كه دیده می شود اگر ما عوامل فوق را شناخت مسئله بكار بریم، به شناخت بهتر و راه حل موثرتر می رسیم و نباید هیچ عامل را از عوامل دیگر مهمتر و جدا بدانیم كه اگر چنین شود نتیجه بخش نخواهد بود.
برای حل مشكل اعتیاد نیز باید در جامعه و عوامل تسریع كننده اعتیاد در آن همان طور كه در قبل آمده تغییراتی صورت گیرد، همچنین در شناخت مشكل اعتیاد نیز باید همانطور كه در فوق آمد بصورت دقیق عمل نمود.
علاوه بر این دو مورد در مراكز بازپروری نیز تغییرات گسترده ای باید صورت گیرد. درحال حاضر در مراكز بازپروری به معتاد فقط در همان مكان رسیدگی شاخص می شود درحالی كه باید علاوه بر اینها به ایجاد تغییراتی در خانواده نیز پرداخت. به عبارت دیگر، مرحله ای به عنوان پیگیری بعداز مرحله ترخیص معتاد باید داشته باشیم و سعی كنیم خانواده را محیطی پذیرای فرد معتاد بسازیم، چرا كه نپذیرفتن فردی كه ترك اعتیاد نموده از طریق جامعه و خانواده باعث اعتیاد مجدد او به احتمال زیاد می شود.
علاوه بر این موارد مددكاران باید قبل از شروع بازپروری معتاد در مراكز بازپروری مرحله ای دیگر را در كار خود گنجانند و آن اینكه با رفتار حرفه ای خود ضمن توجه به نكات مثبتی كه ممكن است این درفرد معتاد وجود داشته باشد، امید و اعتمادی را در او بوجود آورد. تا او به این درك برسد كه مشكل متعلق به خود اوست و بجای پرداختن به احساسات باید با رفتار و عملكرد زمان حال او پرداخت در واقع باید، سعی نمود كه به معتاد فهماند كه دراین راه علاوه بر حمایت هایی كه از او می شود راه برای هرگونه دلیل تراشی و دستاویزهایی كه معتادان معمولا بكار می برند بسته است.
● درمان اعتیاد
درمان معتاد، درمانی پرهزینه و پیچیده است كه باید در خلال آن سه جنبه زیستی، روانی و اجتماعی او را درنظر گرفت و كنترل كرد. در اصطلاح پزشكی، ترك به علائم ناراحت كننده ای گفته می شود كه در اثر كاهش یا قطع ماده مصرفی به وجود می آید و دوره آن بسته به نوع و مقدار الگوی مصرف ماده مخدر، متفاوت است.
برای ترك اعتیاد درحال حاضر سه راه وجود دارد. یكی اعزام به مكان هایی چون شورآباد است و مراكز بازپروری بهزیستی كه تقریباً درهر استانی یك مركز برای آن موجود است. در شهر تهران قبلا پنج مركز برای اعتیاد وجود داشت كه متأسفانه سه واحد آن تعطیل شده و درحال حاضر دو مركز ویژه برای معتادان درحال كار است كه كافی نیست و برای شش ماه دیگر نوبت می دهند و به غیراز اینها دكترها و مراكز خصوصی نیز وجود دارند كه با انواع قرص ها و داروهای جایگزین، ترك اعتیاد را انجام می دهند و برخی نیز بهای گزاف طلب می كنند.
● پی گیری
پی گیری آخرین مرحله از فرآیند اعتیاد زدایی است كه فعالیت های ضروری پس از ترك جسمی، روحی و رفتاری مواد و اعتیاد را در برمی گیرد. چنین فعالیت هایی شامل كاریابی، مشاوره هفتگی، ارزیابی، كمك مالی بلاعوض، وام، ایجاد گروههای سالم سازی محیط، تشكیل گردهم آیی اجتماعی، از آن جمله اند.
بدون تردید ورزش نیز در جریان پی گیری از اهمیتی ویژه برخوردار است. فلسفه وجودی پی گیری از بازگشت مكرر افراد اعتیاد ترك كرده به ماده مصرفی و شروع مجدد اعتیاد نشأت می گیرد و كوششی است در جهت كنترل و هدایت غیررسمی فرد پس از اعتیاد و جلوگیری از اعتیاد مجدد.
تا مدتها پس از ترك به این امید كه با طولانی شدن مدت ترك فرد به زندگی بدون مواد خو بگیرد. و گرایش مجدد به مواد را سركوب كرده از آن دوری كند. پی گیری در شرایط مطلوب باید با تغییر محیط اجتماعی معتاد و فضای پیرامونی او همراه گردد. زیرا باور عمومی براین است كه جدا كردن معتاد از محیط آلوده، سالم سازی او لیكن بازگردانیدن او به همان محیط با همان ویژگی نقص غرض است.البته با توجه به كمبودهای موجود خاصه در ممالك عقب نگه داشته شده كه با اپیدمی اعتیاد نیز روبرویند، امر پی گیری معمولا به حرفه آموزی، كاریابی و برخی خدمات مشاوره ای محدود می شود كه درهمین حد نیز بسیار ضروری است.
● بازپروری معتادان در زندان ها
با توجه به شرایط عمومی جامعه ایران و امكاناتی كه می توان صرف معتادان كرد و با توجه به كثرت جماعت درگیر اعتیاد استفاده از راه های كلاسیك مطروحه چندان عملی به نظر نمی رسد. از این رو تدوین چهارچوب عملی بازپروری در شرایط ایران ضروری حیاتی است.
امكانات بازپروری ایران منحصر به اقامت در بیمارستا ها برای شمار معدودی از معتادان آن هم در مراحل اولیه اعتیاد و اقامت در مركز بازپروری سازمان بهزیستی كشور است.
حاصل كار یعنی تعداد معتادان بازپروری شده كه مجدداً به اعتیاد دچار نشده اند، هرگز مورد ارزیابی قرار نگرفته است و فقط با توجه به بازگشت معتادان پس از مدتی به مراكز بازپروری این تصور را به حقیقت نزدیك می سازد كه اقدامات بازپروری نتیجه بخش نبوده است. با نگاهی به حاصل كار بازپروری دركشور های پیشرفته سرمایه داری كه امكانات قابل توجهی نیز در اختیار دارند پذیرش این حقیقت سهل تر می گردد.
شیوع موادمخدر امروزه به عنوان یك معضل جهانی مطرح است. در كشورهای مختلف راه های متفاوتی برای مبارزه با شیوع اعتیاد به موادمخدر در پیش گرفته اند.
برخی كاهش تقاضا و گروهی كاهش عرضه و جمعی دیگر هردو شیوه را مورد توجه قرار داده اند در كشور ما هم در كنار مبارزه وسیع با سوداگران مرگ به منظور كاهش عرضه به بررسی راه های مختلف كاهش تقاضا نیز پرداخته شده است درحال حاضر از سوی ستاد مبارزه با موادمخدر با همكاری سازمان بهزیستی مرحله آزمایشی برنامه ملی پیشگیری، درمان و بازپروری معتادان به اجرا درآمده كه در آن معتادان به عنوان یك بیمار نگاه می شود و امید است كه همانطور كه به درمان از نظر بیماری توجه شده، مسائل اجتماعی- خانوادگی و فرهنگی جامعه و فرد كه اهمیت بیشتری از درمان دارد نیز مورد توجه قرار گیرد تا ترك اعتیاد پاسخ مثبت دهد. چون تكیه بر روش معالجه دارویی همانطور كه تاكنون سابقه داشته است پاسخ مطلوبی نداده است.

