جلسه سوم:

 

شرح یک جلسه گروه :

در این جلسه مددکارگروه ضمن یادآوری پاره ای از مطالب جلسه قبل بچه ها را آماده می کرد برای شروع جلسه در ابتدای جلسه از رهبرگروه آقای پرنده خواست تا مطالبی را با کمک دوستان از جلسه قبل بطور خلاصه مطرح نمایند ایشان هم پذیرفت و خلاصه ای ازمطالب جلسه قبل را با همکاری دوستان خود گفت . در ادامه جلسه موضوع مورد بحث را که در جلسه قبل هماهنگ وانتخاب شده بود را شروع کردیم. در ابتدا مددکار مشکلاتی را که بچه ها در مورد خود مطرح نمودند جویا شد، بعد از مطرح کردن مشکلات مددکار با توجه به تحصیلات وآموزه های خود پیشنهاداتی را برای رفع این

مشکلات ارائه داد وبعد به شرح جلسه پرداخت

 

مشکلات مطرح شده توسط اعضای گروه :

1) افراد معلول به علت معلولیت وناقص بودن عضوی از بدن ، خودباوری ندارند

2) افراد معلول بعلت ناتوانی درانجام  بعضی از کارها اعتماد بنفس کافی ندارند

3) محدودیت در انجام بعضی کارها

4) انگشت نما شدن در بین دوستان وتاثیر برروی فکر ما

5) دیدی که افراد عادی در انجام کارها نسبت به افراد معلول دارند ، که این خود باعث عدم اعتماد بنفس می شود

 

پیشنهادات برای رفع مشکلات مطرح شده :

1) امید وخود باوری در انجام کارها

2) نگرش مثبت در بهتر انجام دادن کارها نسبت به افراد عادی

3) دست کم نگرفتن خود در انجام کارها به بهترین نحو

4) صحبت با خانواده های این افراد جهت امیدواری واعتمادبنفس دادن به این افراد

5) مهیا کردن وسایل توانبخشی وآموزشی جهت کاهش معلولیت

 

محتوای جلسه :

مددکار: « قهرمان واقعی آن است که همیشه قهرمان باشد »

ما نمی خواهیم فقط گاه به گاه نتیجه بگیریم ،نمی خواهیم فقط یک لحظه شادمانی کنیم ،بلکه میخواهیم به طور دایم احساساتی را تجربه کنیم که زندگی را ارزشمند میسازد . همانطور که در جلسه قبل مقرر گردید که در جلسه امروز موضوعی را با هم دنبال کنیم، هم اکنون با هم این موضوع را دنبال میکنیم. موضوع این جلسه در مورد اعتماد بنفس استبرای روشنتر شدن موضوع از شما دوستان میخواهم که هر یک تعریفی از اعتماد بنفس داشته باشید

آقای پرنده:اعتماد بنفس یعنی اینکه به افکار و احساسات خودمسلط باشیم و هر واقعیتی را همانطور که است بپذیریم.

خانم رحمتی: اعتماد بنفس یعنی اینکه ما به تواناییها وتوانمندیهای خود آگاه باشیم.

آقای سلیمی: به نظر من اعتماد بنفس یعنی خودباوری ،یعنی اینکه فرد خود را قبول داشته باشد،پذیرفتن ناتواناییها و ضعفهایی که در خود می بیند

 خانم زادهوش: من هم با نظر دوستان موافقم اگر فردی توانمندی های خود را بشناسد و خود باور باشد ضعفهای خود را قبول داشته باشد، میتواند از اعتماد بنفس بالایی برخوردار باشد

آقای زاهدی :من فکر میکنم اعتماد بنفس به سلامتی جسمانی و روانی افراد و همچنین با نیازهای جسمی و روانی فرد رابطه دارد.

مددکار: خیلی خوب بود اطلاعات خوبی داشتید ،با توجه به اطلاعات دوستان من نیز اطلاعاتی را در اختیار شما قرار میدهم ، در اول تعریفی دارم از اعتماد بنفس : اعتماد بنفس یعنی ایمان به تواناییهای ذاتی و فطری خویش و ایمان به یاری خدا رد پرورش و گسترش این تواناییها.

اعتماد بنفس قدرتی است که تواناییها واقتدار فرد رادو چندان میکند یکی از بهترین عبارات تاکیدی بری ایجاد اطمینان و اعتماد بنفس این است که « خداوند دوستم دارد، خداوند هدایتم میکند ،خداوند راه را نشانم میدهد ، و اینکه منتظر نمانید دیگران به شما اطمینان و اعتماد بنفس بدهند . خلاصه اینکه در خودتان این موارد را: قدر دانی ،تحسین و تمجیدکه نکات مثبتی هستند را در خود تقویت کنید، به خودتان این اجازه را بدهیدکه از دیگران تمجید و تعریف کنید.

خانم رحمتی: ببخشید آقا ما از کجا میتوانیم بفهمیم که کسی اعتماد بنفس دارد یانه؟

مددکار:آیا از بین دوستان کسی است که بتواند به سوال دوستتان پاسخ بدهد.

آقای پرنده: من فکر می کنم از نشانه های ضعف در اعتماد بنفس یکی این که این افراد خجالتی و گوشه گیرو منزوی هستند،افرادی مغرور که فقط خود را می بینند  و از تجربیات دیگران نمی خواهند استفاده کنند.

مددکار : خیلی خوب بود اینها همه از ویژگیهای یک فردی است که اعتماد بنفس ضعیف دارد اما من می خواهم نشانه های فیزیکی یک فردی که اعتماد بنفس ضعیف دارد را برای شما شرح دهم :

1) لبهای آویزان 2) صورت پژمرده وسیمای غمگین 3) چشمان بی فروغ 4) لرزش خفیف دستها 5) صدای ضعیف ونامطمئن 6) پشت قوز کردن 7) ظاهری شلخته ونامرتب

واما برای تکمیل گفته های دوست خوبمان آقای پرنده از نشانه های دیگر این افراد 1) بخل وحسادت 2) مشکوک بودن نسبت به دیگران 3) مشوش و نگران بودن 4) نداشتن اعتماد به خود 5) افرادی حریص در قدرت وجاه ومقام

خانم زاد هوش : ببخشید ما چگونه می توانیم اعتماد بنفس خود را بالا ببریم ؟

 مددکار : آقای سلیمی آیا شما می توانید به سوال دوستتان پاسخ بدهید ؟

آقای سلیمی : بله آقا ، به نظر من یک فرد برای اینکه اعتماد بنفس بالایی داشته باشد باید حقایق را همانگونه که هستند بپذیرد همیشه فردی باشد که بیشتر به افکار مثبت فکر کند تا منفی ، همیشه فردی باشد که به دیگران احترام بگذارد .

مددکار : آیا فرد دیگری از بین شما دوستان می تواند گفته های آقای سلیمی را تکمیل کند

آقای زاهدی : دوست خوبم آقای سلیمی به موارد خوبی اشاره کردند از جمله این که گفتند یک فرد باید مثبت فکرکند تا اعتماد بنفس بالایی داشته باشد . برای تکمیل گفته های دوستمان من نیز این نکته به ذهنم می آید اما نمیدانم که تا چه اندازه صحیح است مثلا این فرد باید همیشه به آینده امیدوار باشد ، به نظر من فردی که در کارها از استرس کمتری برخوردار باشد اعتماد بنفس بالاتری دارد

مددکار : خیلی خوب بود شما دوستان به نکته های مهمی در خصوص اعتماد بنفس اشاره کردید و خیلی خوشحالم که در بحث شرکت می کنید و اطلاعات مفید وسودمندی را مطرح می کنید

مددکار : آیا مسئله اعتماد بنفس برایتان روشن شد اگر کسی سوالی در این رابطه دارد مطرح کند

خانم رحمتی : ببخشید آقای سلیمی گفتند که استرس کمتر باعث می شود اعتماد بنفس بالاتر داشته باشیم اگر امکان دارد در مورد استرس کمی توضیح دهید

مددکار : به نظر من برای روشن شدن این سوال باید تعریفی از استرس داشته باشیم ، استرس عبارت است از واکنشهای فیزیکی ، ذهنی وعاطفی که نتیجه تغییرات و نیازهای زندگی فرد تجربه می شود این تغییرات می توانند کوچک یا بزرگ باشند ، پاسخ افراد به تغییرات زندگی متفاوت است . استرس مثبت می تواند یک انگیزش دهنده باشد در حالی که استرس منفی می تواند در زمانی که این تغییرات و نیازها ، فرد را شکست می دهند ، ایجاد شود .

