مددكاري اجتماعي

سازگاری در سالمندان

یکی از ویژگی های مهم دوره سالمندی ،سازگاری با تغییرات جسمانی ،روانی و اجتماعی است.افرادی که پا به سن پیری می گذارند بر اساس تفاوت های مشهور در شخصیت ونگرش ها وعلایق به تغییرات پیری وسالمندی نقش های متفاوتی نشان میدهنددر واقع ادراک آنان از مسایل متفاوت است.اگر سالخوردگان بتوانند با مشکلات خاص دوره سنی خویش هماهنگ شوند با شرایط ویژه ی این دوره به گونه ای مثبت برخورد کنندواز زندگی هم چون دوره های گذشته لذت ببرند . اصطلاحاًگفته می شود که با مسایل سالخوردگی سازگاری دارند اما اگر بتوانند خود را با مسایل پیری هماهنگ سازند .اغلب افراد سالخورده بدون حمایت اجتماعی شریک زندگی ،شغل ،نقش اجتماعی ومخارج سازگاری سالخوردگی اجتماعی افزایش می یابد. (کیانپور،1379).

در یکی از تحقیقات مهم برای تعیین وتفکیک گروههای سالخورده با سازگاری عالی ،سازگاری ضعیف از افراد خواسته شدنگرش خود را نسبت به مسایل مهم بیان کنند.

این مطالعه به دلیل نشان دادن برتری زنان سالخورده به مردان مسن در سازگاری اخیرا ،مورد توجه بسیار قرار گرفته است.

پژوهشگران در این مطالعه سه گروه را که دارای سازگاری کامل ودو گروه را که دارای سازگاری  ضعیف بودند مشخص کردند. سه گروه عبارتند از:

1)افراد رشد یافته ای که دید انعطاف پذیر وسازنده نسبت به زندگی داشتن.

2)افرای که به دیگران وابسته بودند،درگیر مسایل زندگی نمی شدند،ولی احساس آرامش میکردند.

3)افرادی که می کوشیدند تا سرپا وفعال بمانندواز اظهار خستگی خصوصاوابستگی به دیگران اجتناب کنند.

دو گروه با سازگاری ضعیف عبارتند از:

1)افراد افسرده ای که از خود متنفر بودند،خود را سرزنش می کردند واز مرگ استقبال می نمودند.

2)افرادی که دیگران را مسئول بدشانسی خود می دانستند ،از همسران شکایت داشتند واز مرگ می ترسیدند.

عوامل مؤثر در سازگاری

اغلب افراد مسن قادرندواقعیات را بپذیرنندوبا مشکلات ساز گار شوند ،از این رو آنان مثل افراد دیگر در سنین دیگر ،از نظر عاطفی از سلامت بر خوردار هستند به  بیان دیگر تعداد افرادی که قادر به سازگاری صحیح با مسائل پیری نیستند چندان زیاد نیست.این عده یا به واسطه ی نشانه ها ی محیطی یا به دلیل نقایص شخصی قادر به تحمل واقعیات پیری وسازگاری با مسائل نیستند.عوامل چندی در سازگاری یا ناساز گاری با مسائل سالخوردگی مؤثرند.پاره ای از عوامل به شرح زیر است:

1)آمادگی برای سالخوردگی:

افرادی باید برای رسیدن به سالخوردگی وباز نشستگی آمادگی پیدا کنند ودر واقع ودر واقع برای سازگاری بیشترتدارک باز نشستگی باید قبل از آن انجام گیرد تا به بازنشستگان امکان دهد برای خود از نظر مالی وشرایط زندگی موقعیت مناسبی دست وپاکنند با برنامه ریزی هایی نظیر گروههایی به منظور ایجاد آمادگی برای سالمندی ، آموزش برای آگاه ساتن سالمندان از ضرورت وجود یک برنامه ی غذایی مناسب ورد یابی اختلالات دوران پیری به وقوع می پیوندند کاست.

2)پذیرش سالخوردگی :

در ابتدای دوران سالخوردگی که افراد هنوز واقعیت پیری را نپذیرفته اند مشکلات بیشتری را تجربه میکنندوبیشتر دچار افسردگی می گردندولی به تدریج پیری را می پذیرند وخود را با آن تطبیق می دهندتحقیقات نشان می دهد که افراد پیر تر در مقایسه با افراد دیگر از زندگی گذشته خود خوشنود تر به نظر می رسندبنابراین من تر شدن به افراد این فرصت را می دهد که گذشته را بپذیرند وبدون تاسف بیش از اندازه از هدف های دست نیافته از آن گونه هدف ها چشم بپوشند.

3)اطرافیان :

اطرافیان ونزدیکان باید اجازه دهندکه سالخوردگان در باره پیروزی های خود صحبت کنند واز بازگو کردن خاطرات شیرین خوداحساس لذت وغرور کنند .باید به آنان اجازه داد از تجربیات خود برای نوه ها بگویند وبه گذشته ی خود افتخار کنند..فرزندان افراد مسن باید والدین خود را نه طردکنند نه آنان را بیش از اندازه مورد مهر ومحبت قرار دهند زیرا اگر طرد شوند احساس نا امنی واظطراب ویاس می کنند واگر بیش از حد از آنان حمایت شود احساس وابستگی وعدم استقلال در آنان شدید می شود.

4)شخصیت:

افراد براساس تفاوت در شخصیت واکنش متفاوت نسبت به پیری نشان می دهند.برخی از شخصیت ها به آرامی خود رابا شرایط پیری منطبق میکنندمثل افرادی که شخصیت اتکایی دارند زود تر سازگاری نشان می دهندزنان برمبنای تجربه تربیت وداشتن شخصیت وابسته ارتباط اتکایی ناشی از بیماری های جسمانی را بیشتر پذیرا هستندوبهتر می توانند خود را با شرایط جدید سازگار سازندوتصور شخصی افراد یعنی هر فرد خود را چگونه می بیند عامل اساسی دیگر در عامل اساسی پیری است.سالخوردگان نیز مثل افراد سایر سنین اگر بتوانند شایستگی ولیاقت از خود نشان دهند احساس موفقیت می کنند.(حقیقی،1379)

5)نقش ومقام اجتماعی واحساس سودمندی:

بازنشستگی به معنای جدایی از تنش اجتماعی است. بازنشستگی واز دست دادن نقش ومقام اجتماعی که مرتبط با اشتغال ومسئولیت اجتماعی اغلب احساس پوچی وبی فایدگی را برای سالخوردگان به ارمغان می آورد اکثر سالخوردگان دارای احساس نا ایمنی ،تنهایی از دست دادن نقش ومقام اجتماعی هستند.واحساس می کنند کسی به وجودشان احتیاج ندارد وجامعه برای آنان اهمیتی قائل نیست.برای افراد مسن مهم است که احساس کنند دیگران هنوز به وجود آنان نیاز دارند.واینکه قادرند به فعالیت روزانه خود البته در حدود امکان ادامه دهند.