سیدمنوچهر شیخ صالح

 

معرفی رشته مددکاری اجتماعی

پیچیدگی و دشواریهای امروز بشر و شرایط خاص جامعه و فشارهای روانی اجتماعی ناشی از زندگی پر هیاهوی قرن حاضر، ارائه خدمات و اقدامات اجتماعی در جهت استحکام خانواده و جامعه ای سالم، حرفه مددکاری را به صورت یک نیاز اجتماعی مطرح کرده است.
بررسی علل ناهنجاریها و کج رفتاریهای اجتماعی، عواملی که در کارکردهای اجتماعی افراد، گروهها اثر می گذارد، رفاه اجتماعی اقشار و گروههای آسیب دیده و آسیب پذیر همچنین اداره امور موسسات و مراکز مددکاری و مشاوره ای ایجاب می کند تا جامعه نسبت به آموزش و پرورش مددکارانی مجهز به علم و دانش تخصص و تعهد اهتمام ورزد.
تعمیق مهارتهای حرفه ای و آگاهی از مسائل اجتماعی و تحقیق و پژوهش حرفه ای اولویتی است که یک مددکار اجتماعی باید به آن بپردازد. تأکید این دوره بر تربیت افراد متعهد و مسئول است که بتواند منطبق با اصول و فنون علمی و حرفه ای پاسخگوی نیازهای افراد جامعه به خدمات مددکاری باشند.
تعریف و هدف:
مددکاری اجتماعی عبارت از مجموعه ای متشکل از تدابیر و مشاوره و فعالیتهای حرفه ای است که در قالب نهادها، سازمانها و موسسات رفاهی توانبخشی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی عرضه می شود تا با ایجاد تغییر و دگرگونی مناسب در شرایط مادی و معنوی افراد و اقشار جامعه زمینه بهزیستی رشد و تعالی آنها را فراهم آورد.
- تربیت و تامین نیروی انسانی متخصص و متعهد مورد نیاز جامعه در زمینه مددکاری اجتماعی.
- تلفیق علم و عمل در روشهای نوین حرفه ای مددکاری اجتماعی و انطباق آن با اصول، ارزشها و فلسفه مددکاری اجتماعی در بینش مکتب متعالی اسلام و منطبق بر مسائل انسانی و اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی ایران.
- تقویت موسسات و مراکز مددکاری و مشاوره ای