عدم اعتماد بنفس می تواند موجب پدید آمدن سطح بالایی از بسیاری از علائم بیمار گونه باشد افرادی که در زندگی روزمره خود استرس بالایی داشته باشند از اعتماد بنفس پائین تری برخوردار هستند .

از جمله علائم این بیماری عبارتند از : عصبانیت ، اعتماد بنفس پائین ، افسردگی ، بی تفاوتی ، اشکال در تمرکز ، اضطراب ، سر درد ، تنفس سریع واحساس  خستگی می باشد .

مددکار : پس با توجه به گفته های شما دوستان متوجه شدیم که افزایش اعتماد بنفس در کاهش میزان استرس بسیار موثر است . استرسهایی که پشت سر هم بر فرد تحمیل می شوند منجر به کاهش اعتماد بنفس می شوند . شما می توانید با بالا بردن اعتماد بنفس خود به خود مضرات استرس را کاهش دهید . اعتماد بنفس شناخت و باور ارزشهای فردی است ، در واقع اعتماد بنفس باورها و تصویر توانایی های ماست وحسی است که هر فرد نسبت به خود دارد . باید بدانیم که استرس همان واکنش هر فرد نسبت به برخورد با یک وضعیتی است که فرد مجبور است خود را با آن وفق دهد بنابراین در مواجهه شدن با موقعیت جدید به راحتی می توانیم آنرا با باور توانایی های خود که همان اعتماد بنفس است مهار کنیم .

مددکار : با توجه به مطالبی که شما دوستان مطرح کردید ومطالب تکمیلی که فکر می کنم کافی بود ، خودم مطرح کردم آیا به نظر شما دوستان این جلسه می توانست جلسه ای سودمند و مفید همراه با افزایش اطلاعات خودمان نسبت به موضوع مورد بحث بوده باشد

اعضای گروه : همه باهم توافق نظر داشتند که این جلسه ، جلسه ای پربار ومفید برای ما بود ، از نظرات دوستان خود استفاده کردیم ، ما فکر می کنیم چنین جلساتی هم می تواند استرس ما را در صحبت کردن کم کند واعتماد بنفس ما را بالا ببرد

مددکار : خیلی خوشحالم از اینکه توانسته ام در پایان جلسه همه دوستان را از مباحثی که در گروه مطرح شد راضی کرده باشم و امیدوارم که این جلسه ، جلسه ای پربار ، مفید وآموزنده برای شما بوده باشد در پایان تشکر می کنم از حضور شما دوستان که به یکدیگر احترام گذاشتید ، صحبتهای همدیگر را گوش کردید و از آنها استفاده بردید .

با توجه به اینکه جلسه دراین ساعت تمام شده است می خواهم نظرتان را در مورد بحث جلسه آینده بدانم . اینکه در مورد چه موضوعی بحث کنیم ، بنظر خودم می آید موضوع جلسه آینده در مورد اعتیاد باشد ، آیا دوستان موضوع بهتری را پیشنهاد می کنند.

اعضای گروه : همه توافق دارند که این موضوع خوب است .

 

 

ارزیابی مددکار از گروه : در این جلسه با توجه به مباحثی که مطرح شد اعضاء همبستگی ، هماهنگی و تفاهم کاملی در بحثها و گفته های خود داشتند . به نظر من همه گروه در رسیدن به هدف نهایی که همان بالا بردن سطح اطلاعات کافی از موضوع مورد بحث بود ، مشارکت و همکاری کاملی داشتند خصوصا آقای پرنده که بعنوان رهبرگروه نقش تسهیل کننده در نظرات دیگر اعضای گروه داشت ، نیز خانم رحمتی و آقای سلیمی مباحثی را در گروه بین خود مطرح کردند . اعضای گروه در این جلسه نظرات متفاوتی در مورد اعتمادبنفس بیان کردند از همه مهمتر اینکه سوالاتی را در گروه مطرح کردند و بنظرات هم احترام گذاشتند ، اينها خود همه دليلي براي نشان دادن پويايي در گروه ونيز همگن بودن اعضاي گروه در مورد بحث در گروه بود

 

اعتماد بنفس چيست؟

 

اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند ... به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .
"عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس و شناختي که از توانايي ها و محد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس آن که و آن چه به راستي هستيد و نه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .

انواع اعتماد به نفس!!!
* اعتماد به نفس رفتاري
* اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي
* اعتماد به نفس روحي ومعنوي
به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست آورده و رضايت و غنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريد.
- اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
-- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در آوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .
-- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل آفرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي
خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 - 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال مي کند .
اعتماد به نفس آن است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار بگيريد و شرايط واوضاع زندگي را آن گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد


چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟
اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد
شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما آينده هنوز آفريده نشده است . آينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کرد و اند يشه و وقت خود را صرف چيزي کنيم که توان آفريدن ودگرگون ساختن آن را داريم .
اصل دوم - درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .
اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقيت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد .

اصل سوم - تصميم گرفتن را تمرين کنيد .

روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري است . يادتان باشد که:

 

 قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست .

 

بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .

تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است
اصل چهارم - نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .
تصوير روشني را از آنچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه آرمان ها و اهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .
اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خود را در حالتي تصور کنيد که از آن خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار آن و انجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از آن خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .
اصل پنجم - دربرخي زمينه ها متخصص شويد .
آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيريد

.

توصیه هایی برای كاهش استرس

 

1-  یاد بگیرید كه برنامه ریزی كنید.

آشفتگی ، بی نظمی و عدم سازمان دهی در كارها و برنامه ها می تواند تولید استرس كرده ، یا نقطه ای برای شروع آن باشد. در دست داشتن برنامه ها و طرح های متعدد كه به صورت همزمان پیش می روند اغلب منجر به سردرگمی ، فراموشی و احساس ترس از شكستِ طرح های ناتمام می شود. هر زمان كه امكانش باشد طرح ها را یكی بعد از دیگری به انجام برسانید . به این صورت كه طرحی را شروع كرده ، روی آ ن كار كنید تا تمام شود.

2-  محدویت ها و ضعف های خود را بشناسید و آنها را قبول كنید.

بسیاری از ما برای خود اهداف دست نیافتنی ، آرمان گرایانه و غیرمنطقی تعیین می كنیم ، در نتیجه هر قدر هم كه كارایی و عملكرد ما بالا باشد یك نوع حس شكست یا عدم كفایت و صلاحیت در خود احساس می كنیم . این نكته ی مهم را نباید فراموش كنیم كه ما هرگز نمی توانیم كامل و بی نقص باشیم. پس برای خود اهدافی تعیین كنید كه  دست یافتنی و قابل دستیابی باشند.

3-  یاد بگیرید كه در زندگی بازی ، تفریح و سرگرمی داشته باشید.

شما هر از چند گاه  نیاز دارید كه از فشار زندگی فرار كنید و به تفریح و سرگرمی روی آورید. صرف نظر از سطح توانایی و مهارتتان در بازی ، سرگرمی ها و بازی هایی پیدا كنید كه برایتان جذاب و لذت بخش باشند.

4-  شخصی مثبت ، سازنده ومفید باشید.

از انتقاد و عیب جویی دیگران خودداری كنید . یاد بگیرید از چیزهایی كه خوشتان می آید و دوستشان دارید و در وجود دیگران هست تعریف و تمجید كنید. سعی كنید به صفات و خصوصیات خوب و پسندیده ی اطرافیانتان توجه نمایید. اطمینان حاصل كنید كه برای خود ارزش قائلید و صفات خوب و ویژگی های برتر خود را تحسین می كنید.

5-  یاد بگیرید كه گذشت داشته باشید و دیگران وعقاید آنها را تحمل كنید.

تحمل نكردن دیگران و عقاید آنها منجر به یأس ، ناكامی وعصبانیت می شود. تلاش برای فهمیدن این كه واقعاً مردم چگونه فكر می كنند و چه احساسی دارند می تواند باعث شود كه شما آنها را بیشتر بپذیرید. خودتان را نیز باور داشته باشید و از خطای خود چشم پوشی كنید.

6-  از رقابت ها و چشم و هم چشمی های بیجا و غیر ضروری پرهیز كنید.