اگر به این نحو احساس ارزش و اهمیت کنند احتمال کمتر به بیماری ها ی جسمانی و روانی شایع در این دوره مبتلا می شوند.(حقیقی،1379)

6)مسائل اجتماعی وفرهنگی:

مشخص شده است افراد سالخورده ای که در روستاها به کشاورزی ودامداری مشغولند نسبت به شهر نشینان از سلامت وطول عمر بیشتری بر خوردارند سالخوردگان روستایی قوی ،سالم ومورد احترام هستند زیرا عوامل اجتماعی وفرهنگی مؤثر در حمایت آنان متفاوت از عوامل اجتماعی وفرهنگی شهر نشینان ،از طرف دیگردر روستاها باز نشستگی اجباری وجود نداردوسالخوردگان تا هر زمانی که قادر باشند کار می کنند.(حقیقی،1379)

سلامت روان

طبق تحقیقات انجام شده ،عامل پیدایش بسیاری از ناسازگاری ها وناهنجاری های

روانی ناشی از تضاد های ارزشی وعدم استقرار یک نظام ارزشی سازمان یافته

در هر فرد ذکر شده است.اسلام ویژگی های شخصیت نابهنجار وبیماروبه

تعبیر اسلامی (فی قلوبهم مرض)رادر بعدعقیدتی ،عاطفی عقلانی ،شناختی و

خصوصیات بدنی بیان کرده است.

یکی از شرایط لازم جهت دست یابی به سلامت روان ،برخورداری از یک نظام ارزشی منسجم است.

تعریف سلامت روان

تاکنون تعریف متعددی از سلامت روان ارائه شده که همگی بر اهمیت تمامیت ویک پارچگی شخصیت تاکید ورزیده اند.گلدشتاین،سلامت روانی را تعادل بین اعضا ومحیط در رسیدن به خود شکوفایی می داند.چاهن(1991)نیز سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر میکند که عبارت است از حداکثر اثر بخشی ورضایت به دست آمده از تقابل فردی واجتماعی که شامل احساسات وباز خوردهای مثبت به خود ودیگران می شوددر سالهای اخیر انجمن کانادایی بهداشت روانی ،سلامت روان را در سه  بخش تعریف کرده است:

 بخش اول:بازخورد های مربوط به خودشامل:

الف)تسلط بر هیجانات خود

ب)آگاهی از ضعف های خود

ج)رضایت از خوشی های خود

 

بخش دوم:باز خوردهای مربوط به دیگران شامل:

الف)علاقه به دوستی های طولانی وصمیمی

ب)احساس تعلق به یک گروه

ج)احساس تعلق ومسئلیولیت در مقابل محیط انسانی ومادی

بخش سوم:بازخوردهای مربوط به زندگی شامل:

الف)پذیرش مسئولیت ها

ب)ذوق توسعه امکانات وعلایق خود

ج)توانایی اخذ تصمیمات شخصی

د)ذوق خوب کار کردن

چاهن به ذکر پنج الگوی رفتاری با ارتباط به سلامت روان مبادرت ورزیده است.

1.حس مسئولیت پذیری :کسی که دارای سلامت روان است نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده ودر جهت ارضاء خواسته ها وایجاد آسایش آنان می کوشد.

2)حس اعتماد به خود:کسی که واجد سلامت روانی است به خود وتوانایی هایش اعتماد داردومشکلات را پدیده ای قطعی می انگارد که حل شدنی است.از این روموانع،خدشه ای به روحیه ی او وارد نمی سازد.

3)هدف مداری :

به فردی اشاره دارد که واجد مفهوم روشنی از آرمانهای زندگی است واز این رو ،تمامی نیرو و خلاقیتش را در جهت دستیابی به این اهداف هدایت می کند.

4)ارزشهای شخصی :چنین فردی در زندگی خود از فلسفه خاص مبتنی براعتقادات ،باورها واهدافی برخوردار است که به سعادت وشادکامی خود واطرافیانش می انجامدوخواهان افزایش مشارکت اجتماعی است.

5)فردیت ویگانگی:کسی که دارای سلامت روان است،خود را جدا ومتمایز از دیگران می شمارد ومیکوشد باز خوردها والگوهای رفتاری خود را توسعه دهد به طوری که نه همنوایی کود وناهشیارانه با خواسته ها وتمایلات دیگران دارد ونه توسط دیگران متروک می شود.

ملاک های سلامت روان :

ونیز سلامت روان را وابسته به هفت ملاک می داند که عبارتند از:

1)رفتار اجتماعی مناسب

2)رهایی از نگرانی وگناه

3)فقدان بیماری روانی

4)کفایت فردی و خود مهار گری

5)خویشتن پذیری و خود شکوفایی

6)توسعه یافتگی وسازماندهی شخصیت

7)گشاده نگری وانعطاف پذیری

افسردگی

 در همه افراد بشر گاهی تغییر حالت عاطفی دیده می شود بدین معنی که شخص ممکن است مدتی خوشحال وزمانی دیگر غمگین باشد.هیچ فردی نمی تواند برای همیشه شاد ویا همیشه افسرده باقی بماند.هنگامی این تغییر حالت کمی زیاد تر از معمول می شود ،می گویند که شخص متلون اعزاج است وپیش بینی رفتار او مشکل خواهد بود.(شاملو،262:1380)

در موارد شدیدتغییر عواطف شخص ممکن است مبتلا به پیسکوزمانیک ودپرسو باشد.در حالت مانیک فرد ممکن است به شدت به فعالیت دست زندوآنچنان به سرعت صحبت کند که گاهی حرفهایش نامفهوم شود.

در حالت دپرسیون یا افسردگی بیمار ساکت وآرام وغمگین بدون اینکه کوچکترین صحبتی بکنددر گوشه ای می نشینداین مریض تنها می گریدو آرزوی مرگ می کند.(شامل 262:1380)

افسردگی یکی از شایع ترین اختلالات روانی در سالمندان است. افسردگی بخش طبیعی ازسالمندی نیست.در واقع مطالعات نشان میدهد که اکثر سالمندان از زندگی خود راضی هستند.عواملی مانند بیماری جسمی مصرف برخی داروها وفشارهای روان یمانند مرگ عزیزان ،احساس تنهایی ،مشکلات اقتصادی و........ میتواند موجب بروز افسردگی در سالمندان شود بخصوص اگر سالمند احساس کند که کنترل زندگی وحمایت  اطرافیانش رااز دست داده است.(عظیمی47:1384)

 

علائم افسردگی

کاهش اشتها ،بی خوابی یا خواب زیاد ،از دست دادن انرژی ،خستگی وبیزاری ،فقدان احساس خشنودی ،رضایت ولذت نسبت به فعالیت ها ی معمولی وهمیشگی وابراز شکایت وسرزنش خود ویا محکوم کردن بی مورد خویشتن،گله وشکایت از کاهش فعالیت وتمرکز ،گرفتن تصمیماتی در مورد خود کشی (سالمندی58:1379)

 

علل افسردگی

اگر چه ممکن است متخصصانی را بشناسیدکه افسردگی را کاملا از بعد زیست شناختی آن یعنی از جنبه جسمانی توضیح دهند وروان شناسان نیز با همان درجه از اطمینان این مقوله از بعد کاملا روان شناختی تفسیر کنند ولی ترجیاً بهتر است که علل افسردگی را نتیجه عوامل متعاقب گوناگونی در نظر بگیریم اگر بپدیریم که عضوی روانی وذهن است در آن صورت می توان عوامل زیست شناختی ،روان شناختی یا ذهنی را دقیقا به عنوان راه های مختلفی برای تبیین این پدیده مد نظر قرار دادبه این ترتیب  تفاسیرزیست شناختی مبین جنبه های اجتماعی افسردگی از دو تفاسیر روان شناختی مبین آنند که چگونه افسردگی از نظر عاطفی هیجانی احساس وخلق روی ها اثر گذارد.(ایوی به نقل از شمس 98:1382)