درسهای رشته

ردیف

نام درس

۱

جمعیت شناسی

۲

آشنایی با روشهای مددکاری

۳

اصول علم اقتصاد

۴

اصول علم سیاست

۵

اصول و فنون مشاوره و راهنمایی

۶

اقتصاد ایران

۷

انحرافات و آسیب شناسی

۸

بررسی مسائل اجتماعی ایران «با تأکید بر تغییرات »

۹

بهداشت خانواده و «پیشگیری از تولد کودکان عقب مانده

۱۰

پروژه تحقیقاتی

۱۱

تامین اجتماعی

۱۲

تغذیه و بهداشت

۱۳

توانبخشی گروههای خاص

۱۴

جامعه شناسی روستایی

۱۵

جامعه شناسی شهری و توسعه

۱۶

حقوق خانواده

۱۷

رشد و آسیب پذیری در مراحل مختلف زندگی ۱

۱۸

رشد و آسیب پذیری در مراحل مختلف زندگی ۲

۱۹

روانشناسی اجتماعی

۲۰

روانشناسی بالینی

۲۱

روانشناسی مرضی

۲۲

روش شناسی پژوهش در مددکاری

۲۳

ریاضیات پایه و آمار

۲۴

زبان تخصصی

۲۵

مأخذشناسی اسلام

۲۶

مبانی جامعه شناسی

۲۷

مبانی روان شناسی

۲۸

مبانی مردم شناسی

۲۹

مبانی و اصول توانبخشی

۳۰

مبانی مددکاری اجتماعی

۳۱

مبانی مدیریت و امور اداری

۳۲

مبانی و حقوق کار

۳۳

مبانی و خط مشی های رفاه اجتماعی

۳۴

مددکاری جامعه ای ۱

۳۵

مددکاری جامعه ای ۲ با تاکید به طراحی و اجرای طرحها

۳۶

مددکاری فردی ۱

۳۷

مددکاری فردی ۲

۳۸

مددکاری گروهی ۱ (با تاکید بر پویایی گروه)

۳۹

مددکاری گروهی ۲

۴۰

مدیریت سازمانهای رفاه اجتماعی

۴۱

مشاوره ژنتیک

۴۲

نظریه های جامعه شناسی

۴۳

نهاد خانواده و خدمات مددکاری

۴۴

کارآموزی در عرصه مددکاری جامعه ای

۴۵

کارآموزی در عرصه مددکاری فردی

۴۶

کارآموزی در عرصه مددکاری گروهی

۴۷

کاربرد آمار در مددکاری اجتماعی

۴۸

کلیات برنامه ریزی اجتماعی- اقتصادی

 

 

بازار کار

افرادی که در دوره کارشناسی مددکاری را بگذرانند قار خواهند بود با بهره گیری از فعالیتهای حرفه ای- تخصصی در سه زمینه زیر خدمات خود را به جامعه عرضه نمایند.
مددکاری فردی:
ارائه خدمات حرفه ای به افراد و خانواده ها تا روابط اجتماعی سالمتر و موثرتری را دارا شده و قادر شوند با بهره گیری از استعدادها توانمندیها، امکانات درونی و بیرونی خود و جامعه به حداکثر رشد مادی و تعالی معنوی و رضامندی حاصل از آن دست یافته و به صورت مستقل و خودکفا و با کارآیی بیشتر به زندگی خویش ادامه دهند.
مددکاری جامعه ای:
توسعه و تعمیم خدمات مددکاری اجتماعی در جوامع مختلف به منظور تامین نیازهای اجتماعی، فرهنگی رفاهی از طریق بسیج نیروها و جلب مشارکتهای عمومی و بهره گیری از استعدادها و نیروهای موجود جامعه.
مددکاری گروهی:
ارائه خدمات مددکاری گروهی به افراد به منظور رشد استعدادها ظرفیتها و قابلیتها با بهره گیری از روابط و فعل و انفعالات گروهی است تا اعضاء قادر شوند بر مسائل و مشکلات خود فائق آمده بنحو مطلوب تری از عهده وظایف و مسئولیتهای فردی و اجتماعی برآیند.

 

منبع: شبکه رشد