X
تبلیغات
مددكاري اجتماعي - مددکاری اجتماعی اعتیاد
مددكاري اجتماعي

 

● "انواع راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری‌ از اعتیاد"
تاکنون‌ راهبردها و استراتژی‌های گوناگونی برای پیشگیری از مصرف مواد مخدر طراحی شده است که هدف همه آن‌ها اعتیادزدایی است. اعتیاد پدیده‌ای چند بعدی است که برخاسته از شرایط ساختاری علل ارتباطی و ویژگی‌های فردی است، لذا استراتژی‌ها و راهبرد‌های اعتیادزدایی و پیشگیری نیز به ناچار با تغییرات ساختاری، تغییر ویژگی‌هایی فردی و شرایط اجتماعی امکان‌پذیر است.
راهبردها و استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر، برنامه‌ها، طرح‌ها و روش‌هایی هستند که به دنبال اهدافی از قبیل استفاده نکردن جامعه از داروهای اعتیادآور، کنترل عوارض وحشتناک مربوط به اعتیاد و دور نگه داشتن جامعه از خطرات ناشی از اعتیاد و آسیب‌های ناشی از آن است.
استراتژی‌های پیشگیری از مصرف مواد مخدر برخاسته از تجربیات کشورهای مختلف و دارای مبانی متفاوتی است. بنابراین هرگونه صحبت و بحث بر روی یک راهبرد واحد ممکن است جنبه‌های تاثیرگذار دیگر را در نظر نداشته باشد. در راهبرد‌های اجتماعی، کنترل اعتیاد، عوامل گسترده‌ای شامل وضعیت قوانین مربوط به اعتیاد، منابع تولید مواد، میزان دسترسی، هزینه مواد، میزان پذیرش مصرف مواد در جامعه، عادات سنتی و بومی، عوامل اقتصادی و فرهنگی و موارد دیگری نقش دارند و از طرفی میزبان یا فرد بیمار به صورت فعالانه اقدام به دریافت مواد می‌کند. بنابراین تنها برخورد با عامل تولید و توزیع مواد مخدر کافی نیست و لازم است که افراد در معرض اعتیاد نیز بازپروری و واکسینه شده و شرایط محیطی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز به گونه‌ای تغییر یافته تا امکان بروز اعتیاد منتفی گردد. فرض بنیادی راهبردهای پیشگیرانه‌ این است که پیشگیری از سوء مصرف مواد راحت‌تر، کم هزینه‌تر و موثرتر از درمان است.
الف) راهبرد پیشگیری از اعتیاد بر مبنای الگوی پیشنهادی گرانت و گاسوپ (Gossop & Grant)
این راهبرد شامل سه بخش اصلی و مهم است:
۱) سطوح پیشگیری
۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری
۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع رسانی
۱) سطوح پیشگیری:
سطوح پیشگیری از اعتیاد در واقع به سه سطح تقسیم می‌شود:
۱ـ۱) پیشگیری اولیه:
آن دسته از سیاست‌ها و برنامه‌هایی که در راستای جلوگیری از وقوع بروز مشکلات طراحی می‌شوند را "پیشگیری اولیه" می‌گویند. برای موفقیت در پیشگیری اولیه باید سازوکارهای ایجاد کننده اعتیاد و عوامل خطرساز را شناخت و با روش‌های موثر نسبت به کنترل آن اقدام نمود. البته اگرچه ممکن است در پیشگیری اولیه امکان شناخت علمی عوامل ایجاد کننده اعتیاد وجود نداشته باشد ولی می‌توان با شناخت برخی از عوامل مهم، حرکت را شروع کرد. برای انجام پیشگیری اولیه باید از روش‌های سه‌گانه حذف عامل تولید و توزیع مواد مخدر، کنترل شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و تقویت مقاومت در فرد معتاد، اقدام نمود که انتخاب شیوه‌های مناسب بستگی به واقعیت‌های موجود جامعه دارد. آموزش و اطلاع‌رسانی به جامعه یکی از مهمترین اقدامات به منظور تغییر اعتقاد و نگرش مردم نسبت به مواد مخدر است.
۲ـ۱) پیشگیری ثانویه:
هدف از انجام پیشگیری ثانویه این است که میزان شیوع مشکل را در جامعه کاهش داد و از طرفی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نمود. هدف از انجام این نوع پیشگیری این است که میزان آسیب وارده به فرد و یا جامعه حتی المقدور محدود شود. برای رسیدن به موقعیت در این مرحله باید با ساز و کارهایی نسبت به شناسایی افراد معتاد اقدام نموده و به درمان مناسب، کم هزینه و آسان آنان اقدام کرد.
۳ـ۱) پیشگیری نوع سوم (ثالثیه):
هدف از این نوع پیشگیری آن است که بتوان به تامین، حفظ و ارتقای فعالیت معتاد و بازپروری او اقدام کرد. ایجاد شبکه‌های حمایتی از افراد معتاد درمان شده، سازمان‌دهی برنامه‌های گسترده و موثر پیگیری این افراد، جلوگیری از ایجاد اثرات منفی ناشی از محل نگهداری از معتادان، جلوگیری از برچسب خوردن افراد معتاد در جامعه و در نهایت سازمان‌دهی امکانات و بازتوانی شغلی این افراد در این مرحله ضروری است. هدف اصلی این نوع از پیشگیری، کمک به افرادی که ترک کرده‌اند، است تا این‌که دوباره به اعتیاد روی نیاورند.
۲) راهبردهای اجرایی در پیشگیری از اعتیاد:
راهبردهای اجرایی در اکثر نقاط عمدتاً‌ بر عامل پخش و توزیع مواد و تا اندازه‌ای محیط متمرکز است و کمتر به جمعیت در معرض خطر توجه می‌کند. راهبردهای اجرایی برای پیشگیری متنوع و متفاوت هستند که برخی از آن‌ها عبارتند از:
۱ـ۲) کنترل تولید و توزیع مواد مخدر:
اقدامات گسترده‌ای در اکثر کشورها به این منظور انجام می‌شود که عمده‌ترین آن قانون‌گذاری به وسیله دولت‌ها و رعایت کنوانسیون‌های بین‌المللی است. برای اجرای قوانین هم سازمان‌های اجرایی متعددی طراحی شده‌اند تا از قوانین حمایت و موجبات اجرای آن را فراهم آورند. بسیاری از دولت‌ها این حرکت و راهبرد را بهترین پاسخ دولت‌ها در جهت اقدام‌های پیشگیری از اعتیاد می‌دانند.
۲ـ۲) اقداماتی در جهت کاهش مصرف و تمرکز بر عامل میزبان که شامل آموزش است:
این آموزش‌ها علاوه بر آموزش افراد در زمینه مشکلات ناشی از مصرف مواد باید بر اصلاح برخی از کمبودهای شخصی و عوامل زمینه‌ساز اعتیاد تکیه داشته باشد تا بدین وسیله بتوان کمبود‌ها را در افراد برطرف نموده و تمایل به استفاده از داروها را کاهش داد. عمده‌ترین موارد مطرح شده در این روش عبارتند از: ایجاد اعتماد به نفس در افراد، مشخص کردن و تعریف نمودن ارزش‌های انسانی و شخصیتی برای افراد، ایجاد قدرت تصمیم‌گیری، آموزش مهارت‌های مربوط به قدرت تطابق با محیط و کاهش اضطراب، آموزش مهارت‌های مربوط به حل مشکل، آموزش مهارت‌های مربوط به ایجاد رابطه سالم با دیگران و در نهایت آموزش شناخت فشارهای اجتماعی و نحوه پاسخ‌گویی به این قبیل فشارها.
۳) مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی:
سومین راهبرد پیشگیری از مصرف مواد که گرانت و گاسوپ از آن بحث می‌کنند مکان‌های ارائه آموزش و اطلاع‌رسانی را شامل می‌شود:
۱ـ۳) آموزش در مدارس:
کلاس درس یک محیط مناسب برای ایجاد ارتباط میان افراد جوان بوده و از بسیاری جهات محیطی مناسب برای ارائه اطلاعات است. در این محیط لازم است علاوه بر تعلیم معلمان مدارس از روش‌های آموزشی استاندارد و مناسب استفاده نمود. هم‌چنین استفاده از افرادی که در گذشته معتاد بوده و اکنون ترک کرده‌اند و با افرادی که برای دانش‌آموزان در حکم الگو هستند دارای اثرات مفیدی است.
۲ـ۳) آموزش از طریق رسانه‌ها:
استفاده از رسانه‌ها این امکان را فراهم می‌کند تا بتوان به افرادی دسترسی پیدا کرد که دسترسی به آن‌ها با سایر روش‌ها ممکن نیست. این روش دارای بیشترین اثربخشی است و هیچ روشی قادر نیست تا این اندازه مخاطب داشته باشد. هر چند که نطقه ضعف این روش این است که پیام‌ها عمدتا یک طرفه ارسال می‌شود و امکان ارتباط دوطرفه مقدور نیست. لذا این روش قادر به افزایش دانش مخاطبان شده، ولی توانایی آن در ایجاد تغییرات در رفتار و نگرش مخاطبان در مورد مواد اعتیادآور جای تردید است. به هر حال نتایج خوبی در زمینه مبارزه با مصرف سیگار در بسیاری از کشورها داشته است.
جهت اثربخشی هر چه بیشتر لازم است ارسال پیام، از طریق رسانه‌ها به ویژه صدا و سیما مواردی از قبیل شناخت مخاطبان، عدم تبلیغات بیش از اندازه، تنوع در استفاده از افراد الگو اعم از شخصیت‌های علمی، مذهبی، ورزشی و سینمایی را رعایت کرد.
۳ـ۳) آموزش در محیط کار:
محیط کار نیز فضای مناسبی برای ایجاد ارتباط با عده قابل توجهی از افراد است. در این مراکز می‌توان از روش‌های مختلفی هم‌چون استفاده از پوسترها، بروشورها، نمایش فیلم، ارائه اطلاعات با سیستم پستی، برگزاری سخنرانی، سمینارها، کارگاه‌ها و بحث در گروه‌های کوچک استفاده نمود. بدون شک محتوای برنامه‌های آموزشی در محیط کار علاوه بر افزایش میزان دانش و اطلاعات در مورد مواد اعتیاد‌آور و خطرات ناشی از آن می‌تواند در رابطه با عوامل خطرساز، ارائه یک الگوی زندگی مثبت و مفید و تقویت مهارت‌های مواجهه با استرس و فشارهای زندگی نیز موثر باشد.