 

عوامل روان شناختی :

عوامل روان شناختی هم مانند عوامل زیستی نمی تواندسبب افسردگی شود.اما می توانند آسیب پذیر رادر مقابل افسردگی افزایش دهندودر تداوم افسردگی نقشی داشته باشندوبه نظر می رسد برخی تجربیات خاص دردوران کودکی وموقعیت های شخص درزندگی جاری مارا به این وقایع دشوار زندگی به صورت افسردگی پاسخ دهیم آسیب پذیری سازد ودر یک تحقیق جامع شناختی که در مورد افسردگی زمانی تحقق شده در یافتند زمانی که احتکمال بیشتر ی داشتند که پس از وقایع سخت به افسردگی مبتلا شوند دارای زمینه ها ومراحل آسیب پذیری بودند ودر دوران کودکی وقبل ز 11سالگی مادران خود را از دست داده اند وهیچ گونه محرم اسراری نداشتند هیچ شغلی در خارج منزل نداشتندو حداقل مورد این زنان به نظر می رسد که این تجربیات نشانگر افزایش افسردگی است. (ایوی به نقل از شمس122:1382)

 

عوامل اجتماعی:

برخی متخصصان معتقدندکه رویدادهای زندگی فقط نقش محدودی در شروع افسردگی دارندوبرخی دیگر نقش اولیه واساسی را برای آن قائل اند.اما آنچه بیشتر از همه نقش آن در ارتباط با افسردگی معلوم شده است از دست دادن والدین قبل از11سالگی است در بین عوامل متعددسه عامل احتمالا نقش بیشتری در پیدایش افسردگی اساسی دارند .

1)فقدان ناگهانی بخصوص اگر همسر فرد باشد.

2)مرگ یا جداشدن از مادر در زیر سن 11سالگی

3)داشتن 3 یا بیشتر از 3فرزندزیر 144سال.

روان کاران معتقدند که محرومیت از مهر مادری چه به علت جدایی وچه به علت فقدان ،شخص را برای ابتلا به اختلالات افسردگی در بزرگسالی مستعد میکند.(کاپلان به نقل از رفیعی ،1386)

 

عوامل روانی:

ابراهام در سال 1911افسردگی را با حالت غم واندوه مقایسه کرد واولین کوشش رادر تبیین روان کاوانه وافسردگی به کار بردوی در بیان تفاوت اندوه و افسردگی پیشنهاد کرد فرد غمگین ومات زده آگاهانه به فردی که از دست داده انداندوهناک می باشد وچون همانند سازی با وی وجود دارد سعی می کند ویژگی های وی را پذیرفت مانند اورفتار کند در حالی که فرد افسرده ناخود آگاه حصرت وعنادی را که نسبت به فرد از دست داده احساس می کند به خویش باز می گرداند ونیز احساس گناه وعدم احترام به خود ضعف ها و کمبود های اورا به خود اختصاص می دهد. (کاپلان به نقل از رفیعی،1386)

فروید در سال 1917در مقاله ای به عنوان اندوه ملانکولی ،مارا در شناخت روان کاوانه افسردگی یاری می دهدولی ضمن تایید نظریه ی ابراهام به توضیح بیشتر در رابطه با این نظریه پرداخت وسعی کرد بر اساس آن دید جامع تری درجهت افسردگی ارائه دهدفروید محرومیت از عشق محبت در دوران های مشخص وحساس زندگی را موجبی برای بروز افسردگی در دوران های بعدی زندگی می دانست وبر این باور بود که احیای همین احساس فقدان است که به صورت سمبلیک افسردگی می انجامدبا این دیدگاه باید افسردگی را عبارت بدانیم از عدم موفقیت در بیان غم واندوه عادی.(کاپلان به نقل از رفیعی،1386)

 

عوامل موثر بر افسردگی مردان

1)سن:

تفاوت روشنی بین ویژگی های بالینی اختلالات افسردگی سالمندان وافراد جوان وجود ندارد اما بعضی از علائم در سالمندان بارزتر است.

افسردگی یک قطبی از نظر توزیع دو پیک دارد که سنین 60_50سالگی ودر دیگر سنین بین 30_20سالگی است که در سنین 30_20سالگی مردان بیشتر از زنان مبتلاست ودر سنین 60_50سالگی اکثر زنان مبتلا می شوند.

اما سن چهل سالگی به بالا دوره ای است که همه افراد در آن دچار مسائلی می شوند ولی برای بعضی ها این مسائل قابل مشکلات نیست در این سن زنها باید با واقعیت های ناگوارروبرو شوند مثلا آنها باید قبول کنندکه زیبایی خود را از دست داده اندوبه علاوه قادر به بچه دار شدن نیز نیستندومرد پنجاه ساله نیز احساس می کند که پیر شده ونیروی جوانی را از دست داده  به علاوه تمایلات جنسی وعلایق وفعالیت های دیگر او نیز تحلل رفته است و چند سال دیگر کسی بهاو احتیاج نخاهد داشت و البته اغلب افراد مسن قادرند که با واقعیت سن خود سازش کنند .ولی عده ای نیز به واسطه ی فشار محیط یا نقیص مشخص قادر به تحمل واقعیت سن نیستند افسرده خاطر می شوند واگر این حالت شدت یابد  ممکن است به بروز پیشکوز پیری گردد.

2)جنس:

جنسیت جزءلاینفکی از زندگی است وبا افزایش سن از میان نمی رود . هرچند گاهی جامعه ترجیح می دهد که به سالمندان به دیده موجوداتی غیر جنسی بنگرد به طور کلی افسردگی دو قطبی در زنان دوبرابرمردان است.اسفورد(1988)علل زیر را در بالا بردن افسردگی زنان در مردان دخیل می داند آمادگی بیشتر زنان نسبت به مردان برای قبول علائم افسردگی واز طرف دیگر عده ای از مردان افسرده به الکل روی آورده والکلیک تشخیص داده شوند،به علاوه ممکن است اختلالات افسردگی ارثی و وابسته به کروموزوم x باشد ویا امکان دارد به تغییرات هورمونی چرخه تولید مثل زنان وابسته باشد.

3)وضعیت تاهل:

داغدیدگی زمینه ی غالب ومشخص کننده تجارب هیجانی افراد سالمند است وشخص پیر ناگذیر است داغدیدگی متعدد(مرگ همسر ،خانواده،همکاران)تغییر وضع شغلی ومنزلت  افت توانایی های جسمی وتندرستی مدارانماید داغدیدگی در هر زمانی از دوران پیری سبب می شود که شخص انرژی زیادی را صرف سوگواری ،فراق از از سوگ وتطابق با تغییراتی ناشی از داغدیگی نماید ،تنها زندگی کردن استرس عمده ای 10./.سالمندان را تحت تاثیر قرار می دهد.(سالمندی 108:1379)

 

غم ناشی از عدم کار آیی

غم احساس بسیار قدرتمندی است و ترکیبی از تاسف ،از دست دادن وگیجی است.