موقعیت هایی در زندگی وجود دارد كه جنبه ی رقابتی دارد و ما نمی توانیم از آنها اجتناب كنیم . درگیر شدن افراطی ، می تواند ایجاد تنش و اضطراب شدید كند و ما را تبدیل به فردی پرخاشگر كند.

7-  به طور مرتب ورزش كنید.

اگر به جای ورزش و نرمش هایی كه انجام آنها برایتان سخت و طاقت فرساست ، ورزشی را انتخاب كنید كه واقعاً  از آن لذت می برید ، احتمالاً بیشتر به آن خواهید پرداخت و وقت بیشتری را به آن اختصاص خواهید داد.

8-  یاد بگیرید كه روش شما برای استراحت و آرامش ، منظم و عاری از داروهای آرام بخش و مسكن باشد.

مدیتیشنMeditation( مراقبه و تفكر ) ، یوگا یا هر نوع از فنون مربوط به آرامش ذهن را می توان از معلمان و مربیان مختلف و روان پزشكانی كه به صورت رسمی تأیید شده اند و مجوز دارند، فرا گرفت.

9-  مشكلات و مسائل خود را  در درون خود نگه ندارید .

یك دوست ، عضوی از هیأت علمی دانشگاه ، یك مشاور یا یك روان پزشك پیدا كنید تا بتوانید آزادانه و به راحتی با او صحبت كنید. بیان احساسات و تنش های درونی خود به یك شخص درد آشنا و دلسوز می تواند به صورت فوق العاده ای مفید باشد.

10-    تفكر خود را عوض كنید .

این كه از نظر احساسی و هیجانی چگونه حس می كنیم ، بستگی به دیدگاه و فلسفه ما درباره  زندگی دارد . دگرگونی و تغییرعقاید ، یك فرایند مشكل وپرزحمت است . دانش و آگاهی عملی در دنیای پیشرفته برای راهنمایی ما در حیاتمان كمتر وجود دارد . هیچ كس تمام جواب ها را  ندارد، اما بعضی جواب ها در دسترس اند.

 

اگر احساس بدي نسبت به خود داريد، 7 روش زير به شما كمك مي كند اعتماد به نفستان را افزايش دهيد . 

1) زماني كه براي اولين بار كاري را انجام داديد به ياد آوريد. يادگيري هر كارجديدي عصبانيت ، ناباوري و منشا رواني زيادي را به دنبال دارد كه براي يادگيري ضروري است. بار ديگر كه اعتماد به نفس تان را از دست داديد، به خود اطمينان دهيد كه اين امر طبيعي است و شما كار جديدي را مي آموزيد.

 2) كارهاي معوقه را انجام دهيد. هر كاري را كه مستلزم تصميم گيري است انجام دهيد، براي مثال تلفن كردن به دوست، نظافت منزل ، تعمير ماشين.

3) كاري را كه مهارت داريد، انجام دهيد. هر كاري كه بر آن تسلط داريد انجام دهيدبراي مثال يكي، دو حركت موزون، آشپزي ، نقاشي، كوهنوردي، در صورت امكان، كاري كهمستلزم دقت و توجه است و شما را از فكر كردن به موارد ديگر باز مي دارد انجام دهيد. بدين ترتيب احساس لياقت و شايستگي و موفقيت مي كنيد كه مهم ترين پادزهر اعتماد بهنفس كم است.

حداقل هفته اي يك بار آن را انجام دهيد تا سالم تر و شادتر باشيد.

4) به خودتان كم تر فكر كنيد.

شايد اين امر به نظرتان عجيب باشد، اما توجه زياد به خود اعتماد به نفس را كاهش مي دهد. كاري را انجام دهيد كه توجه شما را به خود جلب كند و باعث شود احساس بهتريداشته باشيد.

5) آرام سازي

اگراعتماد به نفس نداريد، ناراحت و عصبي هستيد، ابتدا فكر كردن را كنار بگذاريد،سپس بكوشيد با ورزش، آرام سازي، نماز و نيايش به آرامش برسيد.

6) كارهايي را كه به خوبي انجام داده ايد به ياد آوريد.  ..

شايد انجام اين امر در ابتدا مشكل باشد. ولي پس از مدتي با به ياد آوردن موفقيت كوچك اعتماد به نفس تان افزايش مي يابد . شايد بگوييد" من هرگز موفق نشده ام يا كارمهمي انجام نداده ام." نيازي نيست قله اورست را فتح كنيد. انجام رويدادهاي روزمرهنيز نوعي موفقيت است. براي مثال گرفتن گواهينامه ( با وجود اضطراب)، قبول شدن درامتحان( با درس خواندن زياد) عضويت در تيم ورزشي، لاغر شدن، پس انداز كردن برايخريد دوچرخه، كمك به ديگران و صدقه دادن.

7) به خود اطمينان دهيد كه شما هم مي توانيد اشتباه كنيد.

اگر احساس بدي نسبت به خود داريد، به خود تذكر دهيد كه شما هم مي توانيد اشتباه كنيد. احساسات تان بر افكار و رفتار شما تأثير مي گذارد، وقتي احساس بدي نسبت به خود داريد، فقط خاطرات بد را به ياد مي آوريد و نسبت به خود بدبين مي شويد. هميشه به خود يادآور شويد كه شما هم مي توانيد اشتباه كنيد.

 

 

 

 

 

 

آقاي سليمي

آقاي زاهدي

مددكار

آقاي پرنده

خانم رحمتي

خانم زادهوش

سوسيو گرام جلسه سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 


وضعيت درماني

وضعيت جسماني

درآمد

شغل

سن

نام ونام خانوادگي

رديف

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي علي پرنده

1

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم رحمتي

2

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي روح اله سليمي

3

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

16

آقاي غلامرضا زاهدي

4

بيمه درماني بهزيستي

معلول جسمي حركتي

_

محصل

15

خانم مريم  زادهوش

5

مشخصات گروه :

               

نام گروه : اميد                                     مرحله جلسه :چهارم

موضوع جلسه : اعتياد و راهكارهاي پيشگيري از آن

تعداد اعضاي حاضر : 5 نفر           تعداد اعضاي غايب : ......

ساعت شروع جلسه : 9:15          ساعت پايان جلسه :10:30

نوع عضويت : داوطلبانه             مكان: بهزيستي خميني شهر

جدول مشخصات اعضاي گروه

 

 

 

 

جلسه چهارم

 

شرح یک جلسه :

مددکار : با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان ودانش آموزان عزیز ، این جلسه را با نام ویاد خدا وبا امید به اینکه جلسه ای پربار ومفید باشد شروع می کنیم در ابتدا آقای پرنده به عنوان رهبر گروه با تلاوت چند آیه از آیه های قرآن گروه را به فیض رسانید ، مددکار از اعضای گروه خواست که یکی از آنها مختصری از بحث جلسه قبل را یاد آور شود وموضوع مورد بحث در این جلسه را مطرح کند و در مورد آن به کمک دوستان گفتگوکرد وبعد به مشکلات مطرح شده وهمچنین پیشنهاداتی برای رفع آن مشکلات پرداخت و سپس جلسه را ادامه داد وموضوع انتخاب شده را با همکاری دوستان به بحث نشستيم  ، موضوع ما در اين جلسه اعتياد ، راه هاي مقابله با اعتياد ، انواع اعتياد ، عوارض و بيماري هاي ناشي از آن ونيزاطلاعات مفيد ديگري در اين زمينه بود كه به بحث و گفتگو پرداختيم.

مشکلات مطرح شده توسط اعضای گروه :

1) پذیرفته نشدن این افراد توسط اعضای جامعه

2) طرد شدن این افراد توسط خانواده

3) نداشتن شغلی مناسب در جامعه

4) تغییر در فیزیک بدنی و بیماری هایی که به دنبال آن است

5) فقر و تنگدستی

 

پیشنهادات مطرح شده توسط مددکار :

1) اهمیت دادن به این افراد وکمک کردن به آنها برای ترک

2) مناسب کردن محیط شغلی برای این افراد

3) آموزش ودادن اطلاعات به این افراد از عوارض اعتیاد .

 

محتوای جلسه :

مددکار : با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان و دانش آموزان عزیز امیدوارم که با روحیه ای شاد ومضاعف برای بحث وگفتگو در این جلسه وبهره مند شدن از گفتگو ها و صحبت هایی که در این جلسه می شود حضور پیدا کرده باشید از یکی از شما دوستان می خواهم که موضوع جلسه امروز را مطرح کند .

آقای سلیمی : آقا با اجازه ما می گوئیم ؛ امروز قرار است بحث ما در مورد اعتیاد و مواد مخدر باشد.     مددکار : خیلی خوب حالا با توجه به اینکه این موضوع در جلسه قبل مطرح شده است و شما با آمادگی در این جلسه حضور پیدا کرده اید از تک تک شما دوستان می خواهم که تعریفی در مورد اعتیاد داشته باشید ویا به چه کسی معتاد می گویند .

آقای پرنده : با اجازه دوستان ؛ به نظر من اعتیاد یعنی وابستگی جسمی وروحی یک فرد به موادمخدر که در صورت عدم مصرف آن فرد از لحاظ روحی و جسمی مریض احوال میشود و به کسی که به اینگونه مواد وابستگی پیدا کرده باشد معتاد میگویند.

خانم رحمتی: من فکر میکنم اعتیاد یک بلای خانمان سوز استو زندگی افراد را خراب میکند مهر ومحبت و دوستی را از آن خانه می برد و احتمال دارد بچه های آن خانه به اعتیاد دچار شوند .

آقای زاهدی: بنظر من معتاد کسی است که یکی از مواد مخدر را بصورت عادت و همیشگی مصرف می کند .

خانم زادهوش: من با توجه به نظراتی که دوستانم ارایه کردند چیزی به ذهنم نمی آید فقط فکر می کنمکه یک فرد معتاد از کوچکترن ماده مخدر مثلا سیگار شروع می کند تا واقعا معتاد شود .

مددکار: خیلی خوب بود نظرات خوبی دادید آیا آنها رادر همین هفته گذشته فرا گرفتید یا اطلاعاتی از قبل داشتید .

اعضای گروه: همه با هم گفتند اطلاعات کمی داشتیم اما بیشتر آنها رادر همین هفته گذشته مطالعه کردیم.

مددکار: خوب،لازم می دانم که تعریفی دقیق از اعتیاد داشته باشم ، اعتیاد را عادت کردن ،خو گرفتن وخود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند . که به عبارت ساده تر ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور به حساب می آید.

اعتیاد یک بیماری روانی _اجتماعی واقتصادی است که از مصرف غیرطبیعی وغیرمجاز برخی مواد مانند الکل ، تریاک ، حشیش وقرصهایی مانند ترامادول ، ریتالین وغیره ناشی می شود وباعث وابستگی روانی وفیزیولوژیک فرد مبتلا به این مواد می شود ودر عملکرد جسمی _روانی و اجتماعی وی تاثیرات نامطلوب برجای می گذارد .

اعتیاد به مواد مخدر ومصرف مکرراین مواد باعث وابستگی فرد وازطرفی باعث تسکین وآرامش موقت وگاهی هم نشاط در فرد می گردد ،دراین حالت فرد هم لحاظ جسمی وهم ازلحاظ روانی به این ماده مخدر وابسته می شود و مجبوراست که روزبه روز مصرف این ماده مخدر راافزایش دهد .

خانم رحمتی : ببخشید آقا در صحبت هایتان از دو دارویی که دانش آموزان ودانشجویان از آنها استفاده می کنند صحبت کردید اگر امکان دارد درباره آنها بیشتر توضیح دهید .

مددکار : آیا منظورتان ریتالین وترامادول است .

خانم رحمتی : بله آقا

مددکار : آیا ازبین شما دوستان کسی هست که با این مواد آشنایی داشته باشد و بتواند اطلاعاتی را به اطلاع سایر دوستان برساند .

آقای زاهدی : من اطلاعاتی را از روزنامه ای که مدتها پیش خوانده ام در ذهنم هست که این مواد بصورت قرص می باشند وافراد بخصوص دانش آموزان برای کنترل استرس واضطراب بخصوص درشب امتحان می خورند ومتاسفانه این مواد براحتی قابل دست یابی برای این افراد می باشد .

مددکار : بقیه دوستان دراین مورد چه نظری دارند؟

اعضای گروه : (برای چند لحظه سکوت در جلسه حاکم شد ) همه گفتند که اطلاعاتی در این زمینه نداریم .

مددکار : این قرصها در درمان اختلالهایی چون پر تحرکی و جنب وجوش بسیار بچه ها ی بیش فعال توسط پزشک تجویز می شود ، ونیز استفاده اشتباه دانش آموزان و دانشجویان در شبهای امتحان برای تقویت حافظه واینکه بیدار بمانند ومطالعه داشته باشند ، این دارو به شکل خوراکی استفاده می شود وعوارضی همچون عصبی شدن و بی خوابی ، حالت تهوع واستفراغ ، احساس سردرد وسرگیجه ، خارش وجوشهای پوستی ،دردهای شکم ، کاهش وزن ومشکلات معده وازدست دادن اشتهاء ، خوب بنظرم تا همین اندازه کافی باشد و توانسته باشم شما را از خطرات و عوارض این داروها مطلع کنم .

مددکار : خوب حالا کدام یک از شما دوستان می توانید چند ماده مخدر را نام ببرید ؟

خانم زاد هوش : ما چند تا ازاین مواد را می توانیم نام ببریم ؛ تریاک ، حشیش، الکل ، سیگاروشیشه

مددکار : خوب ،خیلی خوب است که چنین اطلاعاتی در مورد این مواد دارید ،آیا کسی دیگراز شما دوستان می تواند گفته های خانم زاد هوش را تکمیل کند .

آقای پرنده : بله آقا با توجه به اینکه گفته بودید در مورد اعتیاد مطالبی را بخوانیم من این مطالب را جمع آوری کردم که یکی از آنها در مورد مواد اعتیاد آوراست .

مددکار : خیلی خوب است لطف کنید وآنها را یکی یکی برای دوستان بگوئید .

آقای پرنده : 1)  مواد اعتیادآور توهم زا 2) شیره گیاه شاه دانه 3) مواد مخدر 4) مسکن ها وخواب آورها 5) آرام بخشها 6) مواد استنشاقی 7) محرکها 8) الکل توتون وقهوه

خانم زادهوش : ببخشید آقا بنظرمن بعضی ازداروها نیز به دلیل نوع مصرف و زیاده روی در آن باعث اعتیاد می شود وبدن مابه آن وابسته میشود وبصورت مکررازاین داروها استفاده می کنیم.

مددکار : هرقدرنیازهای عاطفی _جسمی وروانی دانش آموزان ازسوی والدین آنها برآورده نشود که بصورت هماهنگ بتوانند از سایر امکانات رفاهی ومالی درجامعه برخوردار باشند موجب گرایش دانش آموزان به اعتیاد می شود

آقای سلیمی : ببخشید آقا در مورد قرص ترامادول می شود اطلاعاتی به ما بدهید .

مددکار: ترامادول یک داروی ضد درد میباشد ، ترامادول بصورتقرص ، کپسول و تزریقی تولید می شود  ترامادل معمولا عوارض جانبی شدیدی را ایجاد نمی کند فقط ممکن است فرد را دچار خواب آلودگی ، سرگیجه،ضعف، سردرد،خشکی دهان وکاهش اشتها نماید.

مددکار: فکر میکنم جلسه ما کمی طولانی شد وشما دوستان کمی خسته شدهاید فکر میکنم که کم کم باید یک جمع بندی از گفته های امروز داشته باشیم. هر کدام از شما دوستان می توانید در این جمع بندی به من کمک کنید و مطالب این جلسه را بطور مختصر بازگو کنید.

آقای پرنده: بحث ما در مورد تعریف اعتیاد و اینکه به چه کسی معتاد میگویند .

آقای سلیمی : از بحث های دیگری که امروز داشتیم انواع مواد مخدر و مصرف بعضی از مواد در بین دانش آموزان بود.

خانم زادهوش: در مورد ریتالین و ترامادول نیز بحث شد و عوارض آنها نیز بیان شد .

مددکار: خیلی خوب بود ، از اینکه صبر کردید و در بحث شرکت کردید و از همه مهمتر اینکه به همدیگر احترام گذاشتید و صحبتهای دوستانتان را گوش کردید، امیدوارم در پایان این جلسه نیز توانسته باشم اطلاعات مفید و سودمندی را در اختیار شما قرار داده باشم و شما از آنها استفاده کرده باشید. حالا از شما دوستان می خواهم که موضوع جلسه آینده را مشخص کنید ودرباره آن اطلاعات کافی را بدست بیاورید . با نظر اعضای گروه موضوع مشخص شد ، موضوع مشخص شده در مورد  مشکلات دوران تحصیل ورسیدن به موفقیت بود .

 

 

ارزیابی مددکار از جلسه گروه:

در این جلسه مددکار از عملکرد اعضای گروه راضی بود چون آنها با توجه به اینکه چندمین جلسه بود که حضور پیدا می کردند و با شور واشتیاقی که داشتند حتی یک جلسه را هم غیبت نکرده بودند  وبا رغبت خاصی در مباحث مطرح شده شرکت        میکردند در این بین آقای پرنده بعنوان رهبر گروه از اطلاعات بیشتری نسبت به بقیه اعضای گروه برخوردار بود و همچنین بین آقای زاهدی و خانم رحمتی اطلاعاتی رد وبدل شد، من فكر ميكنم دليل حضور به موقع و اينكه در بحثها به خوبي شركت مي كنند و نيز تفاهمي كه در گفته هاي آنها است همه از نشا نهاي پويايي ، همگن بودن وشكل گيري اعتماد در گروه است و در آخر هم مددکار گروه اطلاعات کاملی را بصورت جزوه در اختیار آنها گذاشت و موضوع جلسه آینده مشخص شد

 

اعتیاد بلای خانمانسوز :

امروزه مواد مخدر به عنوان یکی از اصلی ترین عوامل جرم زا در کشور ما شناخته شده است . بسیاری از مشکلات و بحران های خانوادگی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی معلول این پدیده شوم و خطرناک می باشد ، به گونه ای که 60 درصد زندانیان کشور را متهمین و مجرمین مستقیم مواد مخدر (قاچاقچیان و معتادان ) تشکیل می دهند و اگر آمار طلاق ها ، اختلافات مالی ، قتل ها ، آدم ربائی ها ، سرقت ها و نزاع هایی که ریشه آن ، استعمال یا قاچاق مواد مخدر است به آن اضافه کنیم این رقم بسیار فراتر خواهد رفت .

 

 

تعریف اعتیاد و مشخصات آن :

اعتیاد را عادت کردن ، خو گرفتن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند . به عبارت دیگر ابتلای اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود ، اعتیاد نام دارد .

اعتیاد به مواد مخدر ، مسمومیت حاد یا مزمنی است که مضر به حال شخص و اجتماع می باشد و زائیده مصرف دارویی طبیعی یا صنعتی به شمار می رود و خصوصیات این حالت عبارت است از :

1 . وجود نیاز و احتیاج به ادامه استعمال دارو و به دست آوردن آن به هر طریقی که ممکن باشد .

2 . وجود یک علاقه شدید ، گرایش نسبت به ازدیاد میزان مصرف دارو که به نام افزون طلبی مشهور است .

3 . یک وابستگی روانی یا جسمی به اثرات داروهای اعتیاد آور بدین نحو که وقتی به دارو دسترسی نیابد ، اثرات روانی و جسمی که به آثار قطع دارو مرسوم است ، دوری ظاهر می گردد .

معتاد فردی است که براثر استعمال مکرر و مداوم به مواد مخدر یا دارو و یا سایر مواد متکی است و داری مشخصات چهارگانه زیر است :

1) در اثر مصرف مکرر مواد یا دارو ، عادت روانی ایجاد می شود و این عادت فرد را به علت نیاز و تمایل روانی به سوی مواد مخدر یا دارو به حد وسواس تشویق و ترغیب نماید .

2) برای نگهداری اثری که منظور و مطلوب معتاد است ، تعداد مواد مصرفی رو به افزایش رود .

3) در اثر قطع مواد مخدر یا دارو ، علائم خاصی در معتاد ظاهر می گردد که آن علائم به نوع مواد مخدر یا داروی مصرفی بستگی دارد .

4) اعتیاد به مواد مخدر یا دارو برای فرد یا جامعه زیان آور باشد .

فرآیند اعتیاد :

اعتیاد به هر نوع از مواد مخدر که باشد طی یک فرآیند سه مرحله ای انجام می گیرد که این گام های خانمان سوز عبارتند از :

1) مرحله آشنایی :

در این مرحله شخص در اثر مسامحه یا تشویق دیگران یا میل به انجام یک کار تفریحی یا کنجکاوی یا علل دیگر مانند کسب لذت ، به مصرف مواد مخدر آشنا می شود .

2) مرحله میل به افزایش مواد :

در این مرحله بدن هر روز به مواد بیشتری نیاز پیدا می کند ، بعد از مدت ها استفاده نا مرتب از مواد مخدر ، شخص دچار شک و تردید شده ، برای رهایی از آن با امیال خود دست به مبارزه می زند .

3) مرحله اعتیاد (بیماری )

در این مرحله ، بعد از شک و تردید و شاید مدتی ترک اعتیاد ، شخص سرانجام به مرحله اعتیاد واقعی      می رسد که اگر مواد مخدر کم یا بدون رعایت  ترتیبات لازم ناگهان قطع شود ، نشانه های محرومیت بروز   می کند . مصرف هروئین به سرعت موجب اعتیاد می شود ، تریاک پس از مصرف دارو و حدود یک ماه متوالی به چنین مرحله ای می رسد .

 

علل و انگیزه های اعتیاد :

دوره جوانی زمان بحران و شورش است و جوان با توجه به ویژگی های خاص خود به دنبال هیجان است و در این راه ممکن است به بیراهه کشیده شود .

نتایج بررسی ها نشان می دهد که با افزایش سن ، زمینه های اعتیاد کاهش می یابد و همه گروه های سنی به طور یکسان در معرض اعتیاد قرار ندارند و این آسیب پذیری بیشتر در سن نوجوانی و جوانی دیده می شود .

ـ بعضی افراد بی اراده در اثر تماس با دوستان معتاد و از روی کنجکاوی ترغیب و آلوده می شوند .

ـ در اکثر اوقات عوامل روانی و فشارهای عصبی ، کششی برای اعتیاد در فرد به وجود می آورند .

ـ نا بسامانی های زندگی ، بیکاری ، فرار از مشکلات و عدم توانایی فرد از رو به رو شدن با آنها یا مسائل اجتماعی دیگر از عواملی هستند که موجب می شود شخص ، مواد مخدر را پناهگاهی تلقی کرده و به آن پناه ببرد .

ـ تنهایی ، احساس بی پناهی ، مشکلات خانوادگی و شکست های اجتماعی نیز ممکن است فرد را به طرف اعتیاد سوق دهد .

ـ اختلافات خانوادگی ، تضاد و کشمکش بین والدین موجب می شود که از فرزندان مراقبت کافی به عمل نیاید و در نتیجه ممکن است گرفتار دوستان ناباب شوند و به اعتیاد گرفتار آیند .

ـ فراوانی مواد مخدر و تهیه آسان آن ، تاثیر بسیاری در معتاد کردن افراد زود باور به ویژه جوانان دارد .

 

 

عوامل موثر در ایجاد اعتیاد :

با توجه به این که اعتیاد ، مسمومیت مزمنی است که برای فرد و جامعه مضر است بنابر این باید به علت و چگونگی گرایش به اعتیاد توجه کرد و آن را به عنوان یک مساله اجتماعی که از شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی ناشی می شود مورد توجه قرار داد . از جمله عواملی که در ایجاد اعتیاد می توانند موثر باشند    عبارتند از :

1) عوامل فردی :

معمولاً مصرف دارو و تاثیر آن بر روی سلسله اعصاب افراد  به دو صورت می باشد . مثبت و منفی ؛

*  اگر مصرف دارو برای انسان مثبت باشد یعنی شخص از مصرف دارو احساس لذت جسمی و روحی ببرد ، برای کسب لذت مجدد سعی می کند روزهای دیگر به هر طریقی و از هر راهی مقدار ی مواد مخدر به دست آورده و مصرف کند . متاسفانه باید به این واقعیت تلخ اعتراف کرد که افراد واسطه و تولید کنندگان از طریق بر پا کردن مجالس میهمانی به اصطلاح دوستانه سعی می کنند هر بار عده بیشتری از جوانان بی تجربه و نا آگاه را در میهمانی های ساختگی خود ، دعوت نمایند تا بتوانند به عنوان شکارچیان ماهر طمعه های جالبی برای خود دست و پا کنند و اغلب شکارچیان آنها جوانان خوش قیافه ، خوش برخورد از هر دو جنس مخالف برای جلب نظر دو گروه جنسی متفاوت هستند چون هر کس پس از چند بار مصرف معتاد شده و برای درمان به دارو گرایش پیدا می کند .

* اگر اثر دارو منفی باشد ، ممکن است با اولین مصرف حال فرد به هم خورده و دیگر به قصد تجربه به مصرف مجدد نپردازد . متاسفانه درصد اینگونه افراد با این خصوصیت جسمی خیلی کم است .

ـ عده ای که در مجالس دوستانه و یا میهمانی که از این گونه مواد مخدر مصرف می کنند ، حضور دارند مصرف دیگر ان حس کنجکاوی آنها را تحریک نموده و تصمیم به تجربه می گیرند و متاسفانه اولین مصرف دارو در  اغلب مردم موثر است و همین کنجکاوی کم کم آنها را به مصرف آن می کشاند .

ـ  علت دیگری که برای کشش به طرف دارو است ، افراد فکر می کنند ، با مصرف دارو گرفتاری های فردی آنها به دست فراموشی سپرده می شود .و چون دارو اثر تخدیری دارد اغلب تا مدتی آنها را نسبت به مسائل و مشکلات بی تفاوت می کند و همین فرار از زیر مشکلات فردی ، عامل عمده ای برای کشش به طرف مواد مخدر است .

از نقطه نظر روان شناسی عقیده بر این است که اعتیاد به طور غیر مستقیم واکنش و پاسخی است تخریبی در برابر واکنش های غیر قابل تحمل درونی و بیرونی که از طریق آن ، فرد تلاش می کند مسائل و مشکلات خود را کاهش داده و التیام بخشد . فردی که دچار اعتیاد می شود و به عبارتی دچار اختلال رفتاری ، هیجانی، شناختی است و مانند سایر افراد ، انسانی است که دوست داشته به دیگران محبت کند و مورد مهر و محبت دیگران قرار گیرد . او خواهان ابراز وجود بوده ، دوست داشته عشق بورزد و مورد عشق قرار گیرد . استقلال داشته باشد و قبول مسئولیت نماید .

واقعیت این است که شخصیت افراد در تقابل با جامعه شکل می گیرد حال اگر در جامعه به کودک و نوجوان بها داده شود و برای آنها امنیت روانی ، اجتماعی ، فرهنگی فراهم گردد و فرصت تامین استقلال فکری ، شغلی و تربیتی به آنها داده شود ، بدنبال بزه ، کجروی و اعتیاد نمی روند ، یعنی در چنین جامعه ای نیاز های روانی افراد تا حدودی تامین شده و افرادی که نیازهای اساسی روانی شان تامین شود به آسانی می توانند به کنترل رفتارهای خود اقدام کنند و مبتلا به اختلالات رفتاری و اعتیاد نشوند .

در مصاحبه هایی که با معتادان گروه های سنی مختلف صورت گرفته و محور مصاحبه نیز زیر سازهای روانی یا به عبارتی نیازهای اساسی روانی بود ، معتادان چندین نیاز را به وفور بیان کردند که به تعدادی از آنها که بطور ناخود آگاه در گرایش افراد به اعتیاد از فراوانی بالایی برخوردار بوده ، عبارتند از :

ـ نیاز به محبت

ـ نیاز به داشتن منزلت و موقعیت اجتماعی در جامعه یا گروه

ـ عدم ایجاد فرصت برای افراد جهت ابراز وجود

ـ نداشتن فلسفه زندگی و احساس عجز و پوچی به خصوص در جوانان

ـ نداشتن هدف در زندگی

ـ بی نظمی در زندگی

ـ احساس ناامنی ( عدم امنیت فردی و اجتماعی )

2) عوامل خانوادگی :

* زمینه های خانوادگی :

متأسفانه اغلب افرادی که در خانواده های معتاد متولد می شوند و پرورش می یابند ، تکرار مصرف اعضای خانواده برایشان عادی شده و ترس از تجربه مصرف از آنها دور می شود . با توجه به اینکه اگر مادری در دوران بارداری معتاد باشد فرزندش معتاد متولد می شود که البته این مورد قابل علاج است ؛ ولی آنچه اهمیت دارد این است که واکنش های اجتماعی افراد خانواده معتاد بر اثر تکرار تثبیت شده و برای دیگر اعضای خانواده عادی می گردد و عادی شدن مصرف دارو به سهولت گرایش به مصرف دیگر اعضای خانواده کمک می کند . البته ممکن است که مصرف والدین بر فرزندان اثر منفی بگذارد و آنها برای همیشه از مصرف داروی مخدر بیزار شوند .

* فقر مادی خانواده :

متأسفانه بیشترین معتاد هر جامعه را افراد فقیر جامعه تشکیل می دهند . البته نمی توان گفت بین اعتیاد و فقر رابطه مستقیم وجود دارد چون در هر جامعه ای عده زیادی از مردم فقیرند ولی معتاد نیستند . یکی از علل اعتیاد فقر است . باید در نظر داشت که اعتیاد خود نیز باعث فقر می شود زیرا فرد دارایی های خود را در این جهت صرف می کند . از طرفی دیگر گاهی تولیدکنندگان ، عوامل توزیع را از افراد فقیر انتخاب می کنند زیرا به علت فقر ، تخصص و حرفه ای ندارند و ابتدا آنها را معتاد کرده و بعد از آنها برای فروش مواد مخدر استفاده می نمایند چون کاری است بدون زحمت با درآمد نسبتاً خوب و در عین حال بدون نیاز به تخصص .

* ستیزه با والدین :

وقتی مجیط خانواده برای زندگی مناسب نباشد انسان سعی می کند بیشتر اوقات خود را در خارج از خانه بگذراند و این کار ، ارتباط او را با دیگرانی که چون شکارچیان ماهری به دنبال شکار می گردند زیاد می کند و آنها پس از شناخت مشکل شخص ، در نقش انسانی دلسوز در آمده و او را به مصرف داروی مخدر دعوت    می کنند و بعد از معتاد کردن شخص ، دیگر از آنها به عنوان دوستی دلسوز خبری نمی شود .

* رفاه اقتصادی خانواده :

به علت رفاه و درآمد اقتصادی زیاد در خانواده ، روابط انسانی بر اثر کثرت کار و یا سرگرمی ضعیف تر شده و گرایش به سمت مواد مخدر بیشر می شود . امروزه والدین با فرزندان تماس و ارتباط کمتری دارند و درآمد بیشتر از حد ، امکان شرکت در کلوپ های شبانه و تفریحات متنوع را فراهم نموده که این مرکز جای بسیار مساعدی برای مصرف و فروش مواد مخدر می باشد .

3) عوامل اجتماعی

عوامل اجتماعی بسیار زیادی در گسترش اعتیاد دخیل هستند که در ذیل به صورت مجزا مورد بررسی قرار می گیرند . بررسی مجزای این عوامل به معنی عدم ارتباط آنها با یکدیکر نیست بلکه این عوامل کاملاً درهم تنیده اند و صرفاً به منظور تسهیل بررسی بین آنها چنین  تفکری به عمل آمده است .

* در دسترس بودن مواد :

یکی از مهمترین عوامل اعتیاد در دسترس بودن این مواد است چون چیزی که به آسانی در اختیار مردم قرار گیرد ، گرایش به آن آسان تر صورت می پذیرد .در ایران اجازه مصرف تریاک حتی با شرایط خاص برای عده بخصوصی ، به اعتیاد جوانان کمک کرد . در کشور نپال که مصرف حشیش ، ماری جوانا و هروئین آزاد است بالاترین رقم جذب توریست جوان را از جوامع صنعتی غرب دارد و حتی برخی از دخترانی که به نپال می آیند و مدت توقفشان طولانی می شود ممکن است برای خرید مواد مخدر تن به خود فروشی بدهند .

* فقر و نابرابری های اجتماعی ـ اقتصادی :

مشکلات مالی از جمله عوامل مهم کشیده شدن فرد به باتلاق مواد مخدر است . این عامل از طریق فراهم آوردن خیل خرده فروشان به گسترش و شیوع قاچاق و مصرف مواد مخدر دامن می زند . شاید در نظر اول وجود رابطه بین فقر و اعتیاد چندان منطقی به نظر نرسد زیرا کسی که فاقد توانایی مالی است چگونه می تواند مصرف کننده باشد و پولی در این زمینه هزینه کند . ولی تجارت مواد مخدر در تمام رده ها اعم از کشت ، عمده فروشی و خرده فروشی کاملا سود آور است و جاذبه رفع مشکلات مالی باعث سوق دادن فرد به سوی این پدیده شوم می شود . از آنجا که هدف عمده قاچاقچیان اطمینان از شرکت این افراد در فعالیت قاچاق است به عنوان یک سیاست کلی آنان را معتاد می کنند . البته باید توجه داشت چون اکثر این افراد متعلق به مناطق حاشیه نشین و جرم خیز هستند و ذهنیت منفی نسبت به مواد مخدر ندارند ، قاچاقچیان عمده به آسانی به هدف خود دست    می یابند .

 روشن است که در ابتدا ، فرد برای رفع نیاز مادی و دستیابی به پول به خرید و فروش مواد می پردازد اما بر اثر ابتلای به اعتیاد این دلیل اولیه جای خود را به وابستگی به مواد می دهد . این شرایط می تواند آثار مخربی به جای بگذارد . علاوه بر اینکه خود فرد در فرآیند فقر ، درگیری با قانون ، اعتیاد و ... گرفتار می آید ، فرزندان و اطرافیان او نیز کما بیش دچار این مشکلات می شوند پس رابطه مشخصی بین فقر و اعتیاد وجود دارد . البته باید یاد آوری نمود وجود رابطه به معنی علی و معلولی نیست بلکه فقط فقر یک عامل زمینه ساز در گرایش به مواد مخدر است و سایر عوامل تعیین می کنند که فرد به سوی مخدر گرایش می یابد یا از آن اجتناب می کند . اختلاف طبقاتی در هر جامعه به بی اعتقادی بیشتر افراد آن جامعه نسبت به شرایط اقتصادی موجود منتهی می شود .و همین بی اعتقادی نسبت به شناخت اجتماعی در گرایش به اعتیاد تاثیر به سزایی دارد . طبقاتی بودن جامعه تضاد اجتماعی را زیاد کرده و شاید اعتیاد را راه درمان مناسبی برای خود بیابند .

* بیکاری و فقدان تخصص :   

 بیکاری به عنوان یک مسئله اجتماعی زمینه مساعدی برای انحرافات اجتماعی به ویژه اعتیاد است . افراد بیکار بیشتر وقت خود را در قهوه خانه ، تریا و مراکز تفریحی می گذرانند و بر اساس آمار این اماکن بهترین و مناسبترین جا برای فروش و مصرف مواد مخدر است . از طرف دیگر مواد مخدر گروه زیادی را به عنوان توزیع کننده به خدمت می گیرد که این افراد اکثراً بیکار هستند . دسترسی آسان به مواد مخدر در کنار ضعف شخصیتی ، هنجارهای نادرست و زندگی در محیط های آلوده از نظر وجود شرایط جرم زا دست به دست هم داده و باعث کشیده شدن فرد به سوی استعمال مواد مخدر می شود .

بیکاری عوارض متعددی دارد که از آن جمله می توان به فقدان توانایی مالی ، زندگی در محلات جرم خیز و حاشیه نشین ، محروم بودن فرد بیکار و اعضای خانواده او از امکانات آموزشی ، بهداشتی ، تفریحی و... باعث می شود فرد به مشاغل فصلی ، غیر تخصصی و به اصطلاح سطح پایین روی آورد و مطابق تحقیقات احتمال دچار شدن به اعتیاد و انحراف در این مشاغل بیشتر است زیرا در این مشاغل فرهنگ خاصی حاکم است که از آن جمله می توان به استعمال سیگار و مواد مخدر به عنوان نشانه ای از بلوغ اجتماعی اشاره کرد . البته بسیاری از افراد به ناچار وارد این مشاغل شده اند ولی هیج سنخیتی با این فرهنگ ندارند . در یک تحقیق معلوم شده بیشتر افرادی که با جرائم مرتبط با مواد مخدر وارد زندان شده اند مشغول به فعالیت هایی نظیر دلالی ، خرید و فروش کالای دست دوم یا بیکار بوده اند .

* مهاجرت :

مهاجرت از جمله عوامل موثر بر بروز انواع جرائم است . معمولاً مهاجرت به دلایل اقتصادی و اقلیمی رخ می دهد . بالا بودن میزان زاد و ولد در مناطق روستایی و فرهنگ مناطق روستایی در مقایسه با پویایی و جاذبه های فرهنگ شهری باعث می شود مهاجران دچار نوعی فریفتگی و تسلیم در مقابل فرهنگ جدید شوند و از آنجا که بخش اعظم مهاجران ، جوانان جویای کار و فرصت ارتقاء اقتصادی و رفاهی هستند و از پختگی فکری کمتری برخوردارند ، جاذبه های شهری آنها را می فریبد . از طرف دیگر سستی مکانیزم های اجتماعی عامل دیگری برای کشیده شدن مهاجران به سمت انحراف و جرم است زیرا معمولاً در روستاها و مناطق کم جمعیت فشار افکار عمومی و مکانیزم های نظارت اجتماعی به حدی فعال است که به صورت خود به خود مانع از بروز جرم و انحراف در افراد می شود که با حذف آن در جوامع شلوغ شهری احتمال گرایش به جرائم افزایش می یابد . دیگر عوامل موثر براین شرایط کاهش نظارت خانواده بر فرزندان ، جاذبه های شهری و فقدان آموزش ، پایه ای برای دستیابی به کاری غیر متناسب است . در واقع از آن جا که مهاجران در اغلب موارد فاقد حداقل توانایی های لازم برای جذب در سیستم اجتماعی هستند تا به آن وارد شوند ، به عنوان حاشیه نشین این سیستم عمل می کنند . حاشیه نشینی تلویحات  متعددی دارد که از آن جمله می توان به ناکامی فرد در پوشاندن جامه عمل به آمال و آرزوها ، زندگی در محیط های نامناسب به لحاظ امکانات رفاهی بهداشتی ، تفریحی ، آموزشی ، معاشرت با افراد کجرو و دسترسی آسان به مواد مخدر و سایر زمینه های جرم ساز نام برد . به هر حال در مجموع ، این شرایط باعث می شود مهاجرت به عنوان یکی از عوامل بروز اعتیاد و مهاجران به عنوان طمعه هایی مناسب برای قاچاقچیان عمده و خرده پا محسوب شوند . شناخت عوامل مسبب و مرتبط با اعتیاد بین این گروه می تواند به رفع مشکلات کمک زیادی نماید .

* حاشیه نشینی و زندگی در محلات جرم خیز

از جنبه های سهولت به مواد و یادگیری یک عامل در برخی محلات است که موجب گرایش به جرائم خاص از جمله قاچاق و مصرف مواد مخدر می باشد . البته همانطور که قبلاً مطرح شد این یک رابطه علت و معلولی نیست چون بسیاری از افراد فقیر ، کم سواد ، بیکار و یا فاقد تخصص وجود دارند که در کمال پاکدامنی به یک زندگی شرافتمندانه مشغولند . اما به هر حال این عوامل زمینه ساز یا تشدید کننده یکدیگر هستند . بنابر این چون در این محلات مواد مخدر راحت تر یافت می شود عامل دسترسی آنان به مواد مخدر جزء عوامل مهم گرایش به مصرف آن است . یکی از دلایل عودت مجدد اعتیاد در میان معتادانی که ترک اعتیاد نموده اند دسترسی  آسان به این مواد در سطح جامعه است . از دیگر جنبه های جرم خیزی محلات یادگیری یا الگوگیری است یعنی فرد به همانند سازی با افراد صاحب قدرت در خانواده با محله مثل پدر یا افراد زورمند محله می پردازد و چون میزان آلودگی به مواد در بین آنها بیشتر است فرد نیز به الگوگیری از آنها پرداخته و به تقلید به استعمال سیگار و یا مواد مخدر روی می آورد .

* بی سوادی :

فقدان سواد به معنای ناتوانی و ضعف در انطباق با شرایط متحول و نهایتاً کنا ر ماندن از چرخه پرجوش و خروش فعالیت اجتماعی است . سواد یک مهارت پایه و جزء نخستین الزامات ورود به سیستم اجتماعی و چرخه فعالیت های اقتصادی است و هر چه میزان پیچیدگی جوامع بیشتر شود بهره مندی از سواد اهمیت بیشتری     می یابد . به این ترتیب می توان انتظار داشت بی سوادی یا کم سوادی را جزء لاینفک جرائم و استعمال مواد مخدر می باشد و تحقیقات نیز از این گفته حمایت می کند و بی سوادی را جزء عوامل پیش بینی بروز جرائم از جمله اعتیاد می داند .

* دوستان ناباب

سن جوانی به گونه ای است که افراد تمایل دارند اوقات خود را بیشتر با افراد هم سن و سال بگذرانند و از آنجا که در برخی خانواده ها اهمیت کافی به فرزندان داده نمی شود و نیازهای عاطفی و تربیتی آنها درست برآورده نمی شود این افراد با کسانی همراه و همطراز می شوند که مشکلات مشابه آنها را داشته باشند و به دلیل سن کم و مخاطره پذیری خاص این دوره به موضوعاتی که رفع ملال و دوری از آلام ناشی از محرومیت عاطفی و خانوادگی را به وجود بیاورد می پردازند که در صدر این مسائل می توان به مواد مخدر اشاره داشت به خصوص اگر دسترسی آسان به مواد را به این مقوله بیفزائیم ، تصویری روشن حاصل می شود . البته دوستان ناباب خاص یک دوره سنی نیستند . مردی که در خانواده اثری از آرامش و صمیمیت  نمی بیند به محافل دوستانه روی می آورد که فرآیندی مشابه با تصویر فوق تکرار می شود که همین باعث می شود تعداد معتادین متاهل افزون بر معتادین مجرد باشد . از دیگر عوامل ارتباط با دوستان ناباب یافتن محلی برا ی ابراز وجود است . در برخی فرهنگ ها یا خانواده ها بدون توجه به نیاز جوان به ابراز وجود ، مرتباً  به سرکوب او      می پردازند ولی در محافل دوستانه از موضعی برابر به معاشرت با یکدیگر پرداخته  و این باعث آرامش خاطر جوان می شود ، موهبتی که در خانه از آن محروم شده است . مطلوبیت این محیط برای فرد موجب می شود هنجارهای حاکم بر آن را بپذیرد که مصرف مواد مخدر برای فرد به این طریق آسان می شود .

* کمبود امکانات تفریحی :

یکی از نیازهای اساسی جوانان تفریح و پرکردن اوقات فراغت به طور صحیح است که با توجه به شرایط جسمانی، انرژی بالای جوان و اوقات فراغت نسبتا" بالای این گروه اهمیت خاصی دارد که اگر جهت هدایت و بهره برداری از این اوقات درست برنامه ریزی نشود، مطلوب سیستم اجتماعی و حتی مصلحت آنان نخواهد بود.

پرکردن اوقات فراغت درمراکز پرجمعیت فقیرنشین، حاشیه نشین و به طور کلی محلات جرم خیز از اهمیت بیشتری برخوردار است . علت این امر آن است که به دلیل تراکم جمعیت در خانواده، محدود بودن فضای خانه و فرهنگ حاکم بر این مکانها، افراد ترجیح می دهند اوقات فراغت خود را بیرون از خانه بگذرانند  و نظارت خانوادگی در این شرایط کم رنگ می شود و فرد در معرض انواع آسیبهای اجتماعی قرار می گیرد.

بنابراین می توان تاسیس و گسترش فضاهای ورزشی ، فرهنگی ، تفریحی را یک راهکار عمده در پیشگیری از گرایش به مواد مخدر تلقی کرد.

* سنت ها و هنجارهای نادرست :

یکی از عوامل گسترش اعتیاد وجود سنت هایی است که به نحوی موید و تجویز کننده مصرف مواد مخدر است ، مثل استفاده از مواد مخدر به عنوان دارو . یک جنبه دیگر از این سنت ها به نقش استعمار بر می گردد که بقایای این تفکر استعماری را می توان در اعتقاد عوام به کار ساز بودن مواد مخدر برای همه دردها بیان کرد .

* عوامل سیاسی و جغرافیایی 

یکی دیگر از عوامل گسترش اعتیاد عامل جغرافیایی است . ایران به دلیل مجاورت با کشور افغانستان که در آن مواد مخدر بی رویه کشت می شود مورد هجوم وارد کنندگان این مواد واقع می شود . از طرف دیگر قاچاقچیان ، ایران را یک مسیر ترانزیت برای حمل مواد تلقی می کنند که این شرایط سبب می شود سالانه هزاران تن مواد مخدر به قصد رساندن به بازارهای اروپایی وارد کشورمان شود که در این میان با پدیده نشت مواد در مسیر ترانزیت مواجه می شویم که نظام اسلامی با آن سختی و شدت برخورد کرده و می کند .

* رشد بی قواره صنعت

در جامعه ای که صنعت به سرعت افزایش یابد و در آمد ناشی از آن به طور نا عادلانه توزیع گردد و کارکنان برای اداره زندگی خود مجبور به افزایش ساعات کار باشند خستگی جسمی و روحی به وجود می آید که ممکن است بر اثر آن خستگی به مواد مخدر روی آورند . از طرف دیگر رشد صنعت موجب توسعه شهرها می شود که همین فاصله طبقاتی را زیاد نموده و به عدم ارتباطات خویشاوندی منجر می گردد . در ضمن به خاطر اختصاص دادن بیشتر وقت خود به کار ضمن خستگی قدرت تربیتی و سرپرستی فرزندان خود را نخواهند داشت و این بی توجهی به گرایش جوانان به اعتیاد کمک می کند .

*جنگ و بحران اقتصادی

جنگ به عنوان یک پدیده نا مساعد اجتماعی بی ارتباط با افزایش اعتیاد نیست . اما جنگ به صورت غیر مستقیم نیز اثراتی دارد که در کشور ما شق دوم صادق است که عبارت است از این که جنگ بحران اقتصادی ایجاد می کند و بحران اقتصادی موجب فقر مردم می شود و در نتیجه کشش به مواد مخدر ایجاد و یا افزایش می یابد .

 

افزايش مصرف ريتالين در ميان دانش آموزان و دانشجويان در فصل امتحانات  

مصرف قرص ريتالين در حالي همزمان با فصل امتحانات ميان دانشجويان و دانش آموزان گسترش يافته که اين قرص خطرناکتر از مواد مخدر شيشه و کراک است و آثار سويي به دنبال دارد. قرص " ريتالين " با نام شيميايي " متيل فندايت " براي اولين بار براي درمان افسردگي و خواب آلودگي در طول روز در آمريکا مورد استفاده قرار گرفت و سپس با توجه به آثار درماني آن براي درمان عدم تمرکز حواس و بيش فعالي درکودکان مود استفاده قرار گرفت ." ريتالين " دارويي شيميايي است که براي درمان اختلال توجه در کودکان ساخته شده است و تنها با تجويز روانپزشکان قابل دستيابي است . تحريک پذيري، افسردگي، کاهش اشتها، بيخوابي، و گاهي کاهش رشد از جمله عوارض مصرف اين قرص است. متاسفانه در کشور ما براساس تبليغات غلط، دانش آموزان و دانشجويان براي بيدار ماندن در شب امتحان به جاي قهوه و يا چاي از آن استفاده کرده و حتي صاحبان برخي از مشاغل شبانه نيز اين کار را انجام مي دهند که اين امر آثار سويي براي آنان بدنبال دارد. در فصل امتحانات دانشجويان و دانش آموزان براي بيدار ماندن در شب و درس خواندن به مصرف اين قرص روي آورده اند، با توجه به تطبيق اعصاب با اين دارو، بايد تعداد استفاده از اين قرص بالاتر رود که متاسفانه به دليل آثار تخريبي آن بر مغز و اعصاب بعضي از اقشار ياد شده فريب تبليغات را خورده و به مقدار زياد از " ريتالين " استفاده مي کنند. بدليل فعل و انفعالات پيچيده اي که " ريتالين " بر روي مغز دارد ترک آن دشوارتر از کراک و هروئين مي باشد. بنابراين شايسته است افرادي که نياز به بيدار ماندن در شب را دارند با استراحت کوتاهي در روز و استفاده از قهوه و چاي به مقابله با آثار تخريبي اين قرص و مراحل دشوار اعتياد به آن مي پردازند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقاي پرنده

آقاي سليمي

مددكار

آقاي زاهدي

خانم رحمتي

خانم زادهوش

سوسيو گرام جلسه چهارم