۴ـ۳) استفاده از روش‌های جایگزین در جهت تغییر شرایط محیط کار:
در این روش آن گروه از رفتارها و شرایط اجتماعی که در تضاد با مصرف مواد اعتیادآور هستند، مورد حمایت قرار می‌گیرند. به عنوان نمونه راه‌اندازی یک مرکز ورزشی و تفریحی برای پر کردن اوقات فراغت در مناطق آسیب‌پذیر، سازمان‌دهی مسابقات ورزشی در مدارس آسیب دیده و ایجاد الگوهای شغلی و فرصت‌های اجتماعی برای افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند را می‌توان نام برد.
۵ـ۳) آموزش در خانه و جامعه:
مخاطبان در خانه و جامعه، بر خلاف برنامه‌های آموزشی فوق مثل آموزش در محیط کار و مدرسه، مجبور به حضور در برنامه‌های آموزشی نیستند و لذا باید با اقدام‌های ویژه‌ای مشارکت عمومی جامعه و خانواده‌ها را جلب کرد. در این خصوص می‌توان به صورت مکاتبه‌ای و به طور پیوسته اطلاعات لازم در مورد مواد اعتیادآور، نحوه شناخت و برخورد با معتاد و علایم اعتیاد را به پدر و مادر ، مراکز مذهبی و مساجد، باشگاه‌های ورزشی و جلسات اولیا و مربیان در مدارس ارائه کرد. به ویژه در صورت سازمان‌دهی گروه‌های داوطلب این اقدامات موثرتر خواهد بود به نحوی که امروز نقش گروه‌های داوطلب در مبارزه با اعتیاد به ویژه سازمان‌های جوان، از خانواده‌ها بیشتر است.
ب) راهبرد‌های پیشگیری از سوء مصرف مواد از نظر محتوایی؛ باتوین و همکاران (Botvin et.al)
راهبرد باتوین و همکارانش به پنج راهبرد تقسیم می‌شود که در زیر به توضیح هر یک پرداخته خواهد شد.
۱) رویکرد پرورش عاطفی (emotional nurture approach):
رویکرد پرورش عاطفی شامل افزایش عزت نفس، اتکا به خود، تصمیم‌گیری مسئولان، رشد روابط بین فردی و استفاده کم یا استفاده نکردن از اطلاعات در مورد مصرف مواد است و به وسیله دستورالعمل آموزشی، بحث گروهی و فعالیت‌های آموزشی، هم اندیشی و روان درمانی گروهی اجرا می‌شود.
۲) رویکرد نفوذ اجتماعی (social influence approach):
این راهبرد شامل افزایش آگاهی از فشار اجتماعی برای مصرف مواد مخدر، افزایش دانش در مورد پیامدهای کوتاه مدت مصرف مواد در اثر فشار همکیشان و پایه‌گذاری هنجارهای مصرف نکردن مواد است که به وسیله بحث کلاسی و گروهی، آموزش مهارت‌های مقابله، تمرین رفتاری، روش‌های جرات‌آموزی، بسط تمرینات از طریق تکالیف و استفاده از رهبران همتا و همسال در برنامه‌ریزی‌ها و برنامه‌های آموزشی امکان‌پذیر می‌شود.
۳) رویکرد جایگزین یا بدیل (Alternative approach):
این رویکرد شامل ارائه کردن فعالیت‌های جایگزین مصرف مواد و کاهش احساس بی‌حوصلگی یا بی‌گانگی است. برنامه‌هایی مانند تاسیس مراکز جوانان، فعالیت‌های تفریحی و ورزشی، شرکت در طرح‌های سرویس جامع و آموزش حرفه‌ای، این رویکرد را عملی می‌سازد.
۴) رویکرد نشر اطلاعات (information dissemination approach):
رویکرد نشر اطلاعات منجر به افزایش آگاهی در مورد مواد مخدر، آثار آن‌ها، پیامد‌های مصرف مواد، تقویت نگرش‌های ضد مصرف مواد می‌شود. رویکرد نشر اطلاعات به وسیله دستورالعمل‌های آموزشی، بحث‌های گروهی، نمایش فیلم، نمایش مواد مخدر، پوستر، جزوه و برنامه‌های آموزشی والدین اعمال می‌شود.
۵) رویکرد نفوذ اجتماعی و افزایش توانایی (negrated social influence and enhancement of abilities):
افزایش توان تصمیم‌گیری، تغییر رفتار شخصیتی، کاهش اضطراب، افزایش مهارت‌های اجتماعی و ارتباط و کاربرد مهارت‌های عمومی برای مقابله با فشار اجتماعی از برنامه‌های این رویکرد است.

نوشته شده توسط محمد رضا ايرواني در ساعت 17:48 | لینک  |