وهنگامی ایجاد می شود که شخص یا چیزی ارزشمند از دست برود ،این عکس العمل در پاسخ به از دست دادن شخص ،نقش،ارتباط ،سلامتی یا استقلال به وجود می آید . غم وناامیدی بر روی تفکر خلق ورفتار اثر کرده وموجب ایجاد طیف وسیعی از احساسات جسمی میشود.افراد سالمند که در اثر غم واندوه عملکردشان را از دست می دهند کاملا خودرا از دریافت حمایت از سیستم های حمایتی طبیعی جدا می کنند علاقه آنان در انجام فعالیت ها کاهش می یابد وحتی کاهش در انجام فعالیت های اصلی در کارهای روزانه می شوند.

 

تغییرات خلقی

افرادی که دچار تنیدگی شدید می شوند از خستگی ،فشار روحی واظطراب شکایت دارنداغلب آنها احساس بد داشتن ویا همه چیز نگران کننده است را مطرح می کنند.گاهی ممکن است دچار آشفتگی ،تحریک پذیری وتند مزاجی وحتی عصبانیت شوند.

 

تنیدگی

یک قسمت طبیعی از زندگی است وهیچ کس بدون آن زندگی نمی کند . هنگامی که فردی با یک تهدید کننده حقیقی یا استنباطی ویاتغییری در زندگی روبروگرددتنیدگی اتفاق می افتد .تنیدگی زاها می تواند شامل تهدید کننده های فیزیکی خارجی هم چون گرما ویا سرمای طاقت فرسا ویا تهدید کننده های روحی وروانی هم چون تفکرات واحساسات ،تهدید کننده ها یاجتماعی هم چون فشار های ناشی از شغل ویا تغییر در ارتباطات اجتماعی می باشد .افراد با سطوح بالای تنیدگی احساس خستگی ودرماندگی ،اظطراب و آسیب پذیری خواهند نمود.مردمی که تنیدگی شدید دارند اغلب بیان می کنند که دچار کاهش اعتماد به نفس وارزش به خود شده اند.هم چنین ممکن است آنقدر در گیر مشکلاتشان باشند که توانایی یا علاقه کمتری برای برقراری ارتباط با دیگران داشته باشند. ممکن است دچار علائم افسردگی شده ویا حتی فکر خود کشی را بیان نمایند .(گلاریا،هامفن،به نقل ازعابدی 336:1382)

افسردگی سندرمی است که موجب تغییرات فیزیولوژیکی خلقی وشناختی در کل بدن می شود .تصور بیماری که موجب آشفتگی بیشتر مردم سالمند می شود در آن موجب جستجو برای کمک در رفع مشکلات خلقی می شود . زیرا آن را علامتی از صعف می دانند که باید به تنهایی بر آن غلبه کنند .

افراد سالمند بیشتر توجه شان به علائم جسمی است تا احساس افسردگی وعلائمی شبیه درد های مزمن ،کاهش اشتها ،کاهش بی خوابی ،کاهش علاقه وحتی رفتارهای ناشی از زوال عقل که اغلب با دیگر مشکلات توام می باشدموجب می شود افسردگی فراموش شود.افسردگی جزءطبیعی سالمندی نیست ،در حقیقت مطالعات نشان داده اند که اغلب سالمندان از زندگی خود راضی نیستند وروشن است که زندگی در میان تنیدگی زاها موجب شده که اغلب سالمندان اطلاعات و مهارت سازگاری خودشان را به سطح بالایی ارتقاءدهند. افسردگی هنگامی ظاهر خواهد شد که سالمندان تحت تنیدگی های فیزیولوژیک قرار گیرند .

اهداف در مانی برای افسردگی

_کاهش علائم افسردگی

_کاهش خطر عود

_بهبود کیفیت زندگی

_بهبود حالت سلامتی

 

تغییرات رفتاری

مردم تلاش می کنند به روشهای مختلفی از عهده تنیدگی برآیند .عده ای از تعادل ویا انجام وظایفی که سطح تنیدگی آنها را افزایش می دهد اجتناب می کنند،در حالی که عده ای دیگر وظیفه خود راتلاش در متوقف کردن منبع مشکلاتشان می دانند.

مردمی که تحت تنیدگی هستند بیشتر خطا میکنند ووظایفشان را به طور کامل انجام نمی دهندوحتی ظاهر وصدایشان در هم وبرهم میباشد.تفکر بیانات وعملکردشان اغلب متوجه این طرف و آن طرف است. ممکن است رفتارهای افراطی داشته باشند ،مثل حرکت دادن کلید با انگشتان وضربه زدن مداوم روی میز ،خلق عصبانی ،پرخاشگری و رفتار های تهاجمی ممکن است بروز نماید.

 

تنیدگی وبیماری

تنیدگی وبیماری بسیار به هم وابسته اند.مطالعات نشان می دهد که؛اختلالات روحی وفیزیکی می تواند ناشی از تنیدگی باشند وهم چنین تنیدگی خطرات ایجاد اختلالات روحی وجسمی راافزایش می دهد.بیماران مبتلا به اختلالات جسمی کمتر قادرند از عهده تنیدگی های جسمی وروحی وروانی بر آیند که این امر موجب کاهش انرژی وتوان سالمندی در جهت مقابله وسازگاری خواهد شد.مردم در توانایی سازگاری باتنیدگی با یکدیگر متفاوت هستند.فردی که یاد نگرفته بر تنیدگی زاهای طبیعی روزمره زندگی غلبه کند.نمی تواند هنگامی که سطح تنیدگی اش بالاست به طور عادی بر خورد کند بنابر این در معرض خطربیشتری برای ابتلا به بیماری های جسمی وروحی روانی می باشد.(گلاریا،هامفن به نقل از عابدی338:1382،339)

درک از خود /مغهوم از خود سالمندی

اریکسون وظیفه اصلی اواخر زندگی حفظ تمامیت (( خود))حس خود ارزش در مقابل یأس تعریف کرده است.

نگرش به سالمندی ،سطح اعتماد به نفس در طول زندگی ،میزان تغییرات جسمی ناشی از پیری وبیماری،وجود یا عدم ،وجود سیستم های حمایتی وتوانایی حفظ درجاتی از کنترل ،به اینکه آیا افراد مسن درانجام این وظایف موفق خواهند بود،مؤثراست.افراد مسن باید پیری خود را درک کنند.مشکل است فردی ببیند در حال پیر شدن است..بسیاری ازسالمندان وقتی با واقعیت روبرو می شوند دچار ترس شده وحتی برای لحظاتی خودش رابه عنوان یک فرد مسن نمی تواندتصور کند.

درک از خود ضعیف واحساساتی منفی درمیان سالمندان شایع است.سالمندانی که یک درک از خود ضعیف در طول زندگی داشته اند،احتمالاً قادر نیستند که با افزایش سن اعتماد به نفس خود را بدست آورند.

اختلال اعتماد به نفس

دلایل فراوانی وجود داردکه چرا سالمند در معرض از دست دادن اعتماد به نفس است.احتمالاًکسانی که اعتماد به نفس پایین دارند،خصوصیات رفتاری معین دارند.زبان بدن افراد با اعتمادبه نفس پایین افراد افسرده است.

آنان اغلب با حالت سر افکندگی مشاهده شده ،حالت چهره غمگین دارندومعمولا از تماس چشمی اجتناب می کنند.

جملاتی نظیر ((وقت خود را صرف من نکن))یا(( من هیچ کاری را نمی توانم درست انجام بدهم نشان دهنده ی اعتماد به نفس پایین است.صحبت افراد با اعتماد به نفس پایین پر از جملاتی از غم ،فقدان،افسردگی،اضطراب وخشم است.آنها جنبه های مثبت زندگی را کوچک شمرده وبر تجربیات منفی خود تاکید دارند.افراد سالمند با اعتماد به نفس پایین از برخورد اجتماعی اجتناب نموده واگر مجبور به برخوردبادیگران شدند از تعامل اجتناب نموده ودر کنار گروه یا فعالیت باقی می مانند.(گلاریا ،هاممفن به نقل از عابدی،311،307:1382)

برخی احساسات مشترک سالمندان:

1)احساس غم واندوه به خاطر عدم توجه فرزندان واطرافیان که عمری برای رفاه آنان تلاش کرده اند.

2)احساس تنهایی به علت طرد شدن

3)احساس یاس وناامیدی

4)احساس اضطراب ونگرانی

5)احساس هرز رفتن وبیهوده شدن

6)احساس سر باز زدن

جدی ترین خطری که فرد سالمند را تهدید می کنددر انزوا قرار گرفتن او از سوی اطرافیان است. در این حالت شخص امکان ارتباط صمیمی ونزدیک با دیگران را از دست می دهد.تنهایی منجر میگردد فرد سالمند به تدریج دچار مشکل روانی شوندلذا درک احساسات وانتظارات سالمندان از اطرافیان وتصحیح ارتباط افراد خانواده با آنها در فرایند بهداشت روانی آنها بسیار مهم است.

سالمندان به آن اندازه ای که دیگران به آنها به عنوان پیر واز کار افتاده نگاه می کنندخود را ضعیف وناتوان احساس نمی کنند.چنانکه در یک خانواده گرم ومهربان اغلب سالمندان بسیار راحت آرام مقاوم وبا نشاط روزگار می گذرانند در نتیجه این افراد حوصله نگهداری کودکان را با همه شیطنت هایشان دارند.

سالمندان به دلیل باز نشستگی ودوری از فرزندان ،نیاز به ارتباط وتوجه عاطفی بیشتری رادر خود احساس می کنندکه این نیاز باید مورد توجه قرار گیرد وارضاءشود.

برنامه ریزی صحیح واستفاده از وجود سالمندان وتجربیات آنها هم تنهایی آنها را برطرف می کند واحساس هرز وپوچ بودن را در آنها از بین می بردوهم منبعی مفید وارزشمنداز تجربیات ومعلومات را در اختیار نسل بعد قرار می دهد.

مرد یا زنی که خود را زمانی صاحب قدرت ونفوذ می دانست به یک بار خودرا تنها وبدون قدرت می یابد واین ناراحتی گاهی به حوادثی نامناسب می انجامد وموجب ناراحتی روانی سالمند می شود.

 

تغییر در عادات خواب

تقریبا 80./.از افسرده ها به مشکلات خواب دچارند که به آن بی خوابی می گویند.مشکلات خواب ناشی از افسردگی متنوع است.

اختلالات خواب در سالمندان :

خواب کافی وراحت یکی از پایه های اصلی سلامت است.حدود 50درصد از افراد سالمند از اختلات خواب شکایت می کنند. بر خی از این مشکلات حاصل تغییرات طبیعی سالمندان است.

نباید انتظار داشت که سالمندان مانند دوران نوجوانی بخوابند. سالمندان زودتر به بستر می روندوزود تر نیز از خواب برمی خیزند.علاوه بر آن گسسته بودن خواب وبیداری های شبانه نیز در سالمندان افزلیش می یابد.شایع ترین اختلالات خواب دوره سالمندی بی خوابی است یا به شکل سخت به خواب رفتن ویا اشکال در ادامه خواب بروز می کند.بی خوابی به خودی خود بیماری نیست وگاهی علامت مشکلهایی مانندفشار روانی مثل غم وغصه واختلالات روانی مانند اضطراب وافسردگی است وبا برطرف شدن آنها بی خوابی نیز بر طرف می شود.(عظیمی 51:1384)

 

درمان

رفتار درمانی _شناخت درمانی _رویکرد در مانی روان پویشی کوتاه ،رویکرد های حمایتی شیوه های معمول برا ی درمان افسردگی بزرگسالان هستند.(گاتمن فگریفیستن،گرونز،1983،نمیرف،وکلارسو1985،نیوتن،بروئروگرونز1986، تامسون ،گالاگروبه کندریج1987).(مارتا استورانت وگری ارماندن بوس به نقل از رحیمی ،127:1373)

 

افسردگی واز کار افتادگی

به منظور درک تاثیر بیماری های مزمن به روند پیر شدن سالمندان درمانگرانی که با آنها کار میکنندعلاوه به درمانهای دارویی به بررسی های بیشتری نیاز دارند.سازمان بهداشت جسمانی(WHO)در سال 1980بیماری ها را به این شکل طبقه بندی کرد:

1)آسیب فیزیولوژیکی 2)از کار افتادگی 3)معلولیت

این طبقه بندی در تشخیص برای انجام روان درمانی بیماران جسمانی مانندبیماران دچار سکته یا مبتلا به پارکینسون بسیار مسمر ثمر واقع شد.

1)آسیب فیزیولوژیکی :به بیمارانی اطلاق می شود که طی فرایند فیزیولوژیکی بوجود می آیند مانند :زوال مغزی در سکته   

29از کار افتادگی :عبارتست از یک تاثیری که یک بیمار به توانایی فرد برای انجام فعالیت هایی هم چون لباس پوشیدن،پیاده روی وصحبت کردن دارد.

3)معلولیت:بیمارانی که دچار آسیب یا از کار افتادگی شده اندواین بیماری بر رفتار اجتماعی آنها تاثیر نامطلوب گذاشته است در این طبقه قرار دارند.مثلا فردی که سکته کرده وسمت چپ اندامش فلج شده ممکن است نتواند در باشگاه های عمومی یادیگر مکانهای جمعی که اودر گذشته شرکت می کرده حضور پیداکنند.(کن لید لاو ولری وتامسون به نقل از زرانی،فردوسی،سراووروی ،31:1387)

 

تمایلات خود کشی

سالمندان نسبت به گروههای سنی دیگر،بیشتر به خودکشی هایی منجر به مرگ مبادرت می ورزند(گالاگروتامپسون وآزگود 1997_کان ول ودیگران1996)

با وجود اینکه افسردگی شرط لازم خود کشی نیست اما اغلب سالمندانی که خود کشی می کنندافسرده اند(کانول ودیگران1996).میزان خود کشی در بین افراد65ساله وبالاتر بیشتر از گروههای سنی دیگراستومیزانن خود کشی سالمندان 85ساله وبالاتربه بیشترین سطح خود یهنی نزدیک به 2برابر میزان ملی آن می رسد.بابررسی میزان بالای خودکشی در میان سالمندان به ویژه سالمندانی که تنها زندگی میکننداین حقیقت روشن می شود که سالمندانی برای خود کشی از روش های بسیار خطرناکی استفاده می کنندواز قبل نتیجه اقدام خود را پیش بینی نمی کنند.(کن لیدلا وبه نقل از زرانی 35:1384)

 

اضطراب

اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر ،ناخوش آیند ومبهم هراس ودلواپسی با منشاءناشناخته که به فرد دست می دهد وشامل عدم اطمینان ،در ماندگی وبرانگیختگی فیزیولوژیکی است.وقوع مجدد موقعیت هایی که قبلا استرس زا بوده اند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد می شود.همه افراد در زندگی خود دچار اضطراب می شوند ولی اضطراب فرمن وشدید غیر عادی ومشکل ساز است. تحقیقات وبررسی ها نشان می دهندکه اضطراب در خانم ها طبقات کم در آمد وافراد میان سال وسالخورده بیشتر دیده می شود.

علائم شایع اضطراب :

*احساس خستگی

*ترس و نگرانی

*بی خوابی یا بد خوابی

*تپش قلب وتنفس نامنظم وسریع

*عرق کردن

*سر درد وسر گیجه

*مشکل در تمرکز وحافظه

*لرزش یا پرش عضلات

*تکررادرار

 

علل اضطراب:

به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زیر بر می گردد:

1)عوامل زیست شناختی وجسمانی:

در افراد مضطرب ،میزان بعضی از هورمون های موجوددر خون غیر عادی است.بنابراین هر آنچه که باعث اختلال در سیستم هورمونی شودبرای بدن خطر محسوب می شود.بارداری کم کاری یا پر کاری تیرویئد ،پایین بودن قند خون وجود غدد فوق کلیوی که هورمون اپینفرین تولید می کند وبی نظمی ضربان های قلب از این عوامل هستند.

2)عوامل محیطی واجتماعی :

عوامل اجتماعی ومحیطی بسیاری باعث بوجود آمدن اضطراب در افراد می شود،مانند:مشکلات خانوادگی ،احساس جدایی وطرد شدن  از عوامل محیطی می توان تغییرات ناگهانی وغیر منتظره را همچون زلزله وبیماری ،مرگ یکی از نزدیکان نام برد.

عوامل جانبی مؤثر در ابتلا به اضطراب

*طبق گفته های بعضی از متخصصان تغذیه نادرست نیز در ابتلا به اضطراب نقش دارند.

کمبود بعضی از اسید آمینه ،منیزیم ،اسید سولفوریک وویتامین B12،باعث تسریع در ابتلا به آن می شوند.

*استفاده از مواد مخدر وداروهای روان گردان

،برخی از ضایع ها ی مغزی(که باعث ایجاد بعضی علایمی شبیه به علائم اختلال وسواس می شوند.)

انواع اضطراب:

به طور کلی اضطراب شش نوع داردکه هر کس می تواند به یک یاچند نوع آن مبتلا شود.

 

اختلال اضطراب فراگیر

این حالت در افرادی دیده می شود که به طور مداوم نگران وقوع اتفاقی هستند.موضوع این نگرانی ها می تواند بسیارمتنوع باشد،نگرانی از بیمار شدن فرزندان ،نگرانی از مرگ یکی از آشنایان ،نگرانی از ته گرفتن غذا. این حالت به مرحله مقاومت استرس شباهت دارد وخطر چندانی ندارد.از علائم آن می توان تپش قلب ،بی قراری ،خستگی ،بی خوابی ،تنگی نفس اختلال در تمرکز حافظه را نام برد.

 

اختلال هراس

این افراد دچار حملات اضطرابی ناگهانی می شوند،معمولا چند دقیقه یا گاهی بیشتر به طول می انجامد .این حملات بسیار اتفاقی طوری رخ می دهند که عامل تحریک کننده اصلی مشخص نیست.افراد ابتلا به این نوع اضطراب اغلب جوان هستند.

احسا س تنگی وفشردگی در قفسه سینه ،تپش شدید قلب ،عرق کردن،لرزش ،گیجی ، احساس از دست دادن تعادل و...... از علائم آن هستند،ولی این علائم آنقدر گسترده اند که افراد فکر می کنند دچار سکته قلبی شده اند و می تر سند که بمیرند.

 

ترسهای ساده یا اختصاصی

ترسهای خاص شایع ترین ترس مرضی است که طی آن فرد از مواجهه با برخی از حیوانات (عنکبوت،موش،مارمولک) بلندی دریا،خون ،مرگ و....... هر چیزی می تواند باعث این نوع اضطراب(که خطر خاصی به دنبال ندارد )بشود ،ترس از مکان های بسته ،ترس از اجتماع وترس از مکان های بازاز این نوع اضطراب ها هستند.

 

ترس های اجتماعی

این نوع ترس در اواخرکودکی یا اوایل نوجوانی شروع می شود وترس وشرمساری از اشتباه کردن ،صحبت کردن در جمع ،غذا خوردن ،سرخ شدن یا لرزش صدا و........در برابر جمع است وبا خجالت ساده تفاوت دارد.این حالت اضطراب مانع شناخت افرد جدید می شودو فرد را به انزوا می کشاند.

 

اختلال وسواس

در این حالت فرد افکار یا اعمالی را برخلاف میل خود تکرار می کنداین بیماری می تواند به صورت وسواس فکری یا عملی یا هردو در فرد ظاهر شود در وسواس فکری فرد قادر نیست فکر،احساس یا عقیده ای تکراری یا مزاحم را از ذهن خود بیرون کند،افکار وسواسی می تواند بسیار ناراحت کننده وحشت آور یا وحشیانه باشد .افکار وسواسی می تواند باعث شوندکه فرد به عادات وسواسی گرایش پیدا کندیعنی عمل یا اعمالی را به طور مکرر انجام دهد (وسواس عملی)مانند شستن مکرر دست ها ،بالا کشیدن بینی ،اعمال وسواسی هیچ گونه توجیح منطقی ندارند..اختلال استرس پس از سانحه :

اختلال استرس پس از سانحه به نام موج انفجار نیز می شناسد.این حالت مربوط می شود به حادثه ای (از قبیل جنگ،تصادف شدید،سوانح طبیعی و......)که به استرس شدید هیجانی شبیه است وشدت ان می تواند به هر کسی آسیب برساند،یک دوم افرادی که دچار چنین استرس شدیدی می شوندعلائم مربوط به آن را (مانندخواب های تکراری،خاطراتی مبهم ولی فراگیرند،از دست رفتن تعادل و پرخاشگری شدیدو..)پس از گذشت حدوداً سه ماه از دست می دهند. هر چه اقدامات لازم برای درمان زودتر انجام گیرداحتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه کمتر می شوددر صورتی که این حالت پس از چند ماه طول بکشد احتمال این که تا آخر عمر بافرد باقی بماند بسیار زیاد می شود.

حافظه

یکی از عوارض پیری و سالمندی کاهش حافظه می باشد و اغلب فراموشی درآنان عارض می گردد ، این امر مخصوصاً در افرادی که در طول زندگی با حافظه و تمرین های کمتر سرو کار داشته اند و یا به اختلالات حافظه دچار شده اند ، بیشتر دیده می شود.

برخی پژوهشگران معتقدند که حافظه کوتاه مدت بیشتر در معرض خطر است و حافظه بلند مدت کمتر مختل می شود . نتایج بعضی تحقیقات مشخص کرده است که حافظه بلند مدت هم مانند حافظه کوتاه مدت در نزد افراد مسن ضعیف تر از اشخاص جوان است . به هر حال افت حافظه قابل اثبات بوده و به شدت تحت تاثیر سن است . برای کمک به سالمندان می توان به آنها آموزش داد که از وسایل حافظه ای ساده مانند دفترچه یادداشت یا فهرست کارهایی که باید انجام گیرد استفاده کنند . اینگونه وسایل به افراد سالمند اجازه  می دهد تا به کار های خود بپردازد و با اشکالات زیاد روبرو نشود . ( موسوی ، 1379 : 34)

 

هوش و یادگیری

اندازه گیری هوش در افراد سالمند از ارزش کمی برخوردار است ، چون عوامل تاثیر گذار از قبیل گذشته های آموزشی متفاوت و کمبود های سلامتی ممکن است بر دقت آزمایش تاثیر بگذارند .

افرادی که تلاش و فعالیت ذهنی داشته و در تمام مدت زندگی سرگرم تمرین ها و ممارست های فکری بوده اند در سنین پیری نیز برجسته و مولد باقی نمانده اند .

البته برخی سالمندان به علت ظهور عوارض  و دشواری های جسمی در مغز دچار افت هوشی می شوند از نظر سطح یادگیری ، همراه یا افزایش سن ، از توان فراگیری فرد کاسته می شود . عوامل بسیاری فراگیری آنان را متاثر می سازند از قبیل انگیزه و آمادگی ، در واقع بسیاری از سالمندان انگیزه و شوق لازم را برای فراگیر ندارند و این امر تاحدی ممکن است به علت اختلال در حافظه شخصی باشد . از طرف دیگر به علت تغییرات فیزیولوژیکی ، مهارت های یادگیری ممکن است در افراد سالمند مشکل تر بشود. ممکن است آنان برای یادگیری عادات جدید به دقت بیشتری نیاز داشته باشند ،  چون یک فرد سالمند وقت زیادی برای تمرین عادات موجود داشته است . همچنین یک فرد سالمند ممکن است برای شروع یک تجربه یادگیری جدی نیاز به وقت بیشتری داشته باشد . ( موسوی ، 1379 : 35 )

 

تغییرات هواس

نقص شنوایی در سالمندان شایع است . بیش از 33% افراد 65 ساله وبالاتر درجات مشخصی از کاهش شنوایی دارند ، اگر چه بیشتر موارد ، کاهش شنوایی با سالمندی طبیعی است ، از علل دیگر می توان از : در معرض صداهای بلند و نامنظم بودن ، موم گوش و دارو هایی که بر روی شنوایی تاثیر می گذارند ، تومورها و بیماری هایی که حساسیت شنوایی را کاهش می دهند ، نام برد . کاهش شنوایی به ارتباط نامناسب ، کاهش روابط اجتماعی ، افسردگی و تشدید بیماری های روانی منجر شود و مممکن است توانایی انجام بسیاری از فعالیت ها مانند رانندگی ، خرید کردن و استفاده از تلفن را محدود کند .

چون نقص شنوایی اغلب به آهستگی پیشرفت می کند بسیاری از سالمندان از کاهش آن ، آگاه نمی شوند ، تا همسران و دیگر اعضای خانواده معمولاً اولین افرادی هستند که متوجه این نقص می شوند اما در اکثر موارد اغلب سالمندان زمانی که درباره نقص شنوایی آنها صحبت می شود ، این مشکل را انکار می کنند . این امر می تواند منجر به اضطراب مشخص در روابط فرد شود . در نتیجه چنین افرادی دچار شرمندگی شده و در انزوا قرار می گیرند .

جهت پیشگیری اولیه برای سالمندانی که نقص شنوایی دارند می توان بوسیله پرسشنامه هایی مخصوص که درباره شنوایی سوالاتی را مطرح می کند . میزان کاهش شنوایی را ارزیابی کرد . در این پرسشنامه امتیاز 10 یا بالاتر ارجاع به شنوایی سنج را تولید می کند . ( موسوی ، 1379 : 66 )

 

درمان اضطراب و استرس

اگر چه با افزایش سن ، مخاطرات سلامتی ، افزایش می یابد . اضطراب یک امر حتمی ودر نتیجه سالمندان نمی باشد .اضطراب از منابع مختلفی شامل منابع جسمی ، محیطی و موقعیتی ناشی می شود . حوادث اضطراب آور ، از مشاجرات کوچک روزانه تا تغییرات بزرگ در زندگی مثل مرگ همسر ، بوجود می آید .

بعلاوه اضطراب می تواند در پاسخ به فقدان استراحت یا هفتگی جسمی باشد . مقدار یا نوع اضطراب آنقدر اهمیت ندارد ، ولی دستورات اختصاصی فردی در جهت مقابله با اضطراب و توانایی فرد و مقابله وی با استر سورها ( موارد اضطراب آوریا تنش زا ) مهم نمی باشد .

کارکنان بهداشتی باید ، منابع استرس زا ، عکس العمل فرد نسبت به اضطراب و قدرت مقابله شخصی وی را مورد توجه قرار دهند . این اطلاعات را می توان در مواقع ملاقات با فرد سالمند و پرسش از وی درباره موارد اضطراب آور شایع و روش های رایج مقابله با آن به دست آورد .

علاوه بر آن در جمع آوری اطلاعات مواردی نظیر ، تاریخچه اجتماعی ، دستگاه های حمایتی تاریخچه روانی – عادات بهداشتی و داروهای رایج مصرف شده ، ظاهر عمومی و معاینات فیزیکی و آزمایشات تشخیص جهت بررسی علل پزشکی مشکلات موجود ، نیز باید در نظر گرفته شود . روش های درمان اضطراب که در همه موارد و برای فردی به کار رود ، وجود ندارد ، کلید موفقیت در درمان اضطراب طرح ریزی برنامۀمراقبتی بطور اختصاصی برای هر فرد می باشد .

چنانچه منابع استرس زا تشخیص داده شود ، کارکنان بهداشتی باید به مدد جو در اجتناب از این موارد ، آگاهی نسبت به آنان و یا مقابله با آنها کمک کند .

 

عواملی که در درمان اضطراب مورد توجه است .

1) هر نوع درمان دارویی و یا بیماری باید مورد توجه قرار گیرد و در صورت نیاز به پزشک ارجاع شود .

2) اگر اضطراب وجود داشته  باشد ، ممکن است انجام درمان های دارویی و یا ارجاع یه یک متخصص نیاز باشد .

3) در صورتی که سالمند از روش های مقابله ای منفی استفاده می کند ، باید به وی در تشخیص و کاربرد روش های مقابله ای مثبت کمک شود که این روش ها موجب آرامش وی می شود .

4) اگر استرس به فقدان سیستم حمایتی مربوط شود. می توان فرد سالمند را در شناختن منابع حمایتی در بین دوستان و خانواده یاری رساند یا اینکه وی را بر گروه حمایتی مناسب ( مانند انجمن سالمندان یا سایر گروه های دیگر ) ارجاع داد .

5) اگر منابع اضطراب آور ( استرسورها ) موجب سفتی عضلات شده اند ، باید تمرینات مناسب کششی را اجرا کنند و یا از ماسا/ز درمانی و درمان های فیزیکی مناسب بهره مند گردند .

6) اگر نمی توان از منابع اضطراب آور اجتناب کرد ، می توان از روش های آرام سازی استفاده نمود . روش های آرام بخشی متنوعی وجود دارد مانند ، تمدد اعصاب ، یوگا و ماساژ درمانی آرام سازی: پیشرفته عمیق عضلات ، درمان اتو ژنیک و تنفس و یا فرالگی ، سه درمان آخر جهت یادگیری آسان است و مددجو فوراً می تواند بدون صرف هزینه یاوسایل اضافی آنها را بکار ببرد .

یکی از روش های مقابله با استرس ، استفاده از تمرینات آرام سازی یا برملکس ساز 1 عضلات است .

 

دشواریهای عاطفی در سالمندان

موقعیت عاطفی سالمندان ، به علت عوامل مختلف دارای وضعیت خوب و چندان مناسبی نیست ضعف و انحطاط قوا در آنان اثر گذارده و نتیجتاً ، منابع احساس امنیت و  خاطر خویش را از دست می دهند و درشرایط دشواری قرار می گیرند . تغییر وضعیت عاطفی آنان ناشی از عوامل چند است .

1-   از جمله مرگ عزیزان ، خصوصاً فقدان همسر یا اعضای خانواده و دوستان

2- کاهش روابط اجتماعی به علت بی حوصلگی و یا عدم حوصله دیگران و داشتن روابط با او .

3- ضعف نیروی جسمی که این خود عامل مهم در احساس یاس و سرخوردگی آنها به حساب می آید و سادابی و نشاز را از آنان گیرد .

4- تغییرات محیطی شامل ، کشیده شدن از محیط کار به محیط خانه و از دست دادن پست و مقام و شرایط عادی اشتغال مسائل بر شمرده و بسیاری مسائل دیگری موجبات ناراحتی و صدمات عاطفی آنان را فراهم می آورد،یکی از مشکلات دیگر آنان ،حساسیت وزود رنجی است.بسیاری از سالمندان در این سنین بسیار زود رنج وحساس می شوند. برخی از آنان ممکن است توقعی در رابطه با خود داشته باشندواغلب آنان را به زبان نمی آورند ولی خواستار آن هستند که اطرافیان آن را بفهمندوانتظار آن را برآورده سازندوچنانچه این خواسته تحقق نشود فوق العاده ناراحت می شوند.

در سنین سالمندی ،روابط اجتماعی سالمندان مخصوصاًبعد عاطفی به کلی عوض می شودودر بیشتر آنان حالتی انزوا گونه پدید می آیدطوری که دیگر دوست ندارند با افراد نزدیک ،رابطه ی عاطفی داشته باشند.

وظیفه ی خانواده واطرافیان فرد سالمند این است که اولاٌ آگاه باشند که وجود چنین حالاتی ،موجباتی برای بی اعتنایی کردن نسبت به آنها ویا تحقیرو تخفیف آنان فراهم سازد.دوم اینکه آنان عمری را با عزت زندگی کرده وبه زندگی اجتماعی فرزندان خود سروسامان داده اندواز این بابت استحقاق هر گونه احترام را دارند.(موسوی113:1379).

ارتقاءسلامت روحی

بعد روحی سلامتی یکی از ابعاد سلامتی است وطرفداران کلیت سلامت عقیده دارندکه توجه جدی به بعد روحی سلامت ونقش ان در انسان ضروری می باشد.در این رابطه بهداشت روحی در آن بخش از فرد اطلاق می شود که در جستجوی بی معنا ومقصود زندگی است.سلامت روحی ((چیزی)) ناپیداست که فیزیولوژیکی وروان شناسی ماوراءالطبیعه دارد.بر طبق یک مفهوم نسبتا جدیدبه نظر می رسد که تعریف مطلق برای آنان نتوان کرد.

به طور کلی سلامت روحی شامل کمال،اخلاقیات واصول وهدف داشتن در زندگی تعهد به چیزی اولی تر وباور به مفهوم غیر عینی می باشد.

برخی خصوصیات کلی سلامت روحی عبارت است از:

1)پذیرش حق برای احساس سلامت

2)عدم وجود ترس

3)اعتقاد به یک هدف برای زندگی

4)ظرفیت دوست داشتن وقبول محبت در مقابل

5)یک حس برابری ومسئولیت برای تمام افراد بشر.(موسوی115:1379)

 

زوال عقل

فراموش کردنهای جزئی دریک فرد که قبلاًدر او مشاهده نشده است ،پیش از همه،بستگان ودوستان را متوجه می سازد.ممکن است بیمار فراموش کند که شیرگاز را ببندد،یا چراغ ها را خاموش کند ،ممکن است راه مراجعت به منزلش را گم کندویا اسامی اشخاص را ازیاد ببرد.

علل بیماری:

در حالی که پیر شدن مغز یکی از دلایل مهم نشانه های یاد شده در بیماری آلزایمردر افراد پا به سن گذاشته است.اما دلایل دیگری نیز وجود دارد که بعضی از آنهاقابل درمان می باشند.اثرات مسموم کننده دارو مواد مخدر،کم کاری غده تیرویئد،عفونت مغز در اثر بیماری سفلیس،یا ویروس ایدز،وجود تومور مغزی، ازجمله اموری هستند که می توان به آنها اشاره کرد.بنابراین بسیار مهم است که بیمار از سوی یک متخصص به طور دقیق معاینه شود.زوال عقل در دوران کهولت هرگز امری قطعی نیست.تحصیلات کم با زوال بیشتر عقل ارتباط دارد.در بررسی های متعدد به عمل آمده ثابت شده که اموزش بیشتراز زوال عقل جلوگیری می کندومانعی بر سر آلزایمر است.(تاپاربه نقل از قراچه داغی 76:1380)

زوال عقل پیری را به نام الویس آلزایمر پزشک آلمانی که نخستین بار در سال 1907این بیماری را شناسایی کرد ثبت کرده اند.آلزایمر شایع ترین شکل زوال عقل وسبب حداقل50درصد از عوارض آن است. این روند امتحلالی پیش رونده وتدریجی است. ومعمولا در میان سالی شروع می شود (نوع زود آغاز).اما بیشتر اوقات پس از 65سالگی رخ می دهد(نوع دیر آغاز).میزان شیوع آن در افراد 58_75ساله به نحو چشمگیری بیشتر است در برخی مطالعات گزارش شده که میزان شیوع ان درزنان بیشتر است ولی این یافته..........

زوال عقل یکی از بیماری های دوره سالمندی است که روی حافظه،تفکر،رفتار واحساس اثر می گذارد.

علائم آن ممکن است کاهش حافظه،مشکل دریافت کردن لغات درست برای صحبت کردن ویا فهمیدن صحبت های دیگران ،مشکل انجام دادن فعالیت های روزمره قبلی وتغییرهای خلق وخو باشد.زوال عقلی یکی از شایع ترین بیماری های روانی _رفتاری در سالمندان است. شیوع این بیماری هر 5 سال دو برابر می شودبه طوری که در80تا 85سالگی حدود 50درصد سالمندان دچار درجاتی از این بیماری ها هستند. روند رو به رشد جمعیت سالمندموجب می شود که در آینده ای نزدیک ٌزوال عقل یکی از مشکلات عمده جامعه باشد. (عظیمی48:1384)

زخم بستر (زخم فشار )در سالمندان

زخم فشار ،زخم بستر یکی از مشکلات شایع سالمندان می باشدکه باعث درد ،عفونت وحتی مرگ به دنبال عفونت منتشر (پستی سمی)،بوی بد وآسیب به کمر می شود.

این مشکل برای کادر پرستاری ،زحمات زیاد وحتی آسیب های جسمی به دنبال دارد0مثل مشکلات کمر).

 

(سمیه عابدینی- فاطمه جوزی)

نوشته شده توسط محمد رضا ايرواني در ساعت 8:25 | لینک